روزنامه جمهوري اسلامي 24/07/1382 صفحه سياسي
*****
تاملي بر پروژه حذف عرفات


  • رژيم صهيونيستي قريب دوسال است كه در تخريب چهره ي ياسر عرفات با متهم ساختن وي به مانع بزرگ صلح در صحنه ي فلسطين مي كوشد و بارها از پي اين اتهام موضوع ترور تبعيد و اخراج عرفات از فلسطين را پيش كشيده است و بدين ترتيب با تكيه بر حمايت همه سويه غرب بويژه آمريكا و انگليس از عملكرد اين رژيم و فشار رسانه اي بر افكار عمومي به تحريف حقيقت در قضيه فلسطين دست زده است . ترديدي نيست كه پيدايي اين رژيم به زور بوده و هيچ زمينه اي براي پذيرش قانوني ندارد. عملكرد اين رژيم از ايام نخست پيدايي غاصبانه تاكنون جز كشتار مردم بي گناه فلسطين و توهين به آنان با پشتيباني همه جانبه غرب و تهديد همسايگان و كشورهاي منطقه نبوده است .
    (كشتار شهرك الشيخ در 1947 12 31 (60 نفر) كشتار سعسع در الجليل در 14 و 1948 2 15 (60 نفر) حمله به قطار قاهره ـ حيفا 1948 3 31 (40 كشته و 61 مجروح ); كشتار دير ياسين در 9 و 1948 4 10 (254 نفر) كشتار ناصرالدين در 13 و 1948 4 14 (50 نفر) كشتار تپه لتفنسكي يا اردوگاه انگليسي در شهر قدس 1948 4 16 (90 نفر پناهنده به اردوگاه انگليسي ها) كشتار حيفا در 1948 4 22 (150 نفر كشته و 400 زخمي ) كشتار طنطوره در حيفا 1948 5 23 (200 نفر) كشتار قبيه در 1953 10 14 (67 نفر) كشتار غزه در 1955 2 28 (39 نفر) كشتار كفرقاسم 1956 10 29 (49 نفر) كشتار ابوزعبل در كشور مصر 1970 2 22 (70 كشته و 98 مجروح ) كشتار بحرالبقر در مصر 1970 4 8 (56 كودك ) كشتار صبرا و شتيلا در لبنان 15 تا 1982 9 17 (بيش 3000 نفر) كشتار اردوگاه قانا (كه مركز نمايندگي سازمان ملل بود و مردم در آنجا پناه گرفته بودند) در لبنان 1996 4 19 (111 نفر كشته و 129 نفر مجروح ) كشتار مسجدالاقصي 2000 9 29 (بيش از 10 كشته و نزديك 100 نفر مجروح ) كشتار جنين 2002 2 2 (آماري از شهداي آنجا هرگز ارائه نشد).
    اينها تنها نمونه اي از عملكرد حنايت بار رژيم صهيونيستي است كه البته بر اين جنايت ها بايد حمله به لبنان و اشغال بيروت و جنوب لبنان نيز اشغال بلندي هاي جولان (در جمهوري سوريه ) و كرانه باختري رود اردن و ده ها عمليات تروريستي در داخل و خارج فلسطين را افزود. اينها همه تاييدي بر نامشروع بودنش است . اما براي تحريك افكار عمومي نسبت به اين واقعيات درصحنه فلسطين به بازي با افكار جهانيان با استفاده از قدرت رسانه اي فراگير و با استفاده از سلطه كاپيتاليسم بر سازمان هاي بين المللي و دولت هاي غربي دست زده است . حمله به عرفات نيز در اين راستا قرار مي گيرد.
    اما خروج عرفات از صحنه ي فلسطين براي طرف هاي درگير چه نتيجه را در پي خواهد داشت ترديدي نيست كه رژيم صهيونيستي با تبليغات گسترده درصدد القاي اين نكته به اذهان جهان است كه عرصه ي فلسطين رويارويي دو دولت (يعني دولت صهيونيستي و دولت خودگردان ) است نه رويارويي ناجوانمردانه و سخت يك ارتش اشغالگر با يك ملت تحت ستم كه تنها سلاح اصلي آنان پس از ايمان به خدا سنگ است كه براي آزادي و احقاق حق به ميدان آمده اند. اخراج به زور عرفات از فلسطين يا ترور وي برشدت اعتراضات عليه رژيم صهيونيستي هم در داخل سرزمين فلسطين هم در كشورهاي منطقه و هم در سطح بين المللي خواهد افزود و اين رژيم را علي رغم حمايت هاي همه جانبه غرب از آن به چالشي بزرگ كه مي تواند موجوديت آن را به خطر اندازد گرفتار خواهد ساخت . زيرا اين عمل موجب همدلي بيشتر مردم فلسطين و همگرايي پرشتاب در منطقه با محوريت « خطر صهيونيسم » را به دنبال خواهد داشت . عرفات با همه ي انتقاداتي كه به او از سوي فلسطيني ها مي شود از شخصيت هاي موثر فلسطين و يكي از رهبران مردم فلسطين به شمار مي آيد و اين ملت اهانت به رهبران خود را هرگز نمي پذيرد. عرفات را حتي اگر از فلسطين به زور بيرون كنند همچنان يك شخصيت برجسته ي فلسطين خواهد بود و حاصلش افزايش مبارزات فلسطيني ها است .
    اما اگر عرفات به گونه اي كشته شودـ ترور يا كشته شدن به هنگام به كارگيري زور براي تبعيد وي ـ ترديدي نيست كه گزينه هاي اوليه رهبري مردم فلسطين در خارج از ساف خواهد بود. بنابراين از ديد صهيونيستها پيش از كشته شدن عرفات بايد فلسطينياني كه از اقبال گسترده اي درميان مردم فلسطين برخوردارند و احتمال جانشيني آنان براي عرفات به عنوان رهبر ملت فلسطين (نه رئيس حكومت خودگردان ) مي رود از بين بروند. از اين روي ترور شخصيت ها و رهبران قيام فلسطيني ها در دستور كار اين رژيم قرار گرفته است . ترور رهبران مهم گروههاي جهادي چونان : « شيخ احمدياسين » « دكتر عبدالعزيز الرنتيسي » و غيره كه بي ترديد از جايگاهي بس رفيع نزد ملت مقتدر فلسطين و مسلمانان منطقه برخوردارند در همين راستا معنا مي يابد. آتش بس بيهوده پذيرفته شده از سوي فلسطينيان مجالي مناسب براي صهيونيست ها در بازخواني برنامه ها و ترميم تاكتيك ها در مهار خيزش مقدس مردم فلسطين بود. هر چند پذيرش آتش بس از سوي فلسطينيان نه به جهت دل بستن به وعده و وعيدهاي طرف صهيونيستي و حاميانش بوده ـ كه آزموده را آزمودن خطاست ـ بلكه اين ملت هميشه بزرگ براي آنكه آخرين روشنگري ها را براي اذهان جهانيان و انسانهاي آزاده رقم زند سر در چاه تنهايي فرو برده و براي مدتي كوتاه ـ سه ماه ـ كه خود بسيار است آتش بس را علي رغم ميل باطني اش پذيرفت . با آنكه مي دانست چنبره ي رسانه اي صهيونيسم بين المللي در خاموشي اذهان و تحريف حقايق چونان هميشه خواهد كوشيد.
    هم در اين موقعيت بود كه ترور رهبران درجه يك مردم فلسطين با بكارگيري همه توان رژيم دشمن انجام گرفت . آن نيز صحه اي بر دل واپسي فلسطينيان از طرف صهيونيستي نهاد.
    جداي از اينكه اين رژيم با طرح موضوع اخراج عرفات از سرزمين آبا و اجدادي اش و تاييد آن در « كنست » تنها در پي اخذ امتيازاتي از فلسطينيان است و انجام آن را فعلا به صلاح نمي داند زيرا افزون بر خطراتي كه برشمرديم عرفات يكي از انعطاف پذيرترين شخصيت هاي فلسطيني در برابر رژيم صهيونيستي بوده و هست . وي سالهاست كه در روند مبارزات مردم فلسطين عليه اشغالگران سرزمين خود تاثير كاهنده داشته است و حصول بسياري از آرمان هاي اين ملت را به تاخير انداخته است و بدينگونه امتيازات فراواني به صهيونيست ها داده است آن هم تنها در برابر چيزي كه هيچ تضميني براي آن نيست و مي توان گفت « هيچ » است ! اما گر اين رژيم شرايط را مناسب بداند حتي از كشتن عرفات نيز باك ندارد. نكته اي كه بايد در آن بسيار ژرف انديشيد آن است كه چه پيش آمد كه عرفاتي كه سمبل مبارزه و مقاومت فلسطين بود به چنين روزي گرفتار آمده است آيا اين عرفات همان « ابوعمار » نيست كه « كلتش » هرگز از كمر جدا نمي شد چه شد كه كلت از كمر باز كرده است آيا ابوعمار به تاريخ فلسطين پيوست و اين عرفات ديگر است ترديدي نيست كه عرفات بازيچه شد و اسطوره ابوعماري اش فرو شكسته شد و اين فرو شكستن آنگاه آغاز شد كه خواستند و خواست چونان حكام عرب شود دركاخي به سر برد و رئيس حكومتي شود حتي اگر آن حكومت هيچ پايه حقيقي نداشته باشد. هر چند در واقع ظاهرا بر كمتر از 9 % از خاك فلسطين حاكم است ! و براي اين خواست ابوعمار دست بوس « كلينتون » « آلبرايت » « رابين » و غيره شد! اينك صهيونيست ها در پي مرگ چه كسي هستند عرفاتي كه تا دوسال پيش مرد صلح لقب گرفت و در كنار اسحاق رابين جايزه صلح نوبل دريافت كرد چه شد امروز به تنها عامل يا يكي از عوامل اصلي مخل صلح خاورميانه تبديل شده و بايد كشته شود اين قهرمان بسيار بيشتر مرده است . همان گاه كه مبارزه براي رهايي را رها كرد و دل به مذاكرات هميشه بي ثمر براي فلسطين و فلسطيني و هميشه پر ثمر براي صهيونيست ها بست و به ديگر سخن رزم رهايي را به بازي سياسي تبديل كرد او مرد. آيا جز اين است !
    رژيم صهيونيستي با ادعاي اينكه توقف انتفاضه مردم فلسطين تنها راه صلح در منطقه است (حال آنكه انتفاضه واكنشي منطقي و از سر ناچاري در برابر تجاوزات هر روزه صهيونيست ها و عملياتي بازدارنده و تلافي جويانه در برابر بيداد صهيونيستي است ) و عرفات مسئول دامن گستردن آتش انتفاضه است و با مرگ يا تبعيد وي اين مشكل حل خواهد شد! با هدف تحريف اذهان پس از مرگ عرفات در صحنه ي فلسطين به نفع خود اين احتمالات را پيش بيني مي كند :
    .1 اختلاف و درگيري ميان فلسطينيان بر سر جانشيني عرفات و رهبري فلسطين
    2 ـ اخلاف نظر در ميان فلسطينيان در مورد پذيرش سلطه صهيونيست ها يا مبارزه با آن كه خود با مديريت صحنه مي تواند به درگيري داخلي ميان فلسطينيان تبديلش سازد.
    3 ـ احتمال روي كار آمدن فردي كه منعطف تر از عرفات در برابر رژيم اسراييل باشد. البته اين فرد بايد با مديريت اين رژيم در صحنه ي فلسطين به قدرت اول تبديل شود. براي اين كار به نظر مي رسد همانطور كه پيش تر آمد; بايد شخصيت هاي برتر سياسي و مذهبي فلسطين پيش از مرگ عرفات به وسيله ترور كشته شوند و فضاي داخلي خالي از فرد مورد اطمينان و پذيرش مردم فلسطين گردد و در كنار آن شخصيتي درجه چندم را با بزرگ كردن نام آن از طريق شخص شماره يك خواندن در مخالفت با صهيونيست ها زنداني كردن ارسال پيامهاي مشخص در دشمني بي كاستي با صهيونيست ها از سوي آن و غيره در صحنه ي فلسطين وارد ساخته تا او رهبري شايسته پس از عرفات دانسته شود و از پي آن به چانه زني با رهبر جديد و عقد قراردادهاي جديد داراي امتيازات فراوان براي رژيم صهيونيستي بپردازند. پروسه اي كه قريب دو سال است بر روي آن كار شده است . در اين ميان نبايد از عملكرد گروهك بهايي ها و نفوذ در ساختار حكومت خودگردان و گروههاي مردمي به نفع صهيونيست ها غفلت كرد. توضيح آنكه پيش از 1947 آنان به فلسطين وارد شدند و در اشغال اين سرزمين به دست صهيونيست ها فعاليت فراواني داشته و هنوز در آنجا فعال هستند.
    ( « شيخ مصطفي رهنما » مسئول « نهاد اسلامي ـ ايراني تعاون با فلسطين » در خاطرات خود مي گويد : مرحوم آيت الله سيدمحمود طالقاني كه پيش از انقلاب اسلامي در شهر قدس براي شركت در كنفرانسي دعوت شده بودند (27 رجب يا يوم المعراج ) پس از بازگشت به بنده گفتند : در كنار شهر قدس محله و كوئي بنام « هداسا » قرار دارد كه مركز بهايي ها در قدس است و آنان در ايجاد اسراييل غاصب با انگليسي ها و صهيونيست ها نقش موثري داشته اند).
    4 ـ دامن زدن به ناامني در منطقه كه خود موجب شيب دادن سرمايه به سمت غرب گردد. غربي كه پديد آورنده رژيم صهيونيست ها و حامي آن است .
    5 ـ مهم تر از همه آنكه اين رژيم كه تاكنون صرفا ادعاي پذيرش يك كشور فلسطيني و خواستار صلح و دموكراسي بود از تن دادن به آن رها خواهد شد و عملا انديشه ي يك كشور فلسطين در كنار كشوري به نام اسراييل در حد يك طرح و پيشنهاد مرده خواهد ماند.
    6 ـ به نظر مي رسد رژيم صهيونيستي با پيش كشيدن موضوع تبعيد يا كشتن عرفات كه حمايت تلويحي آمريكا را به دنبال داشت چيزي فراتر از آنچه گفته شد در سر دارد. اكنون تمركز فعاليت ها در فلسطين پيرامون اخراج عرفات مي باشد. چيزي قريب به 80 درصد فعالان عرصه ي فلسطين به حمايت از عرفات و در واقع به مخالفت با رژيم صهيونيستي برخاسته اند. مرگ عرفات فايده اي براي رژيم صهيونيستي ـ دست كم در اين مرحله : ندارد. اما اگر عرفات از فلسطين اخراج شود احتمال شكاف در صف مبارزان فلسطيني كه به حمايت از عرفات پرداخته اند مي رود.
    پاره اي بر تداوم مبارزه بدون عرفات تاكيد كنند.
    پاره اي بر تداوم مبارزه تنها به رهبري عرفات تاكيد كنند.
    پاره اي كه اكثريت را تشكيل مي دهند رهبري را در جاي ديگري جستجو كنند. كما آنكه پيش از آن نيز در جايي ديگر جسته بودند.
    اما پس از اخراج عرفات يافتن كشوري ميزبان براي وي ظاهرا بسيار مشكل خواهد نمود. زين روي عرفات پيوسته از كشوري به كشوري ديگر خواهد رفت . اين سرگرداني عرفات و تمركز اخبار پيرامون وي مخالفت جهاني را با تبعيد عرفات به اوج خود خواهد رساند و مجامع بين المللي و دول غربي بر شدت فعاليت خود در قبولاندن رژيم صهيونيستي به بازگشت عرفات خواهند افزود و در اين هنگامه است كه رژيم صهيونيستي شرايط خود را براي بازگشت عرفات مطرح خواهد ساخت و اجماع جهاني نيز فلسطينيان را در پذيرش آن شرايط تحت فشار قرار مي دهند. اهم اين شرايط عبارتند از :
    1 ـ انحلال گروههاي مبارز فلسطيني چونان حماس جهاد اسلامي و ...
    2 ـ خلع سلاح سراسري فلسطينيان
    3 ـ عدم انجام عمليات بازدارنده و تلافي جويانه فلسطينيان عليه رژيم صهيونيستي .
    اگر ملت فلسطين تن به اين شرايط بدهد ـ كاري كه هرگز از آن انتظار نمي رود ـ عرفات آخرين نقش خود را كه همان مهار و خاموشي انتفاضه است به خوبي بازي كرده است و ديگر بودن يا نبودنش در عرصه ي تحولات فلسطين علي السويه خواهد بود.
    اما فلسطينيان ـ هر چند در روند مبارزات خود تاكنون دچار اشتباهاتي چند شده اند و آن اعتماد چند باره به صهيونيست ها و غرب بوده است ـ نشان داده اند كه همواره توانسته مديريت بحران را به خوبي انجام دهند و با شناخت كاستي ها و ترميم آن به حركت در جهت آرمان خود كه همانا رها سازي كل سرزمين فلسطين از اشغال صهيونيست ها است بپردازند.
    رشادت و حماسه سرايي اين ملت در تاريخ نظيري ندارد. اين ملت نزديك يك قرن است كه به تنهايي در برابر تمام ستمگران وحشي جهان ايستاده و هنوز حركتش براي اشغالگران و حاميان غربي آن هراس انگيز است . اين ملت سرافراز با الهام از باور اصيل اسلامي كه شهادت را بر زندگي پر ذلت برتري داده و مي داند كه در مبارزه با ستمگر خواه كشته شود خواه بكشد پيروز است . و « عند ربهم يرزقون » است پا به ميدان نهاده و مي داند كه در صف اول لشكر اسلام با غصب و كفر قرار گرفته است هر چند مسلمين ديگر را ديدگان خطر بين بسته باشد. ملت فلسطين با هوشياري هميشگي خود از فرو افتادن به دام صهيونيست ها و حاميانش دوري خواهند گزيد. زيرا تجربه بسيار نشان داده كه به دشمن صهيونيستي اعتماد نشايد كرد و مهلت نبايد داد كه « من جرب المجرب حلت به الندامه » !
    اين ملت آموخته كه قيام او به شخص متكي نيست و اگر فردي را به رهبري برگزيده اند تنها از پي يافتن انسجام در مبارزات عليه اشغالگران است . پس مرگ ترور يا تبعيد شخصيت هاي بزرگ فلسطيني چونان شيخ عزالدين قسام فتحي شقاقي خليل الوزير (ابوجهاد) مهندس يحيي عياش شيخ احمد ياسين عبدالعزيز الرنتيسي دكتر رمضان عبدالله احمد جبرئيل عرفات و غيره هرگز خللي در « قيام براي رهايي » آنان ايجاد نخواهد كرد زيرا هر فلسطيني خود يك رهبر است و حماسه اي هميشه شنيدني !
    جمعيت دفاع از ملت فلسطين
    اسطوره ابوعماري عرفات زماني شكسته شد كه « كلت » از كمر باز كرد و خواست چونان حكام عرب در كاخ بسر برد و رئيس حكومت شود.
    عرفات زماني « حذف » شد كه « رزم رهائي » را به « بازي سياسي » تبديل كرد.