روزنامه جمهوري اسلامي 23/07/1382 صفحه سرمقاله
*****
اوج رسوائي پرونده سازان


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    نبش قبر يك پرونده متروكه در نظام قضائي آرژانتين پس از گذشت 9 سال از وقوع انفجار در مقر صهيونيست ها در ساختمان « اميا » اگرچه قدري ترديدانگيز بود لكن ظاهر قضايا طوري طراحي و اجرا شده بود كه هيچ ترديد و شكي باقي نماند كه اطلاعات جديدي به قاضي « گاليانو » رسيده و او دستور پيگيري پرونده را صادر كرده است .
    پيش از اين پليس سياسي انگليس بمدت يكسال و نيم بطور مستمر از « هادي سليمانپور » سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در آرژانتين بازجوئي هاي طولاني بعمل آورده بود. همه چيز براي اجراي طرح آماده بود و ناگهان با دستگيري « هادي سليمانپور » عمليات مشترك انگليس ـ آژانس يهود و آرژانتين به اوج خود رسيد. اكنون مشخص شده است كه يك « دزد خودرو » با دريافت 500 هزار دلار رشوه بعنوان شاهد پرونده به درخواست آژانس يهود بر عليه ايران شهادت داده است . قاضي گاليانو « روبن براخا » رئيس اتحاديه سازمانهاي صهيونيست آرژانتين وابسته به « آژانس يهود » و « هوگو انزدرگي » رئيس سازمان اطلاعات آرژانتين (سيده ) در اين ماجرا مستقيما دست داشته اند و عمليات « پرونده سازي » براي ايران دقيقا زير نظر آنها به پيش مي رفته است . اكنون رسوائي ناشي از افشاي اين عمليات غيرقانوني پرونده سازي عليه ايران گريبان نظام قضائي آرژانتين نظام قضائي انگليس و صد البته « آژانس يهود » را هم گرفته است . اعترافات صريح متهمين پرونده سازي عليه جمهوري اسلامي ايران بقدري حيرت انگيز و در عين حال تهوع آور است كه بنظر مي رسد براي مدتها خوراك تبليغاتي مطبوعات آرژانتين باشد. اين اعترافات نشان مي دهد كه قاضي گاليانو در سال 1369 نيز در يك پرونده فساد مالي و رشوه گيري دست داشته و در واقع متخصص پرونده سازي و جعل اسناد بوده است .
    مطبوعات آرژانتين از جمله روزنامه « پاخينا دوئه » بشدت معترضند كه چرا حيثيت نظام قضائي آرژانتين و دولت اين كشور بايستي با يك بلوف سياسي اينگونه خدشه دار شود.
    بموازات اين بازي رسواي سياسي ـ تبليغاتي دولت « بلر » براي سرپوش گذاشتن بر شكست اشغالگران در عراق به يك جنجال عظيم احتياج داشت و بهمين دليل دولت لرزان « بلر » وارد ماجرا شد و با دستگيري « سليمانپور » مدعي شد گويا نظام قضائي انگليس مستقل است و مستقل عمل مي كند. اكنون مجموعه اطلاعات مربوط به پرونده سازي « گاليانو » قاضي بدنام آرژانتين در اختيار وزير كشور انگليس قرار دارد و لندن دچار بحران عجيبي شده و نميداند با اين رسوائي چگونه برخورد كند و خود را از مهلكه نجات دهد.
    اينكه يك دزد خودرو يك قاضي بدنام و آژانس يهود چنين بحراني را بر روابط بين المللي تحميل كنند بسيار عبرت انگيز است و نشان مي دهد كه دولت آرژانتين و دولت لندن با طناب چه كساني به درون چاه رفته اند و احساس درماندگي مي كنند. البته شرارتهاي انگليس بسيار بيش از اينهاست و دولت لرزان « بلر » بقدري ماجراجو فتنه انگيز و رسواست كه براي نجات خود از افتضاحي كه در عراق به وجود آمده حاضر شده حتي « دكتر كلي » مشاور ارشد وزارت دفاع انگليس را هم به قتل برساند تا بلكه بر اين همه بحران و رسوائي سرپوش بگذارد. اكنون كه همه چيز آشكار شده دولت لندن بايستي با صريح ترين جملات ممكن از دولت و ملت ايران عذرخواهي كند و اينهمه گستاخي را جبران نمايد.
    انگليس بموازات اين شرارتها در ماجراي باصطلاح مسائل اتمي ايران هم به ماجراجوئي مشغول است . آشكار است كه انگليس بعنوان زائده شرم آور سياست خارجي آمريكا عمل مي كند و اتحاديه اروپا را هم بدنبال خود به اطاعت و دنباله روي از آمريكا كشانده است . نكته طنز قضيه در اينست كه حتي در اين ماجرا هم صهيونيست ها در پشت پرده خط مي دهند و « بلر » و دستيارانش به « عروسك هاي اسرائيل » تبديل شده اند. اين مجموعه نفرت انگيز در شوراي حكام سازمان بين المللي انرژي اتمي تلاش كرده اند براي ايران خط و نشان بكشند و اين رسوائي بزرگي است كه صهيونيست ها تا اين اندازه در اروپا و آمريكا بر مراكز قدرت اثرگذارند و آنها را به دلخواه خود عليه كشورهاي مستقل تحريك مي كنند. تصادفي نيست كه در چنين شرايطي كه ايران از هر سو تحت فشارهاي سياسي ـ تبليغاتي خصمانه قرار دارد ناگهان بنياد صلح نوبل به فكر اعطاي جايزه به يك وكيل ايراني مي افتد كه هدفش به زير سئوال بردن « نظام حقوق زن در اسلام » است .
    نكته ظريف آنكه همان اراده سياسي كه هنوز هم بعنوان مانع اعطاي جوائز نوبل به شخصيت هاي ممتاز جهان اسلام عمل مي كند با دست و دلبازي يك وكيل با سطح علمي اندك را صرفا با انگيزه « الگوسازي » براي به راه انداختن تبليغات عليه احكام اسلامي بعنوان برنده جايزه صلح نوبل برمي گزيند.
    البته برخي مقامات كم استعداد كه از عمق شيطنت ها بي اطلاع بوده اند در نخستين ساعات به هيجان آمده و بدون مطالعه به حمايت از اين اقدام پرداخته اند لكن امروزه با تلخكامي احساس مي كنند كه اين انتخاب شيطنت آميز براي الگوسازي سمبل و فعاليت هاي افراطي « فمينيستي » و مشخصا گزينشي فردي از « اپوزيسيون خارج از حاكميت » و دقيقا مغاير معيارهاي پذيرفته شده جامعه مسلمان ايراني است .
    اگرچه برخي گروههاي مدعي اصلاح طلبي سعي دارند سوار بر اين موج ايجاد شده از آن سوي مرزها شوند و با موج سواري چنين وانمود كنند كه از اين پديده خوشحالند و دست كم با آن مشكلي ندارند ولي اين نكته مهمي است كه پس از آنهمه تلاش مدعيان دو آتشه اصلاح طلبي و همراهي توام با ذلت پذيري در برابر غرب بويژه اروپا از آنها بعنوان يك « سرپل » استفاده شد و امثال آغاجري و ساير زندانياني كه اين روزها خيلي به جنب و جوش افتاده اند بعنوان طعمه هائي مورد استفاده قرار گرفتند كه شكارچيان مدال و جايزه به نان و نوائي برسند. حال و هواي رقت انگيزي در ميان كسانيكه به دنبال كسب نام و نان به آنتن ها اميد بستند و سايت ها را تبليغات دشمن پسند در خدمت اهداف بيگانگان قرار دادند تا بلكه از عشوه گريهاي غرب بي نصيب نمانند ولي امروزه با حسرت و آرزو مي بينند كه ديگر توپ در زمين آنها نيست و نظرها در غرب به چهره هاي اپوزيسيون خارج حاكميت منعطف شده است و حال آنكه اين جماعت از هر تريبوني براي مخالف خواني و نشان دادن « ژست اپوزيسيوني » بهره گرفتند و دو دستي هم به حاكميت چسبيده بودند. شعار « ختم انقلاب » و « خروج از حاكميت » و حتي ژست خروج بر حاكميت هم گرفتند ولي هرگز حتي براي لحظه اي حاضر نشدند از انواع رانت هاي سياسي ـ اقتصادي و تبليغاتي ناشي از ارتباط با حاكميت كناره بگيرند نكته ظريف اين قضيه آنست كه حتي شيرين عبادي هم از حاميان طرح پرونده سازي و نوارسازي عليه نظام جمهوري اسلامي است . اگرچه امروزه بسياري از حقايق روشن است اما براي ساير موارد هم زمان نشان خواهد داد كه آندسته از عناصر خوش خيالي كه به اميد منافع دور و نزديك در جهت پرونده سازي عليه جمهوري اسلامي ايران با پرونده سازان همراهي كرده و مي كنند اگر امروز رسوا نشده اند بهرحال روزي خواهند شد و آنروز چندان دور نخواهد بود.