روزنامه جمهوري اسلامي 22/07/1382 صفحه سرمقاله
*****
طوفان برروي كاغذ


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي كسي كه سعي دارد احكام روح بخش اسلامي بويژه در قلمرو « نظام حقوق زن در اسلام را به زير سئوال ببرد و در پرونده « نوارسازان » داراي سابقه همكاري با عاملان جعل و نوارسازي است اين روزها به يك نكته قابل تامل تبديل شده است .
    با در نظر گرفتن سرمايه علمي اندك وي و كارنامه اي كه با هيچ معياري درخشان بنظر نمي رسد و هيچكس با چنين دستمايه محدود شاخص تلقي نمي شود روشن است كه اين يك اقدام صرفا سياسي ـ تبليغاتي با اهداف و انگيزه هاي آشكار است . حتي گردانندگان باشگاه سياسي نوبل و مرتبطيني كه اهداف و انگيزه هاي اين مجموعه را « تئوريزه » مي كنند با صريح ترين جملات ممكن خاطرنشان مي كنند كه با اعطاي چنين جايزه اي اهداف معيني را دنبال مي كنند و پيام روشني را با اين تصميم خود ابلاغ مي نمايند. بدين ترتيب حتي اگر انتخاب وي پيامي را بهمراه نداشت براي درك بوي تند سياسي بودن اين تصميم به شامه تيزي هم احتياج نبود.
    هدف ها در ميان اظهارات مستقيم و غيرمستقيم و همچنين واكنش هائي كه تعمدا بزرگنمائي مي شوند كاملا روشن است . راديو دولتي انگليس بنقل از يك فرد مجهول الهويه اين اقدام را تلنگري براي كنار رفتن حجابها از چهره زنان تلقي مي كند كه « پيام محروميت را براي رسيدن به آغوش فرداي آزاد و پرفضيلت » بهمراه دارد.
    آن نويسنده مورد انتخاب صهيونيست ها كه براي پوشش گزارش سفر ننگين سادات به فلسطين اشغالي بدستور دربار شاه معدوم و با اشاره صهيونيست ها به ماموريت رفته بود و اكنون مدتهاست كه براي بيگانگان خوش خدمتي مي كند در تشريح مسائل 2 روز خاطره انگيز را در تاريخ معاصر مطرح مي كند : 2 خرداد 76 و روز اعطاي جايزه نوبل به شيرين عبادي كه اولي حامل پيام ايران به جهان و دومي دربرگيرنده پيام جهان به ايران است . آن ديگري اين جايزه را همچون « دم مسيحائي عيسي » و عامل زنده كردن اصلاحات در ايران مي داند و تصريح مي كند اين جايزه روح اميد را به كالبد فرتوت اصلاحات در ايران دميد و به همه نشان داد كه حمايت از اصلاحات جهاني است .
    اما آيا اين كلمات و اظهارات نشانگر همه ابعاد اين حادثه است واكنش خشم آلود مسلمانان در گوشه و كنار جهان و كسانيكه حتي ارتباط آنچنان مستحكمي با ايران ندارند نشانگر آنست كه هدف طراحان و گردانندگان صحنه بسيار فراتر از جمهوري اسلامي ايران و حمايت از « اصلاحات محتضر » و بلكه بازگو كننده عناد و معارضه آشكاري عليه اسلام است . اظهار خشنودي رسانه هاي صهيونيستي و استكباري بويژه بزرگنمائي نقش « عبادي » در جهت تشكيك در احكام اسلام و تلاش وي براي به زير سئوال بردن نظام حقوق زن در اسلام صحت اين نكته را ثابت مي كند كه خشم و اعتراض مسلمانان عليه اين انتخاب بنياد نوبل موضوعيت دارد و نظر مسلمانان بر نكته صحيحي متمركز شده است . مراجع مذهبي و مسلمانان مصر بر اين نكته تاكيد مي كنند كه اين نخستين موضع گيري بنياد نوبل در تشويق روحيه اسلام ستيزي نبوده و نيست بلكه اين بنياد قبلا جايزه مشابهي به « نجيب محفوظ » نويسنده اي كه با مطالب ضداسلامي خود شهرت يافته مراتب عناد خود با اسلام را بنمايش گذاشته است .
    از اين زاويه نگرش مي توان به عمق و شدت نفرت و كينه عوامل سياسي پشت پرده اين بازي عليه اسلام پي برد و اين حقيقت را دريافت كه در عمق وجود آنها آتش كينه عليه اسلام زبانه مي كشد. بدين ترتيب جاي هيچگونه خوشبيني نسبت به اهداف سياسي ـ تبليغاتي عوامل پشت پرده اين بازي رسوا وجود ندارد و روشن است كه هدف تجليل از يك فعال حقوق كودكان و زنان نيست بلكه بخاطر تشويق هرگونه گستاخي عليه احكام اسلامي اين جايزه تخصيص يافته است .
    با اينهمه شواهد و قرائن موجود نشانگر آنست كه باز هم پادوهاي داخلي عوامل خارجي را فريب داده اند و به آنها چنين وانمود كرده اند كه اعطاي چنين جايزه اي طوفاني را در ايران برپا خواهد كرد. حال آنكه چنان طوفاني فقط در لابلاي كاغذ پاره ها موضوعيت پيدا مي كند و همچنان برروي كاغذ باقي خواهد ماند. آنها كه افكار عمومي ايران را خوب مي شناسند بهتر مي توانند گواهي دهند كه اين اقدام نيز دقيقا به زيان طراحان مجريان و حاميان اين بازي رسوا تمام خواهد شد و هيچكس از سرمايه گذاري براي دامن زدن به شرارت و گستاخي عليه اسلام سودي عايدش نخواهد گرديد.
    به راستي اگر بحث بر سر احياي حقوق زنان و كودكان است چرا هيچيك از طرفداران و مدافعين حقوق زنان و كودكان در عراق فلسطين و افغانستان كه در زير چكمه خونين دژخيمان اشغالگر دست و پاي مي زنند و گروه گروه در خون خود مي غلتند حمايتي صورت نمي گيرد و آيا اين جوسازيهاي شيطنت آميز بنياد نوبل براي سرپوش گذاشتن بر جنايات مشترك مثلث آمريكا ـ اسرائيل ـ انگليس در كشورهاي اسلامي تحت اشغال نيست
    اين ماجراي شيطنت آميزي است كه دست اندركاران آن مترصد فرصتي براي نشان دادن تقابل مسيحيت با اسلام و به چالش كشيدن احكام اسلامي هستند. اما آنان راه پرمخاطره اي را براي به زير سئوال بردن احكام نوراني اسلام برگزيده اند.
    بنياد نوبل و دنباله هاي سياسي اين ماجرا ابتدا عناصر مسئله دار ديگري را مطرح ساختند تا نظرها را به سمتي ديگر منحرف سازند. آنها درصدد اعطاي جايزه صلح نوبل به كسي بودند كه احكام نوراني اسلام را « تاريك » معرفي مي كرد و به معارضه با اصل دين پرداخته بود. هنوز كاملا روشن نيست كه « تست » آنها پاسخ منفي داد يا آنكه از ابتدا درصدد انحراف افكار عمومي بودند تا با معرفي « شيرين عبادي » زمينه قبلي براي موضع گيري نباشد.
    با در نظر گرفتن ماهيت و سرمايه علمي اندك شيرين عبادي بنياد نوبل در موقعيتي نيست كه با اين تصميم خود وي را بزرگ جلوه دهد بلكه فقط كوچكي و حقارت سياسي مجموعه خود را به رخ كشيد كه با بررسي سوابق سياه برخي برندگان قبلي نوبل بهتر مي توان به اين حقيقت پي برد كه اين يك توافق سياسي به منظور « چهره سازي براي اهداف معين » است .
    البته پيش از اين راهكارهاي ديگر براي حمايت از اين و آن مورد بهره برداري قرار گرفت كه نتايج كاملا معكوسي را بهمراه داشت . اكنون با بزرگتر كردن جوايز هدف آنست كه محملي براي موجه جلوه دادن حمايت ها فراهم شود كه باز هم قطعا به نتايج معكوسي منجر خواهد شد.
    با اين حساب اظهارنظرهاي حمايت آميز برخي از دولتمردان در قبال اين بازي رسواي بيگانگان بسيار شرم آور است . اين نكته بويژه با در نظر گرفتن اهداف و انگيزه هاي پشت پرده طراحان صحنه كه با صريح ترين جملات ممكن بيان مي شود بسيار تامل برانگيز است و دولتمرداني كه بي هيچ پروائي به حمايت از اين بازيگران بين المللي پرداخته اند بايستي پاسخگو باشند.