قسمت چهارم
سه شنبه 13 آذر
هوا خيلي سرد شده است ; اگرچه آفتاب و بي ابر است ; ولي
يخ آن شب آب نمي شود. غلامرضاخان شب گذشته آمده بود
منزل ما
بليط طياره خريده بود. بنا بود او با طياره حركت نمايد
با زنش و دو بچه با طياره به طهران برود و قبل ازظهر صداي
حركت طياره آمد. قاعدتا بايد حالا حركت نموده باشد. اصرار
اين جور اشخاص براي صيغه حركت از تبريز
خود مستمرا
اسباب خوف و وحشت است . اخبار مختلف متماديا مي رسد.
عبدالحسين عمو
او نيز امروز گفت كه در كندرود هم عده اي
توده اي شده و تفنگ برداشته اند. اسد و برادرانش پسران كريم
پيش قدم بوده اند. تا حالا كندرودي ها به حركت توده ملحق نشده
بودند.
طرف عصر باز به سابقه قبلي رفتم منزل آقاي حاجي
محمدآقا نخجواني كه از تجار و محترمين و فضلاي تبريز است .
از دو سال به اين طرف تاسيس شد. آقاي فروغ ]ادبي [اين مجلس
و برادران من و آقاي قاضي 1 حاضر مي شوند . مجلس ادبي است .
در اين جلسه به مناسبت يك بيت انوري كه معناي آن مشكل بود
آقاي نخجواني كتابي كه مبلغي تصديق از دانش انوري را شرح
نموده بود
آورده اند. معناي شعر واضح شد. خود كتاب كه خطي
بود
مورد توجه واقع شد. تفحص مختصري كه مجلس ادبي
اجازه مي داد
به عمل آمده ; مولف كتاب معلوم نشد كيست . از
بعضي قراين و امارات چنان به نظر رسيد كه طرف از اهل علم و
روحانيون و از اهالي آذربايجان بايستي باشد; و ظاهرا و بل در
زمان فتحعلي شاه قاجار نوشته شده است . چون در پشت كتاب
تاريخ وليعهدي محمدشاه و تاريخ نصرت فتحعلي شاه را
نوشته اند. آقاي قاضي كتاب را بردند كه صفحه گذاري نمايند و
بنا است يك فهرست هم براي آن بنويسند. جلسه آينده روز
سه شنبه آينده در منزل آقاي فروغ تشكيل خواهد شد. تفصيل
چگونگي اين مجلس ادبي و ساير و تحولات آن را ان شاالله
بعدا مي نويسم . آقاي بيات به وعده خود وفا نموده و بيانيه
موعود را منتشر نموده اند. مهم نبود. از اثر آن خبر نيست .
روز چهارشنبه 14 آذر
امروز معلوم شد كه غلامرضا خان ديروز حركت نكرده
امروز با طياره رفته است . غلامرضا خان نيم دانگ از قريه
ابميشجه را فروخته است به علي خان نوكر خودشان كه از اهالي
همان قريه است . صبح علي خان آمد; پول را كه سه هزار تومان
بود داد و قباله مختصري كه غلامرضاخان خود نوشته و به من
سپرده بود گرفت . دو هزار و ششصد تومان را دادم ميرزاعلي
اصغر توسط بانك به خودشان برساند. دويست تومان هم قبض
به موعد عيد داد. دويست تومان هم غلامرضاخان محل هايي
معين نموده بود كه بايد مصرف بشود. آقاي شهيدي كه از علماي
درجه اول شهر است
امروز صبح تشريف آوردند منزل ما با
همراهي آقاي شيخ علي لنكراني يك نفر شيخ پيرمردي است كه
در نجف ساكن است و در حياطي كه جزو مقبره مخصوص
خانواده مجتهد است با اهل و عيال خود اقامت مي نمايد. مقبره
محتاج تعمير بود. يكصد و پنجاه دينار (ليره عراق ) آقاي ميرزا
جوادآقا و حاجي ميرزامحمد حسين آقا و نفيسه خانم صبيه
مرحوم
شب جمعه سال گذشته كه زيارت مشرف شده بودند
خرج نموده
عمده تعميرش به عمل آمد. مالك خانه شيخ علي
آمده است ; قدري پول براي تعمير مابقي و قدري هم براي
خودش مي خواهد; آنهايي كه جا داشت تقاضاهاي آقا شيخ علي
را انجام بدهند
يعني متمولين مجتهدي ها غالبا به طهران
مسافرت نموده اند. آقا شيخ علي هم اين عذرها را تلقي به قبول
نمي كند. خداوند خودش درست بكند. فعلا آقا شيخ علي بر آقاي
شهيدي وارد است . قضيه شاخسي را آقاي شهيدي به تفصيل
نقل مي كردند. چون خانه ايشان نزديكي هاي محل حادثه واقع
است ; بيشتر اطلاع داشته ظاهرا چند نفر مقتول شده اند. سلمان
طبال دسته كه شغل عادي او لبوفروشي بوده است مقتول شده
است . نمازش را آقاي ميرزامحمد امين كه از علماي محله
خيابان است
خوانده است . بنابه نقل ايشان
بعد از تيراندازي
كه اهالي دسته روبه فرار نهاده اند
دست و پاي خود را گم
كرده اند. خيلي ها كلاهشان و كفششان را جاگذاشته بوده اند
حتي
نان كه خريده بودند انداخته و فرار نموده اند. صبح در خيابان از
اين جور اشيا ديده مي شده است . دندان مصنوعي هم جزو
اشيا انداخته شده بوده است .
پنجشنبه 15 آذر
راديو ديشب گفته است كه دولت آذربايجان تشكيل خواهد
شد. نظام وظيفه را زير پرچم احضار خواهد كرد و ادارات را
تصرف خواهد نمود. وحشت مردم زياد شده است . از آن طرف
بعضي شايعات راجع به بهبودي اوضاع نقل مي كند. علايم دارد.
از آن جمله آمدن پست طهران است كه مدتي بود در راه بود; اما
روزنامه هاي طهران را جمع نموده در خيابان آتش زده اند. يك
نفر پرسيده بود چه روزنامه اي است گفته بودند كه اطلاعات
روزنامه سيدضيا است . آقا سيدكاظم شريعتمداري كه از علماي
مهم تبريز هستند و با من رفيق هستند
عصري منزل ما آمده بود.
در اين دو سه روز ايشان هم ترسيده عزم مسافرت نموده بودند;
حتي پول بليط هم داده بوده اند. بعد عده اي آمده گفته اند صلاح
نيست . ايشان هم منصرف شده اند. چهل و پنج تومان ضرر خريد
بليط شده است . آقاي محمد آقا عموزاده كه با دختر آقاي حاجي
ميرزا عنايت اخيرا عروسي نموده بود
امروز رسما از رفقا و
اقوام پذيرايي مي نمود. من نتوانستم براي تبريك بروم . توسط
مهدي دعا و سلام رساندم .
پاورقي :
.1 مقصود آقاي حسن قاضي طباطبائي است كه اديب و مصحح
برجسته بوده و استاد دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز بودند.
ايشان در هيجدهم اسفند سال 1364 ش درگذشت .

*****
گفتمان مهدويت
|

موسسه بوستان كتاب
دو جلد كتاب تحت عنوان گفتمان
مهدويت منتشر كرده است . اين دو جلد كتاب كه توسط
موسسه فرهنگي انتظار نو تهيه شده است
حاصل مجموعه
سخنراني ها و گفتارها پيرامون مهدويت مي باشد. سخنرانان
گفتمان اول و دوم عبارتند از آيات و حجج اسلام علي اكبر
هاشمي رفسنجاني
ابراهيم اميني
محمدهادي معرفت
مرتضي عسكري
محمد واعظ زاده خراساني
علي كوراني
نجم الدين طبسي و...
سخنرانان گفتمان سوم نيز عبارتند از آيات و حجج اسلام :
مرتضي عسكري
محمدتقي مصباح يزدي
محمدمهدي
آصفي
حائري شيرازي
علي رباني گلپايگاني
محسن قرائتي
رضا اسكندري
حسين مهدويان و...
در بخش هايي از سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني كه
تحت عنوان « حكومت جهاني » در كتاب گفتمان مهدويت درج
شده است چنين مي خوانيم :
من فكر مي كنم در ميان همه ي بحث هايي كه درباره ي امام
زمان (عج ) هست
مهم ترين آن
مسئله ي حكومت جهاني
است .
امروز وقتي كه صحبت از حكومت واحد جهاني مي شود
به گوش انسان آن قدر سنگيني نمي كند كه چهل
پنجاه سال
پيش سنگيني مي كرد
چون خود دنيا قطع نظر از معارف
اسلامي و افكار ما
همين حرف ها را مي زند و به اين طرف
مي رود.
تاسيس بانك جهاني
صندوق بين المللي پول
تاسيس
سازمان ملل
شوراي امنيت
پليس بين الملل
دادگاه جهاني
بين المللي و جهاني شدن اقتصاد
فرهنگ و كارهاي
سازمان هايي مثل يونسكو و يونيسف و بهداشت جهاني
نمونه اي از اين اعمال است .
حالا بحث من اين است كه چه كسي مي خواهد اين كار را
بكند و چگونه مي خواهد اين كار اتفاق بيافتد آيا ما واقعا
مدعي اين مسئله هستيم و اگر هستيم
آيا ظرفيت اين كار را
داريم اين ها بحث هايي است كه بايد قدري روي آن درنگ
كرده و ببينيم چگونه است
... حوزه هاي علميه بايد روي جهان بيني اي كه قرآن مطرح
مي كندـ از لحظه ي خلقت حضرت آدم (ع ) تا حضرت
مهدي (عج ) و آياتي كه در اين زمينه است ـ توجه بكنند و آن
اين است كه عاقبت دنيا به خير است و دنيا روز خوشي دارد و
بشر و دنيا براي آن روز خلق شده اند
والا آن چه كه تا به حال
ما از دنيا ديده ايم چه در دوره گذشته و چه امروز
فلسفه ي
خلقت بشر را نشان نمي دهد.
بررسي چند آيه : در مورد آيات شريفه ي (...فانظرني الي
يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الي يوم الوقت
المعلوم ).
وقتي در داستان حضرت آدم (ع ) خداوند اين وعده را داد
و شيطان به خاطر تكبرش مغضوب مي شود و مهلت
مي خواهد
مي گويد : « ...فانظرني الي يوم يبعثون ...
خداوند
مي فرمايد كه ...(فانك من المنظرين ) بعد يك قيدي مي زند و
مي فرمايد : ...(الي يوم الوقت المعلوم ).
اقوال در آيات : در اين آيات اختلاف نظر است . سه قول و
نظريه در تفسير اين آيات وجود دارد. يك قول اين است كه
خداوند همه ي خواسته هاي شيطان را داده و گفته تا قيامت
مهلت داري . وقت معلوم
همان قيامت است . قول دوم اين
است كه اين مهلت خداوند تا نفخه ي اولي است . قول سوم اين
است كه اين مهلت مربوط به يك زماني از عمر دنيا است كه
بشريت تكامل كرده و اشكالات انسان ها با آزمايش
علوم
تعليمات
تجربه ها و تكاملش به جايي رسيده كه ديگر
شيطان ها كشته مي شوند.
علامه ي طباطبايي مي گويد : من اين نظريه را قبول دارم كه
زماني مي آيد كه زمان خوش دنيا است و آن روز شيطان ديگر بر
انسان حاكميت ندارد و مدينه ي فاضله است . آن موقع است كه
همه ي وعده هاي مربوط به دوران امام زمان (عج ) تحقق پيدا
مي كند.
اگر بنا باشد حاكميت شيطان بر انسان آن روز تمام شده
باشد
اين يك بحث تازه است كه بايد با بقيه ي آيات و روايات
و با روايات مزاحم و معارض و مطالب ديگري كه وجود دارد
بررسي شود. من هم الان به صورت قاطع نمي گويم
بلكه يك
نظريه در رابطه با وقت معلوم پيدا كرده ام .
با اين شواهدي كه عرض كردم
يك چنين چيزي در دوران
امام زمان (عج ) بايد منتظرش باشيم
روايات خيلي فراوان
است كه مي گويد : « ...وضع الله يده علي رووس العباد فجمع
بها عقولهم و كملت بها اخلاقهم ... » بشر از لحاظ علمي آن
چنان پيشرفت مي كند كه تعبير روايات اين است كه خانم ها
توي خانه هاي شان مي نشينند و احكام ووظايف شان را از
كتاب و سنت استخراج مي كنند. مردم اين طوري به احكام آشنا
مي شوند.
روايت ديگري هست كه مي گويد : امام زمان (عج ) وقتي
مي آيد خداوند مرتفعات زمين را و منخفضات زمين را در
مقابلش هموار مي كند كه همه ي زمين را مي تواند ببيند و از همه
جا مطلع باشد. الان با اين پيشرفت علم تا حدودي هموار
است
اما آن روز چه مي شود باز معلوم نيست .
در تعبير خيلي زيباي روايات ما وجود دارد كه مي گويد :
« ...اذا قام القائم جات المزامله ... » . مزامله از زميل
صميمي ترين دوست انسان است و يعني صميميت بين مردم
حاكم مي شود اين تفرقه ها و بدبختي ها كم مي شود و كينه ها و
گرگ صفتي ها از بين مي رود.
به هرحال
آن بهشتي كه روي زمين مي شود تصور كرد
با
آن شرايطي است كه بدون پيرايه ها در بشارات ما و عهدين و
جاهاي ديگر آمده و آن دوره ي امام زمان (عج ) است . جمهوري
اسلامي و حوزه ي علميه
يكي از كارهاي مهمي كه بايد بكنند
اين است كه پايه ها
راه كارها
فرهنگ مناسب و ابزار مناسب
براي يك چنين اجتماعي را كه جز شرايط ظهور حضرت
حجت (عج ) است و بدون آن شرايط اين وعده ها قابل تحقق
نيست
فراهم بكنند و زمينه سازي نمايند.
نمونه هاي ديگري از مطالب كتاب گفتمان مهدويت چنين
است :
...انتظار در مكتب شيعه
علاوه بر اين كه
نوعي اميد به
آينده است
چشم به راه يك روي داد بزرگ و تحول عميق
بودن است
چرا كه طي شدن فاصله ي ميان غيبت و ظهور يك
پديده ي عادي نيست
بلكه حادثه اي به وسعت همه ي تاريخ
بشر است . براي تجسم عظمت آن
اشاره به اين نكته كافي
است كه امام مهدي (عج )
تبلور همه ي آرمان ها و آرزوهاي
محقق نشده ي انسان در طول قرون و اعصار گذشته تاكنون
است .
براين اساس
فرداي ظهور
فردايي است روشن تر و بهتر از
امروز
زيرا همه ي اختلافات و خصومت ها كه ناشي از
محدوديت انديشه و نارسايي عقل بشر است
از ميان
برمي خيزد و در پرتو شكوفايي خرد
جاي خود را به عطوفت
رحمت و مناسبات صميمانه مي بخشد.
با تكيه بر اين مباني
ديگر افسردگي در ميان پيروان مكتب
انتظار جايي ندارد. در غيراينصورت است كه آدمي
دليلي
براي بهتربودن فردا ندارد
بنابراين بيش تر در معرض افسردگي
و نااميدي قرار مي گيرد. اهميت اين مطلب
زماني روشن تر
مي شود كه بدانيم افسردگي
به عنوان بيماري قرن
شايع ترين و
دشوارترين اختلالي است كه انسان معاصر با آن مواجه بوده و
به شدت از عوارض آن رنج برده است
چرا كه رشته هاي اميد
خود را بريده و گسيخته مي بيند....
...يكي از پي آمدهاي طبيعي و منطقي انتظار
احساس
حضور است . منتظر واقعي
با اعتقاد به اين كه اعمالش
پيوسته در منظر آن عزيز واقع مي شود
نسبت ميان خود و آن
حضرت را در احساس حضور
متجلي مي بيند و هر جا كه
باشد
گويي خود را در خيمه ي آن حضرت و گوش به فرمان
ايشان
احساس مي كند و لازمه ي انتظار حقيقي را
تلاش براي
جلب رضايت ايشان مي داند
بنابراين براي تحقق اين مهم
نه
تنها
عمل به واجبات و ترك محرمات را وجهه ي همت
خويش قرار مي دهد
بلكه ازهر غفلتي نيز پرهيز مي كند
همان
گونه كه استغفار خواص
استغفار از گناه نبوده و نيست بلكه
آنان هر غفلتي از ياد خدا و انس بامحبوب را براي خود گناهي
بزرگ مي شمردند و از آن استغفار مي كردند.
منتظر
به ياري معرفت خويش
امام (ع ) را در غيبت
هم
چون خورشيد پشت ابر دانسته
و او را ناظر بر حالات و نيات
خود مي داند و چيزي را از ديدگان آن حضرت مخفي
نمي پندارد. و در چنين موقعيتي است كه احساس حضور معنا
پيدا مي كند...
براساس اين مقدمات ورع و تقوا و خويشتن داري در بحث
انتظار آن حضرت و ارادت صادقانه به ايشان
نقشي محوري
دارد
به اين معنا كه منتظران حقيقي
داراي خصيصه ي تقوا
هستند و نيز پديده ي « انتظار » در فرد و جامعه ي منتظر
به
گونه اي منطقي
تقوا مي آفريند و فرد و جامعه
هر دو را به
جانب سلامت اخلاقي
سوق مي دهد. چنين نتيجه اي را
مي توان
به شكل زير صورت بندي منطقي بخشيد :
منتظر حقيقي
نيك مي داند كه محبت به امام عصر(عج )
شرط لازم است ولي شرط كافي
تبعيت و جلب رضايت آن
حضرت است و جلب رضايت ايشان
تحقق خواسته هاي آن
بزرگوار
از جمله رعايت « تقواي الهي » است
بنابراين به ميزان
عشق و ارادت خويش به آن عزيز
در جهت رشد و تقوا و
خويشتن داري مي كوشد. از اين روي
انسان منتظر
انساني
است متخلق كه صفت تقوا در اوج صفات ديگر وي
جاي
گرفته است . او همچنين با درك مسئوليت اجتماعي
نسبت به
اصلاح جامعه
در حد توان خود تلاش مي كند و هرگز تسليم
ياس و روزمره گي نمي شود. توضيح اين مطلب ضروري است
كه منتظر حقيقي
انحرافات اجتماعي را تحمل نمي كند و بر
ضد آن مي شود.
كلام پيامبراكرم (ص ) ياري گر همين معنا است :
هركس از شما كار زشتي را (در جامعه ) ديد
قطعا با عمل
خود به آن اعتراض كند و اگر قدرت آن را ندارد
با زبان خود به
آن اعتراض كند
و اگر قدرت آن را ندارد
با قلب خود به آن
اعتراض نمايد (يعني نسبت به آن بي اعتنايي كند) و اين
(كراهت و اعتراض قلبي ) پايين ترين درجه ي ايمان
است .
خانواده نيز كه واحد بنيادين جامعه است
در زمان انتظار
در معرض تحولي اساسي
واقع مي شود
زيرا فرد فرد
خانواده ي منتظر
سعي در ايجاد و بهبود يك نظام متعادل و
بالنده مي نمايند و روابط شان
بر مبناي درك و شناخت حقوق
متقابل فرد و خانواده
تنظيم مي شود. بديهي است در چنين
محيطي
عشق
محبت
صميميت و تفاهم حاكم است و چنين
خانواده هايي
توانايي ايجاد جامعه اي سالم و صالح را خواهند
داشت .
آن بهشتي كه روي زمين مي شود تصور كرد
با آن
شرايطي است كه بدون پيرايه ها در بشارات ما و
عهدين و جاهاي ديگر آمده است
دوره امام
زمان (عج ) مي باشد. جمهوري اسلامي و
حوزه هاي علميه بايد پايه ها
راه كارها
فرهنگ
مناسب و ابزار مناسب چنين جامعه بهشت گونه را كه
جز شرايط ظهور حضرت حجت (عج ) است
زمينه سازي كند.
منتظر حقيقي
نيك مي داند كه محبت به امام
عصر(عج ) شرط لازم است ولي شرط كافي
تبعيت
و جلب رضايت آن حضرت است و جلب رضايت
ايشان
تحقق خواسته هاي آن بزرگوار
از جمله
رعايت « تقواي الهي » است
بنابراين به ميزان عشق
و ارادت خويش به آن عزيز
در جهت رشد و تقوا و
خويشتن داري مي كوشد. از اين روي
انسان
منتظر
انساني است متخلق كه صفت تقوا در اوج
صفات ديگر وي
جاي گرفته است . او همچنين با
درك مسئوليت اجتماعي
نسبت به اصلاح جامعه
در حد توان خود تلاش مي كند و هرگز تسليم ياس و
روزمره گي نمي شود. ذكر اين مطلب ضروري است
كه منتظر حقيقي
انحرافات اجتماعي را تحمل
نمي كند و بر ضد آن مي شورد.

*****
سلام بر موعود
|

كتاب « سلام بر موعود » را كه بيان توصيفي از زيارت ناحيه
مقدسه مي باشد
محمدرضا سنگري نوشته و انتشارات ياقوت
آن را در 80 صفحه منتشر كرده است .
در مقدمه اين كتاب مي خوانيم :
زيارت ناحيه مقدسه
خونگريه و سوگنامه حضرت مهدي
(عج ) و مرثيه بلند آن بزرگوار بر مصائب و رنج هاي جدش
اباعبدالله حسين (ع ) در عاشوراست . اين زيارت
ترسيم و
توصيف لحظه هاي شهادت اباعبدالله (ع )
غربت و مظلوميت
اهل بيت (ع )
معتبرترين
مستندترين و بلندترين روضه اي
است كه از زبان معصوم منتقم و خونخواه سيد شهيدان به ما
رسيده است .
اين مرثيه از زبان كسي است كه صحنه ها و لحظه هاي
عاشورا
هر روز مقابل نگاه اوست و او از پس پرده هاي اشك
حنجره اي عطش زده در آزمندي خنجر قساوت و خيمه هايي در
آستانه آتش و شيون را نظاره مي كند.
اين مرثيه
مرثيه اي نيست كه بر پيشاني اش تهمت ترديد و
تحريف و مبالغه بنشيند. صادق ترين زبان آن را بازگفته و از
ارجمندترين منابع به دست ما رسيده است .
زيارت ناحيه مقدسه
گزارش عاشورا است ; گزارشي كه
در آن دقايق و صحنه هاي جزئي نيز توصيف شده است و دريغا
كه ذاكران و مرثيه خوانان از اين منبع استوار و گران سنگ كمتر
بهره گرفته اند.
اين زيارت نامه شامل هشت بخش است :
1 ـ سلام بر انبيا و اوليا كه اباعبدالله (ع ) وارث تمامي
آن هاست .
2 ـ سلام بر امام شهيد و صحابه پاكباز و فداكار او .
3 ـ آرزوي زيارت امام حسين (ع ) .
4 ـ طرح اوصاف
ويژگي ها و سيرت امام حسين (ع ) و تاثير
شهادت آن حضرت .
5 ـ طرح نهضت و انقلاب مقدس اباعبدالله (ع )
6 ـ توصيف صحنه كربلا
شهادت
رنج ها و مصائب بازماندگان
و قافله اسيران .
7 ـ تحليل بازتاب حادثه كربلا و غربت اسلام پس از شهادت و
سوگواري كائنات و موجودات در شهادت اباعبدالله .
8 ـ نيايش
دعا و طرح درخواست هاي امام زمان (ع ) با
پروردگار. آنچه در پي مي آيد تنها دو بخش آغازين اين
زيارت نامه
يعني سلام هاي حضرت مهدي (عج ) است كه با
عنوان « سلام موعود » در چهارده گفتار با بياني تحليلي ـ
توصيفي به عاشقان و شيفتگان فرهنگ عاشورا تقديم مي شود.
زبان نوشته ها به گونه اي است كه گوينده
گويي تنها امام زمان
(عج ) نيست بلكه همه ما همنوا با او نينوا را باز مي خوانيم و
خود را در آن صحنه و عرصه مي يابيم .
زيارت ناحيه مقدسه
مرثيه سوزناك فرزند حسين (ع )
مهدي صاحب الزمان است
ما نيز آنچنانش بخوانيم كه او
مي خواند تا اين عظيم ترين و بزرگ ترين حماسه اندوهناك را
خوب تر و روشن تر دريابيم .
زيارت ناحيه مقدسه
خونگريه و سوگنامه حضرت
مهدي (عج ) و مرثيه بلند آن بزرگوار بر مصائب و
رنج هاي جدش
اباعبدالله حسين (ع ) در
عاشوراست . اين زيارت
ترسيم و توصيف لحظه هاي
شهادت اباعبدالله (ع )
غربت و مظلوميت اهل بيت
(ع )
معتبرترين
مستندترين و بلندترين روضه اي
است كه از زبان معصوم منتقم و خونخواه سيد
شهيدان به ما رسيده است .
اين مرثيه از زبان كسي است كه صحنه ها و
لحظه هاي عاشورا
هر روز مقابل نگاه اوست و او از
پس پرده هاي اشك
حنجره اي عطش زده در
آزمندي خنجر قساوت و خيمه هايي در آستانه
آتش و شيون را نظاره مي كند.

| | |