روزنامه جمهوري اسلامي 21/07/1382 صفحه سياسي
*****
عوامل اثرگذاري در انتخابات آتي رياست جمهوري آمريكا




  • انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا در سال آينده برگزار خواهد شد ثبت نام كانديداها و ارسال مدارك براي كميته هاي انتخاباتي ايالات و همچنين شوراي فدرال از چندين ماه پيش شروع شده است . ارسال مدارك به شوراهاي انتخاباتي خود مجوزي براي كسب اعانات و دريافت كمكهاي مالي براي تبليغات و فعاليتهاي رقابت هاي انتخاباتي مي باشد.


    بعضي نظريه پردازان و كارشناسان مسائل آمريكا معتقدند كه درحال حاضر جورج دبليو بوش برنده نهايي انتخابات سال 2004 رياست جمهوري مي باشد . تصويري كه وي از موفقيت نسبي خود در جنگ عليه تروريسم و از جنگ در افغانستان و عراق در برابر ملت آمريكا ترسيم كرده تاثير بسزايي در كسب آرا مردم در عرصه داخلي آمريكا داشته است . جورج دبليو بوش تا قبل از يازده سپتامبر تنها 51 درصد محبوبيت مردمي داشت و 39 درصد مردم آمريكا عملكردهاي او را به عنوان رياست جمهوري مورد تائيد قرار نمي دادند . ولي فرداي روز 11 سپتامبر يك مرتبه ميزان محبوبيت وي به 90 درصد رسيد و تنها 6 درصد مردم آمريكا مشروعيت وي را تاييد نمي كردند.


    درحال حاضر طبق آخرين آمارها و گزارشهاي دريافتي توسط موسسه نظرسنجي گالوپ بين 9 تا 10 ژوئن 2003 ميزان محبوبيت و تائيد كارهاي وي به 62 درصد و عدم تائيد وي به 24 درصد رسيده است . با اين همه هنوز براساس نظرسنجي هاي صورت گرفته جورج دبليو بوش بيش از ساير كانديداها و نامزدهاي پست رياست جمهوري بويژه در رقابت با دموكراتهايي چون كري و يا ليبرمن توانسته گوي سبقت را بربايد.


    يكي از دلايل اين امر اين است كه بعد از حادثه يازده سپتامبر امنيت داخلي آمريكا اهميت زيادي پيدا كرده است . مبارزه با آنچه كه تروريسم لقب گرفته از جمله مهمترين مسايل پيش روي افكار عمومي جهان و بويژه افكار داخلي خود آمريكائيها است لذا با توجه به اين امر و با توجه به تلاشها و برنامه هايي كه تاكنون بوش در راستاي تامين امنيت ملي آمريكا نظير تاسيس وزارت امنيت داخلي و يا جنگ عليه طالبان و صدام حسين انجام داده توانسته است چهره نسبتا مقبولي از خود نزد افكارعمومي مردم آمريكا ترسيم كند


    البته مخالفان سياست هاي بوش بويژه دموكراتها سعي دارند با برجسته ساختن مشكلات اقتصادي كنوني آمريكا نظير افزايش ركود اقتصادي و يا عدم توانايي بوش در يافتن سركرده « تروريست ها » ـ از جمله اسامه بن لادن و يا ملا عمر و صدام حسين چهره بوش را نزد مردم آمريكا خدشه دار كنند ولي تاكنون چندان موفق به دستيابي به هدف خود نشده اند.


    اگر بخواهيم در راستاي مطلب فوق ـ عوامل موثر در انتخابات رياست جمهوري آمريكا را مورد اشاره قرار دهيم لازم است ابتدا نگاهي به دوره هاي انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا از بعد از سال 1945 پايان يافتن جنگ جهاني دوم تا روي كار آمدن جورج و اكربوش داشته باشيم .


    به طور كلي از انتخابات سال 1947 تاكنون بدون استثنا دو عامل به عنوان عوامل اوليه در تعيين فرد رئيس جمهوري نقش بسيار تعيين كننده اي داشته است و اگر بنا به دلايلي آن دو كمرنگ مي شدند يك عامل ديگر وارد عمل مي شد و نتايج را مشخص مي كرد آن دو عامل غالبا يا موضوع امنيت و مسايل نظامي ـ امنيتي بوده است و يا عامل اقتصادي و گاهي نيز مسايل حقوق بشري و اخلاقي و...


    در سال 1948 ترومن ولويي محور اصلي را برلين قرار دادند. روسها راه ارتباطي غرب با برلين را قطع كرده بودند. لذا ترومن دستور داد كه به آلمان غربي و برلين از طريق ايجاد پل هوائي غذا و مواد مورد نياز ارسال شود.


    همين دستور به موقع ترومن باعث شد كه مساله انتخاباتي به نفع ترومن رقم خورده و وي برنده نهايي انتخابات شود. پس در كل محور انتخاباتي آن دوره (سال 1948 ) رقابت با روسها و يا به اصطلاح صحيح تر بحث « امنيتي » بود.


    در سال 1952 رقابت بين آيزنهاور و استينس بود . باز در آن سال نيز مساله مهم و سرنوشت ساز مساله امنيتي بود به اين مفهوم كه استراتژي امنيتي آمريكا در ارتباط با روسيه آيا بايد بر استفاده از سلاحهاي اتمي باشد يا بر استفاده از سلاحهاي متعارف به عبارتي محور انتخاباتي در اين سال نوع سلاحها بود.


    آيزنهاور اعتقاد داشت كه سلاحهاي متعارف پاسخگو نمي باشد پس بايد بيشتر بر ساخت سلاحهاي اتمي تاكيد كرد و همين عامل نهايتا سبب برگزيده شدن وي به رياست جمهوري بود.


    در سال 1960 رقابت بين جان اف كندي و نيكسون بود . مساله مهم در آن زمان فاصله موشكي بين شوروي و آمريكا بود. روسها در آن زمان موشك به فضا پرتاب كرده بودند و آمريكائيان با اين مشكل مواجه شده بودند كه فاصله موشكي بين آنان و روسها زياد شده است . همين بحث ـ بحث فاصله موشكي بين آمريكا و شوروي سبب شد تا كندي از اين مساله استفاده كند و مشكل و تقصير را به گردن جمهوري خواهان بيندازد و ادعا كند كه آنها طي 8 سال حكومتشان نتوانسته اند چنين مشكلي را حل كنند لذا كندي توانست با استفاده از اين موضوع بر رقيب خود نيكسون پيشي بگيرد . رقابت انتخاباتي در سال 1964 بين جانسون و يك جمهوري خواه بود. جانسون فرماندار شهر آريزونا بود. موضوع اصلي اين دوره اقتصاد بود و اينكه چرا عليرغم وجود ثروت هنگفت در خاك ايالات متحده تعداد فقراي آن كشور زياد است . لذا جانسون با استفاده از اين قضيه توانست اكثريت آرا را از آن خود كند . در سال 1968 رقابت بين نيكسون و هاور بود. محور اصلي انتخابات اين دوره ويتنام بود. جمهوري خواهان مي گفتند كه دموكرات ها اين جنگ پر تلفات را شروع كرده اند و اصلا جمهوري خواهان مخالف آن بوده اند لذا جمهوري خواهان با تمركز بر اين امور يعني مساله نظامي ـ امنيتي توانستند افكار عمومي را جلب كنند و نامزد خود را برنده نهايي انتخابات سال 1968 كنند .


    در سال 1976 كارتر و جرالد فورد رقباي انتخابات رياست جمهوري بودند. در اين دوره نه مسائل امنيتي مطرح بود و نه مسايل اقتصادي مسايل اجتماعي و اخلاقي محور و كانون فعاليتهاي انتخاباتي واقع شد. كارتر در آن زمان فرماندار يكي از ايالتهاي جنوبي آمريكا بود. وي نه در مورد مسايل سياسي بلكه در زمينه مسائل اخلاقي خود را فردي با تجربه و داراي « تهذيب اخلاقي » مي دانست .
    همين مساله باعث شد كه وي رئيس جمهور شود. ضمنا باتوجه به رسوايي نيكسون در قضيه واترگيت و مطرح شدن مسائل اخلاقي و مذهبي و ... جانشين وي فورد نتوانست آرا لازم را به دست آورد.
    در دوره انتخابات سال 1980 موضوع اصلي اقتصاد بود . در اين سال هم معضل بيكاري وجود داشت و هم تورم در دوره كارتر هم بيكاري وجود داشت و هم تورم لذا در طي اين سال ريگان نهايتا توانست با محكوم كردن جناح مخالف خود را برگزيده نهايي انتخابات كند.
    در سال 1988 مسايل اقتصادي و امنيتي مطرح نبود بلكه مسايل اجتماعي عامل تعيين كننده در جريان رقابت انتخاباتي محسوب مي شد. لذا جورج بوش (پدر) كه يك ليبرال منش بود با طرح ايده هائي چون برخورد شديد با بزهكاران و ... توانست انتخابات را ببرد . در سال 1992 دوباره مسايل اقتصادي اهميت يافتند. اقتصاد و آمريكا در طي اين سال با مشكلات متعددي روبرو بود . بيكاري به مرز 7 درصد و تورم به مرز 8 درصد رسيده بود. تز و شعار انتخاباتي كلينتون نيز اقتصادي بود.
    جورج بوش اهميت مساله اقتصادي و اولويت آن را درك نكرده بود و همچنان بر اهميت مسايل امنيتي و نظامي تاكيد مي كرد. لذا در اين دوره رقيب وي كلينتون توانست نتايج را به نفع خود رقم زند.
    در سال 1996 دوباره مسائل اقتصادي محور مهم انتخاباتي بود. در اين دوره هم مثل سابق خطرهاي امنيتي كه طي سالها قبل بويژه در عصر جنگ سرد مطرح مي شد و خطر توسعه كمونيسم و گسترش حوزه نفوذ شوروي و عوامل ديگري از اين دست ديگر چندان موضوعيت نداشت و بيشتر اقتصاد مطرح بود. لذا كلينتون توانست براي بار دوم به رياست جمهوري برگزيده شود.
    در انتخابات رياست جمهوري سال 2000 نه اقصاد نه امنيت هيچكدام محور انتخاباتي و تبليغاتي نبود. آنچه در اين دوره محوريت يافت شخصيت بود اينكه كدام يك از نامزدهاي انتخاباتي شخصيت دلنشين تري دارند ال گور يا جورج واكربوش . ال گور شخصيتي بود كه سابقه سياسي زيادي داشت . وي از سال 1976 تا سال 2000 وارد ميدان سياست شده بود از كنگره شروع كرد تا به معاونت رياست جمهوري رسيد.
    آدم تحصيل كرده و روشنفكري به نظر مي رسيد و آمار و ارقام زيادي مي دانست ولي چندان دلنشين و صميمي به نظر نمي رسيد.
    برعكس جورج واكر بوش از سال 1994 وارد سياست شد و حدود 6 سال فرماندار تكزاس بود لذا تجربه چندان نداشت و به دليل رفتار لاابالي خويش شخصيتي خودماني تر نسبت به ال گور نزد مردم آمريكا داشت لذا توانست با توجه به اين امر با آرا كم و با كمك قضات آمريكا برگزيده شود.
    در انتخابات سال 2004 با توجه به وضعيت كنوني خود آمريكا و همچنين اوضاع بين المللي به نظر مي رسد كه امنيت و مساله تروريسم در انتخابات آتي آمريكا محور فعاليت نامزدهاي انتخاباتي باشد لذا با گذشت زمان و مشخص شدن بسياري از حقايق دولت جورج بوش با بحرانهاي شديد سياسي و اقتصادي در عرصه رفتار قدرت طلبانه اش مواجه شده است . با گذشت هفته ها از اشغال عراق دولتمردان آمريكايي اكنون با بحران اصلي اين كشور يعني كسري فاحش بودجه دست و پنجه نرم مي كنند.
    كريستين الريش تحليلگر روزنامه هاي داون مي نويسد : حزب دموكرات آمريكا با اعلام اين كه كسري بودجه اين كشور به بيش از 455 ميليارد دلار رسيده است بيش ازپيش شكاف موجود در بدنه اصلي حزب جمهوريخواه را نشان داد.
    بنابر پيش بيني كارشناسان اقتصادي اين رقم تا سال 2004 به 475 ميليارد دلار افزايش پيدا خواهد كرد اعلام اين آمار و ارقام در حالي از سوي حزب دموكرات آمريكا صورت گرفت كه اين ارقام 50 درصد بيش از تخمين كارشناسان اقتصادي در پنج ماه گذشته بوده است . اين تحليلگر با اشاره به سخنان يكي از اعضاي حزب دموكرات در باره اشتباهات بوش در برنامه هاي اقتصادي آمريكا مي نويسد : بوش دو اشتباه كهنه را بار ديگر تكرار مي كند : نخست فريب مردم آمريكا و ديگر عدم قبول مسئوليت اشتباهات خويش . وي با اطلاع از كسري بودجه دولتش و آگاهي از شرايط نه چندان مناسب اوضاع اقتصادي آمريكا را بيش از پيش تحت تاثير قرار داد. اين تحليل گر همچنين با اشاره به افزايش بدهي هاي خارجي آمريكا مي نويسد : سازمان بودجه و مديريت آمريكا « اپت » بدهي هاي نهايي اين كشور را در سال 2008 1 9 تريليون دلار يعني 0 5 تريليون دلار بيشتر از آمار تخمين زده شده در پنج ماه اعلام كرده است .اگر اين رقم را با 3 5 تريليون بدهي خارجي اين كشور در حال حاضر جمع كنيم آنگاه به اقتصاد بيمار آمريكا كه بيش از پيش به سوي تورم و ركود اقتصادي بيشتر پيش مي رود پي خواهيم برد.
    از سويي باتوجه به پايان نيافتن كامل جنگ در عراق و تشديد ناامني و بي ثباتي در اين كشور و هزينه هاي سرسام آور نظاميان آمريكا در عراق و از سوي ديگر بحران كسري بودجه در دولت بسياري از تحليلگران اقتصادي و سياسي سال 2004 را پاياني براي قدرت طلبي حزب جمهوريخواه آمريكا عنوان مي كنند.
    جهانگير پيري ـ كارشناس علوم سياسي
    در سالهاي پس از جنگ دوم جهاني در هر دوره از انتخابات رياست جمهوري آمريكا يك عامل اثر گذار سرنوشت انتخابات را رقم زده است . تروريسم و لزوم مقابله با آن عامل تبليغاتي فعلي آمريكاست كه در تعيين نتيجه انتخابات آمريكا نقش مهمي خواهد داشت
    با توجه به پايان نيافتن جنگ و بحران در عراق و ادامه تلفات نظاميان آمريكايي همراه با هزينه سرسام آور باقي ماندن آنان در عراق و افغانستان وهمچنين بحران كسري بودجه دولت تحليلگران سياسي پيروزي مجدد جمهوريخواهان آمريكا را در انتخابات آتي اين كشور بعيد ارزيابي مي كنند