اشاره :
« آبراهام بورگ » رئيس سابق « كنست » مجلس نمايندگان
رژيم صهيونيستي و از روساي سابق آژانس يهود اسرائيل است .
او كه با مشاهده ظلم و جنايت رژيم صهيونيستي در سالهاي
اخير
به صف مخالفين اين رژيم پيوسته چندي پيش مقاله اي با
عنوان « پايان صهيونيسم » به رشته تحرير درآورد. اين مقاله ابتدا
به زبان عبري در روزنامه « يديعوت آهارونوت » به چاپ رسيد و
سپس نشريه « فوروارد » آن را به انگليسي ترجمه و چاپ كرد و
نهايتا روزنامه گاردين چاپ لندن آن را در روز 24 شهريور
گذشته به چاپ رساند. اين مقاله نشان دهنده گسترش نارضائي
از صهيونيسم تا بالاترين مقامات هيات حاكمه اسرائيل مي باشد.
با هم مقاله را مي خوانيم .
به قول بنيانگذاران مكتب صهيوني
« انقلاب صهيونيستي
همواره بر دو اصل استوار بوده است يكي راه درست و ديگري
رهبري اخلاقي » ولي اكنون هيچ يك از اين دو ديگر برقرار
نيست . اكنون
حكومت اسرائيل برداربستي از فساد و بر
بنيان هايي از سركوب و بي عدالتي استوار است . بدين ترتيب
پايان فعاليت صهيونيستي بسيار به ما نزديك شده است . به
احتمال قوي
نسل ما آخرين نسل صهيونيست خواهد بود. شايد
هنوز هم كشوري يهودي به قوت خود باقي باشد اما از نوعي
كاملا متفاوت خواهد بود : زشت و عجيب و غريب .
وقت براي تغيير مسير وجود دارد
اما نه چندان زياد. چيزي
كه اكنون مورد نياز است پنداره اي تازه از جامعه اي عادل و
اراده اي سياسي براي عملي ساختن آن است . قوم پراكنده يهود
كه از نظر آنان اسرائيل از اركان اصلي هويتشان است
بايد به
دقت مراقب باشند و ديدگاه هاي خود را به صراحت بيان دارند.
نيروي مخالفي وجود ندارد و ائتلاف
به سركردگي آريل
شارون
مدعي است كه حق دارد سكوت اختيار كند. در كشوري
آكنده از آدم هاي وراج همگان ناگهان لال شده اند; زيرا حرفي
براي گفتن باقي نمانده است . ما در يك واقعيت كاملا ورشكسته
زندگي مي كنيم . آري
مازبان عبري را احيا كرده ايم
تماشاخانه
شگفت انگيزي ايجاد كرده و يك پول ملي قوي رواج داده ايم .
اذهان و افكار يهودي ما مثل هميشه به هوش هستند. سهام ما در
بورس هاي بزرگ دادوستد مي شود. ولي آيا منظور ما از تاسيس
يك كشور همين است ملت يهود مدت دو هزاره دوام نيافتند تا
در ساخت تسليحات جديد
برنامه هاي امنيتي كامپيوتري يا
موشك هاي ضدموشك
پيشتاز باشند. ما قرار بود چراغي فرا راه
ديگران باشيم ; اما در اين خصوص موفقيتي نداشته ايم .
معلوم مي شود كه اين مبارزه 2000 ساله براي بقاي يهوديان
به تشكيل كشوري از شهرك ها منجر گرديده است كه توسط
گروهي بي بندوبار از قانون گذاران فاسدي اداره مي شود كه
گوش هايشان نه به ملت خودشان بدهكار است و نه به دشمنان
خارجي شان . هيچ حكومتي با ظلم دوام نمي آورد. اسرائيلي ها با
توجه به پرسيدن اين سوال از فرزندانشان كه 25 سال ديگر در
كجا زندگي خواهند كرد
روزبه روز بيشتر به اين قضيه پي
مي برند. فرزنداني كه صداقت دارند
در كمال تعجب والدين
خود
مي گويند كه نمي دانند كجا زندگي خواهند كرد. شمارش
معكوس براي پايان جامعه اسرائيل آغاز گرديده است .
صهيونيست بودن در شهرك هاي كرانه باختري
از قبيل
بيت ال و افرا
بسيار راحت است . چشم انداز مربوط به كتاب
مقدس بسيار جذاب است . مي توانيد از لابه لاي گل هاي
شمعداني و گل هاي كاغذي نگاه كنيدو اشغال سرزمين ها را
نبينيد. با عبور سريع از آزادراهي كه تقريبا از نيم مايلي غرب
پاسگاه هاي ايست بازرسي فلسطيني مي گذرد
مشكلات
خفت باري را كه اعراب مورد تنفر طي ساعت ها توقف در پشت
ايستگاه هاي بازرسي تحمل مي كنند
نمي توان درك كرد. يك راه
براي اشغالگران و يك راه براي اشغال شده ها.
اين وضع نمي تواند پايدار باشد. حتي اگر عرب ها سر به زير
افكنند و خشم و انزجار خويش را براي هميشه فرو بلعند
باز هم
با اين وضع كاري از پيش نخواهد رفت . يك ساختار ايجاد شده
برپايه قساوت و بي رحمي انسان
سرانجام خود به خود فرو
خواهد پاشيد. اين لحظه را خوب به خاطر بسپاريد : ابرساختار
صهيونيسم اكنون همانند يك تالار عروسي ارزان قيمت
بيت المقدس درحال فروپاشي است . فقط ديوانه ها هستند كه
هنگامي كه ستون ها درحال فرو ريختن است
همچنان به رقص و
پايكوبي در طبقه فوقاني آن ادامه مي دهند.
ما طوري پرورش يافته ايم كه عادت كرده ايم مشكلات و
ناراحتي هاي زنان در ايستگاه هاي بازرسي را ناديده انگاريم . هيچ
تعجبي ندارد كه ما فرياد زناني را كه در همسايگي ما با آنها
بدرفتاري مي شود نمي شنويم و مشكلات مادران بي شوهري را كه
مي كوشند فرزندانشان را با عزت نفس بزرگ كنند
درك
نمي كنيم . ما حتي زحمت آن را به خود نمي دهيم كه زناني را كه
به دست شوهرانشان به قتل مي رسند
بشماريم .
اسرائيل كه توجه به حال فرزندان فلسطيني ها دسيسه ورزي
آنها را از ياد برده است
هنگامي كه آنان از شدت خشم دست از
جان مي شويند و خويشتن را در مراكز واقع گريزي اسرائيل
منفجر مي سازند
نبايد در شگفت بشود. فلسطيني ها در مكان هاي
تفريحي ما خود را تسليم خداوند مي كنند چرا كه زندگي شان
جز شكنجه نيست . آنان خون خويش را در رستوران هاي ما
مي ريزند تا اشتهاي ما را كور كنند
زيرا فرزندان و پدر و
مادرهايي در خانه دارند كه گرسنه و تحقير شده هستند. ما ممكن
است در يك روز بيش از يك هزار تن از رهبران فعال فلسطيني را
به قتل برسانيم اما چيزي تغيير نخواهد يافت چرا كه اين رهبران
از پايين مي آيند.
از چاه هاي خشم و نفرت
از زيرساخت هاي بي عدالتي و فساد
اخلاقي ما اسرائيلي ها.
اگر اينها اجتناب ناپذير
مقدر الهي و تغييرناپذير مي بودند
من حرفي نمي زدم . اما وضع مي تواند طوري ديگري باشد و بنابر
اين فرياد برآوردن يك ضرورت اخلاقي است .
نخست وزير بايد به مردم بگويد : زمان تصورات و
خيال پردازي ها گذشته است . زمان براي تصميم گيري فرا رسيده
است . ماكل سرزمين نياكان خود را دوست داريم . درگذشته
مي خواستيم كه در اين سرزمين تنها زندگي كنيم . اما چنين
چيزي ميسر نخواهد گشت . اعراب نيز روياها و نيازهايي دارند.
بين اردن و مديترانه ديگر از يك اكثريت آشكار يهود خبري
نيست . بنابراين
همشهري هاي عزيز
نمي توان بدون پرداخت
هزينه اي
همه چيز را در اختيار گرفت . ما نمي توانيم يك اكثريت
فلسطيني را زير يك چكمه اسرائيلي نگاه داريم و درعين حال
خود را تنها دموكراسي خاورميانه بدانيم . بدون وجود حقوق
مساوي براي همه كساني كه در اينجا زندگي مي كنند
اعم از
عرب و يهودي
دموكراسي نمي تواند وجود داشته باشد. ما
نمي توانيم سرزمين هاي اشغالي را نگاه داريم و در عين حال يك
اكثريت يهودي در تنها كشور يهودي جهان داشته باشيم ـ به
شيوه اي انساني
اخلاقي و يهودي
چنين چيزي امكان پذير
نيست .
آيا شما خواستار اسرائيل بزرگ هستيد مساله اي نيست .
دموكراسي را كنار بگذاريد. بياييد يك نظام كارآمد تفكيك نژادي
با اردوگاه هاي زندان (مانند) و روستاهاي مخصوص بازداشتي ها
بنيان گذاريم .
آيا خواستار يك اكثريت يهودي هستيد مساله اي نيست . يا
عرب ها را سوار واگن هاي قطار
اتوبوس
شتر يا الاغ كنيد و به
طور دسته جمعي اخراج كنيد. يا خودمان را مطلقا از آنان جدا
كنيم
بدون هيچ دوز و كلكي . راه ميانه اي وجود ندارد. ما بايد
همه شهرك ها را از ميان برداريم ـ همه آنها را ـ و يك مرز
شناخته شده بين المللي ميان زادبوم ملي يهوديان و زادبوم ملي
فلسطيني ها به وجود آوريم . قانون بازگشت يهوديان فقط در
چارچوب زاديوم ملي خودمان كاربرد خواهد داشت و حق
بازگشت آنان فقط در چارچوب مرزهاي كشور فلسطين .
آيا دموكراسي مي خواهيد مساله اي نيست . يا سرزمين
اسرائيل بزرگ را
تا آخرين شهرك و پست ديده باني
كنار
بگذاريد
يا حق شهروندي كامل و حق راي به همگان
از جمله
عرب ها بدهيد. البته
نتيجه اين خواهد شد كه كساني كه مخالف
تشكيل يك كشور فلسطين در كنار ما بودند
از طريق صندوق
راي
يك كشور فلسطين در ميان خودمان خواهند داشت .
نخست وزير بايد گزينه ها را صريح و بي پرده عرضه نمايد :
نژادپرستي يهودي يا دموكراسي . شهرك ها يا اميد براي هر دو
ملت . تصورات و پنداره هاي دروغين سيم خاردار و بمب گذاران
انتحاري
يا يك مرز شناخته شده بين المللي ميان دو كشور و
يك پايتخت مشترك در بيت المقدس .
پس چرا نيروهاي مخالف (اپوزيسيون ) اين چنين آرام
هستند شايد بدان جهت كه عده اي مي خواهند
به هر قيمتي
شده
حتي به بهانه مشاركت در اين بيماري
به دولت بپيوندند;
ولي درحالي كه آنان مردد هستند
نيروهاي خير اميد خود را از
دست مي دهند. هر كس كه تمايلي به ارايه يك موضع شسته رفته
و مشخص ـ سياه يا سفيد ـ نداشته باشد در اين افول دست
خواهد داشت . مساله ليكود در برابر كارگر يا چپ در برابر راست
نيست ; بلكه مساله درست در برابر نادرست
پذيرفتني در برابر
ناپذيرفتني است . اطاعت كنندگان از قانون در برابر نقض كنندگان
قانون است . چيزي كه لازم است نه جايگزيني دولت شارون با
يك دولت ديگر
بلكه تصوري است از اميد
و جايگزيني براي
نابودي صهيونيسم و ارزش هاي آن توسط ناشنواها
لال ها و
سنگدل ها.
دوستان اسرائيل در خارج ـ اعم از يهودي و غيريهودي
رئيسان جمهور و نخست وزيران
خاخام ها و مردم عادي ـ نيز
بايد انتخاب كنند. آنان بايد دست ياري دراز كنند و در هدايت
« نقشه راه » به سوي مقصود ملي ما به عنوان نوري فراراه ملت ها
و جامعه اي از صلح
عدالت و برابري
با اسرائيل همكاري
نمايند.
اسرائيل توسط گروهي بي بندوبار از
قانونگذاران فاسد كه گوشهايشان نه به ملت
خودشان بدهكار است و نه به دشمنانشان
اداره مي شود
ما طوري پرورش يافته ايم كه عادت
كرده ايم فريادزنان فلسطيني و معضلات
مادران بي شوهري را كه تلاش مي كنند
فرزندانشان را باعزت نفس بزرگ كنند ناديده
بگيريم
وقتي به سيه روزي زندگي فلسطينيان
بي اعتنا هستيم نبايد تعجب كنيم كه آنها از
شدت خشم دست از جان خود بشويند و خود
را در مراكز ما اسرائيلي ها منفجر كنند زيرا
آنچه كه ما به عنوان زندگاني براي آنها
ساخته ايم جز شكنجه آنها چيزي نيست
حتي اگر در يك روز بيش از هزار نفر از
رهبران فلسطيني را قتل عام كنيم چيزي تغيير
نخواهد كرد چرا كه رهبران آنها از پائين
مي آيند
از چاههاي خشم و نفرت و از
زيرساختهاي بي عدالتي و فساد اخلاقي ما
اسرائيلي ها
چگونه مي توانيم خود را تنها دمكراسي
خاورميانه بدانيم درحالي كه يك اكثريت ملت
فلسطين را زيرچكمه هاي خود قرار داده ايم
شمارش معكوس براي پايان جامعه
اسرائيل آغاز گرديده
هيچ حكومتي با ظلم
دوام نمي آورد. ساختاري كه برپايه قساوت و
بي رحمي ايجاد شده باشد
فروريختني است

*****
8 نكته پيرامون انتفاضه الاقصي
|
قيام مردم فلسطين يعني انتفاضه الاقصي ششم مهرماه
سال جاري در حالي وارد چهارمين سال خود شد كه اين ملت
طي سه سال گذشته يكي از دشوارترين مراحل مبارزه
تحولات و فراز و نشيب هاي زيادي را پشت سر گذاشته اند.
با بررسي و نگاه تحليلي به تحولات سياسي
اجتماعي و
نظامي در سرزمين هاي اشغالي فلسطين ظرف سه سال
انتفاضه
هشت نكته زير مورد توجه قرار مي گيرد :
1 ـ انتفاضه كه پس از دوره طولاني مذاكرات و توافق هاي
فلسطيني ـ اسرائيلي به ويژه توافق اسلو آغاز شد در واقع
كشمكش فلسطيني ـ اسرائيلي را به مبناي ريشه اي آن يعني
« نبرد بر سر اصل موجوديت » بازگرداند و مسئولان رژيم
صهيونيستي نيز به اين واقعيت اعتراف كردند. براي نمونه
« آريل شارون » پيش از آغاز دوره نخست وزيري اش با اعتراف
به اينكه « انتفاضه موجوديت اسرائيل را هدف گرفته است »
ادعا كرد كه تنها او مي تواند اين قيام را سركوب كند.
2 ـ با شكل گيري انتفاضه جريان هاي سياسي مخالف
آشتي با رژيم صهيونيستي به ويژه گروه هاي اسلامي تقويت
شدند. ياسر عرفات رئيس حكومت خودگردان فلسطين نيز اين
تحول را درك كرد و پي برد كه افكار عمومي فلسطين از امكان
حل و فصل عادلانه امور از طريق سياسي سرخورده شده اند از
اين رو وي كم وبيش هماهنگ با افكار عمومي پيش رفت و
برخلاف پيش بيني و خواسته بسياري به ويژه رژيم
صهيونيستي خود را در برابر اين جريان و تحول قرار نداد و در
نتيجه نوعي تعامل و هماهنگي ميان عرفات و گروه هاي انتفاضه
چه در جنبش فتح و چه در جنبش مقاومت اسلامي فلسطين
« حماس و جهاد اسلامي » به وجود آمد.
اين تعامل و هماهنگي جايگاه عرفات را به عنوان رهبر
فلسطينيان حفظ كرد و مانع وقوع جنگ داخلي ميان آنان شد.
در مقابل
جايگاه برخي مسئولان حكومت خودگردان كه
منادي آشتي و مذاكره دائم با اسرائيل بودند تضعيف شد. در
چارچوب همين رابطه و تعامل فضايي ايجاد شد كه در آن
فلسطينيان توانستند از يكسو قدرت مانور داشته باشند و از
سوي ديگر مقاومت ادامه يابد.
3 ـ بدون شك تحولات منطقه اي و بين المللي پس از حادثه
20 شهريور تلاش كردند بزرگترين ضربه را بر انتفاضه بلكه
اصل مشروعيت مقاومت فلسطين وارد آورند بطوري كه سعي
شد اين مقاومت پس از آن كه دست كم در ظاهر از سوي
دولت هاي عرب (حتي دولت هايي مانند مصر و اردن ) مورد
استقبال و حمايت قرار گرفت رفته رفته به عنوان عنصر
نامطلوب شناخته شود!
در مرحله بعدي بر مقاومت فلسطين برچسب « خشونت »
خورد و كار به جايي رسيد كه فراتر از قطع همكاري و كمك به
آن
براحتي مفهوم تروريسم درباره اين مقاومت به كار گرفته
شد. خطرناك ترين تحول در اين ارتباط پذيرش همين مفهوم از
سوي « محمود عباس » نخست وزير حكومت خودگردان در
نشست عقبه بود كه به سركوب گروه هاي مبارز فلسطيني تعهد
داد.
4 ـ در سه سال گذشته حمله هاي نظامي رژيم صهيونيستي
به مناطق كرانه باختري گسترده تر گرديد و به اشغال كامل اين
منطقه منجر شد اما نوار غزه برغم تهديدهاي مكرر اين رژيم به
اشغال كامل درنيامد. در اين مدت و در مقابل تهديدها و
عمليات اسرائيل مشخص شد كه عمليات شهادت طلبانه تنها
سلاح فعال مبارزان فلسطيني است . البته اين موضوع
جدل
سياسي و گاه فقهي را درباره ضروري بودن يا نبودن و
مشروعيت آن برانگيخت كه همچنان ادامه دارد. عده زيادي بر
اين امر تاكيد مي كنند كه اين عمليات تنها وسيله براي ايجاد
نوعي توازن وحشت با اسرائيل است و با همين سلاح است كه
مي توان بحران اقتصادي و امنيتي و حتي سياسي را بر اين
رژيم تحميل و اين بحران را تعميق كرد.
5 ـ يك تحول اساسي سياسي در سال سوم انتفاضه
اجراي طرح تضعيف عرفات از سوي آمريكا و اسرائيل بود كه
نخست با انتقاد از عملكرد وي آغاز شد و با ايجاد سمت
نخست وزيري در حكومت خودگردان فلسطين و تعيين يا
تحميل « محمود عباس » در اين سمت فشارها بر عرفات تشديد
شد
با اين حال اين طرح نيز تا اين لحظه ناكام مانده است .
6 ـ در سه سال گذشته شارون به عنوان بزرگترين نماد
زورگويي « اسرائيل » در نابود كردن انتفاضه و جلوگيري از
پيامدهاي اقتصادي
سياسي
امنيتي و رواني آن بر جامعه
صهيونيستي ناكام مانده است . در عين حال شارون همچنان از
پايگاه مردمي در ميان صهيونيست ها برخوردار است زيرا وي
را بهترين فرد براي اعمال زور در برابر فلسطينيان مي دانند.
در همين مدت جريان هاي چپ در رژيم صهيونيستي كه به
ظاهر خشونت دست راستي ها را قبول ندارند به شدت در
حيات سياسي اين رژيم كم رنگ شدند و « اسرائيل » تا حدي به
وضعيتي شبيه دهه هاي نخست شكل گيري اين رژيم يعني تكيه
بيشتر بر نظامي گري بازگشت .
7 ـ بدون شك هم اكنون فلسطينيان با وضعيتي دشوار روبرو
هستند و تقريبا در محاصره كامل قرار گرفته اند. تلاش هاي
گسترده براي تغيير ساختار نظام سياسي فلسطينيان همچنان
ادامه دارد و برخي دولت هاي عرب مانند مصر نيز در اين كار
سهيم شده اند. در صحنه هاي بين المللي نيز مقاومت فلسطين
بيش از هر زمان ديگري به خصوص در مورد عمليات
شهادت طلبانه به عنوان « تروريسم » مطرح مي شود. كميته
چهارجانبه متشكل از نمايندگان آمريكا
روسيه
اتحاديه اروپا
و سازمان ملل كه براي حل و فصل قضيه فلسطين و اجراي
طرح « نقشه راه » تشكيل شد همين موضع را در برابر مقاومت
فلسطين اتخاذ كرده و دست اسرائيلي ها را براي سركوب هرچه
بيشتر فلسطينيان تحت عنوان « دفاع از خود » بازگذاشته است .
رژيم صهيونيستي نيز در چارچوب همين واقعيت يعني
موضع كميته چهارجانبه هيچ مانعي براي ادامه حملات بويژه
عمليات ترور فعالان و رهبران گروه هاي مبارز فلسطيني
نمي بيند.
8 ـ در عين حال فلسطينيان توانايي استمرار و تشديد
بحران اقتصادي و امنيتي رژيم صهيونيستي را دارند و همچنين
مي دانند كه دولت « جرج بوش » رئيس جمهوري آمريكا به ويژه
در سايه اوضاع عراق به آرامش در اراضي فلسطين نيازمند
است و هرچه زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا
نزديك تر مي شود اين نياز افزايش مي يابد.
با اين وصف
آينده انتفاضه و روند تحولات آتي
سرزمين هاي اشغالي فلسطين (رو به آرامش رفتن اوضاع يا
ادامه بحران و تشديد آن ) علاوه بر تحركات سياسي منطقه اي و
بين المللي به نوع برخورد ميداني « اسرائيل » با گروه هاي مبارز
فلسطيني و حكومت خودگردان فلسطين بستگي
دارد.
همانگونه كه تجربه گذشته اثبات كرده است اسرائيل به
راه حل سياسي مشخص و منطقي در تعامل با فلسطينيان به
عنوان يك ملت ايمان ندارد
در عين حال فلسطينيان نيز ثابت
كرده اند كه در بدترين شرايط با عمليات شهادت طلبانه
مي توانند ساخته هاي اين رژيم را براي يكسره كردن قضيه
فلسطين به نفع خود
درهم بريزند.
بيروت ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي

| |