
آن روز كه نوري در تاريكي جهالت
درخشيد وهر چه تاريكي بود
برد
و آن
روز كه امواج تابناك صداي رسالت
قنديل هاي سكوت را شكست و مردم
نماها را از خواب زمستاني بيدار كردو
هدايت را به آنها عطا كرد. و آن روز كه
ساقه اميد در پهندشت ياس روئيد و رشد
كرد و آن روز كه فضاي آسمان و زمين به
عطر بعثت نبوي (ص ) معطر شد.
آن روز ديوار خواب خراب شد
بيم
گمراهي از كلبه دل رانده شد و همگي
ترس را از چاه و چاله و فراز ونشيب و
دشت و تپه جواب كردند.
آن روز كه والاترين شخص خلقت به
نبوت برگزيده شد و مزين به تاج
« خاتميت » شد و افتخار برترين نبي از آن
او شد
نقشه هاي شيطاني صفتان نقش بر
آب شد و ناله حزين شيطان را از زمين
آسمانيان نيز شنيدند.
آن روز
روز طلوع نور بود و
درخشش در تاريكي
درخشش علم و
عقل بود در تاريكي جهالت و نافهمي .
پرتوهاي انوار هدايت بود در گستره
ضلالت
روز كاشت تخم دوستي و
محبت بود در خارستان خشم و غضب
روز شادي نوزادان دختر بود كه پيش از
آن
زنده زنده در اعماق خاك مي خفتند!
آن روز
روز سلامت بود و سعادت
جاوداني
روز سپاس بود و ستايش .
روز دور شدن از تاريكي و غفلت بود
و پا نهادن در مسير نوراني بيداري .
روز بعثت
روز شادي بيدار دلان بود
و حنيفياني كه دست از طريق ابراهيمي
نكشيده بودند.
پيامبر آمد تا چشمه حيات را جاري
كند
آمد تا جويبار ضلالت را بخشكاند.
پيامبر آمد تا مردم را از ماديت به
معنويت سوق دهد
از حيوانيت به
انسانيت بكشاند و چه زحمت ها را كه در
اين راه متحمل نشد! و اگر نبود رحمت آن
رحمت الهي
هيچگاه اين بار به مقصد
نمي رسيد.
پيامبر آمد تا گنج نهفته درون انسان ها
را شكوفا سازد
تا نعمت فراموش شده را
به آنها متذكر شود.
پيامبر آمد تا پرده از عقل ها برداردو
زنگارها از فطرت ها بزدايد.
پيامبر
پيامبر رحمت بود
پيامبر
هدايت بود. دستگير انسان ها بود
نجات
دهنده ي بشريت بود
به سعادت رساننده
بشريت بود
خارج كننده از تاريكي
ضلالت و جهالت بود.
پيامبر آمد تا انسان ها را از اعماق
دره هاي دنياطلبي وارهاند و او را به كمال
خداجويي رهنمون باشد.
پيامبر آمد تا دل هاي خواب مردم را
بيدار كند
خاك غفلت از آنها بگيرد و همه
را متوجه « خدا » كند.
پيامبر آمد تا مردم را مطيع خدا كند
آنها را از بندگي شيطان رها كند و به
عبوديت خدايي كه شايسته ي عبادت
است هدايت كند.
و اين مسلم است آنها كه دوستدار
پيامبر بودند و اطاعت كننده اش
مطيع
خداوند بودند و آنها كه پشت به پيامبر
كردند
خشم و غضبت الهي را براي خود
خريدند.
و اين روي آوري و اطاعت از پيامبر
براي همه موارد است حتي غدير. و آن
معصيت و پشت كردن به پيامبر نيز نبايد
حتي در يك مورد صورت گيرد.
آري
آنچه كه پيامبر براي آن آمد
علي عليه السلام ادامه دهنده ي آن بود.
هنوز فرياد پيامبر در گوش ها طنين
انداز است .
« هر كه به كشتي نبوت من درآمده
است
اينك در ساحل امامت علي پياده
شود و گرنه بي ترديد غرقه
مي گردد.
آمده بودم كه از ظلمت وارهانمتان
و
اينك خورشيد در دست هاي علي است .
آمده بودم كه از عذاب الهي
بترسانمتان
بترسيد از خيانت به علي .
آمده بودم كه راه بهشت را بنمايمتان
پا جاي پاي علي بگذاريد.
آمده بودم كه دين را بياورم . صراط
مستقيم
علي است . دين
علي است
بتمامه .
علي مظهر اتم و اكمل دين است . راه
با علي هدايت است و بي علي
ضلالت »
(1 )
و اينك كه پس از قرن ها فرياد پيامبر
را مي شنويم
چه پاسخي به آن حضرت
مي دهيم لبيك گوي نداي مباركش
هستيم و بر لبانش بوسه مي زنيم و به
پايش مي افتيم
يا لال مي شويم و چشم
فرو مي بنديم و دل را كور مي كنيم
راه بهشت را برمي گزينيم يا رسول
خدا را رها مي كنيم و راه خود مي رويم
ياري علي راانتخاب مي كنيم و سر بر
آستانش مي ساييم يا سر در كار خود فرو
مي بريم و دست از ياري اش مي كشيم
آن ندا كه آن روز علي را اقامه كرد
و
آن دست كه آن روز دست علي را بالا
گرفت
و آن كلام كه آن روز براي علي عليه
السلام جاري بود
امروز اينچنين به زبان
حال
طنين انداز است :
« راه با مهدي (عج )
هدايت است و
بي مهدي (عج ) ضلالت . او قيام خواهد
كرد حتي اگر يك روز از عمر دنيابيشتر
نمانده باشد
بر مردم است كه فرزند
مهدي (عج ) را رها نكنند
اگر آسايش و
رحمت را جستجو مي كنند. »
اگر امروز پاي سخن رسول رحمت
بنشينيم به ما مي فرمايد كه تمام دين
مهدي است . دينداري بي مهدي (عج )
يعني كفر و ضلالت . آن كس كه بميرد در
حالي كه حضرت مهدي (عج ) را نشناخته
باشد
به مرگ جاهليت مرده است ;
مردني در حال كفر و نفاق و گمراهي ! آن
كس كه قرآن بخواند و مهدي (عليه
السلام ) را باور نداشته باشد
از قرائتش
كه چه ثوابت ها دارد
بي بهره مي ماند!
و اگر امروز بجاي هشتمين امام
دوازدهمين امام سر از كجاوه بيرون آورد
مردم دنيا را چنين خطاب مي كند كه آن
كلمه اي كه شما را از آتش جهنم مي رهاند
و به بهشت مي رساند بدان شرط
مقبول
است كه با ولايت امام زمانتان همراه
باشد.
آري امروز سكان هدايت به دست
امام عصر (عج ) است .
امروز نماز بي ولايت ايشان
نماز
نيست .
امروز عبادات
بي توجه به ايشان
عبادت نيست .
امروز بي توجهي به ايشان زنگ خطر
خروج از دين مقبول الهي است .
امروز ياد ايشان ونام ايشان محور
حق و باطل است . آنها كه به او بپيوندند بر
حقند و نجات يافتگانند و آنها كه چون
كبك سر دربرف غيبت فرو برند و خود را
به خواب زمستاني زنند بر باطل اند و
هلاك شدگانند مگر آن كه لطف الهي
شامل حالشان شود و بيدار شوند.
آن دست كه امروز در دست هاي
مهربان مهدي قرار گيرد و با او بيعت كند
فرداي قيامت همراه با غديريان پايدار
در
دست هاي مبارك رسول خدا(ص ) جاي
مي گيرد.
آن زبان كه امروز بر تعجيل در فرج
امامش زياد دعا كند
ثابت و پايدارتر
است تا فرداي ظهور ثناگوي حضرتش
بوده و مردم را به ياري آن حضرت
فراخواند.
و آن پا كه امروز در روي آوري به
امور مربوط به آن حضرت توفيق بيشتر
داشته باشد اميد مي رود كه فرداي ظهور
با شتاب به سمت حضرتش رود و
ياري گرش باشد.
و بر اين دست و پا و بازوي بيدار
دلاني كه شب و روز چشم انتظار ظهور
امام زمان خود هستند بوسه بايد زد. اميد
كه بر اين اعتقاد همواره ثابت قدم بمانند
تا دل مطهر رسول خاتم همواره از آنها
شادان باشد.
پانويس
1 ـ سيد مهدي شجاعي
خداكند تو بيايي
ص 49 (چاپ ششم تهران 81 ) و در جاي
جاي اين گفتار
از آن كتاب بهره برده شد.

*****
امام مهدي (عج ) در روايات اهل سنت
|

(1 )
امام زمان عليه السلام
هدايتگر امت هاست . بنابراين او
همانند پدري مي ماند كه
فرزندان گوناگون دارد
دلسوز
همه است و براي هدايت همه ي
مردم اقدام مي كند. آن حضرت
دوست دارد كه همه ي مردم
سعادتمند شوند
همه به او رو
بياورند
و از او كه حجت
خداست روبرنگردانند. خطاب
او به همه ي مردم دنيا
به
خصوص آن ها كه از اين
رحمت الهي گريزانند
خطاب
نوح است به فرزندش كه « بيا با
ما سوار بر كشتي شو » اما اگر
مردم
خود نخواهند هيچ كس به
اجبار
آنها را به ديانت كه اصل
آن شناخت امام زمان (عج )
است
وا نمي دارد.
خداوند چنين مقرر
فرموده كه راه را به همه نشان
دهد
هر كس شكرگزار شد در
آن گام برمي دارد و هر كس
ناسپاسي كرد از آن تخلف
مي كند و راهش را كج كرده و يا
در آن گام نگذاشته و از راه
مي ماند. اما همانطور كه گفته
شد مهربان امام ما
همچون
پدري دلسوز
دوست دارد كه
همه در راه رستگاري گام
بردارند و از آن حضرت جدا
نشوند.
به همين سبب
خلاصه اي
از كتاب « الامام المهدي في
روايات اهل السنه » تقديم
مي گردد. اين كتاب
بيست و
نهمين كتاب از سلسله
كتاب هايي است كه مجمع
جهاني اهل البيت (ع ) تحت
عنوان « في رحاب اهل البيت »
منتشر ساخته است . (1 ) اميد
كه دل هاي ما روز به روز نسبت
به امام عصر عليه السلام
متمايل تر شده
زبان هاي ما بر
دعاي براي تعجيل در فرجش
پر تحرك تر گرديده و اعمال ما
نيز در جهت رضايت خاطر
ايشان قرار گيرد.
(2 )
عقيده به مهدي موعد
مختص اديان آسماني نيست .
متفكراني همچون
« برتراندراسل » نيز معتقدند كه
« جهان در انتظار مصلحي است
كه همه را به زير يك پرچم و
يك سخن واحد
هدايت
كند . » (2 )
باتوجه به اينكه گفتگوي
ما
در خصوص « امام
مهدي (عج ) در روايات اهل
سنت » است اين بحث را در
چند عنوان ادامه مي دهيم :
1 ـ اعتراف علماي اهل سنت
به ولادت حضرت
حجت (عج )
2 ـ اسامي و القاب و معرفي
پدران پاك امام زمان (عج )
3 ـ صفات و ويژگي ها
4 ـ مقام و عظمت امام عصر
عليه السلام نزد خداي
متعال .
5 ـ مهدي
جانشين خدا در
زمين است و دوازدهمين
امام .
6 ـ مهدي عليه السلام بر
عيساي مسيح امامت مي كند.
7 ـ پرچم مهدي عليه السلام
8 ـ بخشش امام زمان عليه
السلام
9 ـ معجزات امام عصر عليه
السلام
10 ـ خلاصه ي بحث
(3 )
اعتراف دانشمندان اهل
سنت به ولادت حضرت حجت
عليه السلام
پاسخ گويايي
است به تمامي كساني كه منكر
ولادت آن حضرتند. آيا آن ها
نمي دانند كه زمين حتي براي
يك لحظه از حجت خدا خالي
نمي ماند !
« ابن اثير جرزي » متوفي
630 هجري قمري در كتاب
خود « الكامل في التاريخ » در
حوادث سال 260 چنين
مي نويسد : « در اين سال
ابومحمد علوي عسگري كه
يكي از امامان دوازدهگانه
شيعه اماميه است
درگذشت .
او پدر « محمد » است
همان
كسي كه شيعيان او را به عنوان
منتظر اعتقاد داشته و
مي شناسند . » (3 )
« ابن خلكان » متوفي 681
هجري قمري نيز در مورد امام
عصر عليه السلام نيز
مي نويسد :
« ولادتش در روز جمعه
نيمه شعبان سال 255 بود » (4 )
ساير دانشمنداني همچون
« ذهبي » (متوفي 748 ) و
« ابن حجر هيثمي » (متوفي
974 ) و شيراوي شافعي
(متوفي 1171 ) و بسياري
ديگر از علماي قديم و جديد
اهل سنت به اين ولادت
باشكوه اعتراف كرده اند.
چنانكه روايات آتي كه در طي
مباحث آينده مي آيد
دليل
محكمي بر ولادت آن حضرت
است .
(4 )
1 ـ « انس بن مالك » از رسول
خدا روايت مي كند كه « ما
فرزندان عبدالمطلب
بزرگان
اهل بهشتيم . من و حمزه و علي
و جعفر و حسن و حسين و
مهدي » (5 )
2 ـ « ابو سعيد خدري » از رسول
خدا چنين روايت مي كند :
« قيامت برپا نمي شود تا آن كه
زمين از ظلم و عدوان پر شود » .
آن گاه فرمود : « سپس مردي از
خاندانم (يا از اهل بيتم )
خروج مي كند كه زمين را از
قسط و عدل پر مي كند به همان
گونه كه از ظلم و عدوان پر
شده باشد . » (6 )
3 ـ پيامبر اكرم فرمودند :
« مهدي از ما اهل بيت است .
خداوند امر او را در يك شب
اصلاح مي كند . » (7 )
4 ـ « حذيفه » از رسول خدا
روايت مي كند : « اگر از عمر دنيا
جز يك روز باقي نمانده باشد
خداوند عزوجل آن روز را آن
قدر طولاني مي كند كه مردي از
فرزندانم كه هم نام من است در
آن روز خروج
كند » .
« سلمان » مي پرسد : اي
رسول خدا
او از كداميك از
فرزندان شماست
حضرت مي فرمايد : « از اين
فرزندم
و آن گاه با دست
مباركشان به (شانه ) امام
حسين مي زنند . » (8 )
(5 )
احاديث بسياري از اهل
سنت در خصوص صفات و
ويژگي هاي جسماني حضرت
مهدي (عج ) بيان شده است از
آن جمله :
1 ـ « قتاده » از « ابن الحرث » :
« مهدي عليه السلام خروج
مي كند در حالي كه چهل ساله
است
گويا مردي است از بني
اسرائيل » . (9 )
2 ـ « حذيفه » از رسول خدا
چنين روايت مي كند : « مهدي
مردي است از فرزندان من
صورتش همچون ماه درخشنده
است رنگش رنگ عربي و
جسمش جسم بني اسرائيلي
است
زمين را از عدل پر
مي كند همان گونه كه از جور پر
شده باشد
به خلافتش ساكنان
آسمان و زمين و پرندگان در
فضا راضي اند . » (10 )
3 ـ « ابن عباس » نيز روايت كرده
كه « مهدي جوان است
از ما
اهل بيت » . (11 )
(6 )
پيش از اين
روايتي نقل
شد كه مهدي (عج ) را جز
سادات اهل بهشت برشمرده
بود. از « ابن عباس » نيز روايت
شده كه رسول خدا فرمودند :
« مهدي طاووس اهل بهشت
است . » (12 ) و از « ابن عمر »
روايت شده كه رسول خدا
فرمودند :
« مهدي (عج ) خروج مي كند در
حالي كه بر بالاي سر مباركش
ابري (يا فرشته اي ) (13 ) است
كه در آن ابر
مناديي ندا مي كند :
اين مهدي است
خليفه ي
خدا
پس او را پيروي
كنيد » . (14 )
(7 )
امير المومنين عليه السلام
از رسول خاتم (ص ) سوال
مي كند : « آيا مهدي از ما امامان
هدايت است يا از غيرمااست »
حضرت رسول در پاسخ
مي فرمايند : « بلكه او از ما
است
به ما دين ختم مي شود
همان گونه كه به ما آغاز شد.
مردم به ما از گمراهي فتنه رها
مي شوند همان گونه كه از
گمراهي شرك نيز رهايي
مي يابند. و به ما خداوند بين
دلهايشان الفت در دين ايجاد
مي كند وبعد از دشمني فتنه
همان گونه كه خداوند بين
دلهايشان ودينش بعد از
عداوت شرك
دوستي و الفت
ايجاد كرد . (15 )
(8 )
رواياتي كه اهل سنت در
اقتداي عيسي مسيح ـ علي
نبينا و آله و عليه السلام ـ به
حضرت مهدي عليه السلام در
نماز جماعت نقل كرده اند
فراوان است از آن جمله :
1 ـ ابن عمر مي گويد : « مهدي
آن كسي است كه عيسي بن
مريم بر او نازل مي شود و پشت
سر او به نماز
مي ايستد » (16 )
2 ـ مناوي در شرح حديث « منا
الذي يصلي عيسي بن مريم
خلفه » مي نويسد :
« از ما » يعني : از ما اهل البيت ...
« خلفه » يعني عيسي مسيح به
هنگام نماز صبح از آسمان نازل
مي شود (بر مناره ي سفيد
شرقي ) و امام مهدي عليه
السلام را مي بيند كه مي خواهد
نماز بخواند
پس در اين هنگام
حضرت مهدي عليه السلام
متوجه او مي شود
عقب مي آيد
تا او جلو بايستد
اما عيسي
عليه السلام او را مقدم مي دارد
و پشت سرش به نماز
مي ايستد. پس چه فضيلت و
شرفي بالاتر از اين
براي اين
امت !(17 )
(9 )
آنچه بر پرچم مهدي
نوشته شده اين است : « بيعت
براي خداي متعال » (18 )
(10 )
جابر از رسول خدا (ص )
روايت كرده كه آن حضرت
فرمودند :
« در آخر الزمان خليفه اي
است كه مال را تقسيم مي كند
اما آن را شمارش
نمي كند » . (19 )
(11 )
از اميرالمومنين عليه
السلام روايت شده كه
فرمودند :
امام مهدي (عليه السلام )
به پرنده آسماني اشاره مي كند
و در مقابلش به زمين مي افتد! و
شاخه ي خشكي را كه در
گوشه اي از زمين مي كارد
به
زودي سبز مي شود و برگ
مي روياند . (20 )
(12 )
خلاصه آن كه : وقتي عقيده
به مهدويت
اختصاص به
اديان آسماني ندارد و حتي
مدارس فكري بشر و فلاسفه ي
غير ديني نيز به آن معترفند
چه
جاي اين بحث كه به اعتراف
اديان آسماني و بشارات كتب
عهدين و غير آنها بپردازيم و
به طريق اولي
چه جاي اين
بحث كه به پاي سخنان
انديشمندان سني مذهب
بنشينيم و به اعترافات آنها در
خصوص تولد و ساير
ويژگي هاي مهدي عليه السلام
بپردازيم
اما از آنجا كه دشمن
هدايت
در شبه پراكني و سنگ
اندازي در راه نور و هدايت
آرام نمي نشيند
بايد در
جستجوي حق
كتب مختلف
را ورق زد و از لابلاي آن
مواردي از آنچه خوانديد
استخراج كرد.
علما و دانشمنداني بوده اند
كه تواتر احاديث مهدويت در
بين كتب مورد قبول شان
آنها
را بر اين داشته كه صريحا به
اين كثرت و تواتر اعتراف كنند
از جمله :
بر بهاري (متوفي 329 )
آبري شافعي (متوفي 363 )
قرطبي مالكي (متوفي 671 )
مزني (متوفي 742 )
ابن قيم
(متوفي 751 )
ابن حجر
عسقلاني (متوفي 852 ) و
بسياري ديگر از دانشمندان
در خاتمه اميد داريم با
دعاي خير تمامي مردم عدالت
جو
صلح طلب و امنيت خواه
خداوند در فرج موفور السرور
امام عصر عليه السلام تعجيل
نمايد و شادي و نشاط را در
بين همه ي مردم منتشر
كند.
آمين
ع . طلوع
پي نوشت ها :
1 ـ اين مجموعه در چهل مجلد
اولين بار در سال 1422 هجري
قمري منتشر شده است .
هفتمين كتاب از اين سلسله
پيرامون رجعت و بيست و
سومين كتاب
تحت عنوان
« المهدويه عند اهل البيت »
منتشر شده است .
2 ـ المهدي الموعود و دفع
الشبهات عنه
سيد عبدالرضا
شهرستاني
ص 6
3 ـ الكامل في التاريخ
274
7
4 ـ وفيات الاعيان 176
4
5 ـ سنن ابن ماجه 1368
2 ح
4087
6 ـ مسند احمد 424
3 ح
10920 + مستدرك الحاكم
577
4
7 ـ مسند احمد 84
1 + تاريخ
البخاري 371
1 ح 994
8 ـ فرائد السمطين 310
2 ـ
315
9 ـ فتن ابن حماد 258
ح
1008
10 ـ الفردوس 496
4 ح
6940
11 ـ كنز العمال 585
14 ح
39658
12 ـ الفرودس 222
4 ح
6668
13 ـ برهان المتقي 72
باب 1
ح 2 + فرائد السمطين 316
2
ح 569
14 ـ الفصول المهمه
فصل
12 ص 298 + عقد الدرر
باب 6 ص 183
15 ـ المعجم الاوسط 136
1
ح 157
16 ـ الحاوي للفتاوي
78
2
17 ـ فيض القدير 17
6
18 ـ عقد الدرر
باب 9 ص
274
19 ـ صحيح مسلم (همراه با
شرح نووي ) 39
18
20 ـ البرهان متقي هندي
باب
1 ص 76 ح 14

| |