بسم الله الرحمن الرحيم
درخواست سوريه براي محكوم كردن تجاوز هوائي رژيم
صهيونيستي به عمق خاك سوريه
در شوراي امنيت به نتيجه
مطلوبي نرسيده و آمريكا رسما از تجاوزات اسرائيل حمايت
كرده است . بوش كوچك اين قبيل تهاجمات را حق اسرائيل در
مرحله مقابله با تروريسم اعلام كرده و بطور همزمان يك مقام
ارشد آمريكائي در مصاحبه با « الشرق الاوسط » اعلام كرد آمريكا
از چندروز پيش از طرح حمله اسرائيل به سوريه خبر داشت و
بارها به دمشق اعلام كرد كه در جنگ عليه تروريسم اشتباه نكند
و از حمايت گروههاي فلسطيني دست بردارد. دمشق به اين
موضوع پاسخي نداد و اسرائيل ساعاتي پيش از حمله به سوريه
مجددا از آمريكا كسب تكليف كرد و نهايتا حمله خود را آغاز
كرد.
بدين ترتيب كاملا آشكار شده است كه تجاوز هوائي اسرائيل
به عمق خاك سوريه با اطلاع و « چراغ سبز » آمريكا انجام گرديده
و مقامات واشنگتن هنوز هم از اين تجاوزات حمايت مي كنند.
اينها مواضع كشوري است كه به دروغ
خود را « پرچمدار مبارزه
با تروريسم » معرفي كرده و تصريح مي كند كه « هر كشور يا دولتي
يا با آمريكاست يا با تروريست ها » . لكن امروزه كساني كه با
آمريكا هستند
در واقع در جبهه تروريست ها قرار مي گيرند چون
تمامي قوانين بين المللي را آمريكا و اسرائيل زيرپا گذاشته اند و
سعي دارند قانون جنگل را حاكم سازند كه بموجب آن
هركس
قادر به انجام هر اقدامي بود
طبعا مجاز به انجام آن هم هست ...
اخبار و گزارشات رسيده حاكيست كه صهيونيست ها با
مشاهده نتايج تجاوز هوائي به سوريه با دريافت حمايت آشكار
آمريكا تشويق شده اند و باحملات وحشيانه به لبنان
جنايات
خود را تكميل كرده اند.
نكته جالب توجه اينست كه در اسرائيل
پرچم مبارزه با
تروريسم دردستهاي خون آلود « اريل شارون » قرار دارد كه با يك
پرونده سياه و مملو از جنايت و كشتار
نخست وزيري اسرائيل
را برعهده گرفته است . او در دوره حاكميت استعماري انگليس بر
فلسطين
جزو گروه تروريستي « هاگاتا » بوده و هزاران نفر
فلسطيني را با دستهاي خود به قتل رسانده است . اگرچه اين
سوابق نكبت بار شارون در تاريخ به ثبت رسيده است اما براي
شناخت شارون
احتياج به كنكاش در تاريخ دوران قبل و بعد از
جنگ جهاني دوم هم نيست . چرا كه شارون قصاب اردوگاههاي
صبرا و شتيلا شخصا دستور قتل عام حدود 5 هزار فلسطيني را
در اين اردوگاه مستقيما صادر كرد. وي در ماههاي اخير هم در
« جنين » به جنايت عليه فلسطيني ها پرداخت و « حمام خون » به
راه انداخت و اگر فيلمي از جنايات ماههاي اخير صهيونيست ها
در جهان پخش شود
ديگر صهيونيست ها و آمريكا جرئت تكرار
ادعاي مبارزه با تروريسم را بخود نمي دهند چرا كه دنيا آنها را به
چشم دژخيمان خون آشامي نگاه مي كند كه براي قتل عام
فلسطيني ها هيچ حد و مرزي را نمي شناسند. بالاتر از آنچه امروز
در صحنه تاريك موجوديت رژيم اشغالگر صهيونيستي
مي بينيم
هيچ رسوائي و ننگي در تاريخ نمي توان سراغ گرفت كه
جنايتكاران به كشتار و جنايت و قتل عام مردم بيگناه فلسطين
بپردازند و در عين حال براي مبارزه با تروريسم
عربده بكشند و
جنايات خود را توجيه كنند و مورد حمايت آشكار رئيس
جمهور عقب افتاده آمريكا هم قرار بگيرند.
صرفنظر از اين مسائل كه البته در جاي خود بسيار با اهميت
و حساس و تعيين كننده است
براي لحظه اي تصور كنيم كه در
فلسطين
چه رخ مي دهد مردان و زنان
كودكان و حتي طفلان
شيرخواره اي كه از ابتداي تولدشان در ميان حصارهاي امنيتي
در محاصره سيم هاي خاردار و درون اردوگاههائي كه حتي از
امكانات اوليه زندگي هم كاملا محرومند
بدون كار
بدون آينده
بدون بهداشت
بايستي در انتظار لحظه اي باشند كه توسط
دژخيمان اسرائيلي به قتل برسند
يا براي شكنجه و مجازات
جرمي كه هرگز مرتكب نشده اند
به نقاط نامعلومي منتقل
شده اند و كمترين اطلاعي از آنها دردست نيست . به راستي ملتي
كه با جنايتكاران سازمان يافته اي همچون صهيونيست هاي
اشغالگر
دست به گريبان است و ابرقدرتهاي سلطه گر با
بهره گيري از سركوب و نابودي آنها اميدوارند كه بر قلب منطقه
نفت خيز جهان اسلام براي هميشه مسلط شوند
چه اقدامي بجز
دفاع از خود مي توانند انجام دهند و آيا دفاع يك ملت مظلوم و
ستمديده در جهت كند كردن شتاب حركت ماشين جنگي
اشغالگران وحشي
مشروع نيست آيا اگر اسرائيل اشغالگر جزو
اقمار آمريكا و انگليس نبود و منافع نامشروع قدرتهاي بزرگ با
ادامه اين جنايات اسرائيل
تضمين نمي شد
آيا باز هم آنها
مدافعين راه عزت و آزادي و استقلال فلسطين عزيز را « مشتي
تروريست » مي ناميدند بالاتر از همه
آيا با حمايت گستاخانه
قدرتهاي شيطاني از اشغالگران
مي توان ماهيت عمليات
ضداشغالگري را وارونه جلوه داد و مبارزين شجاعي را كه جان
خود را سخاوتمندانه در راه آزادي و استقلال فلسطين عزيز
هديه كرده اند و مي كنند
« تروريست » ناميد
اسرائيل اشغالگر با اين جنايات خود روي تاريخ را سياه
كرده است و آمريكا با حمايت از اشغالگران و توجيه جنايات
آنهاروي مردم آمريكا را سياه كرده است . بيچاره آنها كه فكر
مي كنند آمريكا منطق دارد و حرف حق اگر صحيح و دقيق بازگو
شود
دولتمردان آمريكائي
آنرا مي پذيرند و برآن صحه
مي گذارند حال آنكه تجربه هاي اخير همانند تجارب گذشته
بخوبي ثابت مي كند كه آمريكا بجز منافع نامشروع خود به هيچ
چيز ديگري نمي انديشد.
زماني آمريكا با سازماندهي گروهك تروريستي طالبان
درصدد فتنه انگيزي در افغانستان بود و براي به حاكميت
رسانيدن طالبان از هيچ جنايتي فروگذار نكرد اما بمحض آنكه
دريافت كه اهدافش توسط اين گروهك بي ريشه قابل تامين
نيست
ناگهان ژست مبارزه ضد تروريستي به خود گرفت و براي
مقابله با طالبان
پيشقدم شد. كيست كه اين بازيهاي رسوا را
باور كند و به آمريكا كه مركز ثقل سازماندهي تروريست ها در
جهان است
اعتماد نمايد
آمريكا با حمايت از منافقين اميدوار بود كه يك آلترناتيو
براي نظام جمهوري اسلامي در اختيار دارد. امروزه عناصر
منافقي كه تا اين اواخر در خدمت ماشين جنگي صدام بودند و از
هيچ جنايتي در حق كردها و شيعيان و ساير مردم عراق فروگذار
نكرده بودند
با تسليم شدن به آمريكا در خدمت اهداف
تروريستي آمريكا در منطقه قرار گرفته اند ولي آمريكا هنوز هم
براي مبارزه با تروريسم عربده مي كشد.
تلخ است ولي واقعيت دارد كه آمريكا و اسرائيل از
بلاتكليفي و بلاتصميمي موجود در دنياي اسلام
بيشترين
سواستفاده را كرده اند و مي كنند. اگر مصر و آندسته از
كشورهاي عرب كه قراردادهائي با اسرائيل دارند
قرارداد خود را
كان لم يكن تلقي كنند و يا دستكم آنرا بحال تعليق در آورند
ديگر اسرائيل و آمريكا اينگونه عربده نخواهند كشيد. اگر
ارتش هاي عرب بنشانه اعلام همبستگي با سوريه
ارتشهاي خود
را به حال آماده باش كامل درآورند
ديگر كسي براي توجيه
تجاوزات اسرائيل وسوسه نخواهد شد. و اگر دنياي اسلام با
مشاهده چنين جناياتي
مراتب خشم و انزجار خود را با اتخاذ
تصميمات عملي
جدي
موثر و متناسب با ابعاد جنايات و
گستاخيهاي اسرائيل و آمريكا بنمايش بگذارد
منطقا بعيد بنظر
مي رسد كه اين جنايات ادامه يابد.
دنياي اسلام
مي تواند و بايستي بتواند در مقابل جنايات و
شرارتهاي مثلث آمريكا ـ اسرائيل ـ انگليس بايستد و اين
توطئه هاي شرم آور را در نطفه خفه كند. اما اگر همه چيز به شعار
برگزار شود
هيچكس روي اين شعارها هم حساب نخواهد كرد.

|