روزنامه جمهوري اسلامي 15/07/1382 صفحه عقيدتي

  • اوصاف ياران مهدي موعود(عج )
  • انتظار و ضد انتظار
  • *****
    اوصاف ياران مهدي موعود(عج )


  • رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي (عج ) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم :
    1 ـ اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير قال : قال جعفر الصادق رضي الله عنه : ما كان قول لوط عليه السلام لقومه : « لو ان لي بكم قوه او آوي الي ركن شديد » 1 الا تمنيا لقوه القائم المهدي و شده اصحابه . و هم الركن الشديد فان الرجل منهم يعطي قوه اربعين رجلا. و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل .
    قندوزي در كتاب ينابيع الموده 2 از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق (ع ) فرمودند :
    گفتار حضرت لوط عليه السلام درباره قومش كه فرمود : « اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم » آرزوئي است بر قدرت قائم ما « مهدي (ع ) » و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي (ع ) داراي قدرت چهل مرد هستند دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند دست از شمشيرهاي خود (در پيكار با دشمنان دين ) بازنمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.
    2 ـ قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر (ع ) فرمودند :
    ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان 3.
    خداوند بزرگ در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس (نسبت به دشمنان و كافران ) مي افكند . پس هنگامي كه قائم ما مهدي (ع ) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.
    3 ـ سيوطي در كتاب « الحاوي » از « نعيم ابن حماد » نقل مي كند كه امام باقر (ع ) فرمودند :
    يظهر المهدي بمكه عند العشا الي ان قال : فيظهر في ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف رهبان بالليل اسد بالنهار الي ان يقول : فيلقي الله محبته في صدور الناس فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل 4.
    مهدي (ع ) به هنگام نماز خفتن در مكه ودر ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي (از گوشه و كنار آسمان و بسرعت ) جمع مي شوند پارسايان شب و شيران روزند.
    پس خداوند محبت مهدي (ع ) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.
    4 ـ حسن بن سفيان و ابن نعيم از « ثوبان » نقل مي كنند كه رسول خدا(ص ) فرمودند :
    تجي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبر الحديد . 5
    (در زمان ظهور حضرت مهدي ) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق خواهند آمد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي اهن سخت و محكم .
    5 ـ نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق (ع ) در حديثي از امام مهدي (عج ) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند :
    فاذا هزهالم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطي قوه اربعين رجلا6.
    هنگامي كه پرچم مهدي (ع ) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.
    6 ـ شيخ طبرسي در « اعلام الوري » (ص 435 ) و شيخ صدوق در « كمال الدين » (نسخه مخطوط ) و راوندي در « خرايج » 7 از « ابي جارود » نقل مي كنند كه امام باقر(ع ) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند :
    قال اميرالمومنين (ع ) علي المنبر : يخرج رجل من ولدي في آخر الزمان ... الي ان قال : فاذا هزرايته امنا لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس لعباد فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوه اربعين رجلا.
    امير مومنان حضرت علي (ع ) بر منبر فرمودند : در آخر الزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست ... (تا اينكه مي گويند) هنگامي كه رايت (پرچم ) او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان . خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.
    7 ـ سيد بن طاووس در كتاب « الملاحم و الفتن » (ص 52 چاپ نجف ) از « ابن رزين غافقي » نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي (ع ) شنيدم :
    و رجال كان قلوبهم زبر الحديد لايشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر لو حملوا علي الجبال لازالوها لايقصدون برايه بلده الا اخر بوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام يطلبون بذلك البركه . و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.
    فيهم رجال لاينامون الليل لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم رهبان بالليل ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشيه الله مشفقون يدعون بالشهاده و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين (ع ) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيره شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصر الله امام الحق .
    ياران مهدي مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد آنجا را به سقوط وادار سازد گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيز چنگ براي تبرك و فرخندگي دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند و هرچه را اشاره كند با جان و دل انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند.
    آنانند راهبان شب و شيران روز و هم آنانند گوش به فرمان امام خويش . ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه يشان آويخته است . اين مردان تنها از خدا مي ترسند فرياد « لااله الا الله » و « الله اكبر » آنان بلند است همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان « يالثارات الحسين » (بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين ) است . به هر سو روي آورند ترس و بيم از هيبت آنان پيشا پيش در دل مردمان افتد : (و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.
    همچنين در روايات متعدد ديگري اوصاف اصحاب مهدي (ع ) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است :
    خير فوارس علي ظهر الارض يومئذ.
    آنان بهترين دليران روي زمين هستند.
    او من خير فوارس علي ظهر الارض في يومئذ.
    يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.
    رجال عرفوا الله حق معرفته .
    مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.
    اصحاب الالويه .
    آنها پرچمداران (حضرت مهدي (عج )) هستند.
    الفقها و القضاه و الحكام .
    آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند. (برگرفته از كتاب خصال ياوران مهدي « عج » )
    پاورقي :
    1 ـ سوره هود آيه 80
    2 ـ ينابيع الموده ص 9 ـ5 چاپ نجف
    3 ـ ينابيع الموده ص 538 چاپ نجف
    4 ـ الحاوي ج 2 صفحات 144 و 145
    5 ـ الحاوي ص 133
    6 ـ غيبت نعماني ص 167
    7 ـ الخرايج و الجرايح ص 195
    حضرت علي (ع ) : ياران مهدي مرداني هستند فولاددل كه همه وجودشان يقين به خداست مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند آنها را از جاي بركنند. پرچم پيروزمند آنان به هر شهر و دياري روي نهد آنجا را به سقوط وادارد.
    حضرت علي (ع ) : ياران مهدي راهبان شب هستند و شيران روز. و هم آنانند گوش به فرمان امام خويش . آنان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است . اين مردان تنها از خدا مي ترسند فرياد « لااله الاالله » و « الله اكبر » آنان بلند است و همواره شهادت در راه خدا را آرزو مي كنند.

  • *****
    انتظار و ضد انتظار


  • روشن است كه چون شناختي از « انتظار » و « منتظر » پيدا شد و معيارهاي اين دو معلوم گشت و در آن معيارها با دقت و تامل نگريسته شد ضد انتظار و ضد منتظر نيز شناخته مي شود. چه بسا مردمي يا كسان چندي بپندارند كه منتظرانند و از ثواب و ارج انتظار و منتظران برخوردار ليكن چنين نيست چه بسا كساني تصور كنند كه در حال افضل عبادات به سر مي برند يعني انتظار فرج ـ چنانكه در احاديث +رسيده است ـ اما چنين نيست .
    جامعه اي كه از نظر اعتقاد و بصيرت و عمل و اخلاق و حضور و اقدام و آمادگي و ثبات و طهارت و زهد و شعور و شناخت و عدل و احسان آنچنانكه پيشوايان گفته اند و خواسته اند نباشد چگونه « منتظر » محسوب خواهد گشت
    كساني و مردمي كه فاقد ويژگيهايي اند كه ياد شد چه بسا ـ با توجه و تامل در واقعيت انتظار ـ ضد انتظار و ضد منتظر محسوب گردند نه منتظر.
    در احاديث و تعاليم رسيده است كه عفت و ورع و صلاح پيشه سازيد. در روزگار انتظار صبور باشيد. دوران غيبت را طولاني نشماريد زيرا كه وعده خدايي حق است و اگر چه به طور انجامد خواهد رسيد. در كار تشكيل حكومت حقه عجله نكنيد . صبر پيشه سازيد1...
    صبر در تعبيرات تعليمي دين در موارد بسياري به معناي صبر بر طاعت و زحمت عبادت است و صبر بر خودداري از معصيت و دوري از لذايذ دنيا و گناه ... صبر را در تعاليم تشيع نمي توان صبر در برابر ظلم و منكرات دانست . با اين وصف مسئله انتظار و لزوم آمادگي در ارتباط با صبر و تحمل و شكيبايي تغييري نمي كند. همه آنچه تكليف منتظران است بر جا و ثابت است چه منتظران صبور و بردبار باشند يا شتاب پيشه و نابردبار.
    انسان منتظر نمي تواند به نام « صبر » خواص اعتقادي و عملي و آمادگيهاي نظامي و اقدامي را ـ كه در احاديث ائمه بر آنها تاكيد شده است ـ از كف بنهد و از حالت حضور تكليفي انتظار به حالت غياب تكليفي درآيد و ضد انتظار گردد.
    (خورشيد مغرب محمدرضا حكيمي 277 و 288 )
    .1 معناي صبر در اينجا اين نيست كه ظلم و فساد اجتماعي را بپذيريد و در برابر آن ساكت باشيد و سلطه يهود و نصاري را ـ كه به نص قرآن رد و طرد شده است ـ قبول كنيد و خود در عصر غيبت براي تسلط بر سرنوشت خود و اجراي احكام ديني خود قدمي برنداريد بلكه معناي صبر اين است كه درباره رسيدن مهدي « ع » و ظهور او و تشكيل حكومت او عجله به خرج ندهيد و از دوري دوره انتظار بي تاب و توان نگرديد كه طول كشيدن آن حكمت است و رسيدن آن حق ... و خواهد رسيد.