بسم الله الرحمن الرحيم
هنگامي كه مردم در اسفند ماه سال 81 و در جريان انتخابات
دومين دوره شوراها به افراطيون جبهه دوم خرداد پشت كردند
آنها بجاي آنكه درصدد ريشه يابي اين رويداد برآيند
در يك
تحليل كاملا انحرافي اعلام كردند مردم از نظام و انقلاب
دلسرد
شده اند! ولي واقعيت چيز ديگري بود. مردم با اين اقدام خود به
افراطيون اعلام كردند كه آنها فاقد پايگاه مردمي هستند و اگر هم
روزي گوش شنوائي براي حرفهاي آنها وجود داشت
اكنون آن
زمينه نيز از بين رفته است . متاسفانه اينان بجاي اينكه با مشاهده
اين واقعيت در افكار و انديشه ها و رفتار و مواضع خود
تجديدنظر كنند
به فكر افتادند به كمك بوقهاي تبليغاتي
خارجي به همان راه انحرافي خود ادامه دهند كه مي بينيم
مي دهند.
روزي نيست كه راديوهاي بيگانه از عناصر ناراحت و
بي ريشه اي كه ديگر به خودشان هم ثابت شده است كه فاقد
پايگاه مردمي هستند
بعنوان مبارزين راه آزادي و پيشتازان
عرصه مبارزات نفس گير براي احياي حقوق بشر در ايران از
همين عناصر افراطي و بريده از مردم
تجليل بعمل نياورند.
مفهوم روشن اين حركت اينست كه اينان بجاي آشتي با مردم و
بجاي جلب نظر مردم ترجيح داده اند به بيگانگان متوسل شوند و
با بهره گيري از امكانات سياسي و تبليغاتي بيگانگان
خود را بر
مردم تحميل نمايند.
از معجزات « لابي خارجي » كه بگذريم
شيطنت واسطه ها را
هم نبايد دستكم گرفت
چرا كه آنها هستند كه اوضاع داخلي را
به قدري تيره و تار براي بيگانگان تشريح مي كنند و از موقعيت
انقلاب و نظام
چنان چهره اي درذهن بيگانگان تصوير مي نمايند
كه نمونه اش را در ماجراي اغتشاشات خرداد امسال به چشم
خود ديديم كه بوش كوچك براي آنكه از اين نمد براي خودش
كلاهي تدارك ببيند
بيانيه رسمي كاخ سفيد را طوري صادر كرد
كه بعدها باعث شرمساري سياستمداران آمريكائي شد و ژنرال
پاول وزيرخارجه آمريكا با سرافكندگي اعلام كرد كه ما خيلي تند
رفتيم
صدور آن بيانيه به مصلحت نبود! توني بلر نخست وزير
كودن انگليس نيز براي آنكه از بوش خيلي هم عقب نماند به نفع
مبارزين راه آزادي در ايران (بخوانيد عوامل اغتشاش و ناامني در
نيمه دوم خرداد ماه ) اظهار لحيه كرد ولي او هم جز شرمساري
چيزي بدست نياورد.
زمان گذشت اما بجز ناكامي و شرمساري و سرافكندگي
چيزي عايد طراحان و مجريان و حاميان آن بازي رسوا نشد. اما
اين بازي نبايستي به همين جا خاتمه يابد. بازيگراني كه به اميد
فراواني به صحنه كشانده شده اند
نبايستي دلسرد شوند. ديگر
حتي وعده هاي در گوشي هم چيزي را تغيير نمي دهد. شدت و
دامنه افسردگي روحي كسانيكه آرزوي تغيير نظام را در سر
مي پروراندند و صراحتا از « ختم انقلاب » سخن بميان آورده
بودند و حتي كساني كه تحت عنوان سخنراني علمي
سخيف ترين اهانت ها را به مقدسات روا داشتند
بسيار فراتر از
آن بود كه قبلا تصور مي شد. آنها بايستي قهرمانان بزرگي معرفي
گردند كه ديگران هم براي پيمودن راه آنها وسوسه شوند. آنها
بايستي « الگو » معرفي مي شدند
الگوهائي كه همه را به حيرت
اندازند!
اينگونه است كه طرح اعطاي جايزه حقوق بشر پارلمان
اروپا
طرح اعطاي جايزه صلح نوبل و امثال آنها موضوعيت
پيدا مي كند. اعطاي چنين جوائزي تنها از اين زاويه است كه
معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. بويژه آنكه حتي طرح
اين موضوع مي تواند براي مدتها خوراك تبليغاتي لذيذي براي
دشمنان انقلاب و نظام باشد و شايد حتي بوي جوائز بتواند
شامه ديگران را هم براي پيمودن اين راه بدفرجام
تحريك كند.
اما آيا اين شيوه ها مي تواند كمترين تاثيري در ميان مردم
هوشمند و آگاه ايران داشته باشد و پايگاه از دست رفته افراطيون
را به آنها باز گرداند قطعا طراحان
مجريان و حاميان اين بازي
رسوا به نتايج آن اميد فراواني بسته اند ولي مردم اگر تا ديروز
دليلي براي اثبات دلبستگي افراطيون به آنسوي مرزها نداشتند
امروز به چشم خود مي بينند كه متاسفانه اينان حتي به رسواترين
بازي هاي بازيگران باشگاه قدرت شيطاني غرب يعني جايزه هاي
سياسي دل خوش كرده اند و اين
بسيار شرم آور است
البته براي
كسانيكه از ننگ دلبستگي به بيگانه
گريزان باشند و براي ماندن
بر كرسي قدرت
به بيگانگان دل خوش نكنند و اين نكته را
دريابند كه تكيه بر بيگانگان همچون تكيه بر باد است .

|