ث خطبه 81 نهج البلاغه
ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
امير زاهدان و پارسايان عليه السلام در بخشي از يك خطبه
بلند
مردمان را به پارسايي و تقوا پيشگي موعظت فرمود و
حقيقت « زهد » را اين سان بيان نمود :
« اي مردمان ! زهد ورزيدن يعني :
دامنه آرزوها را كوتاه كردن (و خواهشهاي دل را كاستن ).
ـ نعمتها را سپاس نهادن (و خداوند سبحان را بر داده هايش
شكرگزاردن )
ـ و از حرامها دوري گزيدن (و حريم الهي را داشتن و از
نارواها و نابايستها پارسايي ورزيدن ).
پس
اگر (توانيد كه خويشتن را به اين مرتبت از وارستگي
رسانيد
خوشا به حال تان و فرخنده بادا جان تان ! اما اگر به اين
مكانت والا نرسيده ) همه اين منزلت را نيابيد
اما (همه آن را
يكجا از كف ننهيد و خويش را يكباره
محروم نكنيد
بلكه )
بكوشيد تا حرام بر شكيبايي تان چيرگي نيابد( و خواهشها و
هوسهاي نارواي دل
صبوري تان را نربايد و جان تان را به زبوني
نكشاند و روح تان را به پليديها نيالايد) و هنگامه برخورداري از
نعمتها
سپاس تان (از خداي رحمان ) را فراموش نكنيد
زيرا كه
خداوند
با برهانهاي نمايان ودليلهاي آشكار و با كتابها و
فرمانهاي پديدار و پايدار
حجت را بر شمايان تمام كرده و راه
عذر و بهانه را به روي تان بسته است . »
آري ! پيامبران الهي با كتابها و فرمانهاشان
و امامان و
رهبران راستين با رهنمايي هاشان
و عقلها و انديشه هاي سليم و
بالنده
با رهگشاييهاشان
حقيقت و طريقت سعادت و هدايت را
به مردمان نمايانده اند و جايي براي عذرتراشي وانگذاشته اند و
بهانه ها را از آدميان
ستانده اند.

*****
دنيا را بشناسيم
|
براي شناخت دنيا
بهترين كسي كه حق است نزد او زانوي
ادب به زمين بزنيم
آن كسي است كه با معراج الهي خود
تمام
دنيا و آخرت را و راههاي بين آن را به او نشان داده باشند و نيز
كسي كه برادر و وصي اوست . و نه تنها براي شناخت دنيا كه
براي شناخت هر امر ديگري نيز جز سراغ نبي و وصي نبي رفت .
اينك براي شناخت دنيا
متواضعانه نزد عالم به علوم نبوي
رفته و از آن خليفه برحق براي معرفت پيدا كردن نسبت به ماهيت
دنيا كمك مي طلبيم . آنچه از اين استمداد نتيجه مي شود اين
است كه :
« دنيا مذوم نيست . نگرش و برخورد ما اگر دنياطلبانه باشد
مذموم است وگرنه دنياي آخرت ساز هيچگونه ذمي
ندارد. »
آن حضرت به شخصي كه فريفته دنيا بود و در عين حال به
ذم دنيا مشغول بود
نهيب زده وفرمودند :
« ان الدنيا دارصدق لمن صدقها و دار عافيه لمن فهم عنها و
دار غني لمن ترود منها و دار موعظه لمن اتعظبها »
به راستي كه دنيا « منزلگاه » راستي است براي آن كس كه آن
را تصديق كند (به تغير و زوال و فنا) و « منزلگاه عافيت و
تندرستي » است براي آن كه آن را بفهمد (وخود را از آفات آن
درامان نگه دارد) و « منزلگاه بي نيازي » است براي آن كس كه از
آن براي روز نياز توشه برگيرد. و « سراي موعظه و نصيحت »
است براي آن كس كه از آن پندپذير باشد.
آري
ما كه در دنيا زندگي مي كنيم حق آن است كه آن را
بشناسيم و برخورد مناسب با آن
لااقل از جهت تصديق (به فنا)
و فهم (تغييرات ) و توشه اندوزي (براي آخرت ) و پندپذيري (از
دل نبستن به آن ) داشته باشيم .

*****
راه روشن
|
« نهج البلاغه » كتاب زندگي است
كتاب اخلاق است
كتاب انسان سازي
است
كتاب دين است
كتاب اعتقادات
است
كتاب تاريخ است
دنيايي است
شگفت انگيز كه در يك كتاب فراهم آمده
است .
به راستي پاسخ بسياري از پرسش ها
در اين كتاب شريف آمده است .
رهنمودهاي عملي آن
بسياري از
نيازهاي فكري و روحي را در زندگي
انسان ها برآورده مي سازد.
به « نهج البلاغه » لقب جالبي
داده اند : « برادر قرآن » عجيب لقب
شايسته و سزاواري !
همان گونه كه « قرآن » راهنماي
زندگي در دنيا و راهبر آدمي به راه
سعادت در آخرت است
تعاليم
نهج البلاغه نيز ضامن رستگاري در دنيا
و آخرت است . همان گونه كه « قرآن »
بيانگر همه نيازهاي بشر تا دامنه ي
قيامت است
« نهج البلاغه » نيز تعاليم
جاودانه اي دارد كه پاسخ گوي نيازهاي
آدميان است .
همان گونه كه « قرآن » در ميان ما
مسلمانان غريب
مهجور و دور افتاده
است
« برادر قرآن » نيز از او هم غريب تر
و مهجورتر است .
اينك مي خواهيم گام به گام پيش
برويم و آرام آرام با « نهج البلاغه » آشناتر
و مانوس تر شويم . مي خواهيم
كوتاهي هايمان را جبران كنيم
مي خواهيم حرف و سخن را كناري نهيم
و پاي در ميدان عمل بگذاريم
مي خواهيم در برنامه « راه روشن »
« نهج البلاغه » بياموزيم . مي خواهيم در
فرصت هايي كوتاه
با بخش هايي برگزيده
از اين كتاب شگفت انگيز آشنا شويم و
آموزه هاي آينده ساز و آخرت پرداز آن را
در زندگي فردي و روابط اجتماعي به
كار گيريم .
آنچه خوانديم از « آغاز » كتابي است
مختصر و پرمحتوا كه به همت دكتر نادر
فضلي و توسط انتشارات نبا (تهران 8 ـ
6421107 ) در سال 1381 براي اولين
بار چاپ و منتشر شده است .
اين كتاب در 72 صفحه به قطع
جيب پالتوئي چاپ شده و شامل هفت
درس با عناوين زير است :
بهترين دلها
گروه هاي مختلف مردم
دانش و دارايي
ثمره دانش
حيات جاودانه
غربت دانش
مرگ دانش
مباحث مذكور برگرفته از سخناني
ماندگار است كه حضرت
علي (عليه السلام ) خطاب به يكي از
ياران خويش فرموده است . اين سخنان
در بخش « حكمت هاي نهج البلاغه » آمده
است .
روش مولف در اين كتاب چنين
است :
ابتدا متن عربي را در هر درس نقل كرده
است
سپس واژه هايي را كه در درس آمده
توضيح داده است
آن گاه به ترجمه درس پرداخته است
و در پايان شرحي كوتاه درباره هر
درس بيان كرده است
در لابه لاي درس نيز به موارد ديگري
از آيات قرآن و فرموده هاي آن حضرت
و ساير معصومين عليهم السلام اشاره
كرده است : اينك بخش هايي از هر درس
را از نظر مي گذرانيم :
درس اول : بهترين دل ها
تشبيه حضرت علي عليه السلام
دل ها را به ظرف
از دو منظر قابل بررسي
است :
الف : برخي دل ها مانند بعضي
ظرف ها
كوچك
كم ظرفيت و كم
حجم اند. به اندازه ي يك انگشتانه هم
گنجايش ندارند. اما برخي دل ها
پرحجم و پرگنجايش هستند مثل دريا.
دل هاي گروه اول
شايستگي آن را
ندارند كه مطالب مهم و عميق و
حجيمي را در خود جاي دهند. مثل آن
مي ماند كه استكان كوچكي را زير شير
آب بگيريم كه آب با شدت وحجم زياد
از آن جاري است . اين استكان كوچك
به وسيله آن شير آب پرحجم هرگز
نخواهد شد زيرا اصلا تحمل آن حجم از
ريزش آب را ندارد. چنين استكاني بايد
با جريان ضعيفي از آب پر شود.
ب : بعضي دل ها به آبكش مي مانند
سوراخ هستند
هر چه آب در آن بريزي
فورا از آن بيرون مي ريزد. مثل آدمي كه
يك گوشش در است و گوش ديگرش
دروازه .
حضرت علي عليه السلام دل كميل
را از آن دل هايي مي داند كه لياقت
دريافت دانش دين را دارند.
درس دوم : گروههاي مردم
مردم سه گروهند :
گروه نخست دانشمنداني الهي اند
كه در دين و دانش پايدارند.
گروه ديگر دانش پژوهاني هستند كه
در راه نجات و رستگاري گام
برمي دارند.
گروه سوم مردمان پست و بيهوده ي
مگس گونه ي بي ارزش
مي باشند.
گروه سوم
متاسفانه بيشترين افراد
جامعه را تشكيل مي دهند. اين حقيقت
تلخي است كه در آيات بسياري از قرآن
مجيد به آن تصريح شده است .
در يازده آيه از آيات شريفه ي قرآن
اين مطلب ذكر شده است كه اكثر مردم
نادان هستند. اين ناداني مردم درباره
مهم ترين مسائل زندگي آنان است كه
سرنوشت دنيا و آخرت خود را رقم
مي زند. از آن جمله :
قيامت و حتمي بودن آن
قدرت خداوند
لطف و تفضل الهي بر برخي از بندگان
زنده كردن مردگان
ياري و نصرت خداوند بر بندگان
فطري بودن توحيد
عموميت دعوت پيامبراكرم (ص )
عظمت خلقت آسمان ها و زمين
و : بيشتر مردم بي ايمانند
درس سوم : دانش و دارائي
آن گاه حضرتش به بيان ارزش
والاي علم و دانش و مقايسه ي آن با
دارائي مي پردازد. شيوه ي آن حضرت
چنين است كه چون مطلبي را بيان
مي فرمايد اگر نيازمند دليل باشد دليل آن
را نيز مي فرمايد.
آن حضرت مي فرمايند : دانش
برتر
از دارايي است زيرا :
ما نگهبان دارايي هستيم
اما دانش
پاسبان ما است .
دارايي بر اثر هزينه كردن
كاسته
مي شود اما دانش بر اثر نشر
فزوني
مي يابد.
هر آن چه به وسيله ي مال و ثروت
پديد آمده باشد
با نابودي آن از ميان
مي رود.
درس چهارم : ثمره دانش
به ادامه سخنان آن حضرت
عليه السلام درباره علم و دانش و اهميت
دانش اندوزي گوش دل مي سپاريم :
دانش
حاكم و فرمان رواست و دارايي
محكوم و فرمان بر است .
شناخت دانش
روشي است كه به آن
پاداش مي دهند.
به وسيله دانش
آدمي در اين دنيا خدا
را اطاعت مي كند.
پس از مرگ
دانش يادگاري نيكو از
انسان باقي مي گذارد.
جالب است بدانيم كه پيامبر خدا(ص )
مردم را به فراگيري دين (حتي يك روز
در هفته ) فرا مي خواند :
« اف لرجل لا يفرغ نفسه في كل
جمعه لامر دينه فيتعاهده و يسال عن
دينه . »
بدا به حال مردمي كه در هر جمعه
فراغت و فرصتي براي خويش در
يادگيري امر دينش قرار نمي دهد كه در
آن فرصت و فراغت
متعهد باشد و از
امر دينش سوال كند.
درس پنجم : حيات جاودانه
در برخي از آيات قرآن
خداوند
مال اندوزي را فراوان نكوهش كرده است
و آنان را كه طلا و نقره مي اندوزند و آن
را در راه خدا انفاق نمي كنند
به عذابي
دردناك خبر داده است .
آنچه از اين درس مي آموزيم :
مال اندوزان
نابودشدگانند
حتي در
زمان حيات
دانشمندان
زنده و جاويدند
حتي
پس از مرگ
دانشمندان هم مي ميرند
اما آثار آن ها
در دل ها مي ماند.
درس ششم : غربت دانش
دو گروه شايستگي آن را ندارند كه
حضرت علي عليه السلام به آنها دانش
بياموزد
الف : تيزهوشاني كه از حربه ي دين
براي اهداف دنيايي بهره مي برند.
ب : ساده لوحان مطيعي كه با اندك
شبهه اي شك وجودشان را فرامي گيرد.
درباره ي گروه اخير
آن حضرت در
سخني ديگر چنين مي فرمايد :
كسي كه بي دانش دين
خدا را
فراوان عبادت مي كند
همانند استر
آسياب است كه به گرد خويش
مي چرخد و پيش تر هم نمي رود.
دو ركعت نماز كه دانشمندي گزارد
از هفتاد ركعت نماز عابد نادان بهتر و
برتر است . زيرا اگر فتنه و آزمايشي بر
مرد دانشمند روي آورد
او به دانش
خويش
از آن فتنه مي رهد. اما اگر آن
فتنه به عابد ناداني روي آورد
او را به
كلي از جاي برمي كند.
كسي كه دانش ديني زيادي دارد و
آگاهانه
خدا را عبادت مي كند
بهتر
است از كسي كه فراوان خدا را عبادت
مي كند
اما آن عبادتش همراه با دانش
اندك و آميخته به شك و شبهه
است .
درس هفتم : مرگ دانش
آنچه از درس پاياني اين مجموعه
مي آموزيم :
دو گروه ديگر هستند كه زمينه و آمادگي
و شايستگي آن را ندارند تا حضرت علي
عليه السلام به آنها دانش دين
بياموزد :
الف ـ كساني كه زمام خويش را به لذت
و شهوت سپرده اند.
ب ـ گروهي كه در جمع آوري مال و
ثروت بسيار حريص هستند.
حضرت عليه السلام اين دو گروه را
به هيچ روي شايسته دين داري نمي داند.
آنها بيشترين شباهت را به
چهارپايان چرنده دارند.
مرگ دانش
با وجود اين دو گروه و
نيز دو گروهي كه در درس پيش از آنها
ياد شد
فرا مي رسد.
مطالعه اين كتاب را كه پر از حقايق
ديني است به كليه دوستان اميرالمومنين
توصيه مي كنيم .

| | |