روزنامه جمهوري اسلامي 12/07/1382 صفحه مقالات

  • تحركات وزارت كشور براي انكار راي ديوان عدالت اداري در خصوص دفاتر نظارتي
  • افسوس و صدافسوس كه ...
  • *****
    تحركات وزارت كشور براي انكار راي ديوان عدالت اداري در خصوص دفاتر نظارتي


  • با به نتيجه نرسيدن سرانجام لايحه اصلاح قانون انتخابات در شوراي نگهبان به راحتي مي شد پيش بيني كرد كه وزارت كشور به عنوان مدعي اجراي قانون تفسيري خود در صدد فشار بر شوراي نگهبان از طريق عدم همكاري با دفاتر نظارتي برآيد.
    نكته حائز اهميت اين است كه وزارت كشور چرا به اجراي راي ديوان عدالت اداري گردن نمي نهد و برپايه كدام قانون و اصل منطقي خود را محق مي داند كه از فعاليت غيرقانوني دستگاههاي اجرايي جلوگيري كند
    هر شخصي مي تواند ديدگاه و گرايش خاصي داشته باشد و وزير كشور و مسولان اين وزارتخانه هم مي توانند گرايش و نظر خاصي را در خصوص مسايل روز جامعه داشته باشند. اما آنچه كه مهم است اينكه اشخاص وقتي در جايگاه و موقعيت اجرايي در دستگاه دولتي قرار مي گيرند بايد توجه داشته باشند كه مجاز نيستند تا عقايد و سلايق خود را در امور اجرايي دخالت دهند و از موقعيت و جايگاه يك نهاد دولتي براي رسيدن به اهداف و يا تامين خواست يك جناح سياسي سواستفاده كنند.
    مقامات و مسولاني كه به سمتهاي اجرايي در كشور آنهم در سطح ملي منصوب مي شوند بايد صلاح و مصلحت دستگاه اجرايي خود و در سطحي بالاتر مصالح كلان ملي را در نظر بگيرند و اقدامي نكنند كه برخلاف مصالح دستگاه اجرايي خود باشد و تصميمي نگيرند كه به تضعيف جايگاه نهادهاي ملي منجر شود.
    آنچه كه در وزارت كشور در خصوص غيرقانوني بودن فعاليت دفاتر نظارتي شوراي نگهبان و مناقشه اين وزارتخانه بر سر اين مسئله با شوراي نگهبان و ديوان عدالت اداري مشاهده مي شود حاكيست كه مسئولان اين وزارتخانه مصالح و وظايف اين وزارتخانه را رها كرده و تنها چيزي كه به آن فكر مي كنند تامين خواست سياسي خود مي باشد.
    طرح مسئله دفاتر نظارتي در ديوان عدالت اداري نمونه اين امر است كه نشان مي دهد مسئولان وزارت كشور با نپذيرفتن راي ديوان عدالت اداري نه تنها منافع دستگاههاي اجرايي كه خود متولي آن مي باشند را در نظر نمي گيرند بلكه با تضعيف جايگاه نهادهاي قانوني كشور مصالح ملي را فداي منافع زودگذر و جناحي خود مي كنند كه نمونه آن اقدام اين وزارتخانه در عدم پذيرش راي ديوان عدالت اداري مي باشد.
    ديوان عدالت اداري و جايگاه آن در تشخيص قانوني بودن فعاليت دفاتر نظارتي .
    پس از دستور وزير كشور مبني بر عدم همكاري با دفاتر نظارتي و صدور بخشنامه به استانداران سراسر كشور براي جلوگيري از فعاليت اين دفاتر اين دعوا در ديوان عدالت اداري مطرح شد و ديوان جلسه اي با حضور نمايندگان وزارت كشور سازمان مديريت و برنامه ريزي و شوراي نگهبان تشكيل داد كه در نهايت راي اين ديوان به غيرقانوني بودن صدور چنين بخشنامه اي توسط وزارت كشور و استانداران منتهي شد كه وزارت كشور نيز با يك اقدام غيرقانوني در برابر قانون مقاومت كرده و مسولان رده بالاي آن اعلام مي كنند كه راي ديوان را نخواهند پذيرفت .
    معاون پارلماني و حقوقي وزارت كشور كه در جلسه ديوان حضور داشته اعلام مي كند كه فضاي عمومي جلسه ديوان طوري بود كه قضات خواستار مشخص شدن منشا قانوني دفاتر نظارتي بودند.
    به نظر مي رسد كه وزارت كشور با وارد آوردن فشار سياسي بر ديوان و تلقين وجود دودستگي در آن سعي دارد تا اعتبار و جايگاه قانوني اين نهاد و اعتبار راي آن را مخدوش نشان دهد تا بتوانند پاي اين مسئله را به نهادهاي ديگري كه از نظر جناحي با منافع و خواست اين وزارتخانه همسويي و نزديكي دارد بكشاند.
    تشديد فشار بر ديوان
    در همين راستا وزارت كشور با موضع گيري مسولان خود به تشديد فشار بر ديوان عدالت اداري اقدام مي كند.
    از يك طرف وزير كشور بعد از اعلام راي ديوان پس از اتمام جلسه هيات دولت در جمع خبرنگاران اعلام مي كند كه حاضر نيست راي ديوان عدالت اداري را اجرا كند.
    همچنين پس از اين ماجرا وزارت كشور براي اينكه راي ديوان را مخدوش اعلام كند تا بتواند از اجراي آن خودداري كند خود را وارد مرحله جديدي از جدال و مناقشات با ديوان عدالت اداري مي كند و پس از اعلام اين مطلب از سوي ديوان كه اقدام وزير كشور در تخلف از قانون مي تواند با انفصال از خدمت مواجه شود اعلام مي كند كه اين مناقشات براي اين است كه فعاليت غيرقانوني دفاتر نظارتي قانوني شود و وزارت كشور اين را نمي پذيرد.
    تحركات تازه براي طرح مسئله در كميسيون اصل 90 مجلس با هدف عدم پذيرش راي ديوان
    پس از صدور راي ديوان وزير كشور در عين حال به جاي اينكه دلايل و استدلالهاي خود را در نپذيرفتن راي ديوان و يا عدم صلاحيت اين مرجع ارايه كند اعلام مي كند كه اين يك فشار سياسي است و آن را نمي پذيرد و با اين اقدام عملا خود را علاوه بر شوراي نگهبان با نهاد قانوني ديگري به نام ديوان عدالت اداري وارد مناقشه و چالش جديدي مي كند.
    ميرلوحي معاون حقوقي وزارت كشور نيز به دنبال آن لزوم ارجاع اين مسئله به مجلس را مطرح كرده و عنوان مي كند كه دفاتر نظارتي بايد به تصويب مجلس برسد. همچنين وي عنوان مي كند كه دفاتر نظارتي پوششي براي اقدامات سياسي و جناحي برخي از افراد است .
    از طرف ديگر دفاتر نظارتي نيز در راستاي اجراي وظايف خود از برخي از معلمان شهرستانها مي خواهند تا طبق روال سالهاي قبل با دفاتر نظارتي همكاري كنند كه اين اقدام با دستور استانداريها به ادارات آموزش و پرورش مبني بر عدم همكاري با اين دفاتر روبرو مي شود.
    طبق قانون معلمان مي توانند قبل از برگزاري انتخابات با ناظرين شوراي نگهبان در شهرستانها همكاري كنند.
    معاون حقوقي وزير كشور اعلام مي كند كه با هيئتهاي نظارتي همكاري مي كنيم اما با دفاتر نظراتي همكاري نخواهيم كرد.
    وي همچنين مي افزايد كه تنها كاري كه مي توانيم بكنيم اين است كه به كميسيون اصل 90 مجلس شكايت كنيم .
    اعلام همكاري با هيئتهاي نظارتي براي نظارت بر جريان انتخابات و عدم همكاري با دفاتر نظارتي در حقيقت همان دعواي كهنه بر سر حدود نظارت شوراي نگهبان و اقدام اين شورا به تشخيص صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي است كه نشان مي دهد وزارت كشور به دنبال قانوني يا غيرقانوني بودن دفاتر نظراتي نيست بلكه با اصل تحقيق نسبت به صلاحيت داوطلبان مخالف است كه با دفاتر نظارتي كه اين كار را برعهده خواهند داشت مخالفت مي كند.
    همچنين اين مساله نشان مي دهد كه وزارت كشور در صدد آن است كه با ناكارآمد نشان دادن حضور ديوان عدالت اداري براي حل اين مشكل و وارد مناقشه شدن با ديوان و خارج كردن مسئله از حالت حقوقي و تبديل آن به يك جنجال سياسي موضوع را به مجلس ببرد و با توجه به اينكه اكثريت مجلس و كميسيون اصل 90 را جناح همفكر با دولت و وزارت كشور تشكيل مي دهد بتواند از اجراي قانون سرباز زند و در عين حال از تبعات بعدي تخلف از قانون نيز در امان باشد.
    سرسختي وزارت كشور و مسولان رده بالاي آن در عدم پذيرش راي ديوان عدالت اداري و كشاندن پاي مجلس به اين مسئله ترديدي باقي نمي گذارد كه اين وزارتخانه در صدد است كه به هر طريق ممكن اهداف و خواست جناحي خود را پيش ببرد و از اين روست كه در مقابل قانون مقاومت مي كند.
    عملكرد و موضع گيري اين وزارتخانه نشان مي دهد كه عليرغم اينكه وزارت كشور در جايگاه يك نهاد ملي قرار گرفته است اما همچنان به منافع گروه خاصي توجه دارد.
    براين اساس اقدام وزارت كشور مبني بر عدم همكاري با دفاتر نظارتي و بسيج تمام امكانات اين وزارتخانه به غيرقانوني جلوه دادن فعاليت دفاتر نظارتي نه تنها انجام وظيفه و دفاع از حقوق مردم تلقي نمي شود بلكه مستقيما به تضعيف جايگاه وزارت كشور به عنوان يك نهاد ملي كه تامين امنيت و حقوق مردم را براساس قانون برعهده دارد مي انجامد و از سوي ديگر به مانعي در نهادينه شدن فعاليت دستگاههاي اجرايي كشور تبديل شده است .
    صاحبنظران معتقدند كه اين نحوه عملكرد وزارت كشور و يا هر نهاد ملي ديگري در خصوص موضوعاتي كه بين جناحهاي سياسي كشور مورد اختلاف است و طرفداري آشكار از منافع يك گرايش خاص و پيشدستي از دستگاهها و نهادهاي كشور براي اجراي قانون آسيبهاي جدي و فراواني را مي تواند به كاركرد دستگاههاي اجرايي تابعه آن در سطح استان و شهرستانها وارد كند و دودستگي و سياست زدگي غيراصولي را در سطح كشور دامن زند.
    تعجب آور نخواهد بود كه در شهرستانهاي كشور فرمانداران و يا مسولان دستگاههاي دولتي معيار در اولويت بندي براي همكاري و يا واگذاري تسهيلات قانوني دولتي براي اجراي طرحها و پروژه هاي اجرايي به اشخاص را وابستگي به گرايش خاص سياسي كه خود بدان متعلق هستند قرار دهند كه در اين صورت آثار و تبعات زيانبار سياسي اقتصادي فرهنگي و اجتماعي زيادي براي كشور در پي خواهد داشت كمااينكه نمونه هاي متعددي از اين سياست زدگي را در نقاط مختلف كشور در عملكرد مسولان مي توان فراوان مشاهده كرد.
    محمد قهادي
    مناقشه وزارت كشور با شوراي نگهبان در خصوص دفاتر نظارتي نشان مي دهد كه مسئولان اين وزارتخانه مصالح و وظايف اين وزارتخانه را رها كرده و تنها چيزي كه به آن فكر مي كنند تامين خواست سياسي خود مي باشد.
    سرسختي وزارت كشور و عدم پذيرش راي ديوان عدالت اداري و كشاندن پاي مجلس به اين مساله ترديدي باقي نمي گذارد كه اين وزارتخانه در صدد است كه به هر طريق ممكن اهداف جناحي خود را به پيش ببرد و در مقابل قانون مقاومت كند.

  • *****
    افسوس و صدافسوس كه ...




  • حميدرضا نظري
    شب است و شهري بزرگ كه از آسمانش برف و سوز و سرما مي بارد; و پنجره اي رو به حياطي خلوت و يخ زده كه چشم هاي من و همسر و تنها دخترم را به خود فرا مي خواند. امشب دلم مي خواهد به گونه اي ديگر به جهان پيرامونم بنگرم دخترم عكسي را نشانم مي دهد كه نشان دهنده مرد سالمندي است كه به ياري دختر معلولي شتافته تا او را به تحرك وا دارد; دختري كه سوار بر ويلچر است و با معصوميت تمام با نگاهي اميدوار به روبرويش مي نگرد...
    اينها را مي شناسي پدر !
    نه دخترم !
    اين دو از ساكنان وادي مهر و محبت هستند.
    از كدامين ديار !
    آسايشگاه معلولان و سالمندان
    در عكس تعمق مي كنم و چشم هايم را به چهره شكسته و رنجور پيرمرد مي دوزم كه نشان از درد و غم و اندوه ساليان دراز را با خود دارد گويي به گذشته ها مي انديشد; به زماني كه جواني اش را به كام مردمان مي ريخت تا در كمال آرامش و آسايش قد علم كنند... و اما اينك پشت او از فرط كار و تلاش خميده گشته و ديگر زمان آن فرا رسيده كه در خلوت و تنهايي با آسودگي تمام بياسايد; اما مگر مي تواند ... او با جسمي ناتوان ويلچر دختر معلول را به حركت در مي آورد; در حالي كه خود نيازمند ياري است . او با وجود ناتواني اكنون ياور شخص ديگري شده است ...
    اين پيرمرد شكسته حال به فرزندان خود دل خوش داشته بود تا بلكه روزي عصاي دستش شوند اما افسوس و صد افسوس كه آن طفلان شيرين سخن و خندان ديروز امروز ساز بد آهنگ جدايي را نواخته اند و او را ناجوانمردانه به خلوتگاه سالمندان سپرده اند تا واژه « بي مهري و بي وفايي » را به خوبي هر چه تماتر معنا كند!
    پدر
    جان پدر!
    آيا با يك نگاه مي توان عاشق شد !
    آري مي توان ! همچنان كه با يك نگاه مي توان كينه ورزيد دوست گرفت يا دشمن تراشيد.
    اگر آن يك نگاه توام با سكوت باشد چه !
    عمق و معناي بيشتري مي يابد گسترده مي شود و شايد بتواند پوسته بتركاند. آري با يك نگاه مي توان عاشق شد; مي توان خنديد به دنبال حقيقت رفت و يا راه ظلمت را پيمود
    و اما با يك نگاه با قلبي پاك چگونه !
    آن زمان شايد بشود ذهن را به راهي دور كشاند دورتر از آبها و اقيانوسها آنجا كه خدا را نزديكتر بتوان ديد آنجا كه ديدن چهره پيرمردي دل شكسته ...
    آه خداي من ! اين عكس دختر و پيرمرد چگونه همه وجودم را منقلب مي سازد و به جانم آتش مي زند اين چه حالي است كه نصيبم مي شود ! چرا چنين از خود بي خود شده ام و همه زيبايي هاي زندگي از ديده ام پنهان گشته است او كيست چهره اش برايم آشناست . او را در كجا ديده ام در كوچه خيابان خانه آيينه !...
    آري آيينه ! شايد او چهره آينده من است كه قبلا بارها و بارها در آيينه ديده ام . آينده اي كه ... اي واي هوا چه سرد است چه سوزي مي آيد... سرما همه وجودم را در برگرفته است ...
    اينك شب است و شهري بزرگ كه از آسمانش برف و سوز و سرما مي بارد; و پنجره اي رو به حياطي خلوت و يخ زده كه چشم هاي من و همسر و تنها دخترم را به خود فرا مي خواند... مي دانم كه عشق به خالق زيبايي ها انسان را چون كوه استوار مي سازد. بايد با تمام وجود بشنوم صداي خالق را بايد قلبم را پاك كنم از زشتي ها و پليدي ها بايد بياموزم انسان بودن را; پيش از آنكه توان آموختن را از دست دهم بايد سكوت را بشكنم و سخن بر لب جاري سازم كه :
    امشب دلم مي خواهد به گونه اي ديگر به جهان پيرامونم بنگرم مي خواهم با يك نگاه عاشق شوم و عشق بورزم مي خواهم در سكوت خويش پوسته بتركانم و ذهن را به راهي دور بكشانم ; دورتر از آبها و اقيانوسها آنجا كه خدا را نزديكتر بتوان ديد آنجا كه ...