
كتاب « آمريكا و فاجعه جهاني » كتابي است به قلم
سيدحميد مولانا كه دفتر نشر فرهنگ اسلامي آن را در 388
صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور داراي مباحث متعددي
مي باشد. عناوين برخي مباحث اين كتاب چنين است : الگوي
براندازي اين بار غرب در ايران
نقاب قدرت
پشت پرده چه
مي گذرد
واشنگتن پست مركز اصلي قدرت آمريكا
ريشه هاي
تروريسم
علم زور
سانسور در آمريكا
جنگ و خشونت در
تمدن غرب
كارشناسان خود فروش
جنگل جهاني
خشونت و
ترور در آمريكا
ترس و اضطراب در آمريكا
بزرگ ترين
ورشكستگي مالي در تاريخ آمريكا
ديدگاه هاي آمريكا در قبال
ايران
حدود آزادي و دموكراسي در آمريكا
اقتصاد منهاي
اخلاق و عناوين متعدد ديگر. نمونه هايي از مطالب كتاب آمريكا
و فاجعه جهاني چنين است :
تصوير مخدوشي كه ماشين تبليغات غرب از اسلام ارائه مي كند
از طلوع انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي تا حملات
انتحاري و انفجاري سه ماه گذشته در امريكا
ماشين تبليغات
غرب از سطح دولتي و رسانه اي گرفته تا فرهنگي و شرق شناسي
به طور مداوم اين تصوير مخدوش را در افكار عمومي خود و
جهانيان به وجود آورده اند كه اسلام و تمدن اسلامي خشن ترين
و ناسازگارترين پديده گذشته و معاصر بوده و بدين ترتيب تهديد
و خطري براي امنيت و صلح جهاني به شمار مي روند
در حالي
كه حقيقت درست بعكس اين القائات و پندارهاست .
فرهنگ جنگجويانه غرب
مطالعات جامعه شناسان
روان شناسان
انسان شناسان بزرگ
غرب و بررسي و پژوهشهاي كارشناسان علوم سياسي و نظامي و
همچنين مورخان يك قرن اخير نه تنها اين ادعاي
پروپاگانديستهاي داخلي و خارجي را باطل مي كند
بلكه
ريشه هاي اين فرهنگ جنگجويانه كه به دو جنگ جهاني در يك
قرن انجاميده و كابوس هولناك جنگ جهاني سومي را كه
مدتهاست بر اين دنيا سايه افكنده است
به نظام سياسي و
اقتصادي مسلط غرب امروز مربوط مي سازد.
شروعي كه با جنگ بود
فلسفه اجتماعي غرب نخستين بار در شرايط جنگ شروع
شد و رشد كرد. اين پديده جنگ در غرب بود كه براي اولين دفعه
اصلاحات يونان باستان در سال 509 قبل از ميلاد را در آتن به
وجود آورد
اصلاحاتي كه براي اولين بار واژه « پوليس » را به
وجود آورد و دستگاه و ارتشي را كه داراي سيستم زميني و
دريايي بود
پرورش داد و بالاخره قدرت هخامنشي ها را در ايران
باستان شكست داد. همچنين در شرايط جنگ و شكست حقيرانه
يوناني ها توسط قشون اسپارتا در اواخر قرن پنجم قبل از ميلاد
بود كه بزرگترين فيلسوف غرب يعني
افلاطون كتاب جمهوريت
خود را كه با ارزشهاي سياسي و نظامي سروكار دارد
به رشته
تحرير درآورد. قانون روم كه در حقيقت بزرگترين خدمت
رومي هاي باستان به غرب بود
در نتيجه سازمان گيري جنگي و
نظامي به وجود آمد كه بر آن جامعه تسلط پيدا كرده
بود.
فيلسوفاني براي جنگيدن !
وقتي تاريخ مدرن غرب را مطالعه مي كنيم
فيلسوف و
متفكري را پيدا نمي كنيم كه در آثار سياسي
اقتصادي و فلسفي
خود به ارزشهاي جنگ اهميت نداده و يا از آنها دفاع نكرده
باشد. البته اين رابطه بشردوستانه نيست كه روابط سياسي
اقتصادي
فرهنگي را از نظر انديشمندان غربي در بررسي
تغييرات اجتماعي بشري مورد توجه قرار مي دهد
بلكه عوامل
سياسي
نظامي و قدرت گرايي است كه آثار ماكياولي
هابز
كلاسوتينر
روسو و رهبران انقلاب فرانسه و ماركس
انگلس و
لنين در انقلاب روسيه را تشكيل مي دهد.
تحليل و تفسير فرهنگ جنگ
اولين اجتماعات و جوامعي كه درغرب به وجود آمد
اجتماعات جنگي و ارتشي بود. جنگ وسيله اي بود كه افراد
دورافتاده و منزوي را كه در جامعه كشاورزي آن زمان كار
مي كردند
از دهات و قصبات براي بسيج عمومي به شهرها روانه
كرد. رابطه بين جنگ و جامعه پيوستگي اين دو با يكديگر در
تمدن غرب تا اواسط قرن نوزدهم كه آثار ماركس و انگلس
انتشار يافت
مورد مطالعه دقيق قرار نگرفت . نوشته هاي
جامعه شناس فرانسوي
ژوژسورل در اوائل قرن بيستم
به ويژه
كتاب انديشه هاي خشونت كه در 1908 ميلادي منتشر شد
به
تحليل و تفسير فرهنگ جنگ پرداخت و در تبيين ايدئولوژي
فاشسيستها و نازيها تاثير مهمي داشت .
نتيجه اي بر پايه شواهد
غرب نظامي ترين تمدن
تمدن غرب
نظامي ترين و خشن ترين تمدن در تمام تاريخ
بشريت بوده است . اين نتيجه گيري بر پايه اسناد
آمار و شواهد
تاريخي
نظامي
سياسي و منابع علمي ـ تاريخي خود غرب
است كه نشان مي دهد در طول سه هزار سال گذشته در تمدن
غرب
جنگ
بسيج و آمادگي نظامي
لشكركشي و نبرد بيش از
تمدنهاي ديگر بوده است .
غرب
جنگ و حكومت
وقتي كه سازمان گرايي و سازمان سازي حاصل از اين جنگها
را به تعداد موسسات
بنگاه ها و شبكه هايي كه اقتصاد جنگي را
حمايت و پايه گذاري مي كنند
اضافه كنيم و تاثيرات چنين
سازمانهايي را در زندگي افراد و جوامع غرب مورد مطالعه قرار
دهيم
بستر زيرساختهاي مالي
صنعتي
اطلاعاتي و تجاري
اروپا و روسيه و امريكا در چند قرن اخير به خوبي درك مي شود.
در جوامع غرب
يك پيوند ناگسستني بين جنگ و حكومت
وجود دارد.
خشونت ; بزرگترين بحران امريكا
خشونت
پرخاشجويي
و جنايت بزرگترين بحران اجتماعي
و داخلي امريكا در دو دهه اخير بوده است . آماري كه از افكار
عمومي مردم امريكا توسط روزنامه نيويورك تايمز و شبكه
تلويزيوني سي ـ بي ـ اس در ژانويه 1994 منتشر شد
نشان
مي دهد كه نگراني و اضطراب از گسترش خشونت
به قدري در
بين مردم اين كشور بالا گرفته است كه اساسا كم نظير به نظر
مي رسد . چه
35 درصد از پاسخ دهندگان
پرخاشگري و جنايت
را مهمترين مساله و مشكل امريكا دانسته اند. اين درحالي است
كه فقط 30 درصد
وضع اقتصادي و بيكاري را بحران اول
تشخيص داده اند. گرچه اين گونه نظرسنجي ها با گذشت زمان
فرق كرده و با عوامل داخلي و خارجي متفاوت مي شود
ولي در
دهه اخير مساله خشونت
جنايت و امنيت شخصي
همچنان در
رديف اول نگراني امريكايي ها قرار گرفته است .
موج جديد تهاجم
دولت مردان و رسانه هاي جمعي غرب
موج جديدي از
تهاجم سياسي و فرهنگي را عليه نظام جمهوري اسلامي ايران
شروع كرده اند
هدف اصلي آنها « تغيير محيط » و « ايجاد تنش
بيشتر » در جامعه ايران
« تفرقه و نفاق » بين اركان نظام و
« هماهنگي اصلاح طلبان غربي با سازمانهاي تبليغاتي و اطلاعاتي
و سياسي » در خارج است .
غرب اميد دارد
الگوي « تله انداختن » و « براندازي »
بارها در بسياري از
كشورهاي ديگر به آزمايش گذاشته شده است و اين بار غرب
اميد دارد كه در سايه سكوت برخي از مسئولان نظام
از فرصت
استفاده كرده و با موفقيت
در موقع مناسب از آب گل آلود
ماهي
بگيرد. يكي از شرايط تحقق اين نقشه
« ناآگاهي » مردم از
واقعيات سياسي
اقتصادي
فرهنگي و اجتماعي نظام مهاجم
است شرط ديگر عقده حقارت گروه هاي مورد تهاجم و تقليد
كوركورانه از عادات و رسوم قوم سلطه جو است .
از امريكاي صوري تا امريكاي واقعي
امسال 43 سال است در امريكا هستم . آن عده از هم ميهنان
كه تماس مستقيم با امريكا نداشته و در اين جامعه زندگي نكرده
و اطلاعات و تجربيات خود را از طريق كانالهاي ماهواره اي
فيلم
ويدئو
موزيك و حتي كتاب و جزوه و روزنامه به دست
آورده اند
بايد بدانند كه امريكاي واقعي
با امريكاي صوري
تفاوت فاحش دارد! درست است كه امريكا از جنبه فيزيكي يك
كشور پيشرفته است
و هيچ كس نمي تواند عظمت موسسات
ساختمانها
دانشگاه ها و كتابخانه هاي امريكا را كتمان كند
ولي
در داخل اين جلد ظاهري
يك كالبد باطني نيز از امريكا نهفته
است كه نمي توان آن را به آساني اولي احساس
كرد.
اصلاحاتي كه امريكا و امريكاگرايان و غرب زدگان براي
ايران در نظر دارند و تبليغ مي كنند
يك اصلاحات صوري است
كه ابزاري است براي اهداف اصلي آنها.
طبقه جوان ما به صورت ويژه بايد اصلاحات حقيقي را از خود
شروع كند
و با استقلال فكري و عملي كامل و با تكيه بر
ثروتهاي معنوي و مادي ميهن اسلامي
براي حال و آينده
برنامه ريزي كند.
آماري از قانون شكني در امريكا
امريكايي ها افتخار مي كنند كه يك كشور و يك نظام قانوني
دارند
ولي همين كشور و نظام قانوني
يكي از بدترين جوامع
قانون شكني را در عصر به اصطلاح « مدرن » به وجود آورده
است . همين امروز كه اين مقاله را مي نويسم
دولت امريكا و
وزارت دادگستري اين كشور
آمار جديدي از قانون شكني را در
اين كشور منتشر كرد كه بسيار تكان دهنده است .
از هر 32 امريكايي
يك نفر در زندان است !
مطابق آمار رسمي دولتي
تعداد اشخاص بالغي كه هم اكنون
در زندانها و بازداشتگاه ها به سر مي برند
به شش ميليون و 470
هزار نفر رسيده است
به عبارت ديگر از هر 32 نفر امريكايي
يك نفر در زندان يا دارالتاديب است . از اين عده 30 درصد يا در
حدود نزديك به 2 ميليون
حق خروج از زندان را ندارند . در
حالي كه 59 درصد يا نزديك به 4 ميليون نفر در مرحله تاديبي
در زندانها به سر مي برند و در حدود 70 هزار نفر ديگر با قيد
ضمانت به طور موقت
آزاد هستند
در 20 سال گذشته
به علت
قانون شكني هاي مختلف تعداد زندانيان تاديبي سه برابر شده
است . در ميان آنها زنان رقم بزرگتري را تشكيل مي دهند . 52
درصد از كل زندانيان امروزي به جرم و جنايت محكوم شده و
بقيه در انتظار دادرسي و رسيدگي هستند.
علامت « جواب با اسلحه »
پاركهاي عمومي امريكا به علت عدم امنيت
با غروب آفتاب
تعطيل مي شوند! توقف افراد « مظنون » در معابر عمومي
خيابانها
فروشگاه ها
فرودگاه ها
ميادين
بزرگراه ها و... توسط
پليس معمول و تفتيش اتومبيل و لباس آنها در مقابل عابرين و
شهروندان
يك امر عادي است . بسياري از شهروندان امريكا
به
ويژه ثروتمندان
براي محافظت خود
« گارد ويژه » استخدام
مي كنند! و در بسياري از شهرها و محلات مرفه و ثروتمند
مانند
شهرك « لاهويا » در كاليفرنيا
علامت « جواب با اسلحه » ! بر در
خانه ها عادي به نظر مي رسد. در خيابانها و معابر شهرهاي
امريكا
شلاق زني نيست
ولي شاهد تيراندازي در مدارس
اماكن عمومي و خانواده ها هستيم .
تمدن غرب
نظامي ترين و خشن ترين تمدن در
تمام تاريخ بشريت بوده است . اولين اجتماعات و
جوامعي كه در غرب به وجود آمد
اجتماعات و
جوامع جنگي و ارتشي بود. وقتي تاريخ تمدن غرب
را مطالعه مي كنيم
فيلسوف و متفكري را پيدا
نمي كنيم كه در آثار سياسي
اقتصادي و فلسفي خود
به ارزش هاي جنگ اهميت نداده و يا از آن ها دفاع
نكرده باشد. فلسفه اجتماعي غرب نخستين بار در
شرايط جنگ شروع و رشد كرد.

*****
كارنامه نبردهاي زميني
|

مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي كتاب « كارنامه نبردهاي زميني » را در پنج هزار
نسخه و 195 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب هشت فصل
دارد و عناوين فصول آن چنين است : ايران و عراق پيش از جنگ
تجاوزات عراق تا هجوم سراسري
نبردهاي ايران در جبهه
جنوبي
نبردهاي ايران در جبهه هاي مياني
نبردهاي ايران در
جبهه شمالي و پايان جنگ . در بخشي از مقدمه كتاب كارنامه
نبردهاي زميني چنين مي خوانيم :
سرزمين كهن ايران كه تاريخ پرحادثه اي را پشت سرگذاشته
نيز از تغيير و تحولات مستثني نبوده و روزگاران مختلفي را
گذرانده است
روزگاراني كه اگر چه پرافتخار بوده
ليكن
دوره هاي تلخي را نيز در برداشته است . ذهن تاريخي مردم اين
كشور هرگز دوران حمله مغول
حمله افاغنه و اشغال پايتخت به
وسيله قواي متفقين را فراموش نخواهد كرد. و نيز كارنامه ممتاز
مردم اين مرز و بوم در دفاع مظلومانه هشت ساله در برابر ارتش
عراق ـ به رغم تجهيزات فراوان و پيشرفته اين ارتش و
برخورداري از حمايت همه جانبه كشورهاي بزرگ جهان ـ هر
روز درخشان تر از پيش متجلي خواهد شد. تحولات تاريخي
سرزمين ايران
اين فرضيه را اثبات كرده است كه هويت ملي
ايرانيان
متاثر از فطرت الهي و الگوهاي عاشورايي آنان
همواره
شرافتمندانه و عزيز بوده است اما به دليل آنكه روح حاكمان و
رهبران در جان ملت ها ساري و جاري مي گردد
كم مايه بودن
برخي رهبران
پاره اي سرشكستگي هاي تاريخي را در پي داشته
است
چنان كه در سده هاي اخير هيچ جنگي روي نداده مگر
آنكه بخش مهمي از اين سرزمين پهناور جدا گرديده است و گاه
حتي بدون جنگ و خون ريزي حكومت ها به از دست رفتن
سرزمين هاي خود تن داده اند
چنان كه در زمان پهلوي دوم
بحرين به سادگي از ايران جدا شد و حكومت وقت به
عكس العمل انحرافي دست زد تا سرافكندگي اش آشكار
نشود.
تهاجم ارتش عراق به مردمي كه تازه انقلابشان به پيروزي
رسيده بود
با هدف ساقط كردن حكومت تازه تاسيس
جمهوري اسلامي
تجزيه خوزستان و حداقل جدا كردن
خرمشهر و آبادان از اين سرزمين نه تنها به جايي نرسيد بلكه
مقاومت جانانه و مظلومانه اين ملت در برابر متجاوز
سرمشق
ساير ملت ها همچون افغانستان
لبنان و فلسطين گرديد.
اكنون تبيين اين الگوي موفق
تشريح چشمه حياتي است كه
جهانيان استقلال طلب و مظلومان جهان تشنه آنند و نيز مرور
تاريخ پر افتخار عصر حاضر بوده و موجب تقويت بنيان هاي
فكري و فرهنگي جامعه خواهد شد و سبب بازگشت به خويش
براي آن دسته از هم وطناني است كه راه گم كرده و متحير
مانده اند مركز مطالعات و تحقيقات جنگ و راويان هشت سال
حماسه مقاومت و مظلوميت مفتخرند كه تاريخ نگاران دوران
پرافتخار اين ملت هستند و زحمات مردم مظلوم اين كشور را با
تهيه
تدوين و نگارش آثاري كه از اين مركز منتشر مي كند
به
ثمر رسانده و جاودانه مي كنند. كتاب ها و ديگر آثار اين
مجموعه
كه از تنوع ارزشمندي برخوردار است
كارنامه مقبول
اين مردم را در هشت سال جنگ و مقاومت به گونه هاي مختلف
ارائه مي دهد كه از جمله آنها سلسله كتاب هاي اطلس و كتاب
حاضر به نام كارنامه « نبردهاي زميني » مي باشد كه اميد است
مورد تاييد و استفاده مفيد ملت مسلمان و مظلوم ايران قرار
گيرد.
دو عنوان پاياني كتاب مذكور
« نتايج جنگ در نگاه امام
خميني » و « پيام استقامت » مي باشد. ذيل عنوان نتايج جنگ در
نگاه امام خميني آمده است :
هرروز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه صحنه ها از آن
بهره جسته ايم . ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر
نموده ايم .
ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت
نموده ايم .
ما در جنگ پرده از چهره تزويز جهانخواران كنار
زده ايم .
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته ايم .
ما در جنگ به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روي پاي خود
بايستيم .
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت غرب و شرق را
شكستيم .
ما در جنگ ريشه هاي انقلاب پر بار اسلاميمان را محكم
كرديم .
ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك
مردم باور كرديم .
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان
داديم كه عليه تمامي قدرت هاي ابرقدرت ها ساليان سال مي توان
مبارزه كرد.
جنگ ما كمك به فتح افغانستان را به دنبال داشت .
جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت .
جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظام هاي فاسد در
مقابل اسلام احساس ذلت كنند.
جنگ ما بيداري پاكستان و هندوستان را به دنبال
داشت .
تنها در جنگ بود كه صنايع نظامي ما از رشد آنچناني
برخوردار شد.
و از همه اينها مهم تر استمرار روح اسلام انقلابي در پرتو
جنگ تحقق يافت .
همه اينها از تلاش مادران و پدران و مردم عزيز در ده سال
مبارزه با امريكا و غرب و شوروي و شرق نشات گرفت .
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمامي شدني
نيست .
جنگ ما جنگ فقر و غنا بود.
جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم
زندگي وجود دارد.
چه كوته نظرند آنهايي كه خيال مي كنند چون ما در جبهه به
آرمان نهايي نرسيده ايم پس شهادت و رشادت و ايثار و از خود
گذشتگي و صلابت بي فايده است ! در حالي كه صداي اسلام
خواهي آفريقا از جنگ هشت ساله ماست .
علاقه به اسلام شناسي مردم در آمريكا و اروپا و آسيا و
آفريقا يعني در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست . من در اينجا
از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان
شهدا و جانبازان به خاطر تحليل هاي غلط اين روزها رسما
معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهدا
جنگ تحميلي بپذيرد.
ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد
خود نيستيم .
راستي مگر فراموش كرده ايم كه ما براي اداي تكليف
جنگيده ايم و نتيجه فرع آن بوده است
ث تهاجم عراق به ايران كه به منظور ساقط كردن
جمهوري اسلامي ايران و تجزيه خوزستان بود
نه
تنها به جايي نرسيد بلكه مقاومت جانانه و مظلومانه
ملت مسلمان ايران در برابر متجاوز
سرمشق ساير
ملت ها همچون افغانستان
لبنان وفلسطين
گرديد.
ث امام خميني : ما در جنگ به اين نتيجه
رسيده ايم كه بايد روي پاي خود بايستيم ما در جنگ
ابهت دو ابرقدرت غرب و شرق را شكستيم . ما در
جنگ ريشه هاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم
كرديم .

| |