عن ابي الحسن الرضا عليه السلام قال : سئل رسول الله :
يكون المومن جبانا قال نعم . قيل : و يكون بخيلا قال نعم .
قيل : و يكون كذابا قال لا.
حضرت رضا عليه السلام فرموده از رسول اكرم پرسيدند.
ممكن است مومني ترسو باشد فرمود بلي . گفتند : ممكن است
بخيل باشد فرمود بلي . گفته شد : ممكن است كذاب باشد
فرمود نه .
عن ابي عبدالله (ص ) قال قال اميرالمومنين : و لا سوه
اسو من الكذب .
علي عليه السلام فرمود : هيچ عمل قبيحي بقبح دروغگوئي
نيست .
عن ابي جعفر عليه السلام قال : ان الكذب هو خراب
الايمان .
امام باقر عليه السلام فرمود : دروغگوئي مايه ويراني ايمان
است .
قال اميرالمومنين عليه السلام : لا يجد عبد طعم الايمان
حتي يترك انكذب هزله وجده .
علي عليه السلام فرموده : هيچكس لذت ايمان را درك نميكند
مگر وقتي كه دروغ را بكلي ترك گويد
خواه شوخي يا جدي .
عن عبدالرحمن بن الحجاج قال : قلت لابي عبدالله (ع )
الكذاب هوالذي يكذب في الشي قال لا ما من احد الا ان
يكون ذلك منه ولكن المطبوع علي الكذب .
عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق عليه السلام سوال
ميكند : كسي كه در موردي دروغ بگويد كذاب است فرمود نه
هيچكس نيست كه دچار اين لغزش نشده باشد
مراد از كذب
كسي است كه دروغگوئي در طبيعت و سرشت او ريشه كرده
است .

*****
تقاضاي مجازات
|
شخصي آمد خدمت رسول اكرم (ص ) و گفت : يا رسول الله ! من
زنا كرده ام
مرا مجازات كن ! پيغمبر(ص ) فرمود : شايد تو آن زن را
بوسيده اي و مي گوئي زنا كرده ام عرض كرد : نه يا رسول الله ! زنا
كردم . فرمود : شايد او را نيشگون گرفته اي گفت : نه
يا رسول الله
زنا كرده ام فرمود : شايد نزديك به حد زنا رسيده ولي زناي واقعي
تحقق پيدا نكرده است
عرض كرد : نه
يا رسول الله
من آلوده شده ام
من نجس
شده ام
من آمده ام تا حد بر من جاري كني و در همين دنيا مرا
مجازات نمائي
زيرا نمي خواهم براي دنياي ديگر باقي بماند.
شما در كجاي دنيا و در چه مكتبي ازمكاتب دنيا سراغ داريد
كه مجرم با پاي خودش براي مجازات بيايد هميشه كار مجرم اين
است كه از مجازات فرار مي كند. تنها قدرتي كه مجرم را با پاي
خودش و به اختيار و اراده خويش به سوي مجازات مي كشاند.
قدرت ايمان است . (حكايت ها و هدايت ها در آثار متفكر شهيد
استاد مرتضي مطهري
ص 31 )

*****
ديدگاههاي امام خميني درباره
« رهبري » در حكومت اسلامي
|

آخرين قسمت
اختيارات رهبري و حكومت
]شرايط رهبري [اگر فرد لايقي كه داراي ايندو خصلت
باشد بپاخاست و تشكيل حكومت داد همان ولايتي را كه
حضرت رسول اكرم (ص ) در امر اداره جامعه داشت دارا
مي باشد
و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند.
اين توهم كه اختيارات حكومتي رسول اكرم (ص ) بيشتر از
حضرت امير(ع ) بود يا اختيارات حكومتي حضرت امير(ع )
بيش از فقيه است باطل و غلط است البته فضائل حضرت
رسول اكرم (ص ) بيش از همه عالم است . و بعد از ايشان فضائل
حضرت امير(ع ) از همه بيشتر است . لكن زيادي فضائل معنوي
اختيارات حكومتي را افزايش نمي دهد. همان اختيارات و
ولايتي كه حضرت رسول و ديگر ائمه صلوات الله عليهم در
تدارك و بسيج سپاه
تعيين ولات و استانداران
گرفتن ماليات
و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند خداوند همان
اختيارات را براي حكومت فعلي قرار داده است
منتهي
شخص معيني نيست
روي عنوان ; « عالم عادل »
است .
وقتي مي گوئيم ولايتي را كه رسول اكرم (ص ) و ائمه (ع )
داشتند بعد از غيبت
فقيه عادل دارد براي هيچكس اين توهم
نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه (ع ) و رسول
اكرم (ص ) است . زيرا اينجا صحبت از مقام نيست بلكه صحبت
از وظيفه است . ولايت يعني حكومت و اداره كشور واجراي
قوانين شرع مقدس
يك وظيفه سنگين و مهم است . نه اين كه
براي كسي شان و مقام غيرعادي بوجود بياورد و او را از حد
انسان عادي بالاتر ببرد. بعبارت ديگر ولايت مورد بحث يعني
حكومت و اجرا و اداره بر خلاف تصوري كه خيلي افراد دارند
امتياز نيست بلكه وظيفه اي خطير است .
ولايت فقيه از امور اعتباري عقلاني است و واقعيتي جز
جعل ندارد
مانند جعل (قراردادن و تعيين ) قيم براي صغار.
قيم ملت با قيم صغار از لحاظ وظيفه و موقعيت هيچ فرقي
ندارد. مثل اين است كه امام (ع ) كسي را براي حضانت
حكومت يا منصبي از مناصب تعيين كند. در اين موارد معقول
نيست كه رسول اكرم (ص ) و امام با فقيه فرق داشته باشد.
مثلا يكي از اموري كه فقيه متصدي ولايت آن است
اجراي حدود (يعني قانون جزاي اسلام ) است . آيا در اجراي
حدود بين رسول اكرم (ص ) و امام و فقيه امتيازي است يا
چون رتبه فقيه پائين تر است بايد كمتر بزند حد ذاني كه صد
تازيانه است اگر رسول اكرم (ص ) جاري كند 150 تا زيانه
مي زند و حضرت اميرالمومين (ع ) 100 تازيانه و فقيه 50
تازيانه يا اين كه حاكم
متصدي قوه اجرائيه است و بايد حد
خدا را جاري كند
چه رسول الله باشد و چه حضرت
اميرالمومنين (ع ) يا نماينده و قاضي آن حضرت در بصره و
كوفه
يا فقيه عصر.
ديگر از شئون رسول اكرم (ص ) و حضرت امير(ع ) اخذ
ماليات
خمس
زكات
جزيه
و خراج اراضي خراجيه است .
آيا رسول اكرم (ص ) اگر زكات بگيرد چقدر مي گيرد از يك
جاده يك و از يك جا بيست يك حضرت اميرالمومنين (ع )
خليفه شدند چه مي كنند جنابعالي فقيه عصر و نافذ الكلمه
شديد چطور آيا در اين امور
ولايت رسول اكرم (ص ) با
حضرت اميرالمومنين (ع ) و فقيه فرق دارد خداوند متعال
رسول اكرم (ص ) را « ولي » همه مسلمانان قرار داده و تا وقتي
آن حضرت باشند حتي بر حضرت امير(ع ) ولايت دارند. پس
از آن حضرت
امام بر همه مسلمانان حتي بر امام بعد از خود
ولايت دارد
يعني اوامر حكومتي او درباره همه نافذ و جاري
است و مي توانند. روالي نصب و عزل كند.
همانطور كه پيغمبر اكرم (ص ) مامور اجراي احكام و
برقراري نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم
مسلمين قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است فقهاي
عادل هم بايستي رئيس و حاكم باشند و اجراي احكام كنند و
نظام اجتماعي اسلام را مستقر گردانند.
لازم است كه فقها اجتماعا يا انفرادا براي اجراي حدود و
حفظ ثغور و نظام
حكومت شرعي تشكيل دهند. اين امر اگر
براي كسي امكان داشته باشد واجب عيني 5 است و گرنه
واجب كفائي 6 است
در صورتي هم كه ممكن نباشد ولايت
ساقط نمي شود
زيرا از جانب خدا منصوبند. اگر توانستند بايد
ماليات
زكات
خمس
و خراج را بگيرند و در مصالح مسلمين
صرف كنند
و اجراي حدود كنند. اينطور نيست كه حالا كه
نمي توانيم حكومت عمومي و سراسري تشكيل بدهيم كنار
بنشينيم
بلكه تمام امور كه مسلمين محتاجند و از وظايفي
است كه حكومت اسلامي بايد عهده دار شود هر مقدار كه
مي توانيم بايد انجام دهيم .
اگر اختيارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه الهيه
است
بايد عرض حكومت الهيه و ولايت مطلقه مفوضه به نبي
اسلام صلي الله عليه و آله و سلم يك پديده بي معني و محتوا
باشد. اشاره مي كنم به پيامدهاي آن كه هيچ كس نمي تواند
ملتزم به آنها باشد; مثلا خيابان كشي ها كه مستلزم تصرف در
منزلي است يا حريم آن است در چارچوب احكام فرعيه
نيست
نظام وظيفه و اعزام الزامي به جبهه ها و جلوگيري از
ورود و خروج ارز و جلوگيري از ورود يا خروج هر نحو كالا و
منع احتكار در غير دو سه مورد و گمركات و ماليات و
جلوگيري از گران فروشي
قيمت گذاري و جلوگيري از پخش
مواد مخدر و منع اعتياد به هر نحو غير از مشروبات الكلي
حمل اسلحه به هر نوع كه باشد و صدها امثال آن كه از
اختيارات دولت است بنابر (اين ) تفسير خارج است و صدها
امثال اينها.
حكومت كه شعبه اي از ولايت مطلقه رسول الله صلي الله
عليه و آله و سلم است
يكي از احكام اوليه اسلام است و
مقدم بر تمام احكام فرعيه حتي نماز و روزه و حج است . حاكم
مي تواند مسجد يا منزلي را كه در مسير خيابان است خراب كند
و پول منزل را به صاحبش رد كند
حاكم مي تواند مساجد را در
موقع لزوم تعطيل كند و مسجدي كه ضرار باشد در صورتي كه
رفع بدون تخريب نشود
خراب كند. حكومت مي تواند
قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است
در موقعي كه
آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد يك جانبه لغو
كند و مي تواند هر امري را چه عبادي و يا غير عبادي است كه
جريان آن مخالف مصالح اسلام است
از آن
مادامي كه چنين
است جلوگيري كند. حكومت مي تواند از حج كه از فرايض
مهم الهي است
در مواقعي كه مخالف صلاح كشور اسلامي
دانست موقتا جلوگيري كند.
در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودي است . يكي از
چيزهايي كه مترتب بر ولايت فقيه است و مع الاسف اين
روشنفكرهاي ما نمي فهمند كه ولايت فقيه يعني چه
يكي اش
هم تحديد اين امور است مالكيت را در عين حال كه شارع
مقدس محترم شمرده است
لكن ولي امر مي تواند همين
مالكيت محدودي كه ببيند خلاف صلاح مسلمين و اسلام
است
همين مالكيت مشروع را محدودش كند به يك حد
معيني و با حكم فقيه از او مصادره بشود.
از شوون فقيه هست كه اگر چنانچه يك مردي با زن
خودش رفتارش بد باشد او را اولا نصيحت كند و ثانيا تاديب
كند و اگر ديد نمي شود اجرا طلاق كند. شما موافقت كنيد با
اين ولايت فقيه . ولايت فقيه براي مسلمين يك هديه اي است
كه خداي تبارك و تعالي داده است . منجمله همين معنايي كه
شما سئوال كرديد و طرح كرديد كه زن هايي كه الان شوهر دارند
اگر چنانچه گرفتاريهايي داشته باشند چه بايد بكنند آنها
رجوع مي كنند به آنجائي كه فقيه است
به مجلسي كه در آن
فقيه است به دادگاهي كه در آن فقيه است و فقيه رسيدگي
مي كند و اگر چنانچه صحيح باشد
شوهر را تاديب مي كند
شوهر را وادار مي كند به اينكه درست عمل كند و اگر چنانچه
نكرد طلاق مي دهد. ولايت دارد براي اين امر كه اگر چنانچه به
فساد مي كشد
يك زندگي به فساد كشيده مي شود طلاق مي دهد
و طلاق اگر چه در دست مرد است لكن فقيه در جائي كه
مصلحت اسلام را ديد
مصلحت مسلمين را ديد و در جائي كه
ديد نمي شود به غير اين
طلاق بدهد. اين ولايت فقيه
هست .
(برگرفته از كتاب آئين انقلاب اسلامي
از انتشارات موسسه
تنظيم و نشر آثار امام خميني )
پاورقي :
5 ـ واجب عيني
واجبي است كه بر يكايك مكلفين لازم است
و با انجام ديگر افراد
تكليف از عهده مكلف ساقط نمي شود
مثل نماز
روزه و ...
6 ـ واجب كفايي
واجبي است كه مطلوب در آن خود عمل
است از هر كسي كه صادر شود. بنابر اين با انجام آن توسط
بعضي افراد از عهده ديگران ساقط مي شود. مثل امر به معروف
و نهي از منكر
غسل و كفن و نماز ميت و ...
اگر فرد لايقي كه داراي شرايط رهبري باشد
بپاخاست و تشكيل حكومت داد همان ولايتي را كه
حضرت رسول اكرم (ص ) در امر اداره جامعه داشت
دارا مي باشد
و بر همه مردم لازم است كه از او
اطاعت كنند.
اين توهم كه اختيارات حكومتي رسول اكرم (ص )
بيشتر از حضرت امير(ع ) بود يا اختيارات حكومتي
حضرت امير(ع ) بيش از فقيه است
باطل و غلط
است . البته فضايل حضرت رسول اكرم (ص ) بيش از
همه عالم است و بعد از ايشان فضايل حضرت
امير(ع ) از همه بيشتر است
لكن زيادي فضايل
معنوي
اختيارات حكومتي را افزايش نمي دهد.

*****
تقويم تاريخ
|
اول شعبان 694 هـ . ق
غازان خان يكي از ايلخانان بزرگ مغول در حضور شيخ
صدرالدين بن ابراهيم حموي به آئين اسلام درآمد و نام محمود
برخود نهاد. اهميت اسلام آوردن غازان خان از آن جهت است كه با
اسلام آوردن غازان خان تعداد بسياري از مغولاني كه در ايران به
سرمي بردند مسلمان شدند و پس از هفتاد سال بار ديگر اسلام دين
رسمي ايران گرديد. لازم به ذكر است كه با هجوم مغولها حاكميت
سياسي اسلام در ايران از ميان رفت و خوانين مغول كه عقايد شمني
و بودائي داشتند بر ايران حاكم شدند و در نتيجه دين اسلام از
رسميت افتاد. اما با مسلمان شدن غازانخان
قدرت سياسي بار
ديگر به دست مسلمانان افتاد و غازان خان به مبارزه با مذاهب
غيراسلامي پرداخت و تبليغ اسلام را مورد توجه قرار داد.
اول شعبان 1226 هجري
آيت الله شيخ محمدحسن نجفي (صاحب جواهر) پس از عمري
تحقيق و تدريس
سرانجام در اول شعبان 1226 قمري وفات يافت .
آيت الله شيخ محمدحسن نجفي پس از طي مراحل ابتدايي
در حوزه
بزرگ نجف از محضر بزرگاني چون شيخ جعفر كاشف الغطا
سيدبحرالعلوم
سيدجواد عاملي و... بهره برد و فقيهي بزرگ و
محققي توانا گرديد.
يكي از آثار بسيار مشهور آيت الله شيخ محمدحسن نجفي كتاب
فقهي جواهرالكلام مي باشد. اهميت و شهرت اين كتاب به قدري
است كه مولف دانشمند آن به نام اين كتاب شهرت يافته و به صاحب
جواهر مشهور شده اند.

| | | |