روزنامه جمهوري اسلامي 06/07/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • يادداشت
    عزيزان ارزشمند

  • نبرد در شرق كارون
  • *****
    يادداشت
    عزيزان ارزشمند


  • پيروزي در عمليات « ثامن الائمه (ع ) » و فتح بزرگي كه خداوند نصيب رزمندگان اسلام كرده بود نور اميد را در دل ملت بزرگ ايران بخصوص رزمندگان و خانواده هايي كه در چند عمليات محدود فرزندان عزيزشان را از دست داده بودند روشن كرد و حضرت امام (ره ) نيز در پاسخ به تلگرام فرماندهان نظامي در مورد اين پيروزي و شكست حصر آبادان پيامي را صادر فرمودند و از رزمندگان دلير تشكر و قدرداني كردند : « ... اينجانب به اسم ملت بزرگ ايران از رزمندگان دلير ارتش و سپاه و ديگر قواي مسلح ايدهم الله تعالي تقدير و تشكر مي كنم . از خداوند متعال توفيق نصرت و عظمت اسلام و مسلمين و بخصوص نيروهاي مسلح اسلام را خواستار است . » (1 )
    اما 3 روز پس از عمليات يعني مورخه 60 7 8 زماني كه فرماندهان رده بالاي جمهوري اسلامي ايران يعني سرلشكر ولي الله فلاحي سرتيپ نامجوي سردار سرلشكر پاسدار كلاهدوز سردار سرلشكر پاسدار جهان آرا و سرتيپ فكوري بعد از بازديد از منطقه عازم تهران جهت ارائه گزارش خدمت حضرت امام (ره ) بودند هواپيمايشان سقوط نمود و اين بزرگواران به شهادت رسيدند و مردم ايران را در عروجشان داغدار نمودند. و بار ديگر نفس قدسي حضرت امام (ره ) اراده رزمندگان را آهنين و قوي نمود : « ... ما گرچه عزيزان ارزشمندي را از دست داديم لكن هدف به قوت خود باقي و فرزندان اسلام با اراده آهنين و تصميم قاطع از اسلام و ميهن عزيز خود دفاع مي كنند و هر چه بيشتر براي خود و ميهن خود افتخار مي آفريند . » (2 )
    روحشان شاد ـ راهشان پر رهرو باد
    پانوشت
    1 ـ صحيفه نور جلد 15 ص .165
    2 ـ صحيفه نور جلد 15 ص 171

  • *****
    نبرد در شرق كارون




  • « ثامن الائمه » به روايت فرماندهان عالي رتبه عمليات
    اشاره : عمليات ثامن الائمه « شكست حصر آبادان » در مورخه 1360 7 5 با هدف شكست حصر شهر آبادان در جبهه جنوبي آبادان و شرق كارون با رمز مبارك نصرمن الله و فتح قريب آغاز شد.
    اين عمليات كه به صورت گسترده و با فرماندهي مشترك ارتش و سپاه در سه محور اصلي (جبهه ذوالفقاريه جبهه فياضيه جبهه دارخوين ) و يك محور فرعي (جبهه ماهشهر) طرح ريزي و اجرا شد قواي خودي توانستند طي 48 ساعت محاصره آبادان را شكسته و دو جاده مهم ماهشهر ـ آبادان و اهواز ـ آبادان را آزاد نمايند و به اين ترتيب فرمان حضرت امام (ره ) مبني بر شكست حصر آبادان محقق شد ضمن آنكه تحول جديدي در جنگ به وجود آمد و ناكامي دشمن در جنگ از همين نقطه آغاز گرديد.
    در تاريخ 1360 7 7 هم زمان با تثبيت منطقه شرق كارون جلسه اي به منظور تشريح و جمع بندي نتايج عمليات ثامن الائمه با حضور برادران رحيم صفوي غلامعلي رشيد(شهيد) حسن باقري (شهيد) حسين خرازي بنادري و... در آبادان تشكيل گرديد. مباحث اين جلسه به دليل اين كه يك روز بعد از پيروزي در عمليات و از زبان فرماندهان رده اول آن بيان گرديده مهم مي باشد كه بخش هايي از آن را به تفكيك محورهاي عملياتي از نظر شما خوانندگان محترم مي گذرانيم .
    1 ـ جبهه ماهشهر
    عراقي ها به جبهه ماهشهر حساسيت خاصي داشتند زيرا در نگاه كلاسيك آنها عقبه مناسب در اين جبهه و سابقه عمليات توكل احتمال هر نوع عمليات از اين جناح را نسبت به جناحهاي ديگر تقويت مي كرد. به همين سبب جبهه ماهشهر توانسته بود نظر فرماندهان لشكر 3 زرهي را بيش از آنچه بايد به خود معطوف كند سردار غلامعلي رشيد در تشريح عمليات اين جبهه مي گويد :
    « سازماني كه از نيروهاي سپاه در اين عمليات شركت داشتند دو گردان كامل بودند. غير از نيروهاي در خط و پشتيباني رزم و پشتيبان خدمات رزم 400 نفر از رزمندگان سپاهي و بسيجي ما با گردان 163 تيپ 1 لشكر 77 ارتش ادغام شدند كه اين گردان 350 نفر تكاور داشت . 100 نفر ديگر از نيروهاي ما با يك گردان تانك از لشكر 77 كه كلا 17 تانك داشت ادغام گرديد .
    علاوه بر اين نيروها كه با ارتش ادغام كرديم ما يك گردان احتياط خالص از سپاه و بسيج داشتيم كه 250 نفر تكاور در اختيار داشت . در محور ماهشهر نيروهاي سپاه و ژاندارمري ادغام شده بودند و زودتر از ساير محورها در منطقه تحت مسئوليت ما به دشمن حمله كردند (ساعت 12 شب ) به طوري كه ساعت 1 5 بامداد از دشمن اسير گرفتند . بقيه نيروها تقريبا ساعت 1 5 درگير شدند . در ساعت 4 5 بامداد نيروهاي ما در طول 4 كيلومتر از خاكريز اصلي دشمن درگير بودند . دشمن ابتدا با 4 تانك پاتك كرد و در ساعت 6 صبح با 15 تانك پاتك ديگري را شروع كرد كه دفع گرديد . ساعت 8 تا 9 صبح ما احساس كرديم از سمت محور فياضيه مورد حمله قرار گرفته ايم . پس از اين بود كه هماهنگي بيش تري بين محور ما و محور فياضيه صورت گرفت و هماهنگ پيش روي مي كرديم . ساعت 10 صبح خاكريز دشمن سقوط كرد. از اين جا به بعد دشمن متلاشي شد و نفرات زيادي از آنان منتظر اسارت بودند . ساعت 12 ظهر به خاكريز سوم رسيديم . در اين ساعت ما با نيروهاي خودي در محور فياضيه نيز الحاق كرديم و ساعت 12 به بعد دشمن هيچ گونه عكس العملي از خود نشان نداد و كلا شكست خورد . » (1 )
    در بخشي از گزارش لحظه به لحظه عمليات نيز كه از سيستم مخابراتي دريافت شده آمده است :
    « 1 ـ در ساعت 30 : 4 فرمانده محور ماهشهر ـ آبادان اعلام نمود اهداف منطقه ولايت فقيه تصرف و به طور كامل پاك سازي شده است .
    2 ـ در ساعت 25 : 11 فرمانده محور ماهشهر ـ آبادان اعلام كرد تعداد اسرا از 800 نفر به 1000 نفر رسيده است و نيروهاي دشمن بين جاده آبادان ـ ماهشهر و آبادان ـ اهواز محاصره شده اند و تعداد شهدا و زخمي هاي خودي خيلي كم بوده است .
    3 ـ در ساعت 45 : 14 فرمانده محور ماهشهر ـ آبادان اعلام نمود از 35 دستگاه تانك دشمن 11 تانك منهدم شده و بقيه آنها غنيمت گرفته شده اند و نيروهاي دشمن كه بين زائده جاده ماهشهر ـ آبادان قرار دارند تا اندازه اي مقاومت مي نمايند.
    4 ـ در ساعت 16 فرمانده محور جاده ماهشهر ـ آبادان اعلام نمود نيروهاي باقي مانده دشمن كه مقاومت مي كردند كشته و اسير شدند . » (2 )
    با انهدام عراق در جبهه ماهشهر جاده ماهشهر ـ آبادان پس از 349 روز از تصرف نيروهاي عراقي آزاد شد و مردم آبادان و رزمندگان اين جبهه محاصره شده توانستند از طريق اين جاده و جاده آبادان ـ اهواز تردد عادي خود را شروع كنند.
    2 ـ جبهه ذوالفقاريه (از محور ايستگاه 12 تا ايستگاه 7 )
    اين جبهه داراي سابقه درخشان در اولين روزهاي عبور عراق از كارون بود كه حماسه بهمن شير و چند عمليات محدود بخشي از افتخارات آن روزهاي مقاومت و ايثار است . اكنون با اجراي موفق ماموريت محوله در عمليات ثامن الائمه رزمندگان اين جبهه مي توانستند حياتي ترين منطقه تصرفي عراق در شرق كارون را ـ كه در واقع گلوگاه جزيره آبادان محسوب مي گرديد ـ از چنگ دشمن خارج كنند و قطعه قطعه خاك مقدس اين جبهه را ـ كه در حيات يك ساله خود سجاده عبادت مرداني بزرگ بود ـ به آغوش مردم مقاوم آبادان بازگردانند. برادر بنادري در تشريح عمليات جبهه ذوالفقاريه مي گويد :
    « در اين عمليات در محور ايستگاه 12 هدف اصلي عمليات در كنار جاده قديم آبادان ـ اهواز بود كه براساس حساسيت منطقه سازمان رزمي متشكل از دو گردان رزمي و يك گردان احتياط از سپاه و يك گردان از تيپ 1 ارتش در نظر گرفته شده بود كه به طور مشترك عمل مي كردند.
    البته سابق بر اين ايستگاه 12 به عنوان يك جبهه اصلي تلقي نمي شد لذا يگان هاي خودي صرفا با استقرار 4 قبضه خمپاره انداز و چند قبضه تفنگ 106 به ايجاد خط تدافعي مختصر بسنده كرده بودند تا مانع از نفوذ دشمن به آبادان شوند. ولي به مرور زمان اهميت نظامي اين محور براي برادران مشخص شد زيرا ايستگاه 12 روي كمر دشمن واقع بود به همين خاطر تصميم گرفتيم اين منطقه را به جبهه اي فعال مبدل سازيم . لذا با توجيه و فعال كردن واحدهاي مهندسي سپاه و جهاد توانستيم خود را در بعضي نقاط به دشمن نزديك كنيم . ازجمله در منطقه اي در حد فاصل رودخانه كارون و جاده قديم اهواز ـ آبادان .
    به هر حال عمليات در ساعت 11 5 شروع شد . پس از گذشت 2 ساعت نيروهاي سمت راست ـ با استعداد 6 گردان ـ خود را به نزديك خاكريزهاي دشمن رساندند و 2 گروهان با يك خيز بلند موفق شدند وارد خاكريزهاي دشمن شوند درحالي كه در ساير محورها گروهان ها به اولين خطوط تدافعي دشمن نرسيده بودند. با گذشت زمان گروهان هاي بعدي توانستند خود را به خاكريزهاي اول دشمن برساند و اين زماني بود كه دو گروهان پيشتاز به سمت خاكريزهاي دوم خيز برداشته بودند.
    ادامه درگيري تا نزديك ظهر و تشديد فشار دشمن به محاصره نيروهاي خودي توسط قواي دشمن منجر گرديد. در اين زمان ما گروهان احتياط خود را كه بيش تر نيروهاي آر.پي .جي .زن بودند به منطقه بحران گسيل داديم . آنان خيلي زود توانستند با انهدام چند دستگاه تانك آرايش جنگي دشمن را به هم ريخته و نيروهاي ارتشي را از حلقه محاصره خارج نمايند و به تعقيب نيروهاي دشمن كه به طرز عجيبي منطقه را خالي مي كردند پرداختند. در نتيجه تعدادي از عناصر دشمن را به اسارت و تعدادي تانك به غنيمت گرفتند.
    پس از تصرف مواضع دشمن در خاكريزهاي اول و دوم بلافاصله به سمت خاكريز سوم رهسپار شديم و اين زماني بود كه با نيروهاي محور ايستگاه 7 الحاق برقرار كرديم و با هم به سمت بالا به تعاقب دشمن كه در حال فرار از معركه بود پرداختيم . در اين حين توپخانه دشمن اجراي آتش مي كرد اما چون از تمركز و نظم خاصي برخوردار نبود نيروهاي خودي توانستند بي دغدغه خود را به هدف ها و مواضع بعدي برسانند و بر دشمن بعثي تلفات و ضايعاتي را وارد سازند . » (3 )
    3 ـ جبهه فياضيه
    محور فياضيه يكي از دو تلاش اصلي در عمليات ثامن الائمه است . يگان هاي اين محور موظف بودند ضمن حركت در شرق كارون از سمت جنوب به شمال ارتباط نيروهاي عراق از طريق پل حفار با غرب كارون را قطع نمايند.
    جبهه فياضيه براي رسيدن به آمادگي كامل براي عمليات روزهاي سختي را پشت سر گذاشته و با ابتكارات ويژه ازجمله احداث كانال توانسته بود شايستگي خود را براي گرفتن ماموريت تلاش اصلي به مسئولان اعلام كند.
    اهميت اين محور باعث گرديد در تقسيم بندي جبهه ها بين فرماندهان برادر رحيم صفوي در اين منطقه شخصا هدايت نيروها و كنترل عمليات را به دست گيرد.
    در گزارش لحظه به لحظه در اين جبهه آمده است :
    « 1 ـ عمليات ساعت 55 : 01 شروع شد و مسئول محور فياضيه اعلام نمود كه در ساعت 30 : 06 خاكريز اول و دوم تصرف شده و نيروها در كنار رودخانه در وضعيت خوبي مي باشند.
    2 ـ در ساعت 30 : 06 حدود 70 الي 80 اسير گرفته شد كه در حال تخليه مي باشد.
    3 ـ سپاه ماهشهر در ساعت 15 : 08 گزارش داد تيپ 2 و گردان هاي سپاه در منطقه فياضيه خاكريزهاي اول و دوم را به تصرف خود درآوردند.
    4 ـ برادران باقري و كلاهدوز در ساعت 10 : 09 گزارش دادند نيروهايي كه از محور فياضيه وارد عمل شده اند در پشت خاكريزها با مقاومت دشمن روبه رو شده اند و حركت نيروها كند مي باشد . » (4 )
    دشمن در مقابل جبهه فياضيه و همچنين جبهه دارخوين به خاطر اتكا اين دو جبهه به كارون خطوط دفاعي پيوسته و بسيار محكمي را احداث كرده بود(3 ) كه با داشتن ميادين مين و خطوط دفاعي در چند رده عبور از آن مشكل بود لذا جبهه فياضيه كه در مانور خود صرفا به تك جبهه اي متكي بود در عبور از خطوط دشمن و رسيدن به پل حفار با مشكلاتي روبه رو گرديد. سردار رحيم صفوي در اين باره چنين روايت مي كند :
    « عمليات شب 5 مهرماه ساعت 12 شب با رمز » يا حسين بن علي (ع ) » شروع شد. به خاطر اين كه عمليات در همه محورها و همزمان شروع گرديد دشمن غافلگير شده بود و نمي دانست كه تلاش اصلي از كجاست . فشار اصلي از محور دارخوين بر دشمن وارد شد و اولين خطوطي كه از دشمن شكسته شد در محور دارخوين بود. يك محور از نيروهاي جبهه فياضيه به ميدان وسيعي از مين به عمق 500 متر برخورد كردند ولي محور سمت راست يعني محوري كه فرمانده اش (شهيد) « اكبر كامراني » بود خط را شكست . نزديك ساعت 8 صبح بود كه محور دارخوين پل (قصبه ) را تصرف كرد و بعد از آنكه محور دارخوين پل را تصرف كرد نيروهاي جبهه فياضيه و ايستگاه 7 و ايستگاه 12 از روي جاده هجوم بردند . وقت اذان صبح جاده اهواز ـ آبادان باز شد يعني آن بچه هايي كه در محور دارخوين عمليات كرده بودند با موتور حركت كرده بودند و به طرف آبادان مي آمدند نماز صبح را كه نزديك پل ها مي خوانديم بچه ها در حال گريه بودند و يك نمازي كه در حقيقت نماز شكر بود و خود ما هم باور نمي كرديم كه آبادان در شب آزاد بشود. يعني عمليات را كه ما ساعت 12 شب شروع كرده بوديم صبح قبل از اين كه روشنايي خورشيد بالا بيايد تقريبا تمام شده بود و يك استعداد بزرگي از دشمن به اسارت افتاده بود . » (5 )
    خط دفاعي در جبهه فياضيه پس از عمليات در حاشيه شرقي كارون تشكيل گرديد. از آن پس ما در اين منطقه حدفاصل كوت شيخ در ناحيه شرقي خرمشهر خطوط خود را چسبيده به كارون تا دارخوين تشكيل داديم و نيروهاي عراقي نيز در اين منطقه تا مقابل سليمانيه در ساحل غربي كارون و چسبيده به آن پدافند مي كردند.
    4 ـ جبهه دارخوين
    يگانهاي اين جبهه ماموريت داشتند با عبور نيروهاي خود از دو محور اصلي (خط رضايي ها در تك جبهه اي و نهر شادگان ) ضمن انهدام نيروهاي دشمن در حاشيه كارون و عمق منطقه تا 7 كيلومتري پل قبصه را تصرف و در حاشيه شرقي كارون پدافند كنند و سپس با نيروهاي محور فياضيه ـ كه مسئوليت تصرف پل حفار را به عهده داشتند ـ در حدفاصله پل قصبه تا پل حفار الحاق نمايند جبهه دارخوين به دليل استفاده از مسير نهر شادگان و توان رزم بالاي نيروهاي تكاور نسبت به ديگر جبهه ها امكان بيشتري براي رسيدن به صددرصد اهداف خود در كم ترين زمان ممكن برخوردار بود. ضمن اينكه دشمن در اين منطقه مخصوصا در مقابل نهر شادگان و محدوده مارد در عمق منطقه سرپل كاملا حساس شده و آمادگي كامل دفاع همه جانبه را براي خود ايجاد كرده بود. اقدامات اصلي كه در اين محور براي نيل به اهداف صورت گرفت عبارت بود از :
    الف ) طرح آتش زدن كارون : در حالي كه نيروهاي هر دو محور درگيري با دشمن را شروع كرده بودند و پيش روي نيروهاي اسلام در حاشيه كارون به دليل موانع مين و استحكامات دفاعي دشمن به كندي صورت مي گرفت اصابت گلوله خمپاره در محل انتقال نفت به رودخانه كارون باعث آتش سوزي گسترده در منطقه سلمانيه و محمديه گرديد كه مشكلات زيادي را در سيستم فرماندهي و هدايت اين جبهه و همچنين مسير عبور رزمندگان در حاشيه كارون را به دنبال داشت و طرح آتش زدن رودخانه باعث شد سازماندهي قواي عراق در خطوط دفاعي جبهه شمالي دچار هرج ومرج شده و رزمندگان با استفاده از اين خلا بسيار زودتر از برآوردهاي زماني فرماندهان به هدف اصلي خود يعني پل قصبه برسند.
    ب ) عبور از نهر شادگان : نفوذ در عمق منطقه دشمن و اجراي عمليات موفق باتوجه به لورفتن مسير و تقويت خطوط دفاعي توسط عراق نياز به روحيه سلحشوري مرداني داشت كه مسئوليت عمليات در اين جبهه را پذيرفته بودند.
    نيروهاي اين محور پس از انهدام گردان زرهي صلاح الدين بااستفاده از تنها تانك خود كه توسط « رضا عسكري » و چند نفر از نيروهاي قديمي هدايت مي شد با سرعت در عمق منطقه شروع به پيش روي كردند در ساعات اوليه خود را به جاده آسفالت اهواز ـ آبادان رساندند.
    ج ) تصرف پل قصبه : تلاش همه رزمندگان در اين جبهه رسيدن به پل قصبه و بستن عقبه دشمن بود لذا فرماندهان جبهه دارخوين مانند (شهيدان ) خرازي رداني پور سليماني عسگري سليمان پور كه به خاطر اهميت محور نهر شادگان هم از اين مسير در عمليات شركت كرده بودند پس از جمع آوري نيروهاي پراكنده تلاش خود را براي تصرف پل قصبه متمركز كردند و پس از چند دقيقه در زير شديدترين آتش ممكن پل قصبه تصرف گرديد.
    تصرف پل قصبه باعث بروز اخلال جدي در تصميم گيري فرماندهان عراقي شد زيرا ناچار بودند تردد خود اعم از فرار يا پاتك را در تنها پل باقي مانده در منطقه حفار متمركز كنند و از اين لحظه به بعد بود كه نيروهاي ماهر و قديمي ديده باني در جبهه دارخوين با نزديك شدن به پل حفار و هدايت آتش موثر روي آن دشمن را دچار گيجي و بحران بيشتري كردند.
    د) انهدام پل قصبه : نيروهاي دشمن كه از جهنم كارون گريخته بودند با استقرار در جناح غربي پل قصبه و به دست آوردن آرامش نسبي اقدام به شليك مستقيم گلوله هاي تانك مي كردند و باتوجه به تحركات آنها در پل حفار فرماندهي رده بالا به نيروهاي حاضر در آن سوي قبضه فشار مي آورد كه مجددا اقدام به تصرف سرپل نمايند و ) PMP قبل از عمليات موضوع انهدام پل عراق كه از نوع پي . ام . پي ( بود طرح شد و آمادگي براي انهدام آن وجود داشت لذا (شهيد) مرتضي تيموري فرمانده تخريب منطقه موظف گرديد سريعا به انهدام پل اقدام نمايد.
    با انهدام دو سه قطعه از پل قصبه در جناح شرقي و به زير آب رفتن قسمت هايي از آن اميد دشمن براي استفاده مجدد از اين پل به كلي از بين رفت و به دنبال آن نيروهاي مهندسي كه صبح زود خاكريز حاشيه كارون را تقويت كرده و جلو آمده بودند خاكريز كنار سرپل قصبه را هم ترميم كردند و پدافند در حاشيه كارون پس از طوفاني يك ساله با آرامش شروع شد.
    هـ) حركت به سمت پل حفار : بروز مشكلات عبور در جبهه فياضيه باعث گرديد نيروهاي آن محور نتوانند خود را به پل حفار برسانند و لذا بخشي از نيروهاي جبهه دارخوين پس از تصرف اهداف خود كه ساعت 30 : 6 صبح به اتمام رسيده بود اقدام به پيش روي به سمت پل حفار كردند.
    در هر صورت نقاط قوت موجود در جبهه دارخوين اعم از قوت طرح مانور و توانايي فرماندهان و رزمندگان سبب گرديد اهداف مهم عمليات يعني تصرف پل هاي قصبه و حفار به دست آنها صورت گيرد.
    پي نوشته ها
    1 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ فصلنامه تاريخ جنگ شماره 2 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ گزارش شماره 732
    3 ـ همان
    4 ـ همان
    5 ـ مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سند شماره 453 499 روايت سردار صفوي
    6 ـ كليه ارقام و اطلاعات اين مقاله از كتاب نبردهاي شرق كارون به روايت فرماندهان گرفته شده است .