روزنامه جمهوري اسلامي 06/07/1382 صفحه مقالات

  • چرا وزارت كشور بر طبل جنگ مي كوبد !
  • دفاع مقدس تابلويي ابدي از ايثار و حماسه
  • نگاهي گذرا به علل و پيامدهاي رشد حضور زنان در دانشگاهها
  • امام علي (ع ) سيماي راستين خدمتگزاري به مردم و عدالت
  • سخن عكس ها
  • *****
    چرا وزارت كشور بر طبل جنگ مي كوبد !


  • رهبر معظم انقلاب در تاريخ 15 مرداد در جمع مسولان نظام پس از آنكه آنها را به وحدت فراخوانده و خطرات دامن زدن به اختلافات حتي تا جايي كه دشمنان تحريك به حمله نظامي مي شوند را برشمردند با صراحت از مسئولان خواستند در فضايي معتدل و دور از هياهو به سمت انتخابات مجلس هفتم حركت كنند. ايشان فرمودند : « مردم به انتخابات علاقه دارند و آنچه آنها را ناخشنود مي كند جنجالها و اختلافاتي است كه اكثر آنها ماهيت تبليغاتي دارد. »
    رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكيد كردند : « مجلس شوراي نگهبان مجمع تشخيص مصلحت رئيس جمهور قوه قضائيه و همه دستگاهها بايد در چارچوب قانون حركت كنند و تنها براساس اختيارات قانوني خود عمل نمايند. »
    پس از سخنان مقام معظم رهبري طليعه اميدبخشي در فضاي سياسي كشور جهت آرامش و اعتدال ايجاد شد و خبرهاي نويدبخشي نيز كه حاكي از جلسات انس برخي سران جناحها بود به گوش رسيد ولي وزارت كشور كه بايستي بيش از همه در جهت ايجاد فضايي آرام و بي دغدغه و بدون تنش تلاش نمايد خود آتش بيار يك جنجال سياسي ديگر شد و وزير كشور كه به نظر مي رسد اين روزها بدجوري توسط افراد افراطي تغذيه فكري و سياسي مي شود معركه گير يك نزاع ديگر سياسي شد.
    با گذشت كمتر از 3 روز از سخنان رهبري آقاي موسوي لاري شيپور جنگي را به صدا درآورد كه ثمره اش جز تضعيف اركان نظام و دلزدگي مردم از مسولان نبود. وي مثل ژنرالهاي آغازگر جنگ فرمان جلوگيري از فعاليت دفاتر نظارتي شوراي نگهبان را صادر كرد و در گردهمايي استانداران سراسر كشور به جاي آنكه آنها را به ايجاد فضايي آرام دعوت كند خود به عنوان عامل تحريك كننده گفت : « دفاتر نظارتي شوراي نگهبان غيرقانوني است و استانداران مكلف هستند تا از كار آنها جلوگيري كنند. »
    در پي سخنان وزير كشور و بخشنامه اي كه از سوي وي به استانداريهاي سراسر كشور ارسال شد برخي استانداران نيز بر اين نزاع و آتش خود ساخته هيزم افزودند. كار به جايي رسيد كه يكي از استانداران درخواست كرد كه وزير كشور و استانداران استعفا دهند.
    از طرفي مطبوعات زنجيره اي و برخي عناصر ناراحت نيز كه پي بهانه و فرصت جهت تضعيف اركان نظام و ايجاد درگيري در بين مجموعه ها هستند خود را وارد اين معركه كردند. انصاري راد رئيس كميسيون اصل نود مجلس ايجاد دفاتر نظارتي را بروز يك فاجعه در سطح مديريت عالي دانست ! سخني كه فقط با هدف شعله ور ساختن آتش نزاع بيان شده است والا خود گوينده بهتر مي داند كه اين سخن به لطيفه بيشتر شبيه است تا به موضع گيري سياسي .
    ابطحي معاون پارلماني رئيس جمهور سخنگوي وزارت كشور معاون سياسي و معاون حقوقي وزارت كشور و يدالله اسلامي دبير مجمع ادوار نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وارد صحنه شدند تا بار ديگر فضاي كشور را فضاي درگيري قطبهاي سياسي كنند.
    در چنين شرايطي طبع قضيه اين است كه طرف مقابل وارد صحنه شود و به دفاع از عملكرد خود پردازد. شايد بتوان با اطمينان خاطر عنوان كرد كه اصل طرح مساله از سوي وزير كشور فقط به خاطر اين بوده كه طرف مقابل به پاسخگويي افتاده و وارد اين جدال شده تا دوباره كشور فضاي دو قطبي به خود بگيرد. برخي تئوريسينهاي جناح دوم خرداد بر اين باورند در صورتي كه كشور فضاي دو قطبي پيدا كند آنها برنده انتخابات خواهند بود. حالا چرا وزارت كشور به عنوان مجري كه بايستي بيطرف باشد تنور آنان را گرم مي كند معمولا از سوالات بي پاسخ است .
    در همه انتخاباتها در دنيا معمول اين است كه زمينه بروز و ظهور تقلب و دستكاري در اجرا فراوان است . به ويژه آنكه اجرا در اختيار دولتي قرار گيرد كه ماندن و نماندن آن بر سر قدرت به آن انتخابات وابسته باشد. همواره در اينگونه انتخاباتها براي سالم ماندن انتخابات اختيارات ناظر را زياد و سعي مي كنند اختيارات مجريان تا حداقل اجرا تنزل يابد طبيعي است هر انسان منصفي وقتي ببيند مجري انتخابات كه ذي نفع ترين مجموعه در اين انتخابات است با جنجال و شلوغكاري نه تنها در صدد محدود كردن اختيارات ناظرين است بلكه در پي منفعل نمودن و از دور خارج كردن و تشريفاتي نمودن آن مي باشد اين سوال را از خود بپرسد كه وزارت كشور چرا از انتخابات سالم مي ترسد چرا وزارت كشور مي خواهد يكه تاز ميدان باشد دفاتر نظارتي مگر چه اندازه در اجراي انتخابات مي توانند مانع ايجاد كنند جز آن است كه ناظرين را آماده تر پخته تر و آموزش ديده تر وارد انتخابات مي كند وزارت كشور چه ضرري از اينكه ناظرين به صورت آماده و آموزش ديده وارد انتخابات شوند ـ آن هم فقط به عنوان ناظر ـ مي بيند اگر وزارت كشور از رد شدن لايحه حذف نظارت استصوابي ناراحت است ابراز اين ناراحتي ايجاد بلوا و غيرقانوني توصيف كردن نيست . همانگونه كه مقام معظم رهبري بارها تاكيد نموده اند همه بايستي پايبند به قانون باشند. تعيين اينكه ايجاد دفاتر نظارتي شوراي نگهبان قانوني هست يا نيست با توجه به اينكه شوراي نگهبان بخشي از قوه مقننه است و وظايف خاص در قانون اساسي به عهده آن گذاشته شده است يقينا به عهده وزارت كشور نيست .
    مرتضي داستاني

  • *****
    دفاع مقدس تابلويي ابدي از ايثار و حماسه




  • بي ترديد دوران دفاع مقدس از حماسي ترين دوران انقلاب اسلامي ماست كه همانند چراغي فروزان بر فراز راه تاريخ ايران پرتو افشاني مي كند. به فرموده پير و مراد عاشقان جنگ براي ما يك رحمت بود و عزت و شرف و مردانگي ما همچون مرواريدي در صدف آن شفاف ودرخشنده محفوظ ماند.
    جنگ جنگ است اما جنگ هشت ساله ما جنگي بود كه بر انقلاب نوپاي ايران اسلامي تحميل شده بود; جنگي كه آثار و شواهد آن همچون نعمتي براي ملت ما و گردن آويز لعنتي براي گردنكشان و زورمداران براي هميشه جاويدان خواهد ماند. آنچه در اين جنگ براي ملت ما سرنوشت ساز بود توپ و تانك و تفنگ نبود بلكه تنها شمشير بران عشق و ايمان جوانان غيور وسلحشوري بود كه عقل و عشق را با هم درآميختند و تابلوي زيبايي از ايثار و حماسه را به شاهكارهاي ابدي خلقت افزودند و نام دفاع مقدس را زينت بخش آن نمودند. دفاع مقدسي كه در آن عارفان و پاكبازان كوي عشق و معرفت سعي در صفاي معرفت مي كردند و طواف به دور كعبه عشق .
    دفاع مقدسي كه يادآور عشق بود و دو كوهه و همت يادآور حماسه بود. دفاع مقدسي كه يادآور اخلاص بود و باقري يادآور ايمان و صياد شيرازي يادآور ايثار.
    آري دفاع مقدس يادآور آنهايي بود كه رفتند تا راه و رسم ماندگاري را بياموزند. دفاع مقدس يادآور راز و نيازهاي شبانه رزمندگاني است كه خالصانه ندبه هاي دلتنگي خود را بر زبان جاري ساختند و با خلوص نيت و قداست بر براق شهادت نشستند و پر كشيدند.
    دفاع مقدس يادآور انسان هاي آزاده اي است كه فرياد عشق و عرفان را در بلنداي قله هاي كمال سردادند و دل به وصال دوست سپردند.
    دفاع مقدس يادآور آنهايي است كه مي دانستند هيچ قطره اي در مقياس حقيقت از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود بهتر نيست . پس رفتند تا با آن قطره خون به حقيقت عاشقانه اي برسند كه خداست .
    راضيه نوروزي

  • *****
    نگاهي گذرا به علل و پيامدهاي رشد حضور زنان در دانشگاهها




  • مسئله حضور زنان و دختران در سطح جامعه و در مجامع علمي از جمله مسائل مورد توجه مسئولين و كارشناسان در سالهاي اخير مي باشد. رشد درصد قبولي دختران در دانشگاهها واقعيتي غيرقابل انكار است كه نيازمند تحليل كارشناسانه و بررسي اصولي مي باشد تا ريشه ها و پيامدهاي آن به دقت كشف گردد.
    به گزارش روابط عمومي شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان در بخش نظرسنجي پايگاه اينترنتي شورا درباره علل و عوامل رويكرد دختران به تحصيلات عاليه پاسخ دهندگان به علل متعددي اشاره داشته اند كه كسب موقعيت اجتماعي با 21 6 درصد و حذف محدوديتهاي انتخاب رشته براي دختران با 2 7 درصد بيشترين و كمترين آمار را داشتند.
    همچنين از ميان تبعات و آثار رويكرد دختران به تحصيلات عاليه بيكاري مردان نان آور خانه به علت اشغال مشاغل توسط زنان با 18 5 درصد و درك بهتر از همسران و شرايط كاري آنها با 3 7 درصد بيشترين و كمترين آمار را دارا بودند.
    برخي صاحبنظران رشد حضور دختران در دانشگاهها را مثبت ارزيابي كرده و آنرا از سويي نشانه رشد فرهنگ جامعه دانسته و از سوي ديگر با توجه به نقش زنان در فرهنگ سازي اين رشد را مفيد و موثر ارزيابي مي كنند. هرچند نمي توان نظر آنان را منكر شد ليكن بايد اذعان داشت كه علل و انگيزه حضور دختران در دانشگاهها رشته تحصيلي آنها كيفيت تحصيل و وضعيت پس از تحصيل همه و همه در ميزان اثرگذاري دختران در جامعه دخيل مي باشد.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اصلاح وضعيت دانشگاهها اعتماد خانواده ها به منظور حضور دختران در مراكز علمي بيشتر جلب شد. با گذشت زمان و رشد حضور زنان در سطح جامعه نياز به كسب تخصص و در نتيجه آموزش زنان نيز بيشتر احساس گرديد. از سوي ديگر با رشد سطح دانش و بينش جامعه زنان به حقوق خويش بيش از گذشته واقف شده و تقاضا براي حضور در مجامع علمي و كسب مدارج و سطوح عالي در جامعه افزايش يافت .
    در كنار اين موارد عوامل ديگري چون علاقه به كسب علم خدمت به جامعه كسب موقعيت اجتماعي داشتن پشتوانه مادي و اقتصادي پر كردن اوقات فراغت يافتن شانس بيشتر براي ازدواج و تشويق اعضاي خانواده مسبب رشد حضور دختران در مجامع علمي و دانشگاهها گرديد.
    از سويي ديگر كمرنگ شدن حضور پسران در دانشگاهها خود بر اين رشد دامن زده است . در واقع در تحليل پديده رشد حضور زنان و دختران در دانشگاهها لازم است كه ضرورتا علل و عوامل افت حضور پسران نيز بررسي گردد.
    عدم برخورداري از شغل مناسب پس از پايان تحصيل خيل كثير تحصيلكرده هاي بيكار مسئله خدمت سربازي و وقفه در ادامه تحصيل در صورت عدم پذيرش در سال اول پس از ديپلم و تمايل به اشتغال در يك شغل پردرآمد به جاي تحصيل در دانشگاه از مهمترين علل روگرداني برخي پسران از تحصيل در دانشگاه مي باشد.
    علاوه بر رشد فرهنگي جامعه حضور زنان در عرصه هاي عالي تحصيلات و سپس در بازار كار موجب رشد اقتصادي در خانواده نيز خواهد شد. البته مشروط بر اينكه باعث بيكاري برخي مردان نان آور به علت حضور زنان در محيطهاي كاري نگردد.
    روند روزافزون حضور زنان و دختران در دانشگاهها چنانچه با برنامه ريزي صحيح و اصولي همراه نباشد در آينده باعث برهم خوردن تعادل اقتصادي اجتماعي و فرهنگي ميان زنان و مردان جامعه خواهد شد و اين مسئله در درون خانواده نيز تاثيرگذار مي باشد.
    در مجموع بايد گفت كه رشد حضور دختران در دانشگاهها غيرقابل انكار است و اين مسئله بايد از لحاظ كمي و كيفي با يك ديد كارشناسانه و تحليلي در كنار ساير مسائل مورد ارزيابي قرار گرفته و با برنامه ريزي صحيح از پيامدهاي منفي آن كاسته و پيامدهاي مثبت آنرا افزايش داد.
    پذيرش بي ضابطه دختران در تحصيلات عاليه باعث بيكاري مردان نان آور خانه خواهد شد
    نبايد صرفا براساس شعار « عدم نگاه جنسي به مسائل » اقتصاد فرهنگ و مسائل خانواده را به دست حوادث سپرد
    روند روزافزون حضور زنان و دختران در دانشگاهها چنانچه با برنامه ريزي صحيح و اصولي همراه نباشد در آينده باعث برهم خوردن تعادل اقتصادي اجتماعي و فرهنگي ميان زنان و مردان جامعه شده و اين مساله در درون خانواده نيز تاثيرگذار مي شود

  • *****
    امام علي (ع ) سيماي راستين خدمتگزاري به مردم و عدالت


  • ث كاظم كامران شرفشاهي
    ... بشر هميشه تشنه عدالت بوده و همواره از تبعيض رنج برده است . تحقق عدل در جامعه و استقرار جامعه اي براساس عدالت از ديرباز به عنوان يكي از بزرگترين آرزوهاي متفكرين مطرح بوده است . در اهميت اين موضوع همين بس كه بسياري از انديشمندان جايگاه عدالت را حتي از جايگاه آزادي نيز برتر و والاتر دانسته اند. زيرا آزادي بدون عدالت هيچگاه معني نخواهد يافت و در واقع آنچه موجب بقا و دوام آزادي مي تواند باشد همانا عدالت است كه حدود و ثغور را مشخص و معين مي كند و راه را بر تجاوز و تعدي و سلب آزادي ديگران مسدود مي نمايد.
    در تعريف واژه عدالت مفاهيمي همچون اعتدال مساوات قسط انصاف دادگري حق راستي و ... ذكر شده است . هر چند كه اين مفهوم بزرگ نيازي به تعريف و توصيف ندارد و در اذهان عموم همواره جايگاهي متعالي و تعريفي روشن و شايسته را دارا مي باشد. لغت عدل و مشتقات آن در قرآن كريم بارها مورد استفاده قرار گرفته است . در اين ميان لغت عدل به تنهايي در سه سوره قرآن كريم و سيزده آيه اين كتاب انسان ساز ذكر شده است . خداوند متعال در آيه 90 سوره مباركه نحل مي فرمايد : « ان الله يامر بالعدل و الاحسان »
    يعني : « به درستي كه خداوند امر مي كند به عدالت رفتار كردن و احسان به همنوعان . »
    گويند روزي در مجلس « ابن عباس » در خصوص ظلم و مفاسد بي عدالتي سخن گفته مي شد. كعب گفت : در قرآن آيه اي نديده ام كه ستم سبب ويراني مملكتي شود. ابن عباس فرمود : « فتلك بيوتهم خاويه بما ظلموا. »
    يعني : « اين است منازل و قصور گذشتگان كه به دليل ستم كردن به اين روزگار افتاده و ويران شده است . »
    پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص ) در گفتار و رفتار خويش براي عدل جايگاه رفيع و مرتبه ويژه اي قائل بودند. چنانكه آن حضرت اعتقاد داشتند كه « ملك با كفر باقي مي ماند اما با ستمگري هرگز دوام نخواهدداشت . »
    « الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم »
    و باز از رسول گرامي اسلام (ص ) نقل شده است كه فرمودند :
    « با لعدل قامت السموات و الارض »
    « يعني : به دليل عدل است كه آسمانها و زمين قائم و در مسير خويش در حركتند. »
    و همچنين قطب راوندوي در « لب اللباب » از آن حضرت روايت كرده است كه فرموده اند :
    « عدل ساعه خير من عباده ستين سنه »
    يعني : « دادگستري در يك ساعت بهتر از عبادت شصت سال مي باشد.
    به اعتبار آنچه گفته شده و با مراجعه به قرآن مجيد و احاديث و روايات بي گمان هيچ دين و آييني همچون اسلام عدالت را گرامي نداشته است و تا اين اندازه بر اجراي آن سفارش و تاكيد ننموده است . اسلام بي عدالتي را عله العلل تمامي بدبختيها مفاسد و حتي نابودي اقوام و ملل مي داند و رمز پيشرفت و تعالي مردم و سرزمين ها را در درجه پايبندي به اجراي احكام و تحقق و استمرار عدالت مي داند.
    در كتاب « معراج السعاده » از قول امام علي بن ابيطالب (ع ) آمده است : « از ملوك و فرماندهان هر كس كه به عدل و داد عمل كند خداي تعالي دولت او را در حصار امن خود نگاهدارد و هر كه جور و ستم نمايد بزودي او را هلاك كند. »
    ظهور اسلام در تاريكترين دوره حيات انسان و قوانين و رهنمودهاي سرنوشت ساز آن به راستي شگفت انگيز است . اسلام علاوه بر آنكه به عدالت تولدي دوباره بخشيد و انسانهاي بسياري را از زير بار سنگين ستم و بي عدالتي رهانيد به عدالت نيز مفهومي عظيم و والا بخشيد. آنچنان كه همين تعاليم و شيوه زندگي براساس دستورات اسلام موجب حركت وسيع و همه جانبه اي در سرتاسر جهان شد و جنبش هاي فراواني را پديد آورد.
    در آيه 58 سوره مباركه نسا آمده است :
    « ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تمحكموا بالعدل »
    يعني : « خداوند فرمان مي دهد كه امانتها را به صاحبانشان باز گردانيد و در وقتي كه ميان مردم حكم مي كنيد به عدالت حكم نماييد. »
    به راستي در كدام مذهب و مكتبي و در كدام عصر از حيات بشري اين امر تا اين حد مورد توجه و اعتنا قرار گرفته است تا جايي كه در كتاب جامع الاصول ترمذي مي خوانيم كه ابوسعيد خدري از رسول خدا(ص ) نقل نموده است كه : « مقرب ترين و محبوب ترين مردم در پيشگاه خداوند در روز رستاخيز امام عادل است و دشمن ترين و دورترين آنها رهبر ستمگر و جابر. » و امام علي (ع ) پرورش يافته دامان پيامبر بزرگ چنين مكتبي است مكتبي كه دعوت مي كند بشريت را به قيام براي احيا قسط و عدل و عالم را تجلي عدل پروردگار يكتا مي داند.
    مولي الموحدين امام علي (ع ) مظهر العجائب است . آنچنان كه در همه فضائل همچون خورشيدي فروزنده قرنهاست كه چشم و دل اهل خرد و بصيرت به نور مباركش روشن است و يكي از فضائل بي شمار آن عاليجناب انديشه عميق عدل گستر و تلاش خستگي ناپذير آن پيشواي بر حق در جهت تحقق و تداوم عدالت است كه اين همه بر هيچ آزاده صاحبدلي پوشيده نيست و عظمت انديشه و عدالتخواهي آن حضرت در صحنه عمل تا بدانپايه است كه حتي انديشمندان ساير مذاهب و حتي متفكرين لامذهب نيز سر تعظيم بر آستان مباركش فرود آورده اند و چه بسيار كتابها و مقالات كه در ستايش ايشان به رشته تحرير در آورده اند.
    « رودلف ژايگر » مورخ و اسلام شناس نامدار آلماني در كتاب « خداوند علم و شمشير » كه درباره زندگاني پربار امام علي (ع ) به رشته تحرير در آورده فصلي از كتاب را به بوجود آوردن سازمان دادگستري از سوي امام علي (ع ) اختصاص داده است . در پايان اين فصل آمده است : « آنچه امروز به اسم اصول محاكمات حقوقي و جزايي خوانده مي شود به دست علي (ع ) استوار گرديد و او دستگاه دادگستري را در عربستان بوجود آورد. »
    « جرج جرداق » شاعر و نويسنده بزرگ مسيحي و مولف اثر جاودان « الامام علي صوت العداله الانسانيه » مي نويسد : « نزد تاريخ حقيقت و واقعيت يكسان است خواه بشناسي يا نشناسي و چنين است كه شهيد نامي پدر بزرگ شهيدان علي بن ابيطالب (ع ) صداي عدالت انساني شخصيت جاودان شرق است . »
    « سوامي برهماس » (كريشنا) از رهبران هندوهاي هندوستان در سمينار « بين الاديان و تبيين مذاهب » كه در سال 1372 در مركز ايالت اندرا پراداش برگزار شد ضمن اداي احترام به شخصيت امام علي (ع ) مي گويد : « تاريخ در شجاعت امانت صداقت عدالت و پرهيزگاري مانند آن حضرت را سراغ ندارد. »
    « توماس كارلايل » پژوهشگر و فيلسوف نامدار انگليسي درباره امام علي (ع ) مي گويد : « در كوفه ناگهان به حيله كشته شد و شدت عدلش موجب اين جنايت گشت . »
    اعتراف به بلندنظري و عدالت گستري مولا(ع ) در بين انديشمندان ديگر اديان جهان و همچنين متفكرين نامدار اهل سنت بسيار فراوان است آنگونه كه گردآوري و تدوين اين اقوال خود كتاب مفصلي را شامل مي شود. نكته بسيار با اهميتي كه در تمامي اين ستايش ها مشترك است اينكه امام علي (ع ) علاوه بر تقوا و عالي ترين صفات هرگز نسبت به وضع و حال مردم و رعايت حقوق و عدالت در ميان افراد جامعه بي تفاوت نبوده اند و در مسير احقاق حقوق حقه افراد جامعه از هيچ كوششي فروگذار نكرده اند و هيچگونه عافيت انديشي ملاحظه كاري و مصالحه اي بر خلاف رعايت عدالت را روا ندانسته اند چنانكه عمروعاص در نامه اي به معاويه هراسناك از اين موضوع نوشته است : « هر كاري از تو ساخته است بكن كه پسر ابيطالب هر چه دارايي در اين مدت جمع كرده اي از تو خواهد گرفت و از تو جدا خواهد كرد آن طور كه پوست عصاي دستي را از آن جدا مي كنند! »
    امام علي (ع ) در كتاب شريف نهج البلاغه ضمن نامه اي خطاب به عثمان (خليفه سوم ) مي فرمايند : « بدان كه بهترين بندگان در پيشگاه پروردگار رهبر عادلي است كه خود هدايت يافته و ديگران را نيز هدايت مي كند. پس سنت هاي قطعي الهي را بپا داشته و بدعتهايي را كه در دين نبوده مي ميراند... »
    تفاوت بزرگ امام علي (ع ) با ديگر مدافعان حقوق و برقراري عدالت را مي توان در سابقه و جايگاه آنان دريافت چه بسا بسياري از كساني كه تا هنگاميكه از قدرت و نفوذي برخوردار نبوده اند به شعار عدالتخواهي متوسل شده اند اما همين كه دست آنها به جايي بند شده است از هيچ اقدام خودسرانه و مغاير با عدالتي فروگذار نكرده اند. اما تاريخ شهادت مي دهد كه امام علي (ع ) در هر منصبي خصوصا در عالي ترين منصب به عنوان خليفه مسلمين هيچگاه قدرت و نفوذ خويش را براي پايمال كردن حقي به كار نبستند و حتي نسبت به خود خانواده و يارانش سختگيرتر بودند. ماجراهايي نظير خاموش كردن شمع بيت المال هنگامي كه شخصي با ايشان كار خصوصي داشت آتش گداخته نهادن در كف عقيل برادر نابيناي خود به خاطر درخواست بيشتر از بيت المال و يادآوري عذاب دوزخ به او بازگرداندن گردنبند مرواريدي كه دخترش براي عيد قربان به عاريت گرفته بود و مراقبت و تذكرات مكرر به كارگزاراني كه از اصحاب او بودند و ... همه و همه گواه اين نكته است كه عدالت تاكنون هيچ مدافع راستيني مانند امام علي (ع ) را شاهد نبوده است . كسي كه به خدا سوگند مي خورد كه اگر تمام جهان را به او ببخشند تا مگر پوست جويي را از دهان مورچه اي بگيرد هرگز اين كار را نخواهد كرد.
    « ابن عباس » روايت كرده است وقتي امير مومنان از مدينه به بصره آمد برخي از مردم به ديدار آن حضرت شتافتند و چون ابن عباس براي رساندن اين خبر و دعوت از آن حضرت براي حضور در جمع مردم در خيمه امام (ع ) حاضر شد مشاهده كرد كه امام (ع ) مشغول دوختن پارگي كفش كهنه خويش است . در اين حال امام (ع ) به ابن عباس فرمود : اگر نبود كه با اين موقعيت خلافت بتوانم حقي را بر پا دارم يا باطلي را از ميان بردارم اين مقام براي من از اين كفش كهنه نيز بي ارزش تر بود. »
    روز دوم بيعت حضرت بر منبر رفت و پس از حمد و ثناي الهي و درود بر خاتم انبيا فرمودند : « اي مردم اكنون اعلام مي كنم آن عده كه از بيت المال جيب خود را پر كرده و املاكي تهيه كرده اند نهرها جاري كرده بر اسبهاي عالي سوار شده كنيزان زيبا خريداري كرده و در لذات دنيا غرق شده اند فردا كه جلوي آنها را بگيرم و آنچه از راه نامشروع به دست آورده اند از آنها باز ستانم و فقط به اندازه حقشان ـ نه بيشتر ـ برايشان باقي گذارم نگويند علي (ع ) ما را اغفال كرد. من امروز در كمال صراحت اعلام مي كنم كه تمام مزايا و امتيازات را لغو خواهم كرد و ... »
    روز ديگر مردم آمدند و حضرت بيت المال را به تساوي تقسيم كرد . مردي گفت : « يا علي (ع ) تو به من 3 دينار و به كسي هم كه تا ديروز برده من بوده 3 دينار مي دهي ! »
    امام (ع ) فرمود : « در كتاب خدا نگاه كردم . در آن حق بيشتري حتي براي فرزندان اسماعيل ذبيح نيافتم . »
    عده اي كه از سالها پيش به داشتن امتيازات ويژه عادت كرده و ثروت فراواني از اين راه اندوخته بودند مانند طلحه زبير عبدالله بن عمر عبدالله بن زبيره سعيد بن عاص و مروان بن حكم آن روز از پذيرفتن سهميه خودداري و مسجد را ترك كردند و پس از چندي وليدبن عقبه را به عنوان نماينده نزد حضرت فرستادند و گفتند كه با دو شرط حاضرند با امام بيعت كنند وگرنه به شام نزد معاويه بن ابوسفيان خواهند رفت . شرط اول آنها اين بود كه امام با گذشته آنها كاري نداشته باشد از گرفتن ثروتهاي نامشروعي كه در طي سالهاي قبل اندوخته بودند خودداري نمايد. اما پاسخ امام (ع ) به اين گروه روشن و آشكار بود : پايداري در مسير حق و عدل .
    گرچه امام (ع ) مي دانست كه اين گروه در شمار مخالفين قدرتمند وي درخواهند آمد و مشكلات فراواني ايجاد خواهند كرد اما امام حتي يك گام از آنچه وعده داده بود عقب نشيني نكرد و حقانيت امام (ع ) در مقابله با اين گروه كه برخي خود را از اصحاب پيامبر(ص ) نيز مي دانستند را تاريخ به استناد آمار ثروتهاي كلان و بادآورده آنان ثبت كرده است ; ثروتهايي كه پس از مرگ آنان در دنيا باقي ماند و مايه ننگ و شرمساري ابدي آنان شد.
    زبير ثروت و املاك و دام و برده فراواني در بصره و كوفه و مصر و اسكندريه فراهم آورده بود و در هر كدام از اين شهرها خانه هاي باشكوه و مجللي ساخته بود كه بهاي يكي از متروكات او در آن دوران پنجاه هزار دينار تخمين زده مي شد. هزار اسب و هزار كنيز داشت . بهاي قله او در بين النهرين روزي بيش از هزار دينار بود. طلحه نيز همانند زبير ثروت فراواني اندوخته بود و در كوفه و مدينه و ديگر شهرها تيولي براي خود فراهم كرده بود. عبدالرحمن بن عوف هزار اسب بسته هزار شتر و ده هزار گوسفند داشت و ربع متر وكاتش پس از مرگ 84 هزار دينار بود و زيدبن ثابت آنقدر طلا و نقره از خود برجاي گذاشت كه پس از مرگش با تبر و تيشه آنها را خرد كردند و ارزش املاك و مزارع او بيش از هزاران دينار بود و....
    امام نه تنها حاضر نبود سهمي بيشتر از استحقاق اشراف به آنان اختصاص دهد بلكه درباره اعتدال حقوق عرب و عجم و رعايت حقوق پيروان ساير اديان نيز به همين گونه رفتار مي نمود. در روايات آمده است روزي در حين تقسيم بيت المال دو زن به نزد امام آمدند. امام به هر كدام حدود پانزده درهم غله داد. زن عرب برآشفت و گفت : « آيا به من عرب و آن زن عجم سهم برابر مي دهي ! »
    امام (ع ) فرمود : « به خدا قسم كه من در اين غنيمت براي او اولاد اسماعيل هيچ برتري بر اولاد اسحاق نمي يابم . »
    در كتاب وسايل الشيعه نقل شده است كه پيرمردي مسيحي بود كه بينايي اش را از دست داده بود و از آنجا كه فرزندي نداشت تا از او مراقبت نمايد به گدايي روي آورده بود. روزي حضرت هنگام عبور متوجه او شده و از حال و روز او پرس و جو مي كند و چون درمي يابد كه اين پيرمرد در روزگار جواني داراي سوابق مثبتي بوده و كارها و خدمات فراواني داشته است دستور مي دهند كه از بيت المال به او مستمري دهند و بر عهده حكومت و اجتماع است كه تا هنگامي كه اين مرد زنده است او را تكفل نمايند.
    سختگيري امام نسبت به خويش و ساده زيستي آن حضرت غيرقابل توصيف است . با اين حال امام ديگران را به استفاده از موهبتهاي الهي دعوت مي فرمودند و در افزايش درآمد و ارتقا سطح زندگي و رفاه عامه مردم خصوصا تهيدستان از هيچ تلاشي دريغ نمي ورزيدند. در شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد آمده است كه پس از جنگ جمل كه امام وارد بصره شدند. شخصي به نام « علابن زياد » خدمت آن حضرت از برادرش عاصم شكايت آورد كه مدتي است تارك دنيا شده و همه چيز و همه كس را رها كرده است . امام دستور داد تا عاصم را احضار كردند و سپس سبب رفتار او را جويا شد و چون پي برد كه عاصم روش زندگي ايشان را برگزيده خطاب به او فرمود : « من با تو فرق دارم . من سمتي دارم كه تو نداري . وظيفه حاكم و پيشوا وظيفه ديگري است . خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده است كه زندگي خود را مطابق زندگي ضعيف ترين مردم قرار دهند تا سختي فقر و تهيدستي به آنها اثر نكند. »
    براي جلوگيري از پايمال شدن حقوق ضعفا امام علي (ع ) تشكيلات دادگستري را ايجاد و در تمامي بلاد سر و ساماني بخشيد و اشخاصي را آموزش داده و به عنوان قاضي منصوب و براي آنان حقوقي مقرر فرمود تا براساس احكام اسلام عدالت را در جامعه جاري سازند. آن حضرت با دقت نظر تمام بر كار قضات نظارت داشت و اشخاصي را به كار قضاوت برمي گزيد كه نسبت به تقواي آنان اطمينان كامل داشت .
    آن حضرت خود نيز بر مسند قضاوت مي نشست و با علم و دانش بي نظير خويش در كار مردم به عدالت حكم مي داد كه درباره قضاوتهاي عالمانه و شگفت انگيز آن حضرت كتابهاي متعددي به رشته تحرير درآمده است .
    از ديدگاه امام علي (ع ) همه در برابر قانون مساوي و يكسان هستند و هيچ امتيازي نسبت به يكديگر ندارند. در روايات آمده است كه روزي زره حضرت به سرقت مي رود و پس از چندي حضرت زره را بر تن شخصي مي بيند و چون آن شخص از باز پس دادن زره امتناع مي ورزد امام پيشنهاد مي كند كه هر دو به نزد قاضي بروند. آن شخص مي پذيرد. چون به قاضي وارد مي شوند قاضي برمي خيزد و امام را با لقب اميرالمومنين (ع ) خطاب مي كند كه اين حركت قاضي موجب ناراحتي امام مي شود. اين روايات بيانگر آن است كه امام تا چه اندازه نسبت به قانون احترام قائل بوده اند و از ديگر سو هنگام حضور در محكمه توقع يكسان بودن منزلت و جايگاه افراد را متذكر شده اند.
    در كتاب وسايل الشيعه نقل شده است كه روزي مردي به عنوان ميهمان به خانه امام علي (ع ) رفت و چند روز ميهمان آن حضرت بود. يك روز به حضرت گفت كه با شخصي بر سر موضوعي اختلاف پيدا كرده اند و قرار شده كه براي حكميت و داوري به آن حضرت مراجعه كنند. امام به محض شنيدن اين ماجرا به آن شخص فرمود : « از امروز ديگر نمي توانم از تو به عنوان ميهمان پذيرايي كنم زيرا رسول اكرم (ص ) فرموده است كه هرگاه دعوايي نزد قاضي مطرح است قاضي حق ندارد يكي از طرفين را به مهماني دعوت كند مگر آنكه هر دو طرف با هم در مهماني حضور داشته باشند.
    سعي و علاقه آن حضرت به اجراي عدالت حد و مرزي نمي شناسد و باز روايت كرده اند حضرت در يك محاكمه قضايي به « ابوالاسود دوئلي » كه مردي اديب و اهل حكمت بود وكالت داده بود اما پيش از پايان محاكمه او را عزل نمود. ابوالاسود كه از دوستداران امام بود رنجيده خاطر شد و علت امر را از آن حضرت جويا شد. امام فرمود : « ديدم در هنگام محاكمه گفتار تو زمخت تر از صداي طرف مقابل است و ممكن است اين امر مانع كشف حقيقت گردد. »
    به راستي چه كسي تا اين حد نسبت به اجراي عدالت پايبند و پيشتاز است امام آنقدر به رعايت حقوق انسانها احترام قائل است كه با آنكه مي داند با خروج طلحه و زبير از شهر فتنه بزرگي آغاز خواهد شد اما دست به قصاص قبل از جنايت نمي زند و به آنان اجازه مي دهد كه آزادانه از شهر خارج شوند و حتي هنگاميكه در بستر شهادت آرميده است و در حاليكه قاتل سياهكار او نيز در كنارش نشسته خطاب به خويشاوندان و نزديكان خويش مي گويد : « اي فرزندان عبدالمطلب مبادا در ميان مردم بيفتيد و قتل مرا بهانه قرار دهيد و افرادي را به عنوان شريك جرم يا عنوان ديگر متهم سازيد و خونريزي نماييد. » و به فرزندش امام حسن (ع ) وصيت مي كند : « اگر زنده ماندم خود مي دانم با اين مرد چه كنم و اگر مردم شما بيش از يك ضربت به او نزنيد زيرا او فقط يك ضربت به من زده است .... »
    عظمت آن حضرت و حكومت عدل گسترش موجب شد تا پس از شهادت ايشان موجي از حسرت و اندوه پديد آيد. حسرت و اندوهي كه حتي دشمنان آن حضرت در اعماق وجود خود احساس مي كردند. حسرت و اندوهي كه هر روز بر دامنه آن افزوده شد و قرنها را درنورديد.
    نقل است كه معاويه در يكي سالهايي كه به حج رفته بود سراغ زني را گرفت كه از دوستداران علي و از دشمنان سرسخت معاويه بود. چون زن را حاضر كردند از او پرسيد چرا علي (ع ) را بيش از من دوست مي داري زن گفت : بهتر است از اين موضوع سخني نگويم . معاويه اصرار كرد كه حتما بايد پاسخ بدهي . زن گفت : به خاطر آنكه عادل بود و طرفدار مساوات . دوستش مي دارم چون فقر را دوست مي داشت و تو را دشمن مي دارم چون به ناحق با او جنگيدي و خونريزي كردي و اختلاف ميان مسلمين افكندي و در قضاوت ستم مي كني و رفتارت مطابق هواي نفس توست .
    معاويه خشمناك شد و پس از رد و بدل شدن سخناني از سر دلجويي برآمد و به زن گفت : چه حاجتي داري تابرآورده كنم زن پاسخ داد : هر چه بخواهم مي دهي معاويه گفت : آري . زن گفت : يكصد شتر سرخ مو به من بده . معاويه پذيرفت و دستور داد يكصد شتر سرخ مو در اختيار زن قرار دهند. آنگاه معاويه از او پرسيد : آيا اكنون من هم در نظرت مانند علي محبوب هستم . زن گفت : ابدا. معاويه خشمگين شد و گفت : اگر علي (ع ) بود حتي يكي از اين شتران را هم به تو نمي داد. زن گفت : به خدا قسم اگر علي (ع ) بود حتي يك موي اين شتران را هم به من نمي داد بخاطر اينكه اين شتران متعلق به تمام مسلمانان است ! معاويه شرمگين شد و سر به زير انداخت .
    در كتاب « الكني و الالقاب » تاليف شيخ عباس قمي آمده است كه پس از شهادت حضرت مولاي متقيان و تسلط معاويه بر سرزمينهاي اسلامي روزي معاويه براي آنكه خاطره شهادت سه پسر عدي بن حاتم طائي را تجديد كند و به او بفهماند كه پيروي از امام علي (ع ) برايش چقدر زيان آور بوده با او در اين باره شروع به صحبت كرد. اما وقتي كه ارادت و علاقه عدي را ديد از او خواست كه برايش درباره اميرمومنان سخن بگويد و آنقدر اصرار كرد تا عدي لب به سخن گشود و گفت : « به خدا سوگند علي (ع ) بسيار دورانديش و نيرومند بود. به عدالت سخن مي گفت و با قاطعيت فيصله مي داد. علم و حكمتش از اطراف مي جوشيد.... نه نيرومند از او بيم داشت و نه ناتوان از عدالتش نااميد بود و.... »
    اشك از گونه هاي معاويه بي اختيار سرازير شد و گفت : خدا رحمت كند ابوالحسن را. همين طور بود كه مي گويي . آيا هيچ فراموشش مي كني ! عدي با حسرت و اندوه پاسخ گفت : مگر روزگار مي گذارد فراموشش كنم !
    اسلام بي عدالتي را عله العلل تمامي بدبختي ها و مفاسد و حتي نابودي اقوام و ملل مي داند و رمز پيشرفت و تعالي جوامع را در درجه پايبندي به اجراي احكام و تحقق و استمرار عدالت مي خواند
    عدالت تاكنون هيچ مدافع راستيني همچون امام علي (ع ) را شاهد نبوده است كسي كه به خدا سوگند مي خورد كه اگر تمام جهان را به او ببخشند تا مگر پوست جويي را از دهان مورچه بگيرد هرگز اين كار را نخواهد كرد

  • *****
    سخن عكس ها


  • برخي از جرائد كشور مانند روزنامه جمهوري اسلامي در بعضي از شماره هاي خود در صفحه جبهه و جنگ اقدام به چاپ عكسهاي شهداي والامقام و رزمندگان جان بر كف دوران دفاع مقدس مي نمايند كه به حق با نگاه دقيق و عميق به آنها مي توان درسها و پيامهاي فراواني را آموخت كه از جمله عكسهاي چاپ شده در آن روزنامه عكس رزمنده اي است كه براي رفتن به صحنه نبرد حق عليه باطل در حال بوسيدن كودك شيرخوار خود كه در آغوش مادر مهربان و صبور خود در خواب ناز فرو رفت مي باشد و شايد ديگر آن كودك معصوم چهره نوراني پدر رزمنده و شجاع خود را هرگز نديده و پدر در عرصه نبرد مقدس درجه رفيع شهادت رسيده باشد.
    راستي وقتي به اين عكسها و تصاوير نوراني نگاه مي كنيم چه درسهايي از آنها مي گيريم آيا با بي تفاوت از كنار آنها مي گذريم يا لحظه اي درنگ نموده با نگاه دقيق پي به رشادتها و ايثارگريهاي رزمندگان اسلام مي بريم
    راستي آنان در كدام مكتب پرورش يافته اند كه توانسته اند براحتي از همه هستي خود از همسر و فرزندان گذشته و پاي به عرصه كارزار و نبرد حق عليه باطل بگذارند و هرگز به دشمن اجازه عرض اندام ندهند
    راستي اگر آنها هم مانند بعضي ها به جبهه نمي رفتند و از جان و مال خود نمي گذشتند اكنون ما چه وضعي داشتيم اگر مي خواهيم بدانيم كه اگر دشمن كشور را به اشغال درمي آورد چه بلائي بر سر كشور و ملت مي آمد بايد نگاهي به وضعيت كنوني عراق بيندازيم و ببينيم كه مردم عراق پس از اشغال آن كشور توسط آمريكا و انگليس يك خواب راحت نداشته و عرض و ناموس و مال و جان و... همه در معرض خطر جدي قرار دارند. همه منابع حياتي ملت مظلوم عراق و همه فرهنگ و اعتقاد عراق زير سلطه اشغالگران قرار دارد و مردم حتي از داشتن آب آشاميدني بهداشت و مواد غذايي كه آسايش و نيازهاي هر انسان است محرومند و معلوم نيست كه در آينده چه بلاي عظيمي بر سر آنان خواهد آمد كه تازه اين پيامدهاي اوليه اشغال است .
    آري شايسته است كه نسل جوان كشور كه امروز در نوك پيكان تهاجمات دشمنان قرار دارند و صحنه هاي نبرد دوران دفاع مقدس را از نزديك تجربه نكرده اند در اينگونه تصاوير بنگرند و از آنها درسها و پندها بياموزند و هرگز حاضر نشوند در مقابل دشمنان قسم خورده انقلاب بويژه استكبار جهاني لحظه اي سر فرود آورند.
    در پايان به روان پاك همه شهيدان و ايثارگران دوران دفاع مقدس درود مي فرستيم .
    مصطفي عزالدين