روزنامه جمهوري اسلامي 03/07/1382 صفحه مقالات

  • درخواست جدي
  • روزي كه بازآيي
  • آيا مي دانيم كه ...
  • بانيان تروريسم جهاني
  • گلبانگ سربلندي
  • آتش بس بيهوده
  • *****
    درخواست جدي




  • گاهي در طول زندگي از خداوند درخواست هائي داريم كه شايد براي خودمان خيلي مهم نباشد. بعد از نماز دست ها را برمي داريم و دعا مي كنيم و يا بعد از سخنراني به دعاهاي سخنران « آمين » مي گوئيم و البته مي دانيم كه آمين گو هم در حكم دعاكننده است و همان دعاها هم ارزشمند است .
    اما گاهي نيز كه واقعا مستاصل شده ايم دعا مي كنيم و از اعماق قلبمان واقعا درمانده و از همه جا بريده تنها رو به درگاه الهي مي آوريم .
    يكي از گره هاي بزرگي كه تنها به دست خداوند باز مي شود مشكل غيبت امام زمان عليه السلام است .
    اين مشكل به بيان هاي مختلف در زبان ائمه اطهار عليهم السلام آمده است . يكي از آنها روايت قدسي زيارت عاشورا است .
    « واسئله ... ان يرزقني طلب ثاري مع امام هدي ظاهر ناطق بالحق منكم »
    و از خداوند مي خواهم ... كه روزي من كند مطالبه خونم را همراه با امامي هدايتگر ظاهر و گوياي به حق از شما اهل بيت رسول اكرم (ص ).
    و اين درخواست به جد است و هزل نيست . از اعماق قلب است لقلقه زبان نيست و آنچنان محبانه و از سر صدق و وفاست كه مطالبه خون سيدالشهدا را مطالبه خون خود مي داند اگر چه وجوه ديگر نيز دارد.
    از خداوند مي خواهيم كه به ما اين لياقت را عنايت كند كه همراه با حجت خدا دوازدهمين امام هدايتگر امامي از نسل رسول (ص ) خونخواه كشته كربلا باشيم . اميد كه اين درخواست جدي ما به هدف اجابت نائل آيد.
    به عبارت ديگر تعجيل در ظهور امام زمان (عج ) درخواستي است مجزا و اينكه من توفيق پيدا كنم كه در ركاب آن حضرت و همراه با آن امام هدايتگر الهي خونخواه جد مظلومشان باشم نيز درخواستي است جدا. و هر دو درخواست را جدا از خداوند متعال مي خواهيم . هميشه و در همه حال و اگر مرگ بين ما و امام عصر (عج ) حائل شد از خداوند مي خواهيم كه اين توفيق را از ما سلب ننمايد. ما را از قبرها برآورد و توفيق خونخواهي سيدالشهدا عليه السلام را در ركاب فرزند نهمش مهدي (عج ) نصيب ما گرداند.
    آمين

  • *****
    روزي كه بازآيي


  • آن روز كه تو بيايي
    آن روز روز پيروزي است .
    به خدا سوگند
    كه عالم پير دوباره جوان خواهد شد
    و جوانه هايي كه از اشكهاي منتظرانت رسته اند
    گل خواهند كرد.
    آسمان تاريك نور باران خواهد شد
    و دردمندان ياور خواهند يافت
    زيرا تو هرگز از دردمندان روي بر نخواهي تافت
    تحمل دوري تو تلخ است
    و انتظار ديدارت شيرين
    اي آيت زيباي خدا « مهدي موعود » (عج )
    ما را اجابت كن
    و به چشم ما قدم بگذار
    ايرج اصغريلو

  • *****
    آيا مي دانيم كه ...


  • قسمت نهم
    19 ـ در روايات وارده از طرق مختلف چنين آمده كه :
    « خداوند كار ظهور حضرت مهدي عليه السلام را در يك شب اصلاح مي كند. »
    اگر چنين است پس بكوشيم آمادگي خود را هر لحظه نسبت به لحظه قبل بيشتر كنيم . براي اين كار خوب است هر شب از خود بپرسيم :
    ممكن است امشب شب ظهور امام زمان عليه السلام باشد آيا حضرتش بدهكاران را در صف ياران قبول مي كند پس به اين احتمال كه بدهكاري هايم مرا از ياري امام زمانم باز دارد همين امشب طلب كاران را از خود راضي كنم .
    و نيز سئوال كنيم :
    آيا از حقوق واجب الهي چيزي به گردن ندارم خمس و زكات و نذر خويش را ادا كرده ام
    آيا چيزي از عبادات واجب الهي به گردنم نمانده كه همين امشب تصميم بگيرم آن را به انجام برسانم نماز قضا روزه ي قضا نماز آيات و نماز نذر و هر چه كه در انجام آن كوتاهي كرده ام بجا آورم
    و نيز بپرسم :
    اگر براستي همين امشب امام زمان ظهور كند در پيشگاه مباركش شرمگين و سرافكنده نيستم آيا اينك كه ايام سخت غيبت را پشت سرمي گذرانم براي او چه كرده ام
    آن گاه كارهايي را كه براي آن حضرت انجام مي دهم ليست كنم و آن ها را بيشتر كنم .
    هر روز در نماز و بعد از نماز دعاي فرج مي خوانم .
    هر شب با سلام به حضرتش و انتظار ظهورش به رختخواب مي روم .
    هر روز براي سلامتي وجود مقدسش صدقه مي دهم .
    هر روز لااقل يك نفر را كه به ياد آن حضرت نيست به جود مقدسش يادآوري مي كنم :

  • *****
    بانيان تروريسم جهاني


  • ديدار سه روزه نخست وزير اسرائيل از هند و مذاكره با مقامات اين كشور در هفته گذشته جرقه هاي جديد تروريستي را در ميان كشورهاي آسيايي شعله ور ساخت . رژيم اشغالگر اسرائيل قبلا روابط نظامي دفاعي مستحكمي را با تركيه در خاورميانه ايجاد نمودو اكنون نوبت منطقه پرتلاطم جنوب شرقي آسياست كه خود را در دل آن جا دهد پرتلاطم به لحاظ اقتصاد و قدرت هسته اي .
    آسيا قاره ايست كه پس از سالها جنگ و برخورد نظامي در آن مي رود كه از رشد اقتصادي قابل توجهي برخوردار شود و شكوفايي اقتصادي آن باعث ايجاد قطب جديدي در دنياي كنوني شود. رشد اقتصادي كشورهاي ژاپن چين هنگ كنگ تايوان و مالزي در سالهاي گذشته بيشترين رقابت را براي آمريكائيان بهمراه داشت . اگرچه بيماري سارس در كشورهاي چين و هنگ كنگ باعث ركود رشد اقتصادي شده است ليكن مي توان ادعا نمود كه به هرحال پايه هاي يك اقتصاد پويا در كشورهاي آسيايي گذارده شده است . با توجه به سفير اخير نخست وزير نخست وزير اسرائيل به هند مي توان به جرئت اذعان داشت فصل نويني از تروريسم و خشونت نيز در آسيا آغاز خواهد شد. جالب اينجاست كه هر دو كشور در پايان اين سفر سه روزه طي بيانيه اي خود را در جنگ عليه تروريسم متحد خواندند.
    در چارچوب سفر انجام گرفته نكاتي چند قابل بررسي و تعمق است :
    1 ـ دولت هند سالهاست به لحاظ قدرت هسته اي رقيب پاكستانيهاست و تاكنون بين اين دو كشور چندين جنگ سخت بوقوع پيوسته است . اين كشور مدتي است كه پيشرفت بنيه دفاعي و برنامه هاي موشكي خود را مورد تاكيد قرار داده است . هنديها در يك تجارت دفاعي مقهور آمريكائيان و اسرائيلي ها شدند و حاضر شدند براي پيشبرد و امور اقتصادي و دفاعي خود وامدار اين دولت ها شوند.
    2 ـ آمريكا و اسرائيل همان گونه كه با تركيه پيمان دفاعي بستند و اين كشور را با توجه به خصومتهاي قديمي با يونان كه عضوي از اتحاديه اروپا به شمار مي رود به عنوان اهرم فشار در منطقه خاورميانه در آوردند اكنون هند را نيز به عنوان اهرم فشار در منطقه بزرگ آسيا معرفي كردند.
    3 ـ استقبال نخست وزير هند از نخست وزير اسرائيل و دهن كجي اين كشور به مسلمانان و اعراب قطعا باعث رشد تروريسم و ظهور عصبيت هاي فرقه اي در منطقه آسيا خواهد شد. ظهور پديده هايي مثل القاعده گريبان آمريكايي ها و اسرائيلي ها را در آسيا خواهد گرفت ولي اين بار بهاي آن را هندي ها پرداخت خواهند كرد.
    4 ـ تجهيز و پشتيباني نظامي هند خطري براي برخي كشورهاي آسيايي به حساب مي آيد علاوه بر اين موقعيت استراتژيك پاكستان نيز تضعيف شده و اين كشور با وضعيت پرمخاطره اي روبرو خواهد شد. در واقع اين تجهيز مي تواند اهرم قدرت را به نفع آمريكائيان و اسرائيلي ها در منطقه به قيمت ايجاد موج جديدي از ترور و خشونت در آسيا تغيير دهد.
    محمدجواد محمدي

  • *****
    گلبانگ سربلندي


  • قسمت ششم
    تاكنون چنين گفتيم كه :
    ميدان محبت كه اساس اسلام است براي همه ما باز است بايد هم خود برويم و هم ديگران را تشويق به رفتن كنيم . البته به ميزان تحمل فرد وبه تناسب زمان .
    بلند آوازه كردن نام و ياد حضرت از وظايف شيعه در عصر غيبت است . همين كار سبب جلب محبت آن حضرت شده و نظر لطف ايشان را بيشتر جلب مي نمايد.
    اين توجه دو سويه قانون خلقت است : هر كه را دوست داشتي دوستت دارد. دوستي يك طرفه نيست .
    راه را به تذكر درون مي توان يافت و حركت را مي توان آغاز كرد.
    مقدس اردبيلي (رحمه الله ) از آنهائي بود كه اين راه را رفتند ودرست هم رفتند.
    طوفان مصائب آخرالزمان با شيطنت هاي منحرفان راه را بر فرزندان و عزيزان ما مي بندد. در اين صحنه بايد حركت و تلاش را نيز آغازيد.
    و اينك با بخشي ديگر از « گلبانگ سربلندي » يكي ديگر از راه هاي خدمتگزاري به آستان مقدس حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا فداه ) را با هم مرور مي كنيم :
    در پهنه رويارويي و حماسه
    در اينجا سخن به يكي از والاترين مصاديق خدمتگزاري به ساحت مقدس امام زمان (عليه السلام ) اختصاص مي يابد و آن چيزي نيست جز « نصرت و ياري امام عليه السلام به هر نحو ممكن »
    از همان دوران آغازين اسلام يعني آن روزها كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دعوت پنهاني خويش را در مكه شروع كرده بودند دستهايي شيطاني در پشت چهره هايي بظاهر نيكو قرار گرفتند تا اين طريق هدايت را از مقصد نهايي خود منحرف سازند. آنها در طول تاريخ صدر اسلام به هر گونه شرارت و جنايتي دست زدند تا مانع رشد و تعالي دين خدا گردند كه سرانجام موفق هم شدند و بناي منحوس « حسبنا كتاب الله » مستحكم شد و كردند آنچه كردند...
    اگر دفتر روز شمار تاريخ تشيع ورقي بخورد زماني يافت نمي شود كه در آن دلباختگان اهل بيت پيامبر عليهم السلام براي حمايت از حق از دست رفته پيشوايانشان از خودگذشتگي نشان نداده باشند.
    بيننده تاريخ از همان روزهاي نخست بعد از فقدان پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم شاهد فداكاريهاي « اركان اربعه » (1 ) است تا دوران غيبت كبري كه علماي شيعه در راه « مرزباني و دفاع از حريم تشيع » از هر گونه جانبازي دريغ نورزيدند.
    اگر شهيد اول محمد بن مكي عاملي بالاي دار مي رود اگر شهيد ثاني شيخ زين الدين جبل عاملي غريب و تنها در كنار ساحل دريا كشته مي شود اگر قاضي نورالله شوشتري بعد از عمري تقيه با بدني تكه تكه شده از ضربات شاخه هاي خاردار جهان را وداع مي گويد اگر محمد تقي قزويني با لباني پاره پاره از جراحات ناشي از نيزه هاي بابيان جان مي دهد. و اگر امروز شيعيان امام حسين (عليه السلام ) در پاكستان به خاطر عزاداري براي سرور مظلوم خويش گلوله باران مي شوند همه و همه براي منزلتي است كه براي حفظ كيان تشيع از دشمناني بي سر و پا قايلند و نه بيشتر. توجه به اين وقايع حيرت انگيز وظيفه يك انسان شيعه را معين مي كند كه در كجا قرار دارد و چه بايد بكند :
    « بدان ! كه منظور از ياري نمودن آن حضرت عليه السلام اقدام كردن به هر كاري است كه شخص بداند مورد نظر و خواست آن بزرگوار است و لذا چگونگي ياري كردن برحسب زمانها و احوال و مكانها متفاوت مي شود.
    ياري كردن در زمان حضورش به گونه خاصي انجام مي گردد و در زمان غيبتش نحوه ديگري دارد. گاه ياري كردن بوسيله تقيه انجام مي پذيرد و زماني با دعوت به سوي اوست و گاهي هم با ذكر فضايل و صفات و دلايل و معجزات و نشانه هاي آن جناب و زماني با ياري رساندن به دوستان و محبانش و بعضي اوقات با تاليف و نشر كتابها و گونه هاي ديگر ياري كردن كه بسيار است و بر صاحبان بينش پوشيده نيست . » (2 )
    واقعيت اين است كه يكي از راههايي كه استعمار براي بهره كشي از مسلمانان به آن چنگ زده همانا دوركردن آنان و بخصوص شيعيان از باورهاي اعتقادي خويش است . كشور ما نيز به حكم پيروي از خاندان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) در زمره اهداف اين توطئه شوم قرار گرفته و زيانهاي فراواني ديده است .
    از حدود صد سال پيش در دوران انقلاب مشروطيت جريانها و گروههايي ناميمون در ميان مردم ما بوجود آمده اند كه آرمان خود را جدايي مردم از دين يعني خاندان پيامبر عليهم السلام قرارداده و هر روز به نوع و ظاهري خاص براي رسيدن به مقصود خويش دست و پا مي زنند.
    گروهي دينداران را خرافه گرا مي خوانند كه صرف ادعاست و استدلال هم ندارند. ديگراني هم مردم را به نگرشي مستقل نسبت به دين دعوت مي نمايند اما هنگاميكه از آنان پرسيده مي شود كه چگونه با استقلال فكر كنيم در پاسخ مي گويند : « به مجالس و محافل ما بياييد و از ما بياموزيد! »
    برخي آيات قرآن را مطابق راي خود تفسير مي كنند و بعضي هم روشهايي را كه از اروپاييان ناآشنا به اسلام گرفته اند مد نظر قرار مي دهند و...
    خلاصه اينكه اين نحله هاي به اصطلاح متفكر چه بدانند و چه ندانند با كلماتي فريبنده مردم را از سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم كه در پيروي از آن حضرت و عترت پاكش متبلور مي شود دور مي كنند و موجبات « مريد پروري » را براي خويش فراهم مي آورند. آنان دانسته يا نادانسته اهرم استعمار مي شوند و براي زندگي چند روزه دنياي فاني زودگذر حيات ابدي خود و ارادت ورزان خود را به نيستي محض تبديل مي كنند.
    اگر ترس و واهمه از قرار گرفتن شبهات بي پايه و اساس در دل مخاطبان اين نوشتار نبود بعضي از اين عقايد موهوم به رشته تحرير درمي آمد و نام بسياري از اين كتب گمراه كننده فهرست مي گرديد.
    در هر صورت يكي از وظايف مهم شيعيان هموار كردن راه دفاع از ساحت مقدس امام زمان عليه السلام به هر نحوه ممكن است .
    عده اي از وسع مالي خود بهره مي گيرند و گروهي هم با برگزاري مجالس باشكوه ياد و نام ائمه اطهار عليهم السلام و بخصوص امام زمان عليه السلام را به شكلي در خور مي نمايانند. همگي اين سنتهاي پسنديده و بويژه دفاع علمي از ساحت مقدس آن حضرت موجب مي شوند تا دشمنان امام زمان عليه السلام منكوب گردند به همين علت مرزبانان اعتقادات شيعي نزد خداوند متعال از جايگاهي بسيار رفيع و بلند مرتبه برخوردار هستند :
    « افضل ما يقدمه العالم من محبينا و موالينا امامه ليوم فقره و فاقته و ذله و مسكنته ان يغيث في الدنيا مسكينا من محبينا من يد ناصب عدو لله و لرسوله . فيقوم من قبره و الملائكه صفوف من شفير قبره الي موضع محله من جنان الله . فيحملونه علي اجنحتهم يقولون له : مرحبا بك طوبي لك يا دافع الكلاب عن الابرار يا ايها المتعصب للائمه الاطهار » (3 )
    برترين چيزي كه عالم محب و دوستدار ما براي روز فقر و حاجت و سختي و بيچارگي خويش پيش مي فرستد نجات دادن اوست بيچاره اي از محبين ما را از دست دشمني كه با خدا و رسول او در ستيز است . پس او از قبرش برمي خيزد در حالي كه فرشتگان در صفوفي از محل قبرش تا مكان او در بهشتهاي خداوند قرار دارند پس او را بر بالهاي خود حمل مي كنند در حالي كه به او مي گويند : آفرين برتو! خوشا به حالت ! اي دور كننده سگان از نيكان ! اي كسي كه نسبت به ائمه اطهار متعصب هستي !
    از ميان اين « مرزبانان حماسه جاويد » (4 )مي توان به عميد طايفه شيخ مفيد اشاره كرد :
    در روزگار شيخ مفيد شهر بغداد كه مركز كشور پهناور اسلامي بود پر بود از طرفداران مذاهب گوناگون ... و همواره مجالس گفتگو ميان آنان داير بود و مجامع بحث و درگيري يكي پس از ديگري برپا مي گشت . بسيار مي شد كه اين مجالس در نزد خلفا و ديگر صاحبان نفوذ و قدرت تشكيل مي يافت ... در همه اين مجالس و محافل چون شيخ مفيد حاضر مي گشت هر گاه مناسبتي پيش مي آمد وارد ميدان بحث مي شد و درباره مذهب تشيع با همه آنان به مناظره مي پرداخت و درگير مي گشت و اشكالات همه را رد مي كرد....
    شريف ابويعلي جعفري درباره شيخ مفيد گفته است :
    « ما كان ينام من الليل الا هجعه . ثم يقوم يصلي او يطالع او يدرس او يتلو القرآن » (5 )
    جز پاسي از شب نمي خفت . آنگاه بپا مي خاست و نماز مي گزارد يا كتاب مي خواند يا درس مي گفت يا قرآن تلاوت مي كرد.
    همچنين گفته اند به بينوايان كمك بسيار مي كرد. سخت فروتن بود. بسيار نماز مي گزارد و بسيار روزه مي گرفت . (6 )
    آري او به چنان مقامي رسيد كه امام عصر عليه السلام او را ستودند و براي او نوشتند :
    « سلام بر تو اي دوست مخلص دردين ...
    سلام بر تو اي ياري كننده حق اي دعوت كننده مردم به سوي حق با كلمه صدق .... » (7 )
    تا آنجا كه در تاريخ ثبت شده است امام زمان عليه السلام سه بار براي او نامه نگاري كردند و او را « به شرافت مكاتبه » مفتخر نمودند . (8 )
    هنگامي كه او در سال 413 هجري قمري درگذشت هشتاد هزار تن از دوست و دشمن در تشييع پيكرش حاضر شدند سيد مرتضي علم الهدي بر روي جنازه اش نماز خواند و در مقابر قريش در كنار مرقد مطهر كاظمين عليهما السلام به خاك سپرده شد.
    مشهور است كه مرثيه اي از حضرت ولي عصر عليه السلام بر روي قبر او مشاهده شد كه چنين است :
    لاصوت الناعي بفقدك انه
    يوم علي آل الرسول عظيم
    ان كنت قد غيبت في جدث الثري
    فالعلم والتوحيد فيك مقيم
    و القائم المهدي يفرح كلما
    تليت عليك من الدروس علوم (9 )
    آواي مرثيه خوان بر فقدان تو بلند نگردد كه روز مرگ تو بر خاندان پيامبر بزرگ است
    اگر چه در دل خاك پنهان گشته اي اما در درون تو دانش و معرفت حق قرار گرفته است
    قائم آل محمد هر گاه كه دانشهايي از دروس الهي بر تو و از مسير تو خوانده مي شود خشنود مي گردد.
    آري اگر انسان در زندگي اين بزرگمرد و ديگراني كه در مسير او قدم گذاشته اند سير نمايد خواهد ديد كه آنان چگونه در نگهداري حوزه اعتقادات شيعي هر آنچه را كه داشتند به كار گرفتند.
    رحم الله معشر الماضين
    كه به مردي قدم نهادندي
    راحت جان بندگان خدا
    راحت جان خود شمردندي
    آنان به يقين در روز قيامت داراي مقامي بس عظيم خواهند بود چرا كه حضرت سيد الشهدا عليه السلام در شب عاشورا به ياران با وفاي خويش فرمودند :
    « همانا جدم به من خبر داد كه فرزندم حسين در صحراي كربلا كشته مي شود در حالي كه غريب عطشان است . پس هر كه او را ياري كند مرا ياري كرده و به فرزندش قائم ياري رسانده است . و آنكه ما را با زبان خويش ياري نمايد پس همانا او روز قيامت در گروه ما خواهد بود. »
    كسي كه خود را دوستدار خاندان پيامبر عليهم السلام مي داند ناگزير بايد براي دست يابي به خشنودي آنان تلاش كند كه هر چه در اين مسير پيش رود از مقام و منزلت بيشتري برخوردار خواهد شد.
    صاحبدلي به مدرسه آمد ز خانقاه
    بگسست عهد صحبت اهل طريق را
    گفتم ميان عالم و عابد چه فرق بود
    تا انتخاب كردي از آن اين فريق را
    گفت آن گليم خويش بدر مي برد ز موج
    وين سعي مي كند كه بگيرد غريق را
    خداوند ما را از محبان صديق امام زمان عليه السلام قرار دهاد.
    آمين يا رب العالمين !
    پي نوشت ها :
    1 ـ اركان اربعه سلمان ابوذر مقداد و عمار بودند .
    2 ـ ترجمه مكيال المكارم 318 2
    3 ـ احتجاج طبرسي 235 2 به نقل از امام هشتم عليه السلام
    4 ـ اين واژگان از كتابي به همين نام اثر استاد محمدرضا حكيمي وام گرفته شد.
    5 ـ التهذيب مقدمه ص 31 و 32
    6 ـ مدرك پيشين برگرفته از كتاب ميرحامد حسين .
    7 ـ ترجمه نامه آن حضرت (عج ) به شيخ مفيد
    8 ـ بحارالانوار ج 53 ص 175
    9 ـ مجالس المومنين تاليف شهيد قاضي نورالله شوشتري ص 206

  • *****
    آتش بس بيهوده


  • ترديدي نيست فلسطين مهمترين قضيه جهان اسلام و يكي از حساس ترين مسائل انسان كنوني است . هر روز كه مي گذرد بر پيچيدگي آن افزوده مي شود. در جهاني كه بزرگترين و پيچيده ترين مسائل را به خواستي يكسان گشوده اند گويي دست هايي آگاهانه و عامدا پيچش روز افزون قضيه فلسطين را خواهانند تا از اين آب گل آلود هر روزه و پيوسته صيد بزرگتري را به دام كشند.
    جنگ جهاني اول و دوم و جنگ ويتنام كه بي ترديد هر كدام مي بايست بيش از اين به درازا كشيده مي شد تنها نمونه هايي از قضاياي مهم جهاني است كه خواسته اي هم آوا در پايان بخشي آنها كوشيد اما در فلسطين چنين خواستي ناياب است . روزي نيست كه در مجامع سياسي و بين المللي و اخبار رسانه ها به فلسطين پرداخته نشده باشد اما چرا در پايان بخشي آن كوشش حقيقي ديده نمي شود
    اين پرسشي است كه در همه اين سالهايي كه مساله بغرنج جعل و ايجاد رژيم صهيونيستي در فلسطين پيدا شده از آن غفلت شده و بسياري كه غفلت از اين پرسش را مي خواستند با بكارگيري همه توان خود در مغفول ماندن آن كوشيده و مي كوشند. راستي چرا اين چنين مي خواهند
    در مجامع سياسي و بين المللي و در گفتگوهاي دو جانبه و چند جانبه ي كشورها هميشه بر حل مشكل فلسطين تاكيد ميشود و هر از گاهي پيشنهادي و طرحي شكوه يافته از سر و صداي رسانه ها از گوشه و كنار و ظاهرا اميد بخش براي « پايان بخشي » به آن سر بيرون مي آورد. شگفت آنكه همه اين طرحها ناكام مانده و اين رژيم صهيونيستي بوده كه گام به گام به پيش خزيده است !
    تاكنون بيش از دهها طرح و پيشنهاد صلح ارائه شده است اما حقيقتا به كجا انجاميده است آنچه در گذر تاريخ مي يابيم ناكامي طرحها و تشديد درگيري است . نگاهي به مفاد اين طرحها شكست آن را در آغاز راه روشن مي سازد. گويي اين طرحها به گونه اي طراحي شده اند كه عمدا به شكست انجامد هر چند رژيم صهيونيستي در شكست ظاهري طرح ها نيز كام خوش داشته است .
    از پس اشغال كشور عراق طرحي به نام « نقشه راه » در دستور كار قرار گرفت طرحي كه با هياهوي رسانه اي همه را به سوي خود كشاند تا بدانجا كه بسياري از اهالي سياست كه بي ترديد يا از فقدان حافظه تاريخي رنج مي برند و يا اينكه خود خواسته تاريخ را به هيچ مي گيرند اين طرح را بهترين و شدني ترين براي پايان بخشي به قضيه ي فلسطين قلمداد كردند. حتي بعضي در كشورهاي منطقه پا را فراتر نهاده و از رويكرد نظامي گري آمريكا پس از 20 شهريور 1381 (11 سپتامبر) و حمله وري و اشغال كشور افغانستان و كشور عراق توسط آمريكا وحشت زده شده و توصيه به سكوت و بعضا پذيرش به همكاري در تحقق خواست طراحان نقشه راه را دارند و مي گويند از آنجائيكه اراده رژيم ايالات متحده تحقق اين طرح است ـ طرحي كه در درون خود مشروعيت بخشي به رژيم صهيونيستي و پذيرش تحميلي آن توسط كشورهاي منطقه و ناديده گرفتن حقوق هميشگي فلسطيني ها را داردـ بايستي به اين خواست تن در داد. استدلال بعضي نيز آن است كه از آنجا كه نقشه راه در درون با چالشهايي مواجه است كه تحقق آن را غير ممكن مي سازد بنابراين عليه آن موضع گرفتن عاقلانه نيست . بلكه بهتر است سكوت كرد و به انتظار انجام كار نشست ! اين همه توصيه ها و تفاسير خردمندانه ! ـ اگر خوشبينانه بنگريم ـ ناشي از عدم ژرف انديشي در تاريخ 100 ساله فلسطين است و اين نكته كه پيوسته در همه اين طرح ها و پيشنهادها آن كه سود برده رژيم صهيونيستي است و حاميانش و آنكه زيان ديده فلسطينيان و كشورهاي اسلامي منطقه است .
    رژيم صهيونيستي هرگز به هيچ يك از اين طرحها و پيشنهادها تن در نداده است و پيوسته پس از كام گيري در عقيم ماندن آنها كوشيده است . اگر در اين ميانه به قرارداد « اسلو » اشاره شده و گفته شود كه اين رژيم با تشكيل يك حكومت خودگردان موافقت كرده و اين نشانه حسن نيت رژيم صهيونيستي است بايد پرسيد نتايج اين طرح نصيب كدام شد پروژه اي كه از سالها پيش از سوي غرب و رژيم صهيونيستي تهيه شده بود و شديدا پيگيري ميشد با قرارداد « اسلو » به بار نشست .
    اين رژيم كه شديدا از مخالفتها و مبارزات مردم فلسطين آسيب ديده بود و وجهه بين المللي خود را از دست داده بود براي مهار اين مبارزات مردمي و فراگير بويژه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران نياز به تعريف و تثبيت و نهادينه ساختن ساختاري از درون ملت فلسطين براي چانه زني و انجام مذاكرات داشت . از اين روي شناسايي سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف ) به عنوان تنها نماينده مشروع مردم فلسطين از سوي كشورهاي عربي ! گام نخست اين پروژه بود (1973 11 27 ) و تاكيد دوباره آن در(1974 10 28 ) و از پي آن برقراري ارتباط گسترده با « ساف » و حمايت از آن توسط اين كشورها تلاشي در جهت تثبيت آن بوده است . با اين حربه تنها خواسته هاي ساف به طور گسترده منعكس مي گشت و مخالفتهاي ظاهري رژيم صهيونيستي نيز با ساف مطرح مي شد گويي كه تنها ساف و رژيم صهيونيستي با هم درگيرند و آنچه كه از آن ياد نمي شد يا بسيار كم رنگ بود مبارزات و خواسته هاي حقيقي مردم فلسطين بود.
    قرارداد اسلو نيز كه ظاهرا به ايجاد حكومت خودگردان فلسطيني در بخش بسيار كوچكي از سرزمين فلسطين منتهي شد (حدود 9 درصد از كل سرزمين فلسطين ) نيز در اين پروسه قرار مي گيرد. تشكيل حكومت خودگردان و به رسميت شناختن آن از سوي بسياري از كشورهاي منطقه عملا به رژيم صهيونيستي ياري رساند تا رويارويي گرم خود با ملت منسجم و يكدست فلسطين (ملتي كه با دست خالي از سلاح اما قلبي پرشور و لبريز از ايمان به خدا با ارتشي تا بن دندان مسلح به پيشرفته ترين تجهيزات نظامي به مقابله برخاسته بود) كه بنيادش را هدف گرفته بود به رويارويي سرد و سياسي با بخش بسيار كوچكي از اين ملت براي چانه زني سياسي و مذاكرات و غيره تبديل كند و از اين رهگذر بخش عمده اي از مشكلات را از شانه خويش برگيرد. بدين ترتيب برخورد با فلسطينيان را برخورد دو حكومت تعريف و تثبيت كرد در شرايطي كه يك حكومت وجود داشت و بس و در آن سوي يك ملت تحت اشغال كه براي آزادي و احقاق حقوق اوليه و جدايي ناپذير خود يعني داشتن آب و گل و حق حيات و تعيين سرنوشت و آموزش و غيره به مبارزه باستمگران صهيونيستي برخاسته است و عملا با ناديده انگاشتن ملت فلسطين و خواست او به چانه زني با گروه ساف (حكومت خودگردان ) پرداخت و در اين چانه زني ها (به اصطلاح مذاكرات ) امتيازات بسياري براي خود گرفت بدون آنكه امتيازي به طرف مقابل يعني ملت فلسطين داده شود!
    انتفاضه الاقصي يا انتقاضه دوم حركتي بود از بطن مردم فلسطين كه با باور به عدم كارآيي گروهها در مبارزات و اينكه تنها راه رهايي حقيقي خيزش يكپارچه و همنوا و سراسري است . حركتي كه با ايمان به خدا و جهاد و شهادت در راه خداي يگانه ي هستي شروع شد و با آنكه از نخست راه بسياري از منافقان و صهيونيستها و پشتيبانانشان كوشيدند هر روز موانع بزرگي بر سر راه اين خيزش قرار دهند اما اين انتفاضه مي رفت كه بنياد رژيم صهيونيستي را بركند. (اگر نبود نفاق نفاقي كه هميشه مسلمين از آن آسيب ديده اند شايد اكنون رژيم صهيونيستي تنها در حافظه تاريخ بود).
    ترديدي نيست كه انتفاضه بركات زيادي براي فلسطينيان و امت اسلام داشت و ضربات سنگيني نيز بر پيكر رژيم صهيونيستي وارد آورده بود و خاموشي اش خواسته ي صهيونيستها. از اين روي توطئه ها در مهار اين خيزش شروع شد كه منافقان امت كه اسلام فراگير را به كناري نهاده و وطن و شرف فروشي را بر استقلال و آزادي اولويت دادند در سر سلسله ي اين فعاليتها قرار داشتند.
    « نقشه راه » فعاليتي در همين راستا بود كه سرانجام پس از اشغال كشور عراق توسط حاميان اصلي و اوليه رژيم صهيونيستي يعني آمريكا و انگليس در دستور كار قرار گرفت و سرانجام موفق به وارد آوردن ضربه و روند مبارزات ملت فلسطين گشت . آنچه در اين جا مايه شگفت است و از قيام فلسطين كه بيش از نيم قرن تجاوز و نامردي و فريب را به خود ديده چشم نمي رفت پذيرش آتش بس (هر چند سه ماهه ) با رژيم صهيونيستي است . رژيم صهيونيستي از آغاز پديد آوردنش پيوسته همه تعهدات را زير پا نهاده است و هرگز ديده نشده كه تعهدي را نقض نكند و هيچگاه هم مورد بازخواست و تنبيه قرار نگرفته است آتش بس دوم ژوئن 1948 كه اين رژيم با وارد كردن صهيونيستها از كشورهاي اروپايي ورود تجهيزات سبك و سنگين نظامي حمله به روستاهاي دور افتاده اعراب به طور گسترده آن را نقض كرد در آتش بس نوزدهم ژوئيه 1948 نيز تداوم غصب روستاهاي فلسطيني و كشتار مردم همچنين غصب صحراي نقب توسط صهيونيستها روي داد. حمله به دهكده « قبيه » در كنار رود اردن در 14 اكتبر 1953 و كشتار 70 نفر از اهالي آنجا تنها شمه اي از آن است . اكنون نيز در اين آتش بس به شدت و در سطح وسيعي شاهد نقض آن از سوي رژيم صهيونيستي هستيم .
    پس تن دادن به آتش بس با اين رژيم با چه اهدافي انجام گرفته است تجديد قوا روحي يا فيزيكي يا تاكتيك به اصطلاح توپ را در زمين حريف انداختن و يالله هر هدفي باشد تاريخ فلسطين نشان داده است (اكنون نيز در آتش بس فعلي نشان داد)كه برنده اصلي آتش بس ها و مذاكرات رژيم صهيونيستي بوده نه طرف فلسطيني . ملت فلسطيني تنها راه رهايي را بايد در جهادي يكپارچه بدانند و تنها متكي به خدا و حركت خويش باشند و جهاد را سراسري و پيوسته كنند و بدانند كه مرگ هميشه سر راه انسان است اما جهاد و شهادت مرگ را شيرين مي كند و ذلت و خواري زندگي حقارت بار را مي گسلد جهادي كه بي ترديد در باور اسلامي آنان جايگاهي بس رفيع دارد.
    اما امت اسلام را تكليف همتي است در كنار نهادن سرمداران برده كاپيتاليسم و هر آنچه كه موجب نفاق است (پان عربيسم پان تركيسم پان ايراني و...) و گرد آمدن در زير شجره طوباي رسالت نبوي و اسلام ناب محمدي (ص ). زيرا خطر تنها در فلسطين نيست و فلسطين سر آغاز حركت دشمن است . اشغال افغانستان و عراق گواه كوچكي نيست . خطر دشمن چشم پوشيدني نيست . پس اختلافات تزريقي و شكل داده شده در طول زمان را بايد به كناري نهاد و يكي شد و نداي وحدت را با عمل سرداد كه پيروزي و نابودي ستمگر تنها در آن است و بس !
    جمعيت دفاع از ملت فلسطين