روزنامه جمهوري اسلامي 01/07/1382 صفحه سياسي
*****
سلاحهاي مخرب اورانيومي ارمغان آمريكا براي ملت عراق




  • اشاره
    اظهارات آقاي « مارچلو باميو » مسئول سايت اينترنتي درباره استفاده امريكا از واكسن هاي DISINFORMASIONE نامرغوب كه منجر به مبتلا شدن سربازان آمريكايي به ذات الريه و سياه زخم شده است و نيز استفاده امريكا و انگليس از اورانيوم غني نشده در خليج فارس به ويژه در تهاجم اخير به عراق و پيامدهاي وخيم آن بر مردم و محيط زيست منطقه قابل تامل است .
    از زمره بديع ترين DISINFORMASIONE سايت اينترنتي سايت هاي اينترنتي ايتاليايي زبان مي باشد. رسالتي كه مسئولين اين سايت براي خود تعريف نموده اند بررسي صحت اخبار و تصحيح اخبار دست كاري شده اي است كه توسط رسانه هاي غربي انتشار مي يابند. راديو ايتاليايي برون مرزي جمهوري اسلامي ايران با وي مصاحبه اي انجام داده است كه قابل توجه است .
    اخيرا سربازان امريكايي در عراق و افغانستان به بيماري خاصي كه مشابه ذات الريه مي باشد مبتلا گرديده اند در خصوص دلايل آن ممكن است توضيح بفرمائيد
    ج : در خصوص اين دومين سندروم خليج فارس برخي روزنامه ها فرضيه اي را مطرح نموده اند كه اتفاقا تائيد علمي هم يافته است . بعضي تحقيقات آشكار مي سازند كه ممكن است علت اين ذات الريه شديد تزريق واكسن سياه زخم باشد. اين مساله به مشكلات متعدد نظاميان امريكايي و انگليسي در عراق و افغانستان اضافه مي گردد. اين نظاميان كه مدتي است افرادي از كشورهاي ديگر نظير ايتاليا به آن اضافه شده اند علاوه بر مساله جنگ و زندگي در شرايط طاقت فرساي روحي و جسماني بايد در جايي اقامت كنند كه در محيط آن سلاحهاي غير متعارف بي شماري مورد استفاده قرار مي گيرند. از ميان اين سلاحهاي غيرمتعارف اورانيوم غني نشده ماده خطرناكي است كه به عقيده من با اين ذات الريه مرموز كه دومين سندروم خليج فارس لقب گرفته مرتبط است . البته بنابر گفته فرماندهان امريكايي ابتلا به ذات الريه اتفاقي و طبيعي است اما اگر به آمار سالهاي گذشته مراجعه كنيم سالانه فقط 500 نظامي امريكايي به طور متوسط در اثر اين بيماري جان خود را از دست مي دادند. ولي اخيرا آمار تلفات ناشي از اين بيماري رشد چشمگيري داشته است . آنچنان چشمگير كه ديگر نمي توان مساله را طبيعي قلمداد نمود.
    مشكل در افغانستان بسيار حاد شده است . در اين كشور صحبت از دهها مورد ابتلا به اين بيماري است . حال برخي از آنها بسيار وخيم است ولي جالب است كه اين بيماري به يك باره عود نموده است و در مدت زماني بسيار كوتاه نظاميان زيادي به آن مبتلا گشته اند.
    برخي در خصوص امكان ارتباط اين بيماري با سارس فرضيه هايي مطرح كرده اند اما تعداد زيادي از صاحب نظران هم اظهار مي دارند كه ويروس هاي مربوط به اين دو بيماري كاملا متفاوت هستند.
    به نظر بنده عامل اصلي اين بيماري اورانيوم غني نشده است كه مطابق كنوانسيون هاي بين المللي استفاده از آن ممنوع گشته ولي به وفور مورد استفاده قرار مي گيرد.
    دقيقا به چه چيزي اورانيوم غني نشده مي گويند
    ج : اورانيوم غني نشده كه بسيار از آن سخن مي رود ولي كمتر كسي مي داند چيست يك محصول مصنوعي است و در طبيعت يافت نمي شود. دقيقا اين ماده محصول فرعي چرخه غني سازي اورانيوم است در واقع براي اينكه بتوان از اورانيوم طبيعي ايزوتوپ پرتوزاي آن را كه براي ساخت بمبهاي اتمي و راه اندازي نيروگاه ها به كار مي رود جدا كرد اورانيوم را تحت يك سري عمليات شيميايي و به خصوص فيزيكي قرار مي دهند. پسماند يا محصول فرعي اين عمليات غني سازي اورانيوم غني نشده است . اين ماده به ميزان بالايي مسموم كننده است و با توجه به پرتوزايي آن سرطان زا نيز مي باشد و كلا اثرات نامطلوب زيادي بر سلولهاي زنده دارد. اين ماده به دليل داشتن چگالي بسيار بالا به عنوان بدنه موشك به خصوص در موشكهاي ضد تانك مورد استفاده قرار مي گيرند البته اكثر موشكهاي آمريكايي و انگليسي از اين ماده تهيه مي شوند. به اين ترتيب موشكي كه بدنه اورانيومي دارد حتي اگر طولش 30 سانتي متر باشد مي تواند بدنه زرهي خودروها و تانكها را بشكافد. اين به دليل چگالي بالاي اورانيوم است . مشكل اينجاست كه پس از برخورد به هدف مقداري از اورانيوم وارد فرآيند احتراق مي شود و مقداري از آن هم تبخير مي شود. اين مساله باعث توليد اكسيدهاي اورانيوم مي شود كه بسيار خطرناك هستند. به هر حال اين اكسيدها به همراه خود اورانيوم را وارد هوا خاك و آب مي كنند و براي هزاران سال دست نخورده باقي مي مانند. در جنگ اول خليج فارس بنا بر آمار ارائه شده از سوي غربي ها كه تازه چندان هم موثق نيستند 340 تن از اين مواد مورد استفاده قرار گرفته اند . اما تكرار مي كنم اين عدد به نظرم غيرواقعي است و بايد احتمالا بسيار نازلتر از مقدار حقيقي باشد. در همين جنگ اخير در عراق صحبت استفاده از 70 الي 100 تن اورانيوم غني نشده است و اين اورانيوم غني نشده ماده اي است كه در طبيعت دست نخورده باقي مي ماند و براي هزاران سال در محيط اثرات سو بر جاي مي گذارد. اثرات سو آن همان انواع سرطان ها ايجاد انسان و انواع ديگري از DNA جهش هاي ژنتيكي تغيير بيماريهاي وحشتناك هستند.
    آيا مي توان گفت كه نيروهاي امريكايي و انگليسي با استفاده از سلاحهاي حاوي اورانيوم غني نشده بي اعتنايي هر چه تمامتر خود را نسبت به قطعنامه هاي سازمان ملل نشان داده اند
    ج : اولا طبق يكي از قطعنامه هاي سازمان ملل مهمات حاوي اورانيوم غني نشده جز سلاحهاي كشتار جمعي نامتعارف و غيرقانوني مي باشند ثانيا در منشور جهاني حقوق بشر در قانون اساسي سازمان ملل در كنواسيون ژنو در خصوص كشتار جمعي و سلاحهاي غيرمتعارف و در كنوانسيوهاي دادگاه لاهه استفاده از اين سلاحها ممنوع گشته است و لذا بهره گيري از آنها تجاوز به تعداد زيادي از قوانين بين المللي است .
    عليرغم چنين ممنوعيت هايي نيروهاي امريكا و انگليس از چنين سلاح هايي استفاده كرده و مي كنند.
    زيرا قدرت تخريبي اين سلاحها بسيار زياد است .
    تازه اگر اين كشورها بخواهند اورانيوم غني نشده پسماند را كه از عمليات غني سازي حاصل مي شود دفع كنند يا به گونه اي از بين ببرند هزينه آن سرسام آور خواهد بود. لذا امريكا و انگليس به اصطلاح خودشان مشكل را حل نموده اند هم زباله هاي هسته اي خود را به كار مي گيرند و از دست آنها راحت مي شوند هم سلاحهاي خود را مهلك تر مي سازند اما اين سلاحهاي مهلك به مردم جهان به نظاميان خود آنها و در نهايت به كره زمين و زيستگاه هاي آن آسيب جدي و دائمي مي رسانند پس آنها در نهايت به خودشان هم ضرر مي رسانند چون خودشان هم بر روي كره زمين زندگي مي كنند.
    پس موافق هستيد كه واكسن سياه زخم عامل اصلي اپيدمي كنوني ذات الريه نظاميان آمريكايي است
    ج : نظر شخصي من اين است كه اين مساله يكي از عوامل اصلي است ببينيد براساس قوانين ايالات متحده نظاميان بايد در برابر بسياري از بيماري ها واكسينه شوند ولي اين واكسن هايي كه به نظاميان تزريق مي شوند استاندارد نيستند و براي سلامتي افراد معمولا خطرناك هستند. متاسفانه اگر بين نطاميان كسي از اينگونه واكسينه شدن خودداري نمايد سريعا از ارتش اخراج مي شود. به هر ترتيب واكسن هاي نامرغوب و پرتوهاي ساطع از اورانيوم غني نشده و فشار روحي و رواني جنگ به اعتقاد من سندروم خليج فارس را ايجاد كردند. پس از پايان عمليات جنگي در سال 1370 تعداد 200 الي 400 هزار نظامي آمريكايي دچار اين سندروم شدند كه لاعلاج است و دارويي براي آن وجود ندارد . تازه 67 % درصد از اين سربازان صاحب كودكان نابينا كم بينا و يا حتي بدون چشم شده اند. بعضي از اين بچه ها انگشتان دستشان به هم پيوسته بود و... در كل همان گونه كه گفتيم اين بيماري باعث تغييرات نامطلوب ژنتيكي شده با توجه به اينكه اين نقيصه ها توسط پرتوهاي راديو اكتيو ايجاد ميشود من معتقدم كه علاوه بر واكسن تشعشعات ناشي از اورانيوم غني نشده هم در حادتر شدن اين بيماري نقش دارند.
    دولت آمريكا با صرف 300 ميليون دلار در خصوص بيماري سندروم خليج فارس به طور گسترده تحقيقات انجام داده است با اين حال چرا به سربازاني كه به دليل رنج بردن از اين بيماري از كار افتاده اند حق معلوليت در جنگ پرداخت نمي گردد
    ج : امروزه براساس 240 تحقيق معتبر در سطح جهان واكسن ها چه در كوتاه مدت و چه در بلند مدت عوارضي جانبي بسيار خطرناكي دارند تازه اين مربوط به واكسن هاي اجباري است .
    واكسن هاي سياه زخم كه به نظاميان تزريق مي شوند كيفيت بسيار نازلتري دارند و لذا بسيار خطرناك هستند دولت امريكا با وجود آگاهي از اين قضيه از واكسن ها استفاده مي كند و به كساني كه در اثر آنها دچار صدمات اساسي شده اند غرامت و حقوق پرداخت نمي كند چون در آن صورت بايد به هزاران نفر دستمزد پرداخت شود و اين مساله هزينه گزافي را در بر خواهد داشت . فكر نكنم دولت امريكا هرگز حاضر شود كه اشتباهات خود را در اين مورد بپذيرد چون اگر بپذيرد به تجاوز خود به حقوق بشر اعتراف نموده است و اين بسيار بعيد به نظر مي آيد.
    در مورد اين دومين سندروم خليج فارس صحبت كنيم . خانواده يكي از نظاميان قرباني اين بيماري اعلام كرده كه دليل مرگ فرزندشان ذات الريه اعلام شده در صورتي كه نظر پزشكان چيز ديگري بوده است . شما چه فكر مي كنيد
    ج : من فكر مي كنم كه هرگز به حقيقت ماجرا احاطه كامل نخواهيم يافت براي دولت امريكا اعتراف به فجايعي كه در حق شهروندان خود مرتكب شده غير ممكن است . احتمالا روز به روز آنها از واكسن هاي كمتر و اورانيوم غني نشده كمتري استفاده خواهند كرد تا ميزان مرگ و مير را كاهش دهند ولي هرگز به اشتباهاتشان اذعان نخواهند كرد. مي گويم كمتر از واكسن و اورانيوم استفاده خواهند كرد. چون امروزه جهان ديگر آن جهان چشم و گوش بسته نيست با اينكه بسياري از خبرگزاري ها و مطبوعات اخبارشان توسط امريكايي ها كنترل ميشود.
    خبرگزاري هاي مستقل اينترنتي و منابع خبري بي طرف خلاف سال 1370 الان اخبار متنوعي را در خصوص دومين سندروم خليج فارس منتشر كرده اند و بي شك گسترش اين اخبار براي سران كاخ سفيد مشكل زا خواهد بود اما مساله اين است كه اخبار بي طرف هرگز عموميت چنداني پيدا نمي كنند به علاوه آمريكايي ها فرضا با تحقيقات و پژوهشي هاي فرمايشي با دانشمنداني كه در اختيار دارند به مقابله مي پردازند مثلا دانشمند معروفي را تطميع مي كنند تا خطرناك بودن پرتوهاي راديواكتيو را رد نمايد.به اين ترتيب آنها براي افكار عمومي جهان يك نوع فضاي تحير را ايجاد مي كنند و براي افراد عادي تمايز بين درست و غلط در خلال اخبار ضد و نقيض دشوار مي گردد.
    به اين ترتيب آنها از شكل گيري مخالفت گسترده و جهاني عليه استفاده از واكسن هاي نامرغوب و اورانيوم غني نشده جلوگيري مي كنند با مبهم كردن عرصه خبررساني به اهداف خود دست مي يابند.
    ولي مردم به آرامي متوجه حقايق مي شوند و اكنون ديگر به دروغ هايي كه در رسانه ها عنوان ميشود اعتماد نمي كنند. اين تحول بسيار مثبت متاسفانه كند است ولي اميدوار كننده است .
    آيا صحيح است كه 8 تن از نظاميان ايتاليايي در افغانستان به دليل قرار گرفتن در معرض عوامل پرتوزا به كشورشان باز گشته و در بيمارستان هاي تخصصي بستري گشته اند
    اين MANIFESTO ج : در اينجا برخي از روزنامه ها مثل خبر را درج نموده ولي وزارت دفاع ايتاليا ابتدا تكذيب كرد سپس جواب خود را تغيير داده اعلام كرد كه در اين خصوص تحقيق خواهد كرد واكنون هم كه جواب سربالا مي دهد و از افزودن جزئيات بيشتري نسبت به ماجرا خودداري مي كند. ولي همه حق دارند بدانند چه بلايي سر آن 8 نظامي آمده است . من در اين قضيه هم احتمال مي دهم كه مشكل مربوط به اورانيوم غني نشده باشد بايد منتظر باشيم و ببينيم آيا وزارت دفاع ايتاليا شهامت افشاي حقايق را دارد يا نه همه قضيه را پنهان و مسكوت نگه خواهد داشت . قضيه بسيار پيچيده است اخبار مربوط سانسور مي شوند و همانطور كه گفتم براي مبهم نمودن اوضاع دانشمندان در خدمت دولت خواهند گفت كه فقط بعضي نظاميان به دليل آب و هوا و وراثت و دلايل واهي ديگر مريض شده اند.
    در يك جمع بندي كلي بايد بگويم حقيقت جنگ عراق يك پارادوكسي بزرگ است . امريكا و انگليس به عراق حمله كردند تا سلاح هاي كشتار جمعي را از بين ببرند ولي خودشان از اين سلاح ها استفاده كردند اين تناقض غير قابل پذيرش است . به خصوص اگر در نظر بگيريم كه مردم بي گناه و نظاميان قربانيان اصلي اين سلاح ها هستند.
    از سال 1370 به بعد آمار سرطان در عراق 6 الي 10 برابر افزايش يافته است توليد نوزادان ناقص الخلقه 4 الي 6 برابر شده است اينها آمار و اعدادي نيستند كه بتوان از آنها چشم پوشيد.
    پس اين آثار را به غير از عراق و افغانستان در بالكان هم خواهيم ديد
    ج : بله در بالكان هم اين مشكلات ديده شده است . البته بايد گفت كه مقدار اورانيوم غني نشده مورد استفاده در عراق بسيار بالا و احتمالا بيش از مناطق ديگر بوده است . در اين كشور احتمال مي رود كه مقادير زيادي اورانيوم وارد چرخه حيات شده باشند. رئيس برنامه اورانيوم غني نشده پنتاگون استفاده از سلاحهاي حاوي اين ماده را در مصاحبه اي جنايت عليه بشريت قلمداد كرده است .



    كاربرد گسترده سلاحهاي اورانيومي توسط آمريكا در عراق در جنگ سال 1370 تعداد 400 هزار سرباز آمريكائي را به بيماريهاي لاعلاج اين سلاحها مبتلا كرد . 67 درصد از اين سربازان صاحب كودكان نابينا يا كم بينا شده اند
    از سال 1370 به بعد آمار سرطان ناشي از كاربرد سلاحهاي اورانيومي در عراق 6 الي 10 برابر افزايش يافته و تولد كودكان ناقص الخلقه 4 الي 6 برابر شده است
    دولت آمريكا به نظاميان خود كه در اثر تماس با سلاحهاي اورانيومي دچار صدمات مي شوند غرامت نمي دهد زيرا در آن صورت بايد به هزاران نفر دستمزد پرداخت كند
    آمريكا در جنگ اخير عراق بين 70 الي 100 تن اورانيوم غني نشده آنهم از نوعي استفاده كرده كه در طبيعت دست نخورده باقي مي ماند و انواع سرطان را از خود بر جاي مي گذارد