آغاز سال تحصيلي حوزه علميه قم
سال تحصيلي 83 ـ 1382 حوزه علميه قم طي مراسمي در
سالن اجتماعات مدرسه فيضيه آغاز شد. در اين مراسم كه با
شركت تعداد زيادي از فضلا و طلاب و حضور اساتيد و علما
برگزار شد; حجت الاسلام و المسلمين حسيني بوشهري مدير
حوزه علميه قم نكاتي پيرامون انتظارات
دغدغه ها و اميدهايي
كه در رابطه با حوزه هاي علميه وجود دارد
بيان كرد. وي با
اذعان به اينكه حوزه ها بايد انتظارات مردم از حوزويان را كه
مربوط به امور ديني و معنوي مي شود بر آورند; به ذكر
دغدغه هايي كه پيرامون عمق تحصيلات و وضعيت حوزه هاي
شهرستانها و همچنين مشكلات معيشتي طلاب مي شود
پرداخت . مدير حوزه علميه قم
كارهاي انجام شده توسط
مجموعه بزرگ دست اندركار در مديريت حوزه را ارزنده
توصيف كرد و در همين رابطه به حركت تدريجي حوزه به سمت
تخصصي شدن
هجرت تعداد زيادي از روحانيون به شهرها و
روستاهاي كشور و همچنين تلاشهاي علمي فراوان طلاب و
فضلا كه در پايان نامه هاي علمي حوزه نمود پيدا مي كند
اشاره
كرد.
وي اضافه كرد
حوزه امروز حوزه پاسخگو است و با تلاش
و مجاهدت فضلا در پي برآوردن نيازهاي فكري مخاطبان
خويش است . مدير حوزه علميه قم در پايان گفت : امروز حوزه
علميه قم نگران حوزه علميه كهن نجف اشرف مي باشد و اين دو
حوزه بزرگ شيعه مكمل يكديگر هستند و هر دو زير چتر عنايات
حضرت ولي الله الاعظم (اروحنا فداه ) قرار دارند.
در ادامه اين مراسم با شكوه
حضرت آيت الله صافي
گلپايگاني به ايراد سخن پرداخت ايشان در بخشي از سخنان
خويش ضمن اشاره به توطئه هايي كه براي هدم دين و از بين
بردن روحانيت در زمان رضاخان صورت گرفت ; حوزويان را به
شكرگزاري نسبت به نعمت بزرگي كه خداوند به همگان ارزاني
داشته است فرا خوانده آنان را به شناخت درست مسائل و دقت
در فهم معارف قرآن مجيد و معارف اهل بيت (ع ) و پاسخگويي به
پرسشها و شبهات و دفاع در مقابل بدعتها; توصيه
كرد.
آيت الله صافي گلپايگاني اظهار داشت : گرچه مقاومت و
ثبات قدم علماي گذشته در ناكام گذاشتن نقشه هاي شيطاني
دشمنان دين و روحانيت موثر بود ولي از آن وضعيت به حال
فعلي رسيدن نشانگر اين است كه خداوند عنايت دارد و اين
حوزه ها صاحب دارند و عامل اصلي در بقا دين و حفظ
روحانيت تفضلات الهي و توجهات حضرت ولي عصر(عج )
بوده است . بنابراين بايد علاوه بر اتقان و استحكام در جهات
علمي
اخلاق و رفتار ما به گونه اي باشد كه مورد رضايت
صاحب حوزه باشد و مردم با رفتار ما به اين جذب شوند و
مطمئن باشيم كه مردم به روحانيت اعتماد دارند
اين ما هستيم
كه بايد با جامعيت علمي و رفتار درست و اخلاق صحيح مردم را
به سوي دين دعوت كنيم و به هر حال بر اين نعمت بزرگ الهي
شكرگزار باشيم .
تجليل از تنديس اخلاق و فضيلت
ث به مناسبت بيست و دومين سالياد شهادت دومين شهيد
محراب
عالم رباني آيت الله مدني (قدس سره ) همايشي يك
روزه با عنوان « اخلاق و فضيلت » در سالن همايش هاي مدرسه
دارالشفا برگزار شد. در پيام رياست محترم جمهوري اسلامي
ايران حجت الاسلام و المسلمين خاتمي به اين همايش آمده
است : جامعه ما امروز بيش از هميشه تشنه بينش و منش اخلاقي
است كه بايد بر مدار راستي و راستگويي بچرخد و حقيقت را
فداي هيچ مصلحتي نكند. وي اضافه كرد : همه ما امروز بايد
پايبندي به موازين اخلاقي و حقوقي انساني را در ميان حكومت
و جامعه در صدر وظايف خود بدانيم و نگذاريم با هيچ
دستاويزي حتي دستاويزهاي مقدس
بداخلاقي و بي انصافي
موجه قلمداد شود و قبح خود را از دست بدهد.
آيت الله سبحاني از اساتيد برجسته حوزه علميه قم به
عنوان سخنران نشست اول همايش به بحث از هويت انسان و
آرا حكما و فلاسفه در اين باره پرداخت و غرائز را در نگاهي
اخلاقي بخشي از هويت انسان معرفي كرد و به ديدگاههاي
مختلف درباره تعديل غرائز اشاره نمود. ايشان از علم و آگاهي و
تربيت به عنوان ديدگاههاي مطرح شده در اين باره ياد كرد و آنها
را به عنوان عناصر لازم ولي غيركافي براي تعديل غرائز دانست .
وي ديدگاه اسلام را كنترل غرائز از طريق آموزه هاي ديني و
مذهبي و باور به حساب الهي معرفي كرد. آيت الله سبحاني در
پايان اظهار داشت در اين زمان براي عمومي تر كردن اخلاق در
حوزه هاي علميه اسوه و الگو لازم است و آيت الله شهيد مدني
(ره ) يكي از آن الگوها مي باشد.

*****
اغتنام فرصت
|
سرمقاله
امروز سي و يكم شهريور
سالگرد شروع جنگ تحميلي و
سرآغاز حماسه جاويدان ملتي بزرگ و مظلوم در برابر كفر
والحاد جهاني است . در شهريور 1359
درست يك روز قبل از
گشايش مراكز آموزشي و علمي كشور
انقلاب نوپاي اسلامي از
زمين و هوا و دريا در يك تهاجم تمام عيار و غافلگيرانه و بدون
آمادگي قبلي مورد تعرض وحشيانه قرار گرفت . جنگ در اندك
زماني بر سر همه چيز سايه افكند. حوزه و دانشگاه نيز از اين امر
مستثنا نبود . اينك كه 23 سال از آن حادثه مي گذرد تامل در
چگونگي واكنش دانشگاهيان و حوزويان در برابر جنگ براي
نسل امور دانشگاهي و حوزوي ما يك ضرورت است . بسيج يك
پارچه ملت در برابر تجاوز
جلوه هايي فراموش نشدني و ماندگار
را در تاريخ اين سرزمين به نمايش گذاشت . در اين ميان حضور
آگاهانه
عاشقانه و صادقانه جوانان حوزه و دانشگاه چنان
شكوهمند و غرور آميز بود كه تاريخ دفاع هشت ساله را رنگ و
بويي خاص بخشيد. طلاب و دانشجويان پا به پاي هم
گروه
گروه از سنگرهاي علم رسمي و مدرسه اي به ميدان هاي رزم و
دفاع از كيان اسلامي هجرت نمودند و « در هنگامه نبرد رشته
تعلقات درسي و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيات دنيا را
از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به ميهماني عرشيان
رفتند و در جمع ملكوتيان شعر حضور سرودند » (1 ) و « براي قوم
و ملت خود منذران صادقي شدند كه بندبند حديث صداقتشان
را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهي كرده
است » (2 )
آن روزها كلاسها
خوابگاهها و حجره ها حال و هواي
ديگري داشت
فرصتي بود براي آزموني بزرگ
بسياري اين
فرصت را غنيمت شمردند و از اين امتحان سربلند بيرون آمدند.
امروز به پاس آن همه مجاهدت وغيرت و مردانگي در حال تب و
تاب علم و دانش در كشور بالا مي گيرد وجامعه علمي با شروع
سال تحصيلي
حيات مجدد خويش را شاهد است كه جوانان
حوزه و دانشگاه فارغ از هياهوي جنگ
سفير گلوله ها
بمبارانها
و موشك بارانها در كمال امنيت و آرامش
محيط هاي علمي و
فرهنگي را با حضور شاداب خويش گرم و پر رونق
مي سازند.
« صفحه حوزه و دانشگاه » با درود به ارواح تابناك همه
شهيدان دفاع مقدس بويژه شهداي هميشه زنده حوزه و
دانشگاه
آغاز سال تحصيلي را به همه دانشگاهيان وحوزويان به
خصوص دانشجويان و طلاب جديدالورود
صميمانه تبريك
مي گويد و براي آنان سالي همراه با موفقيتهاي بزرگ را آرزو
مي كند.
جامعه علمي كشور گر چه پس از انقلاب اسلامي از نظر كمي
رشد بسيار بالايي داشته است اما از نظر كيفي با آنچه در دنياي
علم وجود دارد فاصله زياد و راهي طولاني در پيش داريم .
دستيابي به علم و تكنولوژي پيشرفته و كم كردن اين فاصله كاملا
امكان پذير است در صورتي كه عزمي جدي نسبت به آن وجود
داشته باشد. وظيفه و رسالت سنگيني متوجه يكايك
انديشمندان و صاحب نظران و دانش پژوهان اين مرز و بوم است
كه از فرصت طلايي به دست آمده باتكيه بر نيروي انساني فراوان
دست به انقلابي علمي و جنبشي فراگير در كليت مراكز آموزشي و
پژوهشي زنند و هر بخشي از اين جامعه بزرگ علمي سهم بايسته
خويش را ايفا نمايند. برخي از وظايف و رسالتهاي اين جامعه را
با تفكيك دست اندركاران آن به طور بسيار فشرده مي توان اين
گونه ياد آور شد :
الف ـ وظيفه و رسالت طلاب و دانشجويان : تحصيل علم
جديت و نشاط در تحقيق و پژوهش
وقت شناسي
نظم و
برنامه ريزي
تفكيك فعاليتهاي علمي در محيطهاي آموزشي از
فعاليتهاي سياسي احتراز از ورود به بازيهاي سياسي از مهمترين
وظايف دانش پژوهان ما مي باشد. امروز به اين واقعيت تلخ بايد
اعتراف نمود. كه روح كاوشگري
ژرف انديشي و نظم و انضباط
بر محيط هاي علمي ما سايه افكن نشده است . عشق به تحصيل
پعلم چندان جايگاهي در دانشگاه ها و حوزه هاي ما ندارد
مدرك
گرايي بلايي است كه چون خوره به جان حوزه و دانشگاه ما
افتاده است . ورود به دانشگاه بسيار سخت اما خروج از آن بسيار
آسان است .
ب ـ وظيفه و رسالت استادان و مربيان : سهم بزرگي كه
استادان در حوزه و دانشگاه در تحول علمي و عملي و ايجاد
نشاط فكري و پرورش نخبگان و به فعليت رساندن استعدادهاي
بالقوه جوانان دارند بر كسي پوشيده نيست . مقام رفيع استادي و
جايگاه والاي آن و تكيه زدن بر كرسي تدريس
اقتضائاتي دارد
كه عدم توجه به آن پيامدهاي غير قابل جبراني را به دنبال
خواهد داشت . استادان ما خود نيك واقفند كه ارزشمندترين
دوران زندگي و عمر بهترين جوانان اين سرزمين در اختيار آنان
قرار گرفته است . سرگرم نمودن دانشجويان به امور غير درسي و
غير علمي
حضور در جلسات درسي بدون مطالعه و آمادگي
قبلي
عدم استفاده از حداكثر زمان
عدم رعايت شئونات
اخلاقي و آداب اجتماعي
بي نظمي و بي برنامگي
گناهي
نابخشودني است . اكنون زمان تعريف و تمجيدهاي بي جا سپري
گشته است . هر كس در هر جايگاهي قرار دارد بدون مجامله و
مسامحه بايد پاسخگوي امكانات مادي و معنوي كه در اختيار او
قرار گرفته است باشد. آنان كه در جايگاه برترند
مسئول ترند.
ج ـ وظيفه و رسالت مديران و روساي دانشگاهها و حوزه ها :
در اين قسمت مهمترين وظيفه و رسالت
فراهم آوردن امكانات
لازم براي ايجاد يك جنبش و انقلاب علمي و نرم افزاري است .
نسل امروز و فرداي ما از متوليان و مديران فرهنگي و علمي
كشور تكيه بر قانون مداري
نظم و انضباط اداري
التزام عملي
به شايسته سالاري پرهيز از ورود به جناح بندي ها و درگيريهاي
بيهوده سياسي
قاطعيت در تصميم گيري
بسترسازي جهت
رشد فضايل معنوي و اخلاقي و تامين هر چه بيشتر امكانات
تحقيقي و پژوهشي را خواستارند. استفاده از ابزار كار آمد
تشويق و تنبيه چه در مورد دانشجويان و چه در مورد استادان
ضمانت اجراي مناسبي براي تحقق اين اهداف مي باشد از
محدود موارد موفق دستگاههاي علمي و پژوهشي كشور كه
بگذاريم
سوگمندانه بايد اذعان نمود كه مديران مراكز علمي ما
كارنامه درخشاني در اين زمينه نداشته اند و چه فرصتهاي
گرانبهايي را كه به رايگان از دست داده اند.
راستي چه كسي مسئول حضور كمرنگ دانشجويان و غيبت
استادان و عدم برگزاري جدي كلاسها بعضا تا يكماه پس از
شروع سال تحصيلي است چرا نظارت و برخورد قاطع در مورد
حضور و غياب ها
تعطيلات زياد ميان دو ترم
افزايش تعطيلات
نوروز وجود ندارد آيا تكيه بر « مدرك » به عنوان اصلي ترين
عامل گزينش استادان و اعضا هيئت علمي و روساي
دانشكده ها
نقطه ضعف نيست كه مراكز علمي ما سالها است از
آن رنج مي برند گويا هيچ اراده اي براي سامان بخشيدن به اين
وضعيت درد آور و فرصت سوز وجود ندارد! ما همه در برابر
خداي بزرگ و ملت فداكارمان مسئوليم . چرا كسي فرياد بر
نمي آورد و بر اين حال زارمان مويه نمي كند دلخوشي به آمار و
ارقام و تعداد دانشجويان و مراكز علمي كشور شايسته اهل فكر و
انديشه نيست .
سياهي لشگر نيايد به كار يكي مرد جنگي به از صد هزار
مسئولان بلندپايه و درجه اول كشور نيز بدانند و البته
مي دانند كه نقطه آغاز اصلاحات در جامعه
اصلاح حوزه و
دانشگاه به عنوان دو مجموعه تاثير گذار بر فرهنگ
علم
اقتصاد
و اخلاق جامعه است . آنچه گفته آمد گر چه قدري تند و گزنده
بود اما از سرسوز و اخلاص به همه خدمتگزاران علم و فرهنگ
در اين مرز و بوم مطرح گرديد. باشد كه سال تحصيلي جاري
سال انقلاب علمي و رفتار در ايران اسلامي مي گردد.
آمين
1 ـ پيام امام خميني به روحانيون سراسر كشور (منشور
روحانيت ) صحيفه امام
ج 21
ص 273
2 ـ همان
طلاب و دانشجويان پا به پاي هم
گروه گروه از
سنگرهاي علم رسمي و مدرسه اي به ميدان هاي رزم
و دفاع از كيان اسلامي هجرت نمودند و « در هنگامه
نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و
عقال تمنيات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و
سبكبالان به ميهماني عرشيان رفتند و در مجمع
ملكوتيان شعر حضور سرودند »

*****
آيت الله مدرس
شهيدي بزرگ و
مجاهدي عظيم الشان
|

سيد حسن مدرس فرزند سيد اسماعيل بن مير عبدالباقي
است كه سلسله نسب شريفش با 36 واسطه به حضرت امام
حسن مجتبي (عليه السلام ) مي رسد.
در سال 1287 هـ . ق در قريه سرابه كچو
از توابع زواره
اردستان به دنيا آمد.
وي از سادات طباطبايي و از طايفه ميرعابدين مي باشد. در
اثر پيشامدي كه در سرابه روي داد
سيد اسماعيل متاثر شد و
گفت : در محيطي كه ظلم
حكومت كند زندگي معنا و مفهوم
ندارد و به اتفاق فرزندش سيدحسن كه شش ساله بود
در سال
1293 هـ . ق به قمشه عزيمت و در محله فضل آباد سكونت
مي نمايد.
شهيد مدرس عالمي بود آگاه به زمان خود و مسئووليت هايي
كه براي يك عالم ديني وجود دارد. زهد و تقوا
فراست و
سياست
عدالت و حريت
اجتهاد و فقاهت و بسي خصلت هاي
پسنديده و كمياب از آيت الله مدرس شخصيتي ممتاز و پرجاذبه
ساخت كه بزرگ مردي دوران ساز چون امام خميني در دوران
جواني خود براي درك محضر او به مدرسه سپهسالار و مجلس
شوراي ملي آن زمان مي رود و هنگامي كه خود امام امتي شد و
ملتي را از ديو سياه استبداد و درد جانكاه استعمار نجات داد
هيچ كس بسان « مدرس » در گفتار و نوشتار او ستايش نشد.
مدرس
تنها شخصيتي براي ديروز نبود بلكه او اسوه امروزي ها
و حتي نسل هاي فردا مي باشد چرا كه از ويژگي هاي ممتازي
برخوردار بود. در اين ياد كرد اشاره اي به برخي از آنها
داريم :
1 ـ شخصيت علمي : كمالات و مقامات علمي مدرس به
قدري از حسن شهرت رسيده بود كه حتي آناني كه در آن دوران
محنت بار از عالمان سياسي و فعالان عرصه اجتماع و سياست
تصوير مثبتي در ذهن نداشتند و به سهولت از علميت مجتهدان
سياسي تمجيد نمي كردند. به اوج مقامات علمي او اعتراف
داشتند. او از جمله شاگردان برجسته مرحوم آخوند خراساني و
سيد صاحب عروه بود و محضر علمي ميرزاي شيرازي اول و
دوم را درك كرد و آيات بزرگي چون سيد ابوالحسن اصفهاني
سيد اسماعيل صدر وشيخ عبدالكريم حائري از هم دوره اي ها و
دوستان او بودند. مدرس
جامع علوم نقلي و دانش هاي عقلي
بود كه در اين ساحت همانند عرصه سياست همانندي زيادي با
امام خميني دارد. همين جامعيت عملي توان علمي بالايي به او
بخشيد و او توانست با تكيه بر استعداد و نبوغ ذاتي و توفيقات
الهي با بهره جستن از لايه ها و عرصه هاي مختلف دانش فراوان
خويش بهترين بهره ها را ببرد.
2 ـ اهتمام به قرآن : او با كتاب الهي قرآن
مانوس بود و در راه
فهم و تفسير و تبليغ آن مي كوشيد و در اين باره مي گفت : تحصيل
علم تفسير قرآن
در جز علوم ديانتي روحاني در ضمن دوره
متوسطه و عاليه
اول درجه لزوم و اهميت را حائز است (كه )
متاسفانه در قرون اخير مثل خيلي از علوم مهمه اسلامي مهجور
و متروك شده (است ).
3 ـ انس با نهج البلاغه : انس مدرس با نهج البلاغه نمايان بود .
مرحوم ميرزا علي شيرازي (ره ) ـ مدفون در شيخان قم ـ كه
شهيد مطهري از تدريس نهج البلاغه او ستايش ها داشت
درس
نهج البلاغه مدرس را اينگونه حكايت مي كند : « مدرس
بعد از
مراجعت از نجف
به اصفهان
پنج شنبه ها درس اخلاق مي گفت
و درس اخلاق او نهج البلاغه بود. من يك روز به درس ايشان
رفتم چنان حاضر الذهن بود كه عبارات نهج البلاغه را از بر
مي خواند و از كتب بزرگان شعر و ادب و ادبيات عرب
ضرب المثل ها مي آورد. من علاقه مند شدم
مدتي به درس ايشان
رفتم ... به هر حال مشوق من در نهج البلاغه
مدرس بود. »
4 ـ جديت و توفيق : مدرس عالمي بود داراي دانش هاي
گسترده و البته ژرف و عميق كه اين ثمره
جز با جديت او و
توفيق الهي حاصل نشد. او خود مي گويد : « در حوزه اصفهان از
محضر 30 استاد بهره بردم . » وي حتي در اوج تلاش هاي سياسي
و درگيريهاي اجتماعي
سعي و تلاش و توجه به درس و امور
علمي را رها نكرد. مرحوم آيت الله پسنديده در اين باره مي گويد :
« مرحوم مدرس صبح
اول آفتاب
قبل از صرف صبحانه
مي آمدن به مسجد سپهسالار و در آنجا درس فقه و اصول
مي گفتند. » آزاد مرد بزرگ
شهيد مدرس آن هنگام كه در كمال
عزت و البته مظلوميت
از تبعيدگاه رضاخاني به فرزندش نامه
مي نويسد
در انديشه تحصيل و كمال علمي او مي باشد : « در
مساله تحصيل
البته قسمتي از شب و روز خودتان را كه صرف
صنعت خود ـ كه طب باشد ـ خواهيد نمود و قسمتي ديگر كه
شب و روز شش ساعت باشد
به جهت مطالعه دروس و مباحثه
علوم منظور بداريد و مصمم باشيد كه مسامحه نشود
هر درس
بي مطالعه و مباحثه كم نتيجه است ... »
5 ـ ديدگاه حكومتي به فقه : مجتهد مجاهد
شهيد مدرس
عالم به زمانه خويش بود و به اندازه اي كه براي او ممكن بود به
پاسخگويي مقتضيات عصر همت گماشت و بر همان اساس
موضع مي گرفت . او به حرمت مدارس جديد فتواي نداد
بلكه از
اختصاص بودجه براي احداث مدارس ابتدائي در روستاها دفاع
كرد : « چيز ياد گرفتن از بس واضح است ـ عقلا و ديانتا ـ خجالت
مي كشيدم كه برخيزم و بگويم اين را بايد توسعه اش داد و مسئله
خيلي بديهي است . و ديانتا هم عقيده براين است كه از هر چيز
مقدم است . يعني اول كلمه اي كه مي شود نسبت داد به صاحب
شريعت ما
علم است ... حيوانات به مذهب ما
هر كدام معلم
شدند قيمت پيدا مي كنند... اين بواسطه شرافت علم
است . »
دفاع مدرس از « نظام وظيفه اجباري » و « ماليات » از ديگر
نمونه هاي درك روح و نياز زمان توسط اين فقيه خبير مي باشد.
او ماليات را از شوون ولايت امر مي دانست و براين عقيده بود كه
كشور براي پيشرفت به ماليات نياز دارد و اين غير از خمس و
زكات است . اين خصوصيت شهيد مدرس در كنار ديگر
ويژگي هاي ممتاز او براي عالمان و فقيهان زمان ما هم درس آموز
است . نيازي كه نظام نوپاي جمهوري اسلامي
براي حفظ
اصالت هاي خويش و همچنين پاسخگويي به نيازهاي زمان ; به
فقه حكومتي دارد
همت و شجاعت و البته از خودگذشتگي
مرداني چون شهيد مدرس را مي طلبد كه با نگاه حكومتي و
برخواسته از نيازهاي نو شونده جامعه
از درياي بيكران معارف
اهل بيت (ع ) و فقه غني اماميه
حلال مشكلات و تنگناها باشند.
شهيد مدرس (قدس سره ) مرد جهاد و اجتهاد بود و
لحظه اي از اين سنگر غافل نماندو با صلابت و اما در غربت در
4 مهرماه 1316
روح پاكش از جسم نحيف او مفارقت و به
ملكوت اعلي پيوست . رحمت و رضوان بر روح او و سلام بر
رهروان راه او.
مطالب داخل كيومه تماما از كتاب « مدرس مجاهدي
شكست ناپذير » نقل شده است .
زهد و تقوا
فراست و سياست
عدالت و حريت
اجتهاد و فقاهت و بسي خصلت هاي پسنديده و كمياب
از آيت الله مدرس شخصيتي ممتاز و پرجاذبه ساخت

| | |