روزنامه جمهوري اسلامي 31/06/1382 صفحه عقيدتي

  • درخت سبز ولايت
  • تقويم تاريخ
  • *****
    درخت سبز ولايت


  • به مناسبت سالروز شهادت امام موسي كاظم (ع )
    بيست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسي كاظم عليه السلام مي باشد. دوره ي حيات امام موسي بن جعفر عليه السلام عصر سياهي و تباهي بود و به سبب اوج گرفتن حاكميت عباسيان جامعه ي اسلامي به شدت از معيارهاي الهي تهي شده بود. امام در عصري مي زيست كه خلفا و فرمانرواياني كه بايد الگوي تقوا باشند و در راه دين و تعالي جامعه ديني بكوشند در فساد « هزار و يك شب » بغداد غرق شده و به بزرگ ترين عامل سياهي و تباهي جامعه تبديل شده بودند. در اين عصر كه به عصر هاروني معروف است همه ي تبهكاري ها به نام دين انجام مي گرفت و خليفه در ظاهر مدعي حمايت از دين و رهبري جامعه ي ديني بود ولي رفتار او و اطرافيانش نه تنها هيچ تناسبي با معيارهاي ديني نداشت بلكه دقيقا با دستورات و ارزش هاي دين در تضاد بود. گر چه رفتار هارون و اطرافيانش مغاير با اصول تعاليم دين بود ولي او توانست بخش بزرگي از جامعه را بفريبد و خود را جانشين رسول خدا معرفي نمايد. گروهي نيز با تهديد و تطميع تسليم شده بودند و مخالفتي نمي كردند. در اين اوضاع و احوال فقط كساني كه در روشنايي نور ولايت امام كاظم عليه السلام قرار داشتند توانسته بودند در راه مستقيم دين گام بردارند و از هر نوع انحرافي مصون بمانند.
    با همه ي تبليغاتي كه هارونيان داشتند تا خود را جانشين رسول خدا و ادامه دهنده راه آن بزرگوار معرفي كنند افراد بصير جامعه دو جريان كاملا متمايز در برابر خويش مشاهده مي كردند. نخست جرياني كه به ظاهر قدرت را در دست داشت و عامل سياهي و تباهي بود و جريان دوم كه رهبري آن با امام كاظم (ع ) بود و با استمرار خط راستين ولايت برقلب هاي مردم آگاه حكومت مي كرد و هر روز حوزه ي نفوذش بيشتر مي شد زيرا فروغ فروزان ولايت هر روز عرصه هاي بيشتري از جامعه را روشن مي كرد. مردم جامعه ي آن روزگار بدان جهت دل به امام كاظم مي سپردند و به خط ولايت تمايل نشان ميدادند كه در هر زمينه با دو رفتار كاملا متضاد رو به رو مي شدند. مردم از يك سو داستان فساد هزار و يك شب هارون و اطرافيانش را مي شنيدند و شب هاي لبريز از معصيت و عيش و طرب كاخ هاي بغداد را مشاهده مي كردند واز سوي ديگر از ناله ها و مناجات شبانه ي امام كاظم آگاه مي شدند و مي شنيدند كه آن امام بزرگ عبادت و راز و نياز شبانه با محبوب را آن قدر استمرار مي دهند كه آن را به فريضه ي صبحگاهي متصل مي كنند و بعد از آن نيز تا طلوع آفتاب به عبادت و نيايش ادامه ميدهند. آري مردم از يك سو در دل تاريك شب صداي خنياگران و دختركان غزلخوان را كه ساز مطربان و نعره ي دلقكان آن را همراهي مي كرد از كاخ هاي هاروني بغداد مي شنيدند و از سوي ديگر از شكوه خلوت امام كاظم (ع ) در زندان آگاه مي شدند و يا اين كه از اين و آن مي شنيدند كه امام كاظم (ع ) در شب ها دنياي ديگري دارند و اگر در زندان باشند آن جا را به مناي مناجات تبديل مي كنند و اگر خارج از زندان به سربرند در دل تاريك شب سكوت مسجد و منزل را مي شكنند و بازاري خويش همه را به مبدا هستي و حقيقت و معنويت متوجه مي كنند.
    تضاد رفتار الهي امام كاظم (ع ) با رفتار شيطاني هارونيان در همه ي زمينه ها آشكار بود و با آن كه آن ها مي خواستند با پرده ي نفاق و تزوير روي اعمال شيطاني خويش را بپوشانند و ماهيت رفتار خويش را پنهان كنند ولي نور وجود امام كاظم چنان تابان و پرفروغ بود كه اجازه ي استتار به آن ها نمي داد و زشتي رفتار هارونيان با تمام ظاهر آرايي در برابر رفتار الهي امام رنگ مي باخت و چيزي جز رسوايي به بار نمي آورد. به عنوان مثال هارونيان براي فريب مسلمانان در هر سال حج مي گزاردند ولي حج آن ها نيز چيزي كمتر از شب هاي معصيت آلودشان در كاخ هاي بغداد نداشت . آن ها حج را به يك سفر تفريحي و لبريز از عيش و نوش تبديل مي كردند و با اموالي كه از مسلمانان گرفته بودند كاروان تجمل و تبذير به راه مي انداختند. تجمل و تبذير در كاروان حج هارونيان چنان افراط آميز بود كه حتي دستور ميدادند كه از نقاط سردسير جهان اسلام با هزار مشقت براي مصرف آن ها برف به مكه ببرند تا چند روزي كه حج مي گذارند از آن استفاده كنند.
    در برابر چنين رفتار هارونيان مردم امام كاظم (ع ) را نيز مشاهده مي كردند كه هر بار كه به قصد برگزاري حج از مدينه به سوي مكه حركت مي كرد تمام يا بخش بزرگ از راه بين مكه و مدينه را در آن هواي گرم پياده طي مي كرد و اين پياده روي در هر سفر بيش از بيست شبانه روز بود. مردم روزگار امام در زمينه ي نوع نگرش به دنيا و تعينات و اموال دنيايي تباين آشكار و حيرت انگيزي بين هارونيان مدعي جانشين رسول خدا و امام كاظم عيله السلام مي ديدند. مردم مي ديدند هارونيان با فشار و آزار از مردمي كه در قلمرو آن ها زندگي مي كنند به قدري مال و ثروت گرفته اند كه به قول خود هارونيان اگر تا ده الي پانزده سال هيچ خراج و مالياتي از مردم نگيرند مي توانند دستگاه عريض و طويل خلافت را به نحو شايسته اداره كنند و لشكر و سپاه خويش را از نظر آذوقه و ساير نيازمندي ها در بهترين شرايط نگه دارند. مسلمانان مشاهده مي كردند كه ولع ثروت اندوزي در ميان هارونيان به قدري است كه عايدات سالانه ي زنان آن ها بيش از هزينه و مخارج لشكرها و سازمان هاي اداري خلافت است و حتي غلامان و كنيزكان در طلا و ثروت غوطه ور شده اند.
    در همين حال مردم امام موسي بن جعفر عليه السلام را مي ديدند كه نه تنها هيچ در هم و ديناري براي خود نمي اندوزد و همه ي آن چه را كه به دست مي آورد در راه خدا به نيازمندان مي بخشد بلكه ديگران را نيز ترغيب مي كند كه براي رسيدن به مقام كامل انساني از بخشش به بينوايان دريغ نكنند و تحت لطف و حمايت حضرت احديت با خوش رويي به نيازمندان ياري كنند.
    به هر حال مردم در همه ي زمينه ها شاهد تضاد آشكار بين خط روشن ولايت و امامت از يك سو و خط نفاق و ضلالت از سوي ديگر بودند به ويژه آن كه امام تضادها و تفاوت هاي حق و باطل را با مهارت براي مسلمانان روشن مي فرمودند تا زمينه ي ذهني و معرفتي براي درك بهتر آن ها از تضاد خط ولايت و خط ضلالت را فراهم آورند و آن ها را به سوي سعادت و هدايت متوجه كنند. مردم نيز هر روز كه مي گذشت با گوهر وجود مقدس امام بيشتر آشنا مي شدند و پيوسته در صدد بودند از عطر ولايت بهتر و بيشتر بهره مند شوند و جان هاي خويش را در معرض نسيم معنويت امام قرار دهند.
    سالروز شهادت امام كاظم عليه السلام را به همه ي پيروان راهش تسليت مي گوييم

  • *****
    تقويم تاريخ


  • 31 شهريور 1359 هـ . ش
    در اين روز رژيم بعثي عراق به اين بهانه كه ايران قرارداد 1975 را فسخ كرده مرزهاي ايران اسلامي را مورد تجاوز قرار داد و به دستور شيطان بزرگ آمريكاي جنايتكار جنگي ناخواسته را بر ملت مسلمان ايران تحميل نمود.
    عراق قرارداد فوق را كه در اجلاس سران دولتهاي صادركننده نفت (اوپك ) در اسفند 1353 (1975 ميلادي ) با دولت شاه منعقد كرده بود و در آن راجع به مرزهاي زميني و آبي و حسن همجواري ايران و عراق توافق حاصل شده بود بهانه قرار داده و با اين اتهام كه جمهوري اسلامي ايران اين قرارداد را نقض كرده ايران اسلامي را مورد تجاوز قرار داد. لكن از همان آغاز مشخص بود كه صدام به تحريك ابرقدرتها جنگ را آغاز كرده و هدف آن چيزي جز سرنگوني نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران نيست و اين واقعيتي است كه خودشان پس از گذشت مدتي از دوران جنگ به آن اعتراف كردند.
    طه ياسين رمضان در مصاحبه با مجله الثوره ارگان رسمي حزب بعث اعتراف نمود كه : هدف از جنگ مساله چند صدكيلومتر زمين نيست بلكه هدف سرنگوني و انهدام جمهوري اسلامي ايران است .
    جنگ تجاوزگرانه رژيم بعثي عراق عليه ايران نزديك به 8 سال ادامه يافت و سرانجام در روز 29 مرداد 1367 هـ . ش بدون آنكه رژيم عراق به اهدافش رسيده باشد آتش بس بين ايران و عراق برقرار گرديد.
    31 شهريور 1366 هـ . ش
    آيت الله خامنه اي كه در آن زمان رئيس جمهور كشور اسلامي ايران بود و در چهل و دومين اجلاس عمومي سازمان ملل شركت كرده بود نطق تاريخي و مهم خويش را در مجمع عمومي سازمان ملل ايراد كردند.
    آيت الله خامنه اي در اين نطق با تشريح مواضع جمهوري اسلامي ايران به جنايات متعدد رژيم عراق در جنگ نيز اشاره كردند.