روزنامه جمهوري اسلامي 31/06/1382 صفحه سياسي
*****
جنگ تحميلي روسياهي استكبار و ارتجاع




  • هفته « دفاع مقدس » يادآور حماسه مقاومت و پايداري ملت سربلند ايران اسلامي در برابر تعرض نظامي حكومت بعثي عراق است . حكومتي كه به نمايندگي از استكبار و به ياري قدرتهاي سيلي خورده از انقلاب مامور بود تا با تمامي توان خود كشورمان را مورد هجوم و تاخت و تاز قرار دهد.
    اگرچه 23 سال از شروع جنگ و 15 سال از پايان آن مي گذرد ولي پرونده حقائق اين نبرد خونبار و واقعيتهائي كه به عينه در اين پيكار نابرابر و تحميلي رويت نموديم هرگز مختومه نمي شود و به عنوان الگوئي براي شناسائي حق از باطل خوبي از بدي و خدمت از خيانت در ذهن همه ما و در افكار و اذهان همه ملتهاي كنجكاو و تشنه حقيقت باقي خواهد ماند.
    امروز شايد در ذهن نسل جوان ما بيشتر از ديگران اين سوال مطرح باشد كه جنگ چرا بر انقلاب اسلامي ايران تحميل شد و چرا جبهه متحد استكبار در پشت سر اين جنگ قرار گرفت و نقش هدايت و تشديد آن را عهده دار شد چرا عراقيها داوطلب اين جنگ شدند چرا قوانين و مقررات بين المللي در خلال جنگ ارزش و اعتبار خود را از دست دادند و چرالله
    ما در اين نوشتار درصدد پاسخگوئي به يك يك سوالات فوق نيستيم ولي اشاره به مهمترين فراز تحولات جنگ يعني حمايت سازمان يافته و گسترده دولتهاي مخالف انقلاب اسلامي از عراق كه سبب تشديد و تداوم جنگ تا مدت 8 سال گرديد شايد بتواند بعضي سوالات جنبي ديگر را نيز پاسخ دهد. بيان اين حمايتها و اسرار غيرقابل رويت جنگ به منزله بيان تاريخي از مظلوميت توام با حقانيت يك ملت سلحشور است ملتي كه با اتكال به اراده لايزال الهي توانست با خون و جان و هستي خود مبارزه طولاني و ريشه دار جبهه حق عليه تمامي مظاهر كريه باطل را اصالت بخشيد.
    جنگ تحميلي پيكاري كاملا نابرابر بود. در يك سوي اين پيكار ملتي قرار داشت كه به تازگي از يك انقلاب بزرگ اسلامي و مردمي عليه حكومت سرسپرده اسرائيل و آمريكا سرافراز و سربلند بيرون آمده و مرحله سازندگي و تثبيت حكومت اسلامي را آغاز كرده بود. در سوي ديگر اين جنگ طيف گسترده دولتهائي قرار داشتند كه هر يك به نوعي از سقوط رژيم ستمشاهي ضربه خورده بودند. ملت ايران به ظاهر با ارتش عراق روبرو بود ولي پشت جبهه عراق يك شركت سهامي چند مليتي قرار داشت كه آمريكا انگليس فرانسه آلمان روسيه و تعداد زيادي دولتهاي عربي و اروپائي با پول اسلحه نفت و حمايت سياسي در آن سرمايه گذاري كرده بودند.
    اين سرمايه گذاري براي دولتهاي حامي عراق بسيار بدفرجام بود. بدين معني كه دستاورد يك دهه حمايت همه جانبه از عراق فقط در كشتار و تخريب و ويرانگري عليه ملت ايران خلاصه نگرديد. بلكه پس از اين جنگ عراق با استفاده از همان سلاحهاي اهدائي و به ياري همان حمايتهاي مالي و نفتي اعراب و شيوخ منطقه در دور تازه تعرض جنون آميز خود به جان آنان افتاد و بخش وسيعي از منطقه خليج فارس را مجددا در آتش توسعه طلبي و شرارت خود سوزاند و بدتر از همه اينكه منطقه خليج فارس را جولانگاه دهها هزار سرباز عياش و ميگسار آمريكائي كرد. به طوري كه اين نيروها طي يك دهه پس از تعرض دوم عراق تمامي آسايش و امنيت و ثبات منطقه را به خطر انداختند.
    دولتهاي عرب حوزه خليج فارس در خلال 8 سال جنگ پابه پاي آمريكائيهائي كه امروز پناهگاه آنها در منطقه شده اند حامي و پشتيبان حكومت بغداد بودند. پول هاي بي حساب كتابي كه شيوخ منطقه با خط دهي كاخ سفيد در اختيار رژيم صدام مي گذاشتند و اسلحه اي كه از طريق آمريكا و متحدين غربيش براي جنگ و شرارت و آتش افروزي به بغداد سرازير مي شد توانسته بود عراق را در پايان 8 سال جنگ پرتلفات و پرخسارت به ششمين نيروي نظامي برتر جهان پس از اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل و نيز قدرت نظامي دوم آسيا پس از چين تبديل نمايد.


    عراق در سالهاي جنگ تحميلي به صورت بزرگترين زرادخانه سلاحهاي شيميايي و كشتار جمعي آمريكا و متحدين اروپائي آن كشور درآمده بود. بودجه نظامي عراق در هريك از سالهاي جنگ از مجموع بودجه نظامي 6 كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس بيشتر بود . هزينه اي كه عراق در دهه 1360 صرف خريد سلاحهاي ممنوعه از جمله سلاحهاي شيميائي از آمريكا و اروپا كرد از هزينه تسليحاتي هريك از كشورهاي صنعتي اروپاي غربي در همين دهه بيشتر بود. به موجب آمارهاي موجود در اين دهه هزينه نظامي عراق بطور ميانگين از دو برابر هزينه نظامي آلمان فراتر رفته بود. نه در آمريكا نه در اروپا و نه در روسيه گوئي هيچ منعي براي تسليح مداوم عراق به انواع جنگ افزارهاي كشتار جمعي در طول دهه 1360 وجود نداشت بسياري از اين سلاحها در شرايطي به عراق سرازير مي شد كه اين كشور پولي براي خريد آنها نداشته و خود را همه ساله به فروشندگان سخاوتمند خويش مقروض مي ساخته است .
    سهم بزرگي از دشمني استكبار با جمهوري اسلامي ايران در سالهاي جنگ تحميلي را آمريكائيها عهده دار بودند و خط دهي آنان بود كه نقش اصلي را در برافروخته نگاه داشتن آتش جنگ ايفا مي كرد. اين پديده غيرعادي نيز نبود. زيرا سقوط رژيم شاه و از بين رفتن حكومت ژاندارم وابسته به كاخ سفيد در ايران بزرگترين ضربه سياسي و حيثيتي براي آمريكائيها در خليج فارس محسوب مي شد . به همين دليل بود كه طي 8 سال جنگ و جنايت عراقيها در خاك ميهن اسلامي ايران آمريكائيها نيز همسو با رژيم بغداد در تمامي عرصه هاي سياسي و اقتصادي و نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران عمل مي كردند. آنان در عرصه سياسي در تمامي مجامع بين المللي در مخالفت با ما راي دادند و سازمان ملل را به پايگاه سياسي خود عليه ما تبديل كرده بودند كشور آنها مامن تروريستهائي بود كه دستشان تا مرفق به خون بي گناهان در شهرهاي مختلف كشورمان آلوده شده بود. در عرصه اقتصادي با تحميل انواع تحريمها فشارها و محدوديتها به مصاف ما آمدند و در عرصه نظامي نيز داغ ننگ جناياتي چون ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايرباس ايران و به مسلخ فرستادن 300 مسافر بي گناه آن و يا حمله به اسكله ها و پايانه هاي دريائي جمهوري اسلامي ايران را بر پيشاني خود دارند. از اين رو كاملا طبيعي بود كه كاخ سفيد چشم خود را بر روي جنايات هولناك بعثيها در كاربرد سلاحهاي شيميائي و زيرپانهادن تمامي قوانين بين المللي مربوط به جنگ ببندد و از آنها حمايت به عمل آورد.
    عملكرد عراق در فاصله 8 سال جنگ ظالمانه اش عليه ايران اسلامي در زمينه توسعه كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي اگر عمدا از ديد آمريكا مجامع بين المللي و دولتهاي غربي پنهان ماند و يا در انكار آن كوشش به عمل آمد ولي بحران ناشي از اشغال كويت و تبعات بعدي آن به همان مجامع و دولت ها فهماند كه آزاد گذاردن دست بعثيها و كمك به شرارت آنها همه جا به سود سازمانهاي جهاني و قدرتهاي سلطه گر نيست .
    با تصرف كويت توسط عراق استكبار جهاني به ناگهان دريافت آنچه كه در اختيار صدام قرار داده به يك دردسر طولاني عليه بانيان اصلي اين حمايت يعني آمريكا و متحدين غربيش تبديل شده است . در چنين شرايطي بود كه ترس از كاربرد سلاح شيميائي عليه نظاميان غربي و استفاده از موشكهاي دوربرد عليه حكومتهاي عرب و رژيم اشغالگر قدس در افكار عمومي مطرح شد و برخي از جناحها و احزاب سياسي غرب و به ويژه رسانه هاي گروهي آمريكا و اروپا ناخواسته عليه تسليح كنندگان عراق جبهه گيري كرده و آنچه را كه مدت ها كتمان مي كردند با آب و تاب مطرح ساختند. در حقيقت پس از اين افشاگريها بود كه جهانيان فهميدند چه سهم بزرگي از شرارت بعثيها نتيجه سرمايه گذاريهاي مستقيم نظامي و سياسي آمريكا بوده است .
    اين افشاگريها همچنين نشان داد كه ادعاي بي طرفي آمريكائي ها در جنگ تحميلي مانند بي طرفي ادعائي آنان در بحران فلسطين بي پايه مضحك و تهوع آور است .
    امروز نيز اگرچه 15 سال از پايان جنگ تحميلي مي گذرد ولي ملت سربلند ايران اسلامي در جاي جاي اين سرزمين و در پس هر ويرانه بجامانده از جنگ ردپاي قدرتهاي شيطاني را مشاهده مي كند. زيرا عميقا اين اعتقاد وجود دارد كه صدام در آن جنگ ابزار اراده استكبار بود.
    به همين دليل است كه امروز وقتي ملت بزرگ ايران اسلامي حاكميت مطلق استكبار بر عراق را مشاهده مي كند و وقتي اين سرزمين را تحت اشغال نظامي حامي ديروزي صدام مي بيند نه فقط به مقابله شيطان بزرگ با صدام دل خوش نمي كند بلكه تمايل چنداني به شناسائي سياسي رژيم جايگزيني كه مانند حكومت دست نشانده صدام تحت سلطه مطلق بيگانگان عمل مي كند از خود نشان نمي دهد. ملت ايران از همزيستي با حكومتهائي كه دوستي ها و دشمني هايشان زاييده اراده بيگانگان است و از همجواري با رژيمهائي كه آب را بدون اجازه ار بابان اجنبي خويش نمي خورند خاطره خوشي ندارد. به همين دليل است كه امروز هيچ انسان فهيمي در ايران به رويدادهاي عراق دل خوش نكرده است . عراق تا ديروز در عين وابستگي به بيگانگان اداي استقلال در مي آورد امروز از آن ادا هم خبري نيست .
    هزينه اي كه عراق در دهه 1360 صرف خريد سلاحهاي ممنوعه از جمله سلاحهاي شيميائي از آمريكا و اروپا كرد از هزينه تسليحاتي هريك از كشورهاي صنعتي اروپاي غربي در همين دهه بيشتر بود
    ملت ايران در جنگ تحميلي به ظاهر با ارتش عراق درگير بود ولي پشت جبهه عراق يك شركت سهامي چند مليتي قرار داشت كه آمريكا انگليس فرانسه آلمان روسيه و تعداد زيادي دولتهاي عربي و اروپائي با پول اسلحه نفت و حمايت سياسي در آن سرمايه گذاري كرده بودند