روزنامه جمهوري اسلامي 30/06/1382 صفحه مقالات

  • شرح ها و تفاسير بر گنجينه گرانسنگ نهج البلاغه
  • هشدار اميرالمومنين (ع ) به مسئولين
  • كريمان و لئيمان
  • فلسفه حج از ديدگاه اميرالمومنين
  • *****
    شرح ها و تفاسير بر گنجينه گرانسنگ نهج البلاغه


  • بسياري از دانشمندان مسلمان در طول ساليان گذشته شرح ها و تفاسير گرانقدري بر نهج البلاغه نگاشته اند كه هم اكنون برخي از آنان در دسترس ما قرار دارد.
    علامه شيخ آقا بزرگ تهراني در كتاب « الذريعه » 100 شرح نهج البلاغه را نام مي برد و « علامه اميني » در كتاب « الغدير » به 81 شرح نهج البلاغه اشاره دارد.
    همچنين « عبدالزهرا حسيني » در كتاب « مصادر » 143 شرح نهج البلاغه را معرفي نموده است .
    « شيخ حسين جمعه » نيز اسامي حدود 210 شرح نهج البلاغه را برمي شمرد.
    در زير اسامي برخي از شروح نهج البلاغه مي آيد : 1 ـ شرح نهج البلاغه ـ ابن ابي الحديد
    2 ـ منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه ـ ميرزا حبيب الله خويي
    3 ـ شرح نهج البلاغه ـ مرحوم محمد تقي جعفري
    4 ـ شرح نهج البلاغه ـ ابن ميثم بحراني
    5 ـ شرح نهج البلاغه ـ قطب راوندي
    6 ـ شرح نهج البلاغه ـ سيدمحمد شيرازي
    7 ـ بهج الصباغه في شرح نهج البلاغه ـ علامه تستري
    8 ـ شرح نهج البلاغه ـ ميرزا محمدباقر نواب لاهيجي
    9 ـ في ظلال نهج البلاغه ـ محمد جواد مغنيه
    10 ـ شرح نهج البلاغه ـ شيخ محمد عبده
    11 ـ شرح نهج البلاغه ـ فيض السلام
    12 ـ شرح نهج البلاغه ـ ابن طاووس
    13 ـ شرح نهج البلاغه ـ ملامحمد صالح قزويني
    14 ـ شرح نهج البلاغه ـ احمد مدرس وحيد
    15 ـ شرح نهج البلاغه ـ مكارم شيرازي امامي و آشتياني

  • *****
    هشدار اميرالمومنين (ع ) به مسئولين


  • روشن است كه لازمه ابتدائي حسن انجام مسئوليت شناخت كافي به موضوع مسئوليت و نگاه عميق و وسيع به مسئله و پرهيز از تنگ نظري و يك بعدي نگاه كردن به موضوع است ; ورنه يا گرفتار طرحي محدود و ضعيف و يا تصميم گيري غلط غيرمعقولي و يا در دام كيد و طرح دشمن خواهي شد و در نتيجه آب به آسياب دشمن خواهي ريخت و در عين حال در مرحله اجرا دچار ضعف و ركود و يا حتي شكست و زبوني خواهي شد. از اين رو بر آن شديم نگاهي دوباره به نامه شصت و يك نهج البلاغه بنمائيم .
    مي بينيم كه امام علي (ع ) شناخت موضوع مسئوليت و حسن انجام آن و پرهيز از تضييع كار و مسئوليتي را كه مسئول به عهده گرفته است و خودداري از اشتغال به اموري را كه به او سپرده نشده است را دو اصل ضروري در اين رابطه مي دانند و متقابلا نيكو انجام ندادن مسئوليت سپرده شده به او و ضايع نمودن كار در اثر عدم كارداني و لياقت و يا حسن مديريت و اشتغال به اموري را كه به او مربوط نمي شود را عجزي آشكار در مديريت مي داند و آن را برخاسته از ذهني آشفته و طرحي ناقص تلقي مي كند. داستان چنين است كه حضرت علي (ع ) حاكم كشور اسلامي كميل اين شخصيت شناخته شده و محبوب را كه اكنون نام او با دعاي كميل گره خورده است و در مباحث عرفاني و معنوي سينه او صندوق اسرار علي است و در عين حال از بزرگترين شخصيتهاي زاهد و عابد و عارف محسوب مي شود را به عنوان حاكم شهر هيت (شهري در كنار فرات ) منصوب مي نمايد.
    و اين در زماني است كه معاويه به دستياري عمروعاص به خاطر ضربه زدن به موقعيت و حاكميت حضرت علي (ع ) و به قصد ايجاد فتنه و آشوب و رعب و وحشت در مناطق تحت حاكميت حضرت علي هر لحظه مترصد شبيخون زدن و غارت و چپاول اموال مسلمانان است در شرايطي كه حضرت علي درگير فتنه هاي گوناگون و دسيسه هاي مختلف داخلي و خارجي است و چشم ها و گوشهاي دشمن بيشتر از هر وقتي بينا و شنواست معلوم نيست كميل به چه قصدي بدون طرح و نقشه صحيح محل مسئوليتش را به قصد شبيخون زدن به دشمن و بدست آوردن امكانات ترك مي نمايد و بر اهالي قرقيسا (شهري در كنار فرات ) حمله ور مي شود غافل از آنكه دشمن زيرك خود منتظر چنين موقعيتي لحظه شماري مي كند و جاسوسان به سرعت اخبار را به آنان مي رسانند. اين است كه « سفيان بن عوف » كه به همراه شش هزار نفر به دستور معاويه بدين منظور به منطقه آمده بود فرصت را غنيمت شمرده و ناگهان بر مناطق تحت مسئوليت كميل حمله ور مي شود و آنچه نبايد مي شد مي شود و دشمن به تاراج و غارت اموال و كشتار شيعيان و دوستان علي (ع ) دست مي زند و دوباره زخمي تازه بر دل علي (ع ) مي نشيند. اين است كه علي (ع ) فرياد برمي دارد و طي نامه اي بر كميل مي شورد و او را به باد انتقاد مي گيرد و با وجود يقين به نيت خير كميل اين مانع نمي شود كه علي (ع ) عملكرد و مديريت او را به زير تيغ نقد نكشاند و يا احيانا بخاطر شخصيت و جلالت او از ضعفها و سستي هايش نگويد چرا كه حوزه فاعليت و شخصيت افراد با حوزه عمل و رفتار و آثار آنان متفاوتند كه آسيه زن فرعون هم از شخصيت و جنبه فاعليت فرعون و هم از جنبه عمل و عملكرد فرعون اظهار برائت و بي زاري مي نمايد و بين اين دو تمايز قائل مي شود كه « اني بري من فرعون و عمله » و اين مي رساند كه ممكن است كسي نيت خير و خوبي داشته باشد. ولي عمل او و آثار آن نامبارك باشد و يا بر عكس . كه نيت پاك عمل پاك هم مي خواهد و صرف نيت پاك كافي نيست .
    حضرت علي (ع ) مي فرمايد : « تو در جايي كه بايد مي ايستادي نايستادي و در موضعي كه بايد سپر را حائل مي كردي نگه نداشتي » . براستي هر كس در جائي كه هست اگر به خوبي انجام مسئوليت نمايد هيچ مشكلي پيش نمي آيد. براستي عجز آن نيست كه هيچ كاري انجام ندهي بل عجز آن است كه كاري را كه از تو خواسته اند و بر عهده توست و زمين مانده است انجام ندهي . و چه بسا كارهاي زيادي را هم انجام داده باشي ولي آن كاري را كه از تو خواسته بودند انجام نداده باشي اين خود عجزي است آشكار. چرا كه اگر هيچ كاري نكرده باشي لااقل پيش خودت خجل و سر افكنده خواهي بود. ولي اگر كاري هاي زياد و بي ربطي را انجام داده باشي كمترين آفتش آن است كه بر خود مغرور شده و در سينه ات عجب مي نشيند و شايد طلب كار هم بشوي و آمار و ارقام هم بدهي .
    اگر مسئوليت يك مدير و حاكم فرهنگي يا سياسي و يا اجتماعي مشخص است او بايد خود را موظف به انجام مسئوليت و ايفا نقش در همان جنبه بداند. و اگر بدون داشتن توانائي و قدرت در مسئوليت ديگري وارد شود و كار اصلي اش زمين بماند در واقع خيانت به حاكم وقت و بالطبع خيانت به مردم نموده و موجب تضييع مسئوليت اصلي خودش شده است همين مدير است كه ناخواسته به جاي آن كه كارگزار حكومت حضرت علي (ع ) باشد آب به آسياب دشمن مي ريزد چرا كه با اين كار پلي شده است براي تحقق اهداف دشمن و در واقع او را زودتر به مقصودش رسانده است . اين مديريت كه از فكري آشفته و يك جانبه نگرو محدود گرا آب مي خورد سزاوار توبيخ و سرزنش و گاه عزل از ناحيه حاكميت عدل است . گرچه در فرض مسئله او جز نيت خير در سرنداشته ولي چنين مديري نمي تواند چنين باري را به منزل مقصود برساند.
    چنين مديري نتوانسته ضعفها و قوتهاي كارش را به خوبي بشناسد و آمادگيها و ابزار و مقدمات لازم را براي حسن انجام مديريتش فراهم نمايد. او نتوانسته جلوي نفوذ و رخنه دشمن را بگيرد و احيانا با تدبير و حكمت و درايت و نظارت ضعفها را به قدرت و ترسها را به شجاعت و ذلتها را به عزت مبدل كند و يا فرصتها را به موقعيت ها و به قدرت و عزت و خدمت هرچه بيشتر به خلق خدا و برقراري و آسايش و توسعه هرچه بيشتر قسط و عدالت نمايد. براستي يك تصميم غلط و يا يك اقدام نادرست و نابهنگام مي تواند فرصتها را براي دشمن فراهم نمايد و به دست خودت و دوستانت تو را به مسلخ ببرد. چنانچه روزي در جنگ احد سهل انگاري وانگيزهاي مادي و كسب غنيمت و قدرت از ناحيه مسلمين موجب شكست سپاه اسلام شد و اگر تدبير و مقاومت رسول و جانفشاني علي (ع ) و عده اي معدود نبود مي رفت كه اسلام نابود شود.
    گرچه كميل بعدها به فراست در درگيري و شكست دادن سپاه « عبدالرحمان بن اشتم » كه باز به قصد غارت و چپاول و لايت جزيره از مناطق تحت سلطه حاكم حضرت علي از طرف معاويه به ماموريت آمده بود. توسط تعدادي از ياران و همرزمانش با كشتن تعداد زيادي از شاميان توانست سستي و ضعف خودش را جبران نمايد و بخاطر همين كار از طرف امام مورد تمجيد و ستايش قرار گرفت ولي بايد توجه داشت كه معلوم نيست هميشه فرصتي براي جبران نمودن باقي بماند و يا احيانا قابل جبران باشد و اينك براي بهره بيشتر از سخن حضرت مروري دوباره بر شماي كلي اين نامه مي نمائيم .
    حضرت در اين نامه اشاره دارند كه تضييع موضوع مديريت و كار بعهده گذاشته شده و تكلف و برداشتن باري كه بعهده او نيست عجزي مشهود در مديريت و محكوم به نابودي است . چنانچه مصداق اين سخن عملكرد كميل در ارتباط با ترك محل خدمت خويش به قصد هجوم و يا مقابله با غارتگران در منطقه ديگر است و اين درحالي است كه آمادگي اين معنا را ندارد و ضمنا افرادي كه بتوانند از شهر « هيت » محافظت كنند وجود ندارد.
    در عين حال اين نوع نگاه در مديريت نشات گرفته از آشفتگي فكري و پراكنده كاري و نداشتن طرح و ديد جامع است . همين عملكرد و همين ديدگاه است كه مي تواند پلي براي مقاصد و اهداف دشمن مترصد و هوشمند گردد و زمينه ساز هجوم و غارت آنان بر شهر « هيت » و دوستان و شيعيان علي (ع ) شود. و اين درحالي است كه عملكرد مديريت آنقدر توانمند و مقتدر نبوده است تا شانه هايي ستبر و آهنين و زيربار مصائب و مشكلات داشته باشد كه ضعفها و مشكلات را در خود حل هضم كند و يا نوع عملكرد او خود عامل بازدارنده و ترساننده اي براي دشمن از انجام هرگونه جسارت و تعرض به آنان باشد.
    در اين نگاه با تمامي ضعفها و بي توجهي ها و يك جمع بندي تو نه تنها موضوع مديريت خودت و شهر خودت را از دشمن محفوظ نگاه نداشتي بلكه نتوانستي هيبت و شكوه دشمن را در هم بريزي و در يك كلمه نه افراد و اهالي شهر با وجود تو احساس توانمندي و بي نيازي و امنيت از داشتن حاكم مقتدر كردند و نه بار مسئوليت و كاري را از دوش رهبرت برداشتي .
    در آخر بايد گفت : امروز و در شرايط حساس كنوني پژواك صداي حضرت علي (ع ) بيشتر از هميشه مديران و مسئولين جامعه را مورد خطاب قرار مي دهد تا مبادا به روزمرگي و سستي و سياست زدگي مبتلا شوند و خداي ناكرده از مسئوليت خطير خدمت به مردم و برقراري امنيت و رونق معيشت و احيا هرچه بيشتر ارزشها و آرمانهاي اصيل غفلت نمايند.
    محمدمهدي الله وردي ها

  • *****
    كريمان و لئيمان


  • ث خطبه 73 نهج البلاغه
    ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
    « مروان بن حكم » از سركردگان جمليان و پيمان شكنان بود. او در پيكار جمل اسير شد. به دامان امام حسن و امام حسين عليهماالسلام آويخت و به التماس از آنان خواست نزد امير مومنان عليه السلام از وي شفاعت كنند و آزاديش را بطلبند. آن دو كريم رهايي او را از پدر بزرگوارشان طلب نمودند و امير كريمان عليه السلام شفاعت فرزندان بزرگمنش خويش را پذيرفت و مروان را آزاد فرمود.امام حسن و امام حسين عليهماالسلام پرسش وار و پيشنهادگونه از پدر خواستند كه اكنون كه مروان را رها نمود از وي بيعت بر اطاعت بگيرد تا مبادا ديگر بار طغيان ورزد. مولاي رازدانان كه از اسرار غيب آگاه بود و احوال آينده مروان را مي دانست فرمود : « مگر او پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد (و سپس پيمان شكست و از فرمانم سرنتابانيد و ديگراني را نيز به پيمان شكني نكشاند و آنان را بر ضد من نشوراند !
    نه ! مرا به بيعت و پيمان او نيازي نيست . بيعت او چونان پيمان يهوديان است (مكارانه و فريبكارانه ); اگر به آشكار و رويارو بيعت كند و پيمان بندد در نهان و از پشت حيله مي ورزد و نيرنگ مي بازد و عهد مي شكند.هان ! (از اكنون مي گويمتان كه ) او به حكمراني خواهد رسيد و آن سان و به آن مقدار كه سگ پوزه خود را بليسد از حكومت بهره خواهد جست ! وي پدر چهار قوچ شاخدار است ! (چهار فرمانرواي ستم پيشه و تباهكار از اولاد او بر مردمان فرمان خواهند راند و از آنان دمار برخواهند آورد.) و زودا كه اين امت از او و فرزندانش به روزگاري سرخ و خونبار دچار گردد! »

  • *****
    فلسفه حج از ديدگاه اميرالمومنين


  • امام علي عليه السلام در باره فلسفه حج چنين مي فرمايد :
    « خدا حج خانه ي محترم خود را بر شما واجب كرد همان خانه اي كه آن را قبله گاه انسانها قرار داده كه چونان تشنگان به سوي آن روي مي آورند و همانند كوبتران به آن پناه مي برند.
    خداي سبحان كعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خويش و نشانه اعتراف آنان به بزرگي و قدرت خود قرار داد و در ميان انسانها شنوندگاني را برگزيد كه دعوت او را براي حج اجابت كنند و سخن او را تصديق نمايند و پاي بر جايگاه پيامبران الهي نهند.همانند فرشتگاني كه بر گرد عرش الهي طواف مي كنند و سودهاي فراوان در اين عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوي وعده گاه آمرزش الهي بشتابند.
    خداي سبحان كعبه را براي اسلام نشانه گويا و براي پناهندگان خانه امن و امان قرار داد. اداي حق آن را واجب كرد و حج بيت الله را واجب شمرد و بر همه شما انسانها مقرر داشت كه به زيارت آن برويد و فرمود آن كس كه توان رفتن به خانه خدا را دارد حج بر او واجب است و آن كس كه انكار كند خداوند از همه جهانيان بي نياز است . »