روزنامه جمهوري اسلامي 29/06/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • چفيه
    سپاه ; بازوي پرتوان

  • خاكريز
    ضرب آهنگ

  • اينجا ايران است سرزمين مهر و محبت و دفاع
  • رد پنجه ها
  • *****
    چفيه
    سپاه ; بازوي پرتوان


  • پس از پيروزي انقلاب اسلامي عواملي چون ناامني هاي منطقه اي غائله آفرينيهاي منافقين و بحرانهاي داخلي سبب گرديد از بطن مردم جوانان متدين متعهد و همراه با انقلاب ساختار نهادي را بنا نهند كه مهمترين وظيفه اش پاسداري از انقلاب و دستاوردهاي آن بود.
    سپاه پاسداران از زمان تشكيل تا آغاز جنگ در كل كشور كمتر از سي هزار تن نيرو داشت كه عمدتا در سه حوزه فرهنگي عقيدتي و امنيت فعاليت مي كردند و چند گردان مختصر رزمي نيز تشكيل داده بودند و با تجربه اي اندك در مقابل ارتشي قرار گرفتند كه مورد حمايت ارتشهاي پيشرفته دنياي استكبار بود.
    بي ترديد آن چيزي كه سبب پيروزي پاسداران در جنگ و نقش آفريني در عملياتهاي مهم و بزرگي چون بيت المقدس ثامن الائمه كربلاي 1 كربلاي 5 والفجر هشت و ... گرديد اعتقاد و ايمان راسخ و حضور فرماندهان عالي رتبه دانشگاه نديده اي چون حسن باقري حسين خرازي ابراهيم همت حسين بصير محمد بروجردي و... بود كه همه شان امروزه الگويي كامل نظامي و اعتقادي به شمار مي روند و محققين و پژوهشگران زيادي امروزه در كشف حقايق اين سرداران نامي ايران زمين اند.
    دانشگاه نظامي (دافوس ) كه فرماندهان نظامي بايد دوره هاي مختلف نظامي مديريت و فرماندهي در جنگ را در آنجا پشت سر بگذارند.

  • *****
    خاكريز
    ضرب آهنگ


  • چه زيبا بود آن روزهايي كه طبق طبق گل از شهرهاي مختلف اين سرزمين به سمت غرب و جنوب غربي كشور رهسپار مي شدند و پرپر و بي جان اما شادان و جاودان به ديار خود مي شتافتند . طليعه خورشيد 31 شهريور 82 ما را به سوي آغاز بيست و چهارمين سال حمله دژخيمان خبيث بعث رهنمون مي كند و در چشم و دل ما ضرب آهنگ بال زدن كبوتران مقاومي را مي نشاند كه از همه چيز گذشتند تا اسلام بماند انقلاب بماند ايران بماند و خاك بماند.
    بزرگداشت دفاع مقدس وظيفه اي است سنگين كه نبايد فقط و فقط در هفته اي 7 روزه حصر و خلاصه شود بلكه بايد در روزها ساعات و دقايق زندگي ما بعنوان تنديس مقاومت و پيروزي متنقش باشد.
    ما در صفحه « جبهه و جنگ » افتخار آن را داريم كه هر هفته سه روز مهمان ساعات مطالعه شما باشيم و در مناسبتها بخصوص هفته دفاع مقدس چند روز پياپي . امسال نيز چون سنوات گذشته از 26 شهريور ماه لغايت هشتم مهرماه صفحات ويژه اي را با مطالب مختلف و ناگفته هايي چون مقالات تحليلي يادداشتهاي روزانه مصاحبه و گفت وگو با فرماندهان و روز شمار جنگ براي قشرهاي مختلف جامعه بخصوص جوانان و نوجوانان نسل امروز انقلاب تدارك ديده و گنجانده ايم كه اميد آن داريم مفيد واقع گردد. و از همه خوانندگان محترم صفحه تقاضامنديم كه نظرات پيشنهادات و انتقادات خود را براي ما ارسال دارند. دستتان را مي فشاريم .

  • *****
    اينجا ايران است سرزمين مهر و محبت و دفاع




  • خلاصه يك پژوهش در تاريخ دفاعي كشور
    مردم يكتاپرست ايران از گذشته هاي دور در سرزميني بسيار پهناور و با بركت زندگي مي كردند. اين سرزمين بواسطه ويژگيهاي مشترك مردم بصورت يك امپراطوري بزرگ اداره مي شد.
    اين مردم از جمله اولين يكتاپرستان بوده اند و در كليه ابعاد زندگي خصيصه هاي انساني سرلوحه كار آنها بوده است . اولين منشور آزادي مربوط به اين تمدن است همچنين در فتح بابل توسط ايرانيان حاكمان ايراني در نهايت انسان دوستي با بابليان رفتار كردند و اين مثالها تنها قسمتي كوچك از تاريخ درخشان اين ملت است .
    اين مردم بواسطه داشتن خصلت هاي خوبي همچون مهر و محبت و با داشتن انگيزه دفاعي در آرمانهاي خود دين اسلام را با آغوش باز پذيرفته و جهشي بي نظير در كليه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي آنان پديدار شد. با ظهور تمدن جديد علم به سرحد شكوفايي خود مي رسد و اسلام توسط اين مردم به جهان معرفي مي شود. (كتاب ارزشمند خدمات متقابل از جاويد شهيدمطهري )
    آنچه كه تاكنون مايه دوام و بقا اين ملت بوده همانا دين باوري و روحيه دفاعي اين مردم است . بطوري كه هر زمان داراي زمامداران ديندار و حكيم بوده اند پيشرفت آنان قابل ملاحظه بوده و با فقدان آن در سقوط و انحطاط قرار مي گرفته اند.
    فلسفه دفاع بصورت امري واجب در دين اسلام پذيرفته شده و در 25 سال گذشته اين انقلاب با رهبري خردمندانه همچنان پابر جا مانده است .
    انقلابي كه هر روزه با توطئه هاي بي شماري مواجه بوده كه به جرات مي توان گفت بعد از جنگ جهاني دوم دومين ائتلاف بزرگ شرق و غرب بر عليه انقلاب اسلامي شكل گرفته كه در تاريخ بي سابقه مي باشد. كاملا روشن و واضح است كه تنها راه مقابله با اتحاد شرق و غرب كه از مهره هاي شرور بعثي و حمايت دلارهاي نفتي سود مي جست همان رهبري رهبر حكيم فرزانه و امت آگاه بود كه حق تعالي با عنايت خود پيوسته اين مردم را در اين امر ياري نموده است .
    در دوران قبل و بعد از پيروزي با حضور مردم در صحنه هاي مختلف روحيه دفاعي و از خود گذشتگي اين مردم به حد اعلاي خود رسيد تا اينكه نقشه نهايي براي نابودي انقلاب اسلامي در 31 شهريور سال 59 آغاز گرديد و منجر به جنگي شد كه 8 سال تداوم يافت .
    در مجامع بين المللي شرق و غرب به توافق رسيدند و كليه اعضاي شوراي امنيت (بجز كشور چين ) حمايت خود را از اين حمله اعلام داشتند.
    اين جنگ 8 ساله از لحاظ زماني دو برابر جنگ جهاني اول و يك نيم برابر جنگ جهاني دوم بود. كليه جنگ افزارهاي شيميائي موجود در آن زمان بكار گرفته شد. دشمن از تمامي اقدامات ضد بشري خود در حمله به شهرها بيمارستان ها هواپيماهاي مسافربري مدارس و... استفاده كرد.
    كشور پهناور ايران در گذشته بواسطه بي كفايتي مسئولان قسمتي از اراضي خود را از دست داده بود و اين كاهش تا اواخر حكومت پهلوي ادامه داشت . اين بار در اين يورشي بي سابقه آمده بودند تا هم خاك كشور را تجزيه كنند و هم يك ملت را با آرماني الهي و اسلامي كه خطري عظيم به شمار مي رفت را از صحنه روزگار حذف نمايند.
    آري ! جوانان عزيز ايران و مدافعان واقعي كشور! بدانيد كه جوانان سال 59 با دشمناني با تمام قوا و با حمايت رسانه ها در خارج و هسته هاي تروريستي در داخل مواجه بودند. اين شكل واقعي استكبار است كه در حال حاضر نقاب حقوق بشر به خود زده و مي خواهد با تزريق فرهنگ خود هويت ما را بگيرد. دشمن همان دشمن است ولي نقاب جديد دارد. بايستي با بررسي پژوهشي و تحقيقي پيرامون شناخت استكبار آن را به فرزندان با غيرت اين مرز و بوم شناساند كه مبادا فريب آنرا بخوريم .
    اينكه در يورش 8 ساله دفاع مقدس چگونه انقلاب توانست خود را حفظ كند و نيروي نوپاي انقلاب در مقابل حمله نيروي عظيم و تجهيز شده دشمن چگونه سربلند بيرون آمد رمز پايداري و ماندگاري ماست .
    با توكل به خدا و اطاعت از رهبري كه اصل و بنيان هويت ما را تشكيل مي دهد مي توان با قدرت هاي ظاهري و فريبنده دنيا مقابله كرد و براي اين مقابله بايستي دشمن را شناخت و به دفاع پرداخت همانگونه كه طي 8 سال دفاع ارتش جمهوري اسلامي ايران توانست با تكيه بر ويژگي هاي منحصر بفرد و با تقديم 48 هزار شهيد دويست هزار جانباز به امام و امت ثابت كند كه اجازه تجاوز به حريم ولايت و امت را به هيچ كسي نخواهد داد. ارتش توانسته همچنان سربلند بماند و آمادگي دفاعي خود را كماكان حفظ نمايد. ارتشي كه رمز مقاومت و ماندگاري خود را به دليل داشتن ويژگيهاي ذيل مي داند و به آن مباهات مي كند.
    1 ـ داشتن آرمانهاي الهي و الگو گرفتن از فرهنگ عاشورا
    2 ـ داشتن رهبري مقتدر
    3 ـ مردمي بودن
    تقويت و گسترش اين ويژگي ها مي تواند عامل بسيار موثري در ايجاد امنيت ملي و بازدارندگي باشد تا جهانيان بدانند مردم اين سرزمين اسلامي كه پناهگاه خاندان بزرگ سلسله علوي است همچنان حريم ولايت را حفظ خواهند كرد. و مردمي دارد كه مهر و محبت ودفاع از حريم ولايت با خون آنان سرشته شده و ارزش هايي دارند كه دنياي مادي نمي تواند آن را درك و به قدرت آن پي ببرد.
    دفتر پژوهش و مطالعات راهبردي نزجا ـ جعفر توكلي

  • *****
    رد پنجه ها




  • بر اساس خاطره اي از سردار شهيد « ابراهيم زماني »
    پيرمرد روي پاهايش جا به جا شد. به ديوار بلوكي حياط تكيه داد و چشمهايش را به رد پنجه هايي كه همانند كف پاي انسان بود خيره كرد و به خود گفت « يعني دزد به خونه من اومده و من متوجه نشدم . مگه ميشه چرا نشه حتما دزده ! اگر دزد نيست پس كيه »
    با امروز دومين روزي بود كه رد پنجه هاي روي فرش شني حياط فكرش را متلاطم كرده بود : « تا جايي كه يادم مي آد ديروز جاي رد پنجه ها را بهم زدم . شايد هم خيال برم داشته . نه ! خودم توش شن ريختم بد نيست از ابراهيم هم بپرسم شايد اون بدونه . »
    راه اتاق مستاجرش را كه تازه چند روزي از جبهه برگشته بود در پيش گرفت و با گلوي گرفته صدايش كرد : « آقا ابراهيم !... آقا ابراهيم ..! »
    لختي بعد زن در حالي كه در چشمش از سياهي چادر بيرون زده بود در اتاق را باز كرد و در چارچوب در ايستاد.
    سلام مش خيرالله كاري داشتي »
    سلام دخترم . ببخش سر صبح مزاحمتون شدم آقا ابراهيم نيست »
    نه مش خيرالله بعد از نماز صبح رفته بيرون .فكر كنم با بچه هاي سپاه قرار داشته كه بره به خانواده هاي شهدا سر بزنه . »
    بابا! اينم با اين كاراش ! دو روز هم از منطقه مياد پيش زنش نيست همش ميره اين ور و اون ور. تويك چيز بهش بگو. آخه تاكي ! شايد اين جنگ حالا حالاها ادامه داشته باشه ! »
    زن حلقه حجابش را تنگتر كرد و گفت : « آخه دوست داره . تازه ضمن عقد با من شرط كرد كه تمام زندگي ام جنگه ! من هم قبول كردم . حالا اگه كاري داشتي به من بگو تا بهش بگم . »
    نه دخترم ! چيز مهمي نبود خودم ديدمش بهش مي گم . خداحافظ . »
    خدا حافظ مش خيرالله . »
    لبه حوض پر از آب جاي هميشگي پيرمرد بود. آنجا مي نشست و به گلهاي داخل باغجه زل مي زد و فكر مي كرد و به صداي گنجشكها كه سكوت صبح را مي شكستند گوش مي سپرد.
    « بايد فكري بكنم . امشب بايد پشت پنجره بنشينم تا بفهمم قضيه چيه آره ! بهترين كار همينه . اگه امشب را بيدار بمونم همه چيز دستم مياد. »
    ماه كنج آسمان مي درخشيد . سكوت بر شانه اتاق سنگيني مي كرد. پلكهاي پيرمرد مي خواست روي هم قرار گيرد اما او مقاومت مي كرد و نمي گذاشت به ساعتي كه روي سينه د يوار اتاق چسبيده بود نگاهي كرد. عقربه ها ساعت 4 را نشان مي دادند . نگاهش را به طرف حياط برگرداند و به جايي كه اول شب تا حالا زل زده بود. خيره شد. ناگهان سايه متحركي نگاهش را دزديد. سايه ابراهيم بود كه خود را به حوض رساند. دستانش را در آب حوض فرو برد و مشغول وضو شد و لحظاتي بعد به طرف ديدگاه پيرمرد حركت كرد.
    « آه ! اين وقت شب كجا مي ره فكر كنم بي خوابي به سرش زده »
    چشمانش را ريز كرد و ادامه داد : « اما نه ! چرا خم و راست مي شه يعني داره نماز مي خونه ! پس چرا اينجا واستا ببينم الان چه وقت نماز خوندنه هنوز كه اذان نگفتن ! »
    تا خواست از جايش بلند شود آتش به جانش افتاد و موهاي بدنش راست شد تازه فهميده بود چه اشتباهي كرده است .
    عرق از پيشاني چيد. پاهايش را توي سينه جمع كرد و با خودش گفت : « نماز شب » خوش به حالت جوون ! من و بگو كه فكر مي كردم اين رد پنجه هاي دزده . حالا چه جوري ازش حلاليت بگيرم ... »
    لحظاتي بعد صداي خوش اذان فرصت فكر كردن را از پيرمرد گرفت و او را به طرف حوض وسط حياط كشاند.
    حسين ذكريائي