روزنامه جمهوري اسلامي 29/06/1382 صفحه سرمقاله
*****
موج ضد صهيونيستي را نبايد به نفع عرفات مصادره كرد


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    حمايت افكار عمومي مردم و گروههاي فلسطيني از ياسر عرفات كه در اعتراض به تصميم صهيونيستها براي تبعيد وي صورت گرفته است نكته اي قابل تامل در روند حوادث فلسطين محسوب مي شود. اين حمايت بويژه از آن جهت كه از سوي گروههاي مبارز و اسلامي فلسطين نيز ابراز گرديده در خور توجه است .
    تصميم صهيونيستها به اخراج عرفات از فلسطين اشغالي كه از حمايت آمريكا نيز برخوردار گرديده 10 سال پس از انعقاد پيمان « اسلو » اتخاذ شده است . در آن زمان عرفات با مختومه كردن پرونده سه دهه مبارزه مسلحانه با اسرائيل رويكرد سياسي و سازشكارانه را در قبال صهيونيستها در پيش گرفت . او در همان زمان در برابر كساني كه اين چرخش حيرت انگيز سياسي را مورد سئوال قرار مي دادند ادعا مي كرد كه هدفش هرگز تغيير نكرده بلكه از ابتداي تاسيس سازمان آزاديبخش فلسطين آرمان اعاده حقوق از دست رفته فلسطينيان را دنبال مي كرده است . ليكن وي مدعي بود نيل به اين هدف زماني مبارزه و خشونت را اقتضا مي كرد و زماني سازش و گفتگو متضمن آن است .
    مع الوصف عرفات در 10 سال گذشته هرگز نتوانست تفاوت ميان اسرائيل دردوران مبارزات مسلحانه ساف را با اسرائيل دوران مذاكرات صلح تبيين كند تا بلكه از اين طريق دستاويزي براي توجيه اقدام خود در صلح و دوستي با غاصبين خاك فلسطين بيابد به همين دليل ملتي كه نمي تواند معناي اين دو گونه نگري را دريابد كه چرا بايد روزي به روي دشمن متجاوز اسلحه كشيد و روز ديگر با همان دشمن بي آنكه تغييري كرده باشد بايد مصالحه نمود نمي توانست به درستي و صداقت راه و روش عرفات ايمان آورد.
    عرفات زماني به يك خبرنگار آلماني گفته بود كه راهي را كه 30 سال از طريق جنگ و مبارزه نتوانست بدست آورد مي خواهد از طريق دوستي و مصالحه به چنگ آورد. اگرچه اين سخن به معناي به زير سئوال بردن منطق مبارزه با اشغالگري صهيونيستهاست ولي هم عرفات هم ملت فلسطين هم رژيم متجاوز اسرائيل و هم حاميان آمريكائي اين رژيم به روشني مي دانند كه منزلت و نفوذ جهاني رهبر ساف تنها به زمانهائي محدود مي شود كه وي روياروي صهيونيستها قرار داشته است . اگر امروز در بسياري از كشورهاي اسلامي بويژه در سرزمين هاي مجاور فلسطين و بخصوص در داخل فلسطين اشغالي موجي در حمايت از عرفات و در نكوهش تصميم صهيونيستها براي تبعيد وي براه افتاده است اين موج بدان خاطر است كه كينه و خشم صهيونيستها عليه هر فرد و هر گروه و هر دولتي مي تواند آن فرد و آن گروه و آن دولت را منزلت ببخشد. حمايت جاري از عرفات هرگز به معني پشتيباني از عاقد پيمان اسلو و مصافحه كننده با رابين و نتانياهو و باراك و شارون نيست بلكه به معني حمايت از كسي است كه به هر دليل مغضوب آمريكائيها و صهيونيستها شده است . همانگونه كه از 1343 كه سازمان آزاديبخش فلسطين با تفكر مبارزه عليه اسرائيل پاي به عرصه خاورميانه نهاد تا 1372 كه با انعقاد پيمان اسلو پرونده مبارزه مسلحانه ساف عليه اسرائيل رسما بسته شد اين سازمان و رهبري آن نزد افكار عمومي مسلمانان جهان از منزلت و احترام خاصي برخوردار بود.
    عرفات طي يك دهه اخير آزارها و ستم هاي فراواني عليه ملت فلسطين مرتكب شده است . فرو ريختن قبح همزيستي با رژيم تروريست اسرائيل و مماشات با غاصبين سرزمين فلسطين مبارزه با گروههاي اسلامي فعال در عرصه انتفاضه به نيابت از سوي رژيم صهيونيستي و انطباق روز افزون خود با سياستهاي توسعه طلبانه و تجاوز گرانه آمريكا و رژيم صهيونيستي تنها نمونه هائي از رفتار عرفات در سالهاي گذشته بوده است . اين رفتار به هيچ روي بخشودني و قابل اغماض نمي باشند. ولي مسلمانان جهان و از جمله ملت فلسطين صرفنظر از اين گونه ظلمها و بي مهري ها هر فردي را كه مغضوب آمريكا و رژيم صهيونيستي قرار گيرد در جبهه خود مي پندارند. اين امتيازي نيست كه عرفات با سوابق غير قابل دفاع خود بتواند آن را به نفع خود مصادره سازد.
    اكنون عرفات در پايان 10 سال همزيستي كج دار و مريز با صهيونيستها بايد به اين سئوال جواب دهد كه آيا روند حوادث اين يك دهه با توجه به نتيجه پاياني آن توانسته است وي را در راه رسيدن به هدفي كه بخاطرش در سال 1372 تسليم شرائط موردنظر اسرائيل شد ياري رساند آيا طرد وي به عنوان يك صلح طلب توسط اسرائيل در شرائطي كه پرونده مبارزه مسلحانه ساف با اسرائيل قبلا توسط خود وي بسته شده است بيانگر بن بست سياسي انزواي مطلق و حضيض ذلت او نيست