پس از كودتاي 28 مرداد سال 1332 و سلطه كامل آمريكا
و عوامل او بر ايران
غارت منابع و ذخاير كشور ما در سطح
بسيار گسترده و همه جانبه آغاز شد. در اين ميان
غارت نفت
يكي از مهم ترين موارد چپاول گري آمريكا و همدستانش بعد از
كودتاي 28 مرداد محسوب مي شود كه آمريكايي ها بلافاصله
بعد از كودتاي مذكور درصدد برآمدند زمينه آن را آماده كنند و
در پوشش به ظاهر قانوني
منابع عظيم نفت ايران را چپاول
نمايند. اين پوشش به ظاهر قانوني
همان قرارداد استعماري و
بسيار مهلكي است كه در تاريخ ايران به قرارداد « اميني ـ پيچ »
و يا « قرارداد كنسرسيوم نفت » شهرت دارد. قراردادي كه پس از
مذاكرات نمايشي طولاني
سرانجام در روزهاي آخر شهريور
(27 و 28 شهريور) 1333 به امضا رسيد و رژيم مزدور
كودتايي و آمريكايي شاه
پذيرفت دست شركت هاي بزرگ
آمريكايي
انگليسي و... را در غارت نفت ايران باز بگذارد
علاوه بر اين
رژيم شاه متعهد شد در مجموع حدود 147
ميليون ليره و 600 ميليون دلار به عناوين مختلف به انگليس
غرامت (باج ) بپردازد.
گر چه بعد از كودتاي 28 مرداد بين رژيم شاه و اعضاي
كنسرسيوم آمريكايي
هيچ مشكلي براي عقد قرارداد و آغاز
غارت نفت وجود نداشت
ولي هر دو طرف مصلحت ديدند كه
در ظاهر مذاكرات طولاني يك ساله اي را به نمايش بگذارند تا
چنين وانمود كنند كه رژيم كودتا
به اصطلاح استقلالي هم
دارد و براي منابع و ذخاير ايران دل مي سوزاند و نمي خواهد با
چشم بسته و انفعال كامل قرارداد را امضا كند! در طول نمايش
يك ساله اي كه بازيگرانش مزدوران رژيم پهلوي (شاه
علي
اميني
زاهدي
مرتضي قلي بيات
فتح الله نوري اسفندياري
و...) و نمايندگان كنسرسيوم (هربرت هاور
هوارپيچ و....) و
ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور آمريكا و چرچيل نخست وزير
انگليس و... بودند
مذاكرات متعدد
آمد و رفت هاي فراوان
قهر و آشتي هاي پي در پي
سخن گفتن ها و مصاحبه هاي متعدد
صورت گرفت و بازيگران به گمان خود نقش خوبي بازي كردند
و سرانجام نيز قرارداد استعماري و چپاول گرانه را در فضايي
آكنده از تبريك و تهنيت گويي ها و ابراز خرسندي ها به امضا
رساندند. اين بازيگران متوجه نبودند كه گر چه به گمان خود
توانسته اند نمايش را به خوبي اجرا كنند و مردم را نيز از متن
قرارداد استعماري كنسرسيوم بي اطلاع نگه دارند
ولي مردم
هوشيار ايران پيام ابراز خرسندي ها و تبريك و تهنيت
گويي هاي سران استكبار آن روز (آيزنهاور رئيس جمهور
آمريكا و چرچيل نخست وزير انگليس ) به شاه و... را به خوبي
درك كرده اند و مي دانند كه چه برنامه جنايتكارانه اي را براي
چپاول نفت تهيه كرده و اجراي آن را به شاه و ساير مزدوران
سپرده اند.
شاه همواره از نمايشي كه در عقد قرارداد كنسرسيوم اجرا
كرده بود و همچنين از تبريك و قدرداني اربابش در اين باره
به
افتخار ياد مي كرد و مي گفت : سرانجام
پس از مذاكرات طولاني
توانستيم با كنسرسيومي كه مركب از هفت كمپاني بزرگ نفتي
جهان بودند
به توافق برسيم . در آن موقع پرزيدنت آيزنهاور
طي نامه اي از كوشش هاي من در حل مساله نفت قدرداني كرد.

موضوع تبريك و قدرداني سران استكبار از شاه به خاطر
تلاش نوكر مآبانه او در عقد قرارداد كنسرسيوم
بيش از يك
مورد بود و آيزنهاور و چرچيل در مراحل و مواقع مختلف از
طريق نامه
پيام و يا ديدار حضوري از مزدور خود قدرداني
كردند. در يكي از اين موارد
شاه به پيام آيزنهاور چنين پاسخ
داد : از وصف اين نكته به حد كفاف برنمي آيد كه مساعدت
آمريكا نسبت به ما (در جريان كودتاي 28 مرداد) به موقع و
مفيد بوده است . آن حضرت اطمينان داشته باشد كه كمك هاي
ذيقيمتي كه حضرت رئيس جمهور شخصا و دولت آمريكا و
سفير شايسته آن حضرت
لوي هندرسن
به اين منظور
كرده اند
موجب كمال سپاسگزاري است .
شاه با اين سخن خود به اربابش فهماند كه امضاي قرارداد
استعماري كنسرسيوم
فقط بخشي از وظيفه نوكري است كه
بايد نسبت به اربابش
يعني همان كسي كه به تعبيرخود
محمدرضا
تاج و تختش مديون اوست
انجام دهد و بعد از
اين نيز آماده است همچنان در خدمت ارباب و در ضديت با
منافع دين و ميهن قرار گيرد.
گرچه در زمان عقد قرارداد كنسرسيوم
اختناق شديدي
حكم فرما بود
ولي آيت الله كاشاني بدون توجه به اين وضع
همچنان مبارزه مي كرد و با مصاحبه ها و اعلاميه هايش مردم را
نسبت به آنچه مي گذشت
آگاه مي نمود. آيت الله كاشاني در
يكي از اعلاميه هايي كه در آن زمان منتشر كرد
به استعمارگران
و مزدوران داخلي آن ها هشدار داد كه از بازي با سرنوشت مردم
و منابع و ذخاير ايران دست بردارند. آيت الله كاشاني در
بخشي از اعلاميه مذكور نوشت : اكنون كه سه سال از تاريخ
خلع يد از شركت سابق مي گذرد و ملت ايران با قبول و تحمل
انواع محروميت ها و مشكلات و خسارت همواره مصمم است
كه نگذارد يك بار ديگر اجنبي با مكر و حيله
عده اي از ايادي
مزدور خود را مجددا به دين و ناموس و جان مردم ستمديده
اين كشور مسلط نمايد... ملت ايران عزم جزم دارد كه براي
تامين حقوق حقه خود تا آخرين نفس ايستادگي نمايد. ضمنا
خاطر نشان مي نمايد كه اگر شركت سابق و يا دشمنان كشور ما
تصور مي كنند مي توانند توسط عمال خود اوضاع و احوال
گذشته را برقرار سازند
دچار اشتباه مي باشند... محال و
ممتنع است كه ملت ايران تن به خفت و خواري داده و اجازه
دهد بار ديگر اجنبي مسلط شود...

متاسفانه به دليل اوضاع اختناق آميز
مرعوب شدن
مدعيان مبارزه
دلسردي هاي مكرر مردم به دليل سياست ها و
روش هاي نامناسب مدعيان
حاكميت وضعيت بيم و تزوير
و... سبب شد كه از ميان جامعه و نيروهاي سياسي پاسخ
شايسته اي به استواري و استمرار مبارزات آيت الله كاشاني
داده نشود و آن عالم بزرگ در اوج تنهايي نتواند از عقد قرارداد
استعماري كنسرسيوم جلوگيري نمايد.
البته روشنگري هاي آيت الله كاشاني درباره قرارداد مذكور
و ساير برنامه ها و سياست هاي استعماري آمريكا و شاه
سبب
شد كه آن ها همواره در ذهن انبوهي از مردم به عنوان دشمنان
دين و ملت شناخته شوند و به همين دليل
پيوسته درصدد
توجيه اعمال ننگين خود برآيند
اما چون اين اعمال ننگين
قابل توجيه نبود
مزدوران پيوسته به استدلالهاي بسيار
تمسخرآميز و كودكانه دست مي زدند و همين امر نيز باز موجب
تمسخر آن ها در ذهن مردم مي شد. به عنوان مثال
زاهدي در
سخناني انعقاد قرارداد كنسرسيوم را به گونه اي توجيه كرد كه
گويي به سر آمريكا و انگليس در عقد اين قرارداد كلاه بزرگي
رفته است . او در اين سخن گفت : با تمديد قرارداد
در واقع
كلاه سرانگليسي ها و آمريكايي ها رفته است . براي اين كه تا
هفت و يا هشت سال ديگر
نيروي اتم جاي سوخت نفت را در
دنيا مي گيرد و ذخاير نفت ايران بي مصرف مي ماند. در اين
صورت
پس از ده سال
هر چه از كنسرسيوم بگيريم
وجهي
بازيافتني است !
خلاصه اين كه عقد قرارداد كنسرسيوم از يك سو نماد
روح چپاول گري آمريكا و همدستانش بود و از سوي ديگر
ميزان ذلت و خيانت و مزدوري رژيم شاه را بازگو مي كرد.
علي وزوايي
آيت الله كاشاني نسبت به تكاپويي كه براي عقد
قرارداد كنسرسيوم به پا شده بود
موضع گرفت و در
بخشي از اعلاميه اي كه به اين مناسبت صادر كرد
چنين نوشت : ملت ايران با قبول و تحمل انواع
محروميت ها و مشكلات و خسارت همواره مصمم
است كه نگذارد يك بار ديگر اجنبي با مكر و حيله
عده اي از ايادي مزدور خود را مجددا به دين و
ناموس و جان مردم ستمديده اين كشور مسلط
نمايد... ملت ايران عزم جزم دارد كه براي تامين
حقوق حقه خود تا آخرين نفس ايستادگي نمايد...
اگر شركت سابق و يا دشمنان كشور ما تصور مي كنند
مي توانند توسط عمال خود اوضاع و احوال گذشته
را برقرار سازند
دچار اشتباه مي باشند... محال و
ممتنع است كه ملت ايران تن به خفت و خواري داده
و اجازه دهد بار ديگر اجنبي مسلط شود.
زاهدي در توجيه قرارداد استعماري كنسرسيوم
استدلال كودكانه و تمسخرآميز مي كرد و مي گفت : با
تمديد قرارداد
در واقع كلاه سرانگليسي ها و
آمريكايي ها رفته است . براي اين كه تا هفت يا هشت
سال ديگر
نيروي اتم جاي سوخت نفت را در دنيا
مي گيرد و ذخاير نفت ايران بي مصرف مي ماند. در
اين صورت
پس از ده سال
هرچه از كنسرسيوم
بگيريم
وجهي بازيافتني است !!
بعد از آن كه قرارداد كنسرسيوم امضا شد
آيزنهاور و چرچيل ذوق زده شدند و به شاه پيام
تبريك و قدرداني فرستادند. شاه همواره به اين
قدرداني و تبريك سران استكبار
افتخار مي كرد.

*****
دروغ و دروغگويان
|
عن النبي صلي الله عليه و آله : لايكذب الكاذب الامن مهانه
نفسه .
دروغگو دروغ نميگويد مگر بسبب حقارتي كه در نفس خود
احساس ميكند.
قال رجل لرسول الله (ص ) : يا رسول الله دلني علي عمل
اتقرب به الي الله تعالي فقال لاتكذب . فكان ذلك سببا لاجتنابه
كل معصيته لله لانه لم يقصد وجها من وجوه المعاصي الا
وجد فيه كذبا او ماتدعو الي الكذب فزال عنه ذلك من وجوه
المعاصي .
مردي برسول اكرم عرض كرد : مرا بعملي راهنمائي فرما كه
باعث قرب من بخدا شود. حضرت در جواب فرمود : دروغ نگو!
اين دستور باعث شد كه آن مرد از تمام گناهان اجتناب نمايد
زيرا قصد هر گناهي را كه مينمود متوجه ميشد يا در آن گناه
دروغ وجود دارد
يا سرانجام او را بدروغگوئي ميكشاند
براي
اينكه آلوده بدروغ نشود تمام گناهان را ترك گفت .
رسول اكرم ميفرمود :
اياك والكذب فانه يسود الوجه .
از دروغگويي بپرهيز
زيرا دروغ باعث روسياهي است .
عن علي عليه السلام قال : لايصلح الكذب جد ولاهزل ولا
ان يعداحد كم صبيه ثم لايفي له .
شايسته نيست آدمي بجد يا بشوخي دروغ بگويد
شايسته
نيست كسي بفرزند خود وعده اي بدهد و به آن وفا ننمايد.
عن ابي جعفر عليه السلام قال : كان علي بن الحسين يقول
لولده اتقوا الكذب الصغير منه و الكبير في كل جد و هزل فان
الرجل اذا كذب في الصغير اجترا علي الكبير.
امام باقر عليه السلام ميفرمود كه حضرت سجاد زين العابدين
عليه السلام بفرزندان خود نصيحت ميكرد و ميفرمود : از دروغ
كوچك و بزرگ
جدي يا شوخي
پرهيز نمائيد و پيرامون آن
نگرديد
زيرا آدمي وقتي دروغ كوچك گفت
جرات ميكند
دروغ بزرگ بگويد.
عن ابي محمد العسكري (ع ) قال : حطت الخبائث في بيت و
جعل مفتاحه الكذب .
امام عسكري (ع ) ميفرمود : تمام ناپاكيها و گناهان در خانه اي
جمع شده و كليد آن دروغگوئي است . يعني با دروغگوئي آدمي
بتمام معاصي آلوده ميشود!
قال صلي الله عليه و آله : اجتنبوا الكذب و ان رايتم فيه
النجاه فان فيه الهلكه .
رسول اكرم ميفرمود : از دروغگوئي بپرهيزيد در موردي كه
گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است
بدانيد كه اشتباه
كرده ايد و هلاك شما در دروغ است .
في وصيه اميرالمومنين لولده الحسن عليهما السلام : و عله
الكذب اقبح عله .
از وصاياي علي (ع ) بفرزندش حضرت حسن اين بود كه
ميفرمود : ناخوشي دروغگوئي از تمام ناخوشيها قبيحتر و
ناپسندتر است . »
(دروغگوئي امنيت اخلاقي و قضائي و اقتصادي را متزلزل
ميكند
دروغگوئي مردم را نسبت بيكديگر بدبين نموده و از
آنان سلب اعتماد مينمايد
دروغگوئي ريشه فضيلت و سجاياي
انساني را ميسوزاند.)
عن ابي جعفر عليه السلام قال : ان ابي حدثني عن ابيه عن
جده قال قال رسول الله (ص ) : اقل الناس مروه من كان
كاذبا.
امام باقر عليه السلام از رسول اكرم حديث كرده است كه
فرمود : كم نصيب ترين مردم از سجاياي مردانگي و فضائل
انساني دروغگويان هستند . (الحديث
ج 1 )

|