روزنامه جمهوري اسلامي 27/06/1382 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    شب ها و روزهاي هفته جاري بلحاظ تقارن با ماه مبارك رجب از فيض و بركت خاصي برخوردار بود. ماههاي رجب و شعبان در فرهنگ ما ماههاي آماده شدن براي حضور در ميهماني خداست و اميد همه ما اينست كه اين آمادگي را به تناسب ظرفيت و استعداد خود تاسرحد امكان احراز كنيم .
    اين هفته در صحنه بين المللي مسئله فلسطين و جنايات رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم فلسطين همچنان درصدر مسائل جهاني قرار داشت . صهيونيست ها بر شدت و دامنه جنايات خود بحدي افزوده اند كه رسما از طرح براي قتل عرفات و يا بركناري و اخراج وي از سرزمين هاي اشغالي سخن مي گويند. كابينه اسرائيل اين هفته طرح اخراج عرفات را تصويب كرد و « اريل شارون » جلاد صبرا و شتيلا كه اكنون نخست وزير اسرائيل است دستور اجراي اين مصوبه را پس از جلب موافقت آمريكا به ارتش صهيونيستي داد.
    اين بدان معني است كه صهيونيست ها حتي عرفات را پس از آنهمه امتيازات يكجانبه اي كه به اشغالگران داد سعي دارند با وقاحت كامل به زباله دان تاريخ بيندازند. البته عرفات هنوز توجيهي براي آنهمه عقب نشيني در برابر اشغالگران ارائه نكرده و هنوز روشن نكرده است كه چرا عليرغم زير پا گذاشتن تمامي قراردادهاي فيمابين توسط اشغالگران وي هرگز حاضر نشده تعهدات يكطرفه و امتيازات حيرت انگيزي را كه به اشغالگران داده است ملغي كند و كان لم يكن تلقي نمايد
    اين هفته همچنين شاهد مخالفت جدي آمريكا با قطعنامه پيشنهادي اتحاديه عرب در جهت محكوميت هرگونه اعمال فشار صهيونيست ها بر عليه عرفات و از جمله اخراج وي از فلسطين بوديم كه واشنگتن آنرا وتو كرد. همين امر باعث خشم مردم فلسطين شد. علاوه بر اين در طول هفته هم شاهد اعتراضات گسترده مردم فلسطين عليه اشغالگران بوديم . البته ممكن است عرفات و حاميانش اين اعتراضات را بنفع خود مصادره كنند و چنين وانمود سازند كه عرفات داراي چنين پشتوانه عظيمي در ميان مردم فلسطين است لكن واقعيت اينست كه وجه مشترك تمامي اين اعتراضات مردمي « خشم ضد صهيونيستي » در ميان همه مردم فلسطين است . تلاش براي سو استفاده از اين اعتراضات ضدصهيونيستي حتي ممكن است اين ذهنيت را تقويت كند كه آمريكا و صهيونيست ها براي آماده كردن عرفات در جهت اعطاي امتيازات يكطرفه بيشتر به اشغالگران سعي دارند با مخالفت خود عليه عرفات وجهه و اعتبار مردمي براي وي ايجاد كنند تا در قدمهاي بعدي اين فرصت براي سواستفاده از اين اعتراضات ضدصهيونيستي را بدست آورند و از عرفات باز هم امتياز بگيرند.
    اين هفته شوراي حكام با صدور قطعنامه اي با اتخاذ مواضع تحكم آميزي عليه جمهوري اسلامي ايران از تهران خواست كه الحاقيه 2 +93 را بپذيرد . نكته مهم در اين ميان آنست كه جمهوري اسلامي ايران ممكن است در بررسيهاي خود به اين جمع بندي برسد كه پذيرش الحاقيه 2 +93 از ديدگاه منافع ملي كشور بلامانع است لكن مسئله اينست كه چنين جمع بندي و تصميمي بايستي در چارچوب مصالح كشور با اختيار و اراده نظام و بدور از هرگونه تحميل و فشار بيگانه صورت پذيرد و ديگران براي تحميل چنين تصميمي به تهران درصدد اعمال فشار برنيايند.
    فراموش نكنيم كه اصل كنوانسيون منع گسترش تكثير معروف NPT انباشت و نگهداشت سلاحهاي هسته اي كه به گرديده و ايران اسلامي هم آنرا پذيرفته است نيز مورد قبول و پذيرش همه كشورها قرار نگرفته و حتي كشورهائي كه به آن نپيوسته اند هرگز تحت فشار هم نبوده اند كه حتي مرحله اوليه را بپذيرند. نكته مهمتر آنكه حتي كشورهائي كه وجود سلاحهاي هسته اي در آنها محرز است و دولتهايشان هم وجود آنرا مورد تاكيد قرار مي دهند هنوز براي پيوستن به الحاقيه 2 +93 و بعضا هم اقدام نكرده اند . حال آنكه جمهوري اسلامي NPT حتي ايران بارها رسما و صراحتا اعلام داشته است كه اولا استفاده نظامي از انرژي هسته اي را رد مي كند و هيچگونه برنامه اي براي آن نداردو ثانيا در چارچوب تعهدات خود همواره با حسن نيت با سازمان بين المللي انرژي اتمي همراهي كرده و مي كند و ثالثا استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را حق طبيعي خود مي داند و تحت هيچ شرائطي حاضر به قبول محروميت خود در اين زمينه نيست .
    قطعنامه مصوبه شوراي حكام كه طي آن مهلتي براي پذيرش الحاقيه 2 +93 به ايران داده شده واكنش هاي مختلفي را بهمراه داشت . در داخل كشور همه مسئولين نظام گروههاي سياسي و فعالان در صحنه با اظهارات خود موضع يكپارچه متين محكم و اطمينان بخشي را در قبال افزون طلبي هاي بيگانگان اتخاذ كردند و خاطرنشان ساختند كه ايران اسلامي تسليم شانتاژ سياسي ـ تبليغاتي آمريكا و كشورهائي كه فريب آمريكا را خورده اند نخواهد شد.
    اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه برخي محافل بيگانه اميدوار بودند كه شاهد چندگانگي و اختلاف مواضع مسئولين و گروههاي سياسي باشند و از اين فرصت براي تحميل نظرات خود بهره گيري كنند اما در ميدان عمل شاهد يكپارچگي مواضع نيروهاي فعال در صحنه سياسي ـ اجتماعي كشور بودند. البته در اين ميان برخي شيطنت ها نيز ديده مي شود كه انتظار اينست آنها نيز هشيار شوند و آب به آسياب دشمن نريزند وگرنه با عكس العمل مردم مواجه خواهند شد.
    اين تجربه يكبار ديگر نشان داد كه گروهها و فعالان در صحنه هر زمان كه احساس خطر كنند و با تمامي وجودشان احساس كنند كه پاي مصالح كشور و منافع ملي در ميان است اختلافات را كنار گذاشته و موضع مبتني بر مصالح كشور را اتخاذ مي كنند. خوشبختانه در اين زمينه شاهد مواضع يكپارچه رهبري مسئولين 3 قوه گروهها و فعالان سياسي بوديم .
    موضع قاطع مسئولين نظام در اين زمينه فصل مشترك ديدگاه جمهوري اسلامي ايران تلقي مي شود كه ما تسليم فشار بيگانگان نخواهيم شد و در چارچوب منافع ملي خود تصميم خواهيم گرفت . وزير امورخارجه در تبيين همين ديدگاه هشدار داد كه ايران در مورد ادامه مناسبات خود با سازمان بين المللي انرژي اتمي تجديدنظر خواهد كرد و ممكن است در چارچوب تعليق يا قطع مناسبات و احيانا موضعي ديگر در اين خصوص تصميمات جديدي اتخاذ كند.
    اين هفته رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بر مواضع متين و مستحكم جمهوري اسلامي ايران در قبال مسائل منطقه اي و بين المللي تاكيد فرمودند و يكبار ديگر به تبيين رمز استقلال تماميت ارضي عزت و اقتدار نظام در مقاطع مختلف پس از پيروزي انقلاب اسلامي اشاره كردند. رهبري با تاكيد بر هوش سياسي و بينش عميق آحاد ملت خاطرنشان كردند كه آگاهي و درك بالاي مردم يكي از بزرگترين سرمايه هاي اين انقلاب است و باعث گرديده كه مردم در هر لحظه كه احساس نياز كنند و به مصلحت اسلام و انقلاب و كشور بدانند براي حضور در صحنه حتي براي لحظه اي هم ترديد نخواهند كرد. رهبر انقلاب به سرنوشت مفلوك اشغالگران در عراق و فلسطين اشغالي اشاره كردند و خاطرنشان ساختند « اگر صهيونيست هاي افزون طلب گرفتار « انتفاضه » نبودند بدون ترديد براي سيطره بر مصر سوريه و لبنان و ديگر كشورهاي خاورميانه وارد عمل مي شدند » .
    ايشان همچنين آثار و تبعات مبارك خيزش اسلامي در دنياي اسلام را كه امروزه در عراق متجلي شده است اينگونه يادآور شدند كه « به بركت بيداري و انگيزش اسلامي ملتها مستكبران به هر كشور اسلامي هجوم بياورند با مشكلاتي كه اكنون در عراق دارند گرفتار خواهند شد. »
    اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه آمريكا با اميد و انتظار مواجهه با استقبال مردم عراق به اين كشور لشكر كشيد و خود را « فرشته نجات » مي ناميد اما در ميدان عمل مردم عراق بجز جنايت و كشتار از آمريكاي اشغالگر نديدند و آمريكا هم جز ننگ و نفرت چيزي در عراق نصيب نبرد و اينگونه بود كه روياي استقبال از اشغالگران توسط مردم عراق به كابوس انفجارات پياپي و عمليات استشهادي عليه اشغالگران مبدل شد.