روزنامه جمهوري اسلامي 26/06/1382 صفحه سرمقاله
*****
هدف ; مهار دنياي اسلام


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    جنجال سياسي ـ تبليغاتي گسترده اي كه اين روزها عليه جمهوري اسلامي ايران در زمينه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي توسط قدرتهاي استكباري به راه افتاده است هر چند در قطعنامه سياسي شوراي حكام انعكاس يافته است ولي شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اهداف و انگيزه هاي جدي تري در اين زمينه وجود دارد.
    واقعيت اينست كه حتي اگر جمهوري اسلامي ايران الحاقيه « 2 +93 » را بپذيرد و بطور يكجانبه هم به تمامي تعهداتش عمل كند باز هم اين جنجال سياسي تبليغاتي به پايان نخواهد رسيد بلكه حتي بردامنه شدت و ابعاد آن افزوده خواهد شد.
    ماه گذشته برخي مقامات اروپائي صراحتا اعلام كردند كه حتي پذيرش الحاقيه توسط ايران هم كافي نيست بلكه ايران بايد از انرژي هسته اي چشم بپوشد. مقامات واشنگتن به عنوان گرداننده اصلي و طراح ماجراهاي پشت پرده اين بازي سياسي ـ تبليغاتي بر وجود منابع عظيم انرژي در ايران اعم از منابع نفتي و گازي تاكيد مي كنند و نتيجه مي گيرند كه كشوري با در اختيار داشتن اين همه منابع انرژي اساسا هيچگونه احتياجي به انرژي هسته اي ندارد.
    فراموش نكنيم كه آمريكا و اروپا حتي چشم ديدن منابع انرژي ايران اعم از نفتي و گازي را هم ندارند و همواره با تمهيدات مختلف و اعمال تحريم هاي اعلام شده و اعلام نشده سعي در تضعيف ايران در قلمرو نفت و گاز را هم دارند و اين نكته را هم پنهان نمي كنند. اعمال شيطنت هاي آشكار و نهان غرب در زمينه نفت و انرژي اگرچه بسيار زيركانه و حسابشده صورت مي گيرد لكن مسئله اينست كه ايران يگانه هدف غرب در اين بازي بدفرجام نيست بلكه كل مجموعه كشورهاي اسلامي در اين زمينه مورد هدف قرار گرفته اند و هدف اصلي بيگانگان در اين مقوله مهار توان اقتصادي و قدرت چانه زني دنياي اسلام است .
    امروزه در زمينه انرژي هسته اي ظاهرا ايران اسلامي به عنوان هدف حملات سياسي ـ تبليغاتي غرب انتخاب شده است لكن با نگاهي عميق به عملكرد نه چندان پنهان غرب در قبال دنياي اسلام كاملا آشكار است كه در مقوله انرژي هسته اي هم هدف اصلي بيگانگان مهار دنياي اسلام و جلوگيري از ورود كشورهاي اسلامي به « باشگاه هسته اي » است كه امروزه با اعمال فشار عليه ايران نخستين مراحل تكويني خود را مي گذراند.
    آنها كه آگاهي و مطالعات بيشتري در مقوله فعاليتهاي آموزشي در غرب دارند بهتر مي توانند در اين زمينه گواهي دهند كه اكنون سالهاست كه مسلمانان بطور اعم و ايرانيان بطور اخص از حضور فعال مفيد و اطمينان بخش در مسير فراگيري گرايش هاي خاصي از علوم پيشرفته زير تعمدا محروم شده اند و يا بعضا در مسير تكاملي آموزش خود با مواضع جدي و محسوس مواجه گرديده اند كه عملا ادامه تحصيل و فراگيري در گرايشات خاصي از اين 4 رشته را غيرممكن ساخته است .
    1 ـ بيوتكنولوژي
    2 ـ علوم و فناوري هسته اي
    3 ـ علوم فضائي
    4 ـ تكنولوژي پيشرفته موشكي و فناوري هواپيماهاي مدرن
    كيست كه نداند اين مرزبندي آشكار كه ديگر هيچ ابائي در كتمان آن وجود ندارد از يك مركز خاص هدايت مي گردد و اهداف و انگيزه هاي مشتركي در مرحله تصميم گيري و اجراي اين « تصميمات بازدارنده » وجود دارد
    به راستي ممانعت مسلمانان و بويژه ايرانيان از فراگيري تكنولوژي هسته اي هرچند با مقاصد صلح آميز با چه اهداف و انگيزه هائي صورت مي گيرد آيا مسلمانان و از جمله ايرانيان حق ندارند از جزئيات و رموز علوم و فنون مرتبط با « پزشكي هسته اي » كه اتفاقا در مسير پرشتابي قرار گرفته است بهره مند شوند آيا آنها فقط بايستي مصرف كننده تجهيزات فوق پيشرفته مورد استفاده در تكنولوژي پزشكي هسته اي باشند
    چرا ما در زمينه فناوري پيشرفته « تابش اشعه گاما » كه مي تواند سالانه ميلياردها تومان از ضايعات كشاورزي كشور بكاهد نبايستي بتوانيم صاحبنظر شويم و الفباي توسعه تكنولوژي در اين زمينه آشنا گرديم و خود به توليد علم و تكنولوژي در اين مقوله بپردازيم
    ماجراي تكنولوژي تسليحاتي بخصوص در قلمرو موشكها و هواپيماهاي پيشرفته نظامي بسيار جدي تر است و مستقيما در مقوله حساس امنيت ملي كشورهاي مسلمان و عزت و اعتبار دنياي اسلام مي گنجد. فراموش نكنيم كه رژيم بغداد در طول جنگ تحميلي فقط به « دزفول » حدود 200 موشك شليك نمود و هر روزه نام 20 تا 30 شهر ايران را در اوج « جنگ شهرها » اعلام مي كرد و سپس مورد حمله سنگين هوائي و موشكي قرار مي داد. چه چيزي به آن روند تاسف بار خاتمه داد جز نمايش توان موشكي جمهوري اسلامي ايران كه عمق خاك دشمن متجاوز را در بغداد هدف قرار داديم و توان موشكي خود براي « مقابله به مثل » را عملا به اثبات رسانديم
    البته قصد انكار دلاوريهاي بي نظير رزمندگان اسلام در جبهه و پشت جبهه و در عمق خاك دشمن رانداريم ولي در عين حال چگونه مي توان انكار كرد كه دشمن ما و حاميان وقيح رژيم متجاوز صدام فقط « زبان زور » را مي فهميدند و مي فهمند و تنها با مشاهده قدرت موشكي ايران اسلامي كه مكمل رشادتهاي غرورآفرين رزمندگان اسلام بود اربابان صدام به لاك دفاعي فرو رفتند و طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران را غيرعملي دانسته و در موضعي افتادند كه دستكم نگذارند صدام سقوط كند.
    طرح « استراتژي جنگ بدون برنده » براي جلوگيري از پيروزي صدام نبود بلكه زمانيكه حاميان صدام دريافتند كه ايران با نمايش عملي توان موشكي خود روحيه رزمندگان اسلام را به قدري بالا برده و روحيه مزدوران صدام به حدي متزلزل شده است كه ادامه اين روند هيچ نتيجه اي به جز شكست كامل و مفتضحانه رژيم متجاوز صدام را به همراه نخواهد داشت .
    معني صريح اين عبارات آنست كه تكنولوژي پيشرفته موشكي يكي از رموز اقتدار ما و سرآغاز توانمندي ايران اسلامي در اثبات قدرت بازدارندگي كشور در برابر دشمنان خيره سر بوده هست و خواهد بود.
    تصادفي نيست كه با افزايش چند كيلومتر به « برد » موشكهاي ما آمريكا و اسرائيل عربده مي كشند و با تبليغات فريبكارانه خود آنرا يك تهديد براي همسايگان عرب ما معرفي مي كنند. البته آنها با اين تبليغات موذيانه سعي دارند يكبار ديگر همسايگان عرب ما را اغفال كنند و به اهداف پليد خود برسند لكن اعراب مي دانند و امروزه بهتر درك نموده اند كه فريب تبليغات و القائات دشمنان اسلام را خورده اند و با اقدامات و تصميمات ضدايراني خود باعث شده اند كه دنياي عرب در ضعيف ترين حالت ممكن در برابر اسرائيل قرار گيرد. حال آنكه در طول حيات 25 ساله انقلاب اسلامي ايران هيچگاه در هيچ زمينه اي به زيان هيچ كشور اسلامي عمل نكرده و حتي خصومت همسايگان عرب را تا سرحد امكان تلافي نكرده است .
    خلاصه كلام آنكه بيگانگان با مشاهده شعله هاي سركش نهضت جهاني اسلام درصدد مهار دنياي اسلام برآمده اند و از هر فرصتي در جهت تضعيف توان علمي و عملي مسلمانان سواستفاده كرده اند. درك اين نكته به ما ثابت مي كند كه براي خنثي كردن توطئه ها مسلمين به جز تقويت بنيه علمي ـ تخصصي خود و افزايش سطوح فناوري هاي موثر در حفظ عزت و اقتدار خود چاره اي ندارند و هرگونه اهمال ترديد يا عقب نشيني آنها دنياي اسلام را همچنان در موضع انفعالي قرار خواهد داد و چنين مباد.