
ايران
سرزمين غناي علم
و مهد انديشه
با تمدني
سرشار از نبوغ و بلوغ كه
تشنگان علم و مكاشفت از هر
مللي از لبريز اين تفكر ناب
سيراب مي شده و همگان به
نوعي از دستاوردهاي اين
تمدن كهن بهره ها برده اند. اما
در اين ميان مردان و زناني نيز
ظهور كرده اند كه سر در
آبشخوري خارج از مرزهاي
سرزميني اين ملت داشته و در
گردش ايام
« روشنفكر » نام
گرفتند; روشنفكري كه
نمي توانست زاييده فكر
تراوش خاطر و قالب دهان
مدعيان داخلي باشد بلكه نطفه
اين فرزند را همزمان با نهضت
ترجمه ناصري و ظهور و بروز
ميرزاملكم خان ها بسته بودند.
روشنفكراني كه هر چند از
زبده ترين مترجمان زمان خود
بوده اند ولي چيزي جز ترجمان
تفكرات به اصطلاح مدرنيستي
و تفسيرهاي التقاطي از
ايدئولوژيهاي معيوب غرب و
شرق را به بشريت پيش كش
نكرده ند.
اين جريان با همه فراز و
فرودهاي پيشرويش
خود را
به عصر حاضر رسانده و
جامعه ما را به جولانگاهي
براي تاخت و تاز و تقابل
عقايد ارتجاعي و
ايدئولوژيهاي قرون هفده و
هجده اروپايي مبدل نموده
است ; جرياني با نيروي فراوان
جذب مخاطب عام و جوان و
مخاطبيني كه هريك به نحوي
شيداي بحث هاي دلفريب
حرف هاي دهن پركن و تيترهاي
رنگارنگ آنها
بوده اند.
شانزده سال داشتم
نخستين روزهايي بود كه
بارقه هاي روشنفكري در ذهن
من پديدار گشته بود و ماجراي
بازشدن چشم و گوش من به
اين حرف ها از روزنامه فروشي
سركوچه مان آغاز گشته بود و از
تيترهاي جنجالي كه با
رنگ هاي تند بر روي صفحات
آغازين جلب نظر مي كرد. از
آزادي
اصلاحات
پاسخگويي
و نقدپذيري خودمان گرفته تا
حرف هاي قلمبه اي چون
« كالكتيويسم » و اصالت
مشاركت هاي اجتماعي
« پوپوليسم » و مردم سالاري
ليبراليسم و آزادي و هزاران
ايسم ديگر.
هر روز چند ساعتي را با
دوستان صرف اين حرف ها
مي كرديم . گاهي اوقات بحث
بقدري بالا مي گرفت كه براي
اثبات حقانيت اين جريان
حاضر مي شدم روز به روز
فاصله بيشتري از دوستان
سابقم بگيرم و از همان روزها
بود كه نسل من
نسل سوم
خود را در ورطه چند انشعاب
بزرگ ديد. اما براي من و
همفكران كه غمي نبود
زيرا ما
روشنفكر بوديم و اصلاح طلب
و مخالفين هم متحجر و عقب
مانده و تاريك بين !
ديري نگذشت كه جرياني
تازه اي با نام انتخابات
چهره
شهر را دگرگون ساخت . ما و
همه اقشار به اصطلاح
روشنفكر هم در انتظار آن
بوديم كه نام چه كسي را تحت
عنوان كانديدا بر صفحه اول
روزنامه هامان خواهيم ديد.
در نهايت شخصي معرفي
شد كه مطالعه برنامه ها و وعده
و وعيدهاي او
خيلي ما را
مجذوب نمود. مگر مي شود كه
انسان به اين اندازه مناعت طبع
و سعه صدر دست يابد كه
اينگونه اظهار كند ! زنده باد
مخالف
زنده باد منتقد و
زنده باد پاسخگو! آري اين مرد
همان سوپر من روياهاي من
است و هيئت همراه نيز
مرداني هستند كه قرار است
مدينه فاضله ي مرا بسازند.
انتخابات را با همه حواشي
و شايد هم فحاشي هاي خاص
خودش با پيروزي پشت سر
نهاديم . چه تركيبي مي شود
شايد يكدست ترين و
همفكرترين حاكميت تاريخ
ايران
و اكنون زمان رهايي از
تحجر و انجام اصلاحات
است !
روزگار را با سوداي تحولي
بنيادين پشت سر مي نهاديم
اما گذشت زمان
گواه چيز
ديگري بود. چهارراه ها هر روز
بيكاران بيشتري را به خود
مي ديد و هر روز موج طعنه هاي
رفقاي ديروز و مخالفين امروز
شدت بيشتري مي يافت كه : پس
چه شد آن همه شعارها !
بايد جواب محكمي به آنها
داد.
روزنامه ها
آفرين
روزنامه ها مناسب ترين
گزينه اند. رفتم سراغ آنها :
« مجلس پنجم و سنگ اندازي
در زير پاي دولت » و اين بود
تيتر اغلب روزنامه ها
عجب
پس مجلس است كه چوب لاي
چرخ دولت روياهاي من
مي گذارد.
از پيشكسوتي پرسيدم :
مجلس به كابينه راي اعتماد
نداد گفت : چرا
گفتم پس در
لوايح سنگ اندازي مي كند
گفت نه اصلا اين حرف ها
نيست . خلاصه چه شعارها كه
عليه اين مجلس پنجم نداديم
اما خدا وكيلي خودمان هم با
همه روشنفكري مان نفهميديم
گناه اين مجلس چه
بود.
گفتند در مجلس بعدي
شق القمر خواهيم كرد و
شق القمر هم كرديم و مجلس
بعدي جز معدودي اقليت
پر
شد از همفكران من و اعوان و
انصار.
روزگار مي گذشت ولي
دگرگوني مشاهده نمي شد.
مدتي بعد شنيديم كه شوراي
نگهبان سنگ پران پرونده عدم
پيشبرد اصلاحات است ! گفتيم
كه مگر اختيارات مملكت ارثيه
بابايشان است كه ممانعت
مي كنند
خلاصه ما هم شعار داديم
زديم و خورديم و در رفتيم و
باقي قضايا. اما ديري نگذشت
كه با انبوهي از سوالات
بي پاسخ مواجه گشتيم . همه
جور سوالاتي بود از كوپن قند
و شكر گرفته تا معضلات كلاني
چون تورم
اشتغال و... پس از
آنكه در برابر مشكلات فزاينده
مردم بي پاسخ مانديم
راه
انحرافي ديگري گشوديم و اين
بار نوبت بر طرح مبحثي رسيد
كه تحت عنوان كمبود
اختيارات كه توسط بوقهاي
تبليغاتي به ناف خيلي ها بسته
شد
اما ديري نگذشت كه
منتقداني سربرآورده و فرياد
كردند كه آقايان اصلاح طلب
آنچه كه شما از فقدان آن
درعذابيد اختيارات نيست بلكه
كمي توان است .
بگذريم ...
اما نه
چگونه
مي توان گذشت ! پس تكليف
بزرگترين قرباني اين بازي
سياسي
نسل من
نسل سوم و
در بياني جامعه نسل سوخته
چه مي شود نسلي كه خود
آقايان هم واقفند كه نه حرف
دل من بلكه اجماع و اتفاق نظر
همه دكترين اجتماعي و
نظريه هاي جامعه شناسي بر آن
است كه تنها انقلاب و
حكومتي مي تواند در تحقق
اهداف متعالي خود و رسيدن
به دورنمايي روشن موفق باشد
كه بتواند ارتباطي درست و
منطقي با همين نسل برقرار
سازد. و آيا حاصل عملكرد
آقايان در برقراري اين ارتباط
چيزي جز وعده هاي طلايي و
پرتاب حرف هاي رنگارنگ كه
صدسال ديگر هم جاي آب و
نان و اشتغال را براي اين قشر
آسيب پذير اجتماع نمي گيرد
بوده است قشري كه همواره
در خطوط مقدم
و تيررس
حملات تخريبي و تهاجمات
فرهنگي دشمن قرار داشته
است .
... و سرانجام توالي
روزگار راه را به جايي كشاند تا
در حضور همه دوستان از
ادعاي واهي روشنفكري دست
برداشته و از اعماق درون
معناي اين كلام اميرالمومنين را
لمس نمودم كه فرمودند : « در
فتنه ها و دسيسه ها
همچون
شتر دوساله باش كه نه پشتي
دارد كه سواري دهد و نه
پستاني كه او را بدوشند. » اما
افسوس و صدافسوس كه چه
شيرها از ما دوشيده نشد و چه
سواريها كه از ما گرفته نشد !
چه شعارها كه نداديم و چه
سوت و كف هايي كه در
مناسبت هاي مختلف حواله
نكرديم . چه لباس ها كه در
لباس شويي ها از فرط سريش
انتخابات نشستيم . اما انصافا
اين جماعت به اصطلاح
روشنفكر در عرصه هاي
مختلف
اصلاحاتي نيز انجام
داده اند.
در عرصه هاي اقتصادي و
مديريتي به انحصاري نوين
دست يافتيم و آن پديده
« خويشاوند سالاري » بود. در
حوزه هاي اعتقادي براي جذب
بيشتر مخاطب
اسلام را با چند
ماده واحده به اسلام مرجعه
مبدل نموده ايم ; اسلامي كه
همه اش جاذبه است
اسلامي
كه فقط حقوق دارد و نه تكليفي
و نهايتا در اجتماعي تحت
عنوان آزادي به شكستن
هنجارهاي دست و پاگير
مذهبي سنتي پرداختيم .
و در پايان همه اين
تلاش ها و جانفشاني هاي
جان بركفان طريق اصلاحات
چه عبارتي مناسب تر از :
« دست مريزاد و خداقوت
اي
روشنفكر اصلاح طلب »
احمد وسكره

*****
خدمت گذاري به روش نوين !
|
از جمله تاكيدات بسيار مهم مقام معظم رهبري به عنوان
بالاترين مقام تصميم گيرنده در كشور
خدمت گذاري صادقانه به
مردم مي باشد كه در حقيقت
مالكان اصلي كشور و انقلابند. صد
البته مقام ولايت هم به لحاظ شرعي و هم قانوني
حجت را براي
همه مسئولين تمام كردند. كه هيچ عذري در كوتاهي خدمت و
قصور از انجام وظيفه پذيرفته نباشد.
حال با توجه به اين تكليف شرعي و قانوني
سئوال
اينجاست كه چرا گاهي در بعضي از ادارات يا نهادها كساني پيدا
مي شوند كه البته نامشان مسئول است و بعضا هم به واسطه
همين مسئوليت يال و كوپالي هم دست پا كرده اند ولي باور
ندارند كه جيره خوار سفره بيت المال و مردم هستند.
آيا واقعا بعضي از برخوردها كه با كمال تاسف اين روزها در
ميان مشتي تازه به دوران رسيده نهادينه شده
در شان اين ملت
بزرگوار است متاسفانه گاهي افكار عمومي شاهد اتفاقاتي است
كه آنها تداعي كننده خاطره تلخ ارباب رعيتي در اذهان مي گردد.
اينك بعضي ها به مردم
همانها كه تا ديروز خاك
كفش هايشان را سرمه چشم مي كردند
به چشم رعيت نگاه كنند
آيا غير از نمكدان شكني و نمك نشناسي است و مهمتر اينكه
دستگاههايي كه مسئول نظارت بر حسن انجام وظيفه در ادارات
و نهادها هستند چرا سكوت مي كنند
البته به نظر مي رسد كه اين دستگاهها از وضع موجود در
حوزه نظارتي خود بي اطلاع باشند كه صدالبته اين خود گناهي
نابخشودنيست و يا اينكه در برخورد اينگونه مفاسد از جديت
لازم برخوردار نيستند. به هر حال اگر نظارت همراه با برخورد
قانوني اعمال شود
چگونه ممكن است افرادي
حال انتخابي
باشند يا انتصابي ! جرات كنند كه با ولي نعمتان خود برخوردي
نامناسب داشته باشند.
مردم در اين اوضاع احوال بايد خدا را شاكر باشند كه
طرحي به نام « تكريم ارباب رجوع » به دستگاهها ابلاغ شده والا
هيچ معلوم نبود چه بلايي بر سر مردم نازل مي شد! هرچند به نظر
مي رسد كه طرح تكريم در بعضي از ادارات معني و مفهوم ديگري
دارد! به هر حال همه منتخبين و منتصبين در دستگاهها بدانند از
جمله گناهاني كه مسلمان بودن را زير سئوال مي برد
همين است
كه در انجام امور مسلمانان كوتاهي كرد. چه برسد به اينكه از
بودجه بيت المال حقوق هم گرفت و بعد با ولي نعمتان خود زبان
نامناسب سخن گفت ! خدا نكند كه عده اي تصور كنند كه بلند
كردن صدا براي ضعفا نشان از ابهت و قدرت ميز و جايگاه
آنهاست . اين گروه قليل بفهمند كه مولاي متقيان در مقابل ضعفا
زانوي احترام به زمين مي زدند و اين در حاليست كه شماها ـ كه
خود را آقاي مردم تصور مي كنيد ـ به مراتب
هزاران برابر از قنبر
غلام علي در همه زمينه ها كوچكتر و حقيرتر هستيد. پس از خدا
بترسيد كه دست انتقام الهي بسيار سخت و دردناك خواهد بود
چرا كه او خود وعده كرده كه در كمينگاه حضور دارد و وعده
خدا حق است .
خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي از بخش گلستان

*****
انتخابات مجلس هفتم ; به دور از هياهو و
جنجال
|
مجلس شوراي اسلامي يكي از اركان مهم نظام اسلامي
است و به لحاظ جايگاه مهمي كه اين نهاد برآمده از راي مردم
در مقابل قانونگذاري و رفع معضلات و مشكلات سياسي
اجتماعي
فرهنگي و اقتصادي كشور دارد; از نقش و اهميت
بسيار بالايي در ساختار سياسي نظام اسلامي و نزد مسئولان و
مردم برخوردار است .
بنابه جايگاه و اهميتي كه مجلس شوراي اسلامي دارد
هفتمين دوره انتخابات مجلس كه قرار است در پايان امسال
برگزار مي شود به مهمترين مساله پيش روي كشور تبديل شده
است . برهمين اساس ضرورت تلاش براي ايجاد فضاي سالم
انتخاباتي از سوي تمام دست اندركاران
مسئولان و فعالان و
جناحهاي سياسي افزونتر مي شود. آنچه مسلم است اينست كه
وجود آرا و سليقه هاي گوناگون و به موازات آن وجود
گرايشهاي مختلف در كشور كه يكي از مولفه هاي جامعه پوياي
اسلامي است
ضمن آنكه بر حساسيت انتخابات مجلس
افزوده
زمينه را براي ايجاد فضاي رقابتي در عرصه انتخابات
فراهم آورده است .
در اين ميان آنچه لازم است از سوي مسئولين برگزاري و
حتي جريانات سياسي كشور به آن توجه شود
آماده سازي
بستري مناسب جهت هرچه باشكوه تر برگزار شدن اين
انتخابات است كه براي نيل به اين هدف بايد مواردي از سوي
مسئولين برگزاري انتخابات مدنظر قرار گيرد.
نخست اينكه مجلس شوراي اسلامي مانند ساير نهادها
برآمده از راي مردم است و به همين دليل به مردم تعلق دارد و
متعلق به هيچ گروه و جناح خاصي نيست . همچنين مجلس به
لحاظ جايگاه و نقشي كه در رفع نارسايي ها و مشكلات جامعه
دارد
نزد افكار عمومي از اهميت زيادي برخوردار است و
اينكه مسئولان نظام اسلامي مردم خواهان برگزاري انتخاباتي
پرشور
گسترده و در شان ملت ايران هستند.
از سوي ديگر رعايت قوانين و مقررات شرط اول برگزاري
انتخابات سالم و پرشكوه است و در اين خصوص توجه به
حوزه وظايف و اختيارات و رعايت حقوق همه نهادهاي
مسئول و گردن نهادن آنان به تصميمات قانوني
كه همانا تامين
كننده منافع ملت است از اهميت بسياري برخوردار مي باشد.
ديگر اينكه آماده سازي فضاي آرام
معتدل و سالم براي
برگزاري انتخابات يك ضرورت است كه اين امر از سويي عزم
و اراده همه مسئولان و برگزار كنندگان انتخابات را طلب مي كند
و مستلزم پرهيز از پرداخت به مسائل تنش زا و تامل برانگيز در
كشور است و از سويي ديگر تقدم منافع ملي بر منافع گروهي و
جناحي بستگي دارد. براي تحقق اين هدف
گروهها
جناحها و
دست اندركاران امر انتخابات بايد بكوشند با پرهيز از متهم
كردن يكديگر
انتخابات را در مسير تعادل و قانون به پيش
ببرند
چرا كه هياهو خوشايند مردم نيست و بايد با رفتاري
مناسب حضور دلگرم كننده مردم را فراهم كنند. بدون ترديد
جلوگيري از افراطي گري و دامن زدن به تنش ها و ايجاد فضاي
سالم و انتخاباتي ضمن آنكه اطمينان و اعتماد را براي برگزاري
هرچه باشكوهتر انتخابات فراهم مي آورد
درعين حال جامعه
را از هرگونه غوغاسالاري و تشنج دور مي سازد.
طبيعي است كه درك موقعيت و حساسيت هاي مردم و
همچنين مصالح كشور نقش به سزايي در مشاركت فعال
موثر و
كيفي مردم خواهد داشت و مي تواند در حركتي يكپارچه و
وحدت بخش نمونه اي از مشاركت مردم در تعيين سرنوشت
خود را به نمايش بگذارد
امري كه قطعا پشتوانه مجلس هفتم
در تحقق آرمانها و مطالبات مردم خواهد بود.
ر. گ

| | |