نوفل لوشاتو يكي از خبر سازترين نقاط جهان
1357
7
23
در حاليكه دولت فرانسه محدوديتهايي را براي امام
خميني ايجاد كرده و ايشان را از مصاحبه با خبرنگاران و
صدور بيانيه و ايراد سخنراني منع كرده است
اما هر روز بر
تعداد مشتاقان ديدار با امام خميني (س ) در پاريس افزوده
مي شود و نماز جماعت ظهر و شب به امامت ايشان در نوفل
لوشاتو برگزار مي گردد. مشاهده اين مراسم براي خبرنگاران
خارجي كه تعدادشان به دهها تن مي رسد
جالب و
هيجان انگيز است .
« نوفل لوشاتو » به صورت يكي از خبر سازترين نقاط
جهان در آمده است
عليرغم محدوديتها
قرار است امام پيش
از برگزاري نماز ظهر
براي دانشجويان و ايرانيان مقيم پاريس
سخناني ايراد كنند.
ايشان پس از حضور در جمع ياوران مومن خويش
ابتدا
به تاريخچه چگونگي نفوذ عوامل انگليس و آمريكا و ديگر دول
استعماري براي دستيابي به منابع ملي خاور زمين پرداخته و
نمونه هايي از خاطرات مرارت بار خويش را در اين مورد نقل
مي كنند.
آنگاه با اشاره به امكانات بالقوه عظيم جهان اسلام
فرهنگ اسلامي و روحانيت را دو مانع بزرگ بر سرراه
استعمارگران دانسته و شيوه هاي تبليغات دول استعماري عليه
اسلام و روحانيت را به تفصيل مورد بحث قرار
مي دهند.
پيوند جدايي ناپذير دين از سياست
محور بعدي سخن
امام است كه با استناد به حكومت پيامبر(ص ) و علي (ع ) و
مبارزات ائمه (ع ) و علماي سلف
ايستادگي در مقابل
جنايتهاي شاه و دخالتهاي آمريكا در ايران را مبرم ترين وظيفه
خود و علماي راستين مي دانند.
ايشان در بخشي ديگر از بياناتشان
خيانتهاي رژيم
پهلوي
به ويژه فروش نفت در ازاي تقويت پايگاههاي نظامي
آمريكا در ايران
و امتيازات اعطا شده از سوي رژيم به
شوروي را مطرح
مي فرمايند.
توجه به معنويات و قيام الهي
1357
7
24
از ويژگيهاي انقلاب اسلامي كه امام خميني (ره ) از پيش از
قيام 15 خرداد 1342 تا پيروزي انقلاب و پس از آن تا لحظه
ارتحال
همواره بر آن تاكيد داشتند
توجه به ارزشهاي معنوي
و اخلاقي جامعه انقلابي بود.
نهضت امام خميني (س ) بيش از آنكه يك حركت سياسي
عليه نوعي از نظامهاي حكومتي باشد
يك انقلاب واقعي در
ارزشهاي حاكم بر جامعه بود.
سرعت سير حوادث انقلاب از
19 دي 1356
به بعد
و
موج فزاينده گرايش جوانان به اهداف سياسي انقلاب
در عين
حال اين آفت را نيز مي توانست بهمراه داشته باشد كه ابعاد
سياسي انقلاب
ساير جنبه ها و در واقع اهداف متعالي و
ارزشهاي معنوي آنرا تحت الشعاع قرار دهد
بويژه آنكه
گروههاي سياسي متعددي كه چندان به مباني عقيدتي و
اخلاقي نهضت اسلامي پايبند نبودند يا اساسا ايدئولوژي
اسلام را نپذيرفته بودند
از فرصت استفاده كرده و به
بهره برداري از قيام بپردازند.
بدين جهت امام
همزمان با رهبري سياسي نهضت
در هر
مناسبتي هشدارهاي لازم را در مورد انحرافهايي كه ممكن بود
از ناحيه گروههاي غير مفيد به اخلاق و آداب اسلامي در مسير
نهضت پديد آيد
مي دادند
و به موازات آن
به تربيت نسلي
مي پرداختند كه مي بايست از فرداي پيروزي
مسئوليت تداوم
نهضت را بر عهده گيرد.
از اين رو در اوج حوادث سياسي انقلاب
امام
خميني (ره ) در سخنراني كه در تاريخ 24 مهر 1357 ايراد
كردند و در بسياري از بيانات ديگرشان
محور اصلي سخن
خود را توجه به معنويات و ارزشهاي اخلاقي قرار داده و با
اشاره به حقانيت عالم پس از مرگ
و حسابرسي دقيق اعمال
آدمي در آخرت
و تجسم عيني اعمال مي فرمايند :
اگر شما از حالا قيام نكنيد بر ضد شهوات فاسد
از
شهوات مطلقا جلوگيري نشده است ... همه اينجا (= دنيا) را
تعمير بكنيد و هم آنجا (= آخرت ) را تعمير بكنيد. تمام قوه را
صرف شهوات خداي نكرده فاسد نكنيد. همه قدمتتان را هدر
ندهيد
صرف اين دنياي تنها نكنيد. »
امام
سپس به جامعيت دين اسلام و توجه آن به تمامي
نيازهاي مادي و معنوي اشان مي پردازند و در پايان
حقانيت
فرياد ملت ايران و ضرورت همراهي دانشجويان و ايرانيان
خارج از كشور را با ملت
ياد آور مي شوند.

*****
آسيب شناسي وحدت جناحهاي سياسي از
نگاه امام خميني
|

مهدي پور حسين
معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني در وصيت
نامه سياسي ـ الهي خود
دو ركن اصلي پيروزي و بقاي انقلاب
اسلامي ايران را
« انگيزه الهي » و « وحدت كلمه » مردم ايران
دانسته اند. از اين رو « وحدت » يكي از اركان اساسي احياي
حكومت ديني در عصري محسوب مي شود كه بشر متمدن
نه
تنها از حكومت ديني بلكه از اصل دين
گريزان شده بود. اين
گوهر با ارزش رمز بقاي حكومت ديني نيز به حساب مي آيد. تا
زماني كه انگيزه الهي و وحدت نيروهاي موثر در نظام و آحاد
ملت
براي حفظ و حراست از اين حكومت الهي برقرار و از
استحكام لازم برخوردار باشد
استمرار و گسترش اين حركت
مقدس در دنياي سكولار امروز
تضمين خواهد شد. حضرت
امام در طول مبارزه به ويژه در مقاطع مختلف پس از پيروزي
انقلاب و تثبيت نظام اسلامي
همه آحاد ملت
به خصوص
مسئولين و جناحهاي سياسي دخيل در تحولات سياسي را به
حفظ انگيزه الهي و تقويت ايمان و وحدت براهداف مشترك
توصيه و بر آن اصرار مي ورزيده اند. با اين حال در طول دو دهه
گذشته
اختلاف و تشتت در ميان مسئولين و دست اندركاران
نظام و جناحهاي سياسي يكي از تهديدات جدي براي نظام
اسلامي شمرده مي شده است . امروزه نيز كه نظام اسلامي از
جهات مختلف از جمله تهديد خارجي حساس ترين شرايط
تاريخي خود را سپري مي كند. اختلافات داخلي آن هم از سوي
كساني كه متوليان اين شجره طوبي محسوب ميشوند
مي رود تا
از سويي در داخل كشور موجبات ياس و نااميدي مردم را فراهم
آورده و از سوي ديگر دشمنان خارجي را به طمع انداخته
آنان
را براي دست اندازي در مقدرات يك ملت آزاده
اميدوار سازد.
اختلافات فكري عطيه اي الهي
نا گفته پيدا است كه اصل اختلاف فكر و سليقه نه تنها
مذموم نيست بلكه موافق طبع بشر و عطيه اي الهي است كه اگر
در مجراي صحيح خود قرار گيرد
موجب پيشرفت و توسعه
علوم و تمدن ساز خواهد بود. طبيعت انقلاب و نظام اسلامي نيز
اقتضا مي كند
باب گفتگو و مجادله نيكو
باز بوده
ديدگاههاي
مختلف ولو مخالف با يكديگر
آزادانه عرضه شود و به اعتقاد
امام « كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد » (1 ) اساسا اصل
پيدايش جمهوري اسلامي بر خلاف سنت رايج در حوزه هاي
علميه
حاصل برداشت نوي حضرت امام از آموزه هاي دين بوده
است كه اكنون بستر مناسبي را براي ابراز عقائد و ديدگاههاي
متفاوت فراهم آورده است لذا همه جريانات و گروه ها بايد اين
اصل را باور نمايند كه « انتقاد بجا و سازنده
باعث رشد جامعه
مي شود. انتقاد اگر به حق باشد
موجب هدايت دو جريان
ميشود . هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبراي از انتقاد ببيند . » (2 )
از سوي ديگر دو جناح عمده بايد بپذيرند كه « در اصول
مشتركند » و در نگاه امام « آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب
وفا دارند و دلشان براي كشور و مردم مي سوزد و هر كدام براي
رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظري دارند كه به عقيده
خود موجب رستگاري است . اكثريت قاطع دو جريان
مي خواهند كشورشان مستقل باشد » (3 ) اگر همه با اين ديد به
مسائل بنگرند
بسياري از معضلات و حيرتها برطرف مي گردد. با
اين نگاه حتي در ميان روحانيون نيز » انشعاب از تشكيلاتي براي
اظهار عقيده مستقل و ايجاد تشكيلات جديد به معناي اختلاف
نيست » (4 ) بلكه « اختلاف (مذموم ) در آن موقعي است كه خداي
ناكرده هر كس براي پيشبرد نظرات خود به ديگري پرخاش
كند » (5 ) به عبارت ديگر از منظر امام « تا زماني كه اختلاف و
موضع گيري در حريم مسائل مذكور (فكري ) است تهديدي
متوجه انقلاب نيست . اختلاف اگر زير بنايي و اصولي شد
موجب سستي نظام مي شود . » (6 )
عوامل تنش
گاهي اختلافات بين نيروهاي انقلاب به جايي مي رسد كه
بنظر مي رسد هر كس براي پيشبرد نظرات خود به ديگري پرخاش
مي كند و موجبات سستي نظام اسلامي را فراهم مي آورد. از نگاه
حضرت امام
اين اختلافات ناشي از عواملي است كه تا شناخته
نشده و ريشه كن نشود
اختلافات نيز برطرف نخواهد شد. اين
عوامل نيز به عامل دروني و عوامل بيروني تقسيم مي شود.
اساسي ترين عامل دروني انسان كه باعث اختلاف مي شود حب
نفس و مهمترين عوامل بيروني را واسطه ها و دشمنان خارجي
تشكيل مي دهند.
حب نفس
« ما و شما نبايد خودمان را بازي بدهيم . اختلاف ريشه اش
از حب نفس است . هر كس خيال مي كند كه من براي خدا اين آقا
را باهاش اختلاف مي كنم
يك وقت درست ببيند در نفس
خودش فكر كند ببيند ريشه كجاست . حسن ظن به خودش
نداشته باشد . (7 )
از اين رو اگر تمام انبيا در يك عصر جمع مي شدند
هيچ
اختلافي نداشتند براساس آموزه هاي اسلام
كسي كه حب نفس
ندارد و تابع شهوات زودگذر نيست
آنچه را براي خود
نمي پسندد براي ديگران نيز هم نمي پسندد. اين قاعده ايجاد
وحدت در جامعه است . در يك جامعه معنوي
افراد خود ساخته
« منيت » را كنار گذشته هر چيز را براي خدا و به نفع بندگان خدا
طلب مي كند.
از ميان مصلحان ديني
حضرت امام تنها شخصيت سياسي
است كه از پايگاه اخلاق و عرفان به سياست عزيمت كرده است .
لذا در طي چهار دهه حضور در صحنه سياست اسلامي مسائل
سياسي را از اين منظر تحليل مي كرده اند. امام در اولين سند
سياسي كه در سال 23 شمسي از خود بجاي گذاشته اند . قيام را
براي خدا دانسته اند و بر اين باورند كه اگر قيام و حركتي در اين
وادي براي خدا باشد
منجر به وحدت و هم دلي مي شود اما اگر
هرحركتي به اختلاف كشيده شده معلوم مي شود كه اصل قيام
براي خدا نبوده است بنابراين هر كجا اجتماع باشد
خدا در آنجا
حضور دارد و جايي كه فرديت منيت باشد خدا حضور ندارد .
بدين جهت امام به نيروهاي سياسي هشدار مي دهد
اختلافات
از شيطان و غيرخدائي است « اختلافات براي اين است كه انسان
هر كسي مي خواهد پيش خودش
براي خودش يك كاري انجام
بدهد
هر اختلافي از هواي نفس پيدا مي شود. وقتي انسان
بخواهد براي خودش يك مساله اي را درست كند
مي بيند كه آن
رفيقش شايد جلو بيفتد
اين يك قدري جلوتر مي رود
او يك
قدر يك وقت مي بينيد كه اختلاف حاصل مي شود « (8 )
تا خود حب نفس و پيروي از شهوات از جان آدمي زدوده
نشود نمي توان به وحدت واقعي اميدوار بود . صد البته كه
سياست مداران و كارگزاران حكومت بيش از ديگران در معرض
اين مرض قرار دارند چرا كه قدرت يكي از عواملي است كه فساد
مي آورد. و قبل از هر چيز نفس ضعيف را تباه مي كند. اگر چه
اصل قدرت براي گسترش خوبيها در عالم
يك فضيلت مي باشد
اما قابل انكار نيست كه فطرت كمال جويي و غريزه قدرت طلبي
انسان
دائما راه صحيح نمي پيمايد و گاه انسان را در دام حب
نفس
حب جاه و رياست گرفتار مي كند. بنابراين بر همه كساني
كه به قدرت و سياست دست رسي دارند و از مكتبي برخوردارند
بيش از ديگران لازم است كه مراقبه از نفس را در اولويت اول
قرار دهند.
هيچ كس
در هيچ مقامي نبايد خود را از شر شيطان مبرا
بداند. حب نفس « اين جريان و آن جناح نمي شناسد . رئيس
جمهور و رئيس مجلس و نخست وزير
وكيل
وزير و قاضي و
شورايعالي قضايي و شوراي نگهبان
سازمان تبليغات و دفتر
تبليغات
نظامي و غيرنظامي
روحاني و غيرروحاني
دانشجو
غيردانشجو
زن و مرد نمي شناسد و تنها يك راه براي مبارزه با
آن وجود دارد و آن رياضت است » (9 )
البته همه ما بعنوان انسانهاي غيرمعصوم نمي توانيم به طور
مطلق نفسانيت را از خودمان رانده و از كشش دروني بدور باشيم
اما نهايت سعي بايد صورت گيرد تا نفس سركش محدود و لجام
كنترل بر آن نهاده شود. اگر نمي توانيم قلبمان را از حب و بغض
برهانيم « اما قدرت اين را داريم كه جلوي خودمان را بگيريم
اظهار نكنيم ... تكليف الهي است كه اگر در دلمان
بعضي مان از
بعضي مان خوشش نمي آيد در مقام عمل
در مقام ذكر
در مقام
تبليغ
بر خلاف نفس خودش عمل بكند » (10 )
ملاك در كنترل نفس اين است كه يك مدير راضي شود افراد
شايسته تر از او در صورتي كه موجود باشند
سمت و منصب
اورا بعهده گيرند. اگر در نفس خود به اين امر رضايت داد بداند
كه يك چيزي از عالم غيب در او وجود دارد و اگر راضي نيست
فردي كه شايسته تر است جايگاه او را اشغال نمايد
اين نفسانيت
و غيرخدايي است .
واسطه ها
يكي از عوامل اختلاف و تشديد آن بين جناحهاي سياسي
افرادي هستند كه از اختلافات سود مي برند همه كساني كه در
نزاعهاي جناحي دخالت دارند قصد خير ندارند و دلشان براي
پيشرفت دين و ديانت و سربلندي نظام جمهوري اسلامي
نمي سوزد ولو به اين امر تظاهر نمايند. عده اي بخاطر بغضي كه
نسبت به اين نظام دارند يا به جهت منافعي كه از ميان اختلافات
عايدشان مي شود
در لباس دلسوزي بر اختلافات
دامن
مي زنند. به تعبير حضرت امام خميني (ره ) « بايد از واسطه هايي
كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل است
پرهيز
شود » (11 )
شناسايي اين افراد نيز چندان مشكل نيست . اين افراد
معمولا آتش بيار معركه اند
در هر موردي اظهار نظر كرده با
انگيزه خواني طرف مقابل را به كوچكترين چيزي متهم مي كنند.
بجاي « تاليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك
ساختن مواضع خدمت » (12 ) و تاكيد بر نقاط اشتراك بر نقاط
اختلاف و اختراق انگشت گذاشته بزرگ نمايي مي كنند. از
عجايب اين است كه همين افراد در عين اين كه بر آتش نزاع ها
مي دمند در همان حال دعوت به وحدت نيز مي نمايند. اينان در
واقع با يك تير دو نشان مي زنند اصل فراخواني به وحدت را در
جامعه لوث مي كند. سخت است اما غيرممكن نيست كه عقلاي
قوم افراد افراطي و واسطه هاي اختلاف را از جناح خود طرد و با
تاكيد بر نقاط اشتراك خوبيهاي جناح مقابل را به زبان آورده
بصورت علني و شفاف از آن تمجيد نمايند.
دشمنان
استكبار جهاني از جوانب مختلف از انقلاب اسلامي ضربه
خورده است . از دست دادن منافع مادي و معنوي در ايران
ومنطقه
ايجاد مشكل در روند تثبيت موقعيت اسرائيل در
جامعه جهاني
ممانعت از تك قطبي در نظام بين الملل
بيداري
ملتهاي مسلمان و... هر يك مي تواند عامل توجيه گر ضديت و
دشمني كينه توزانه با انقلاب اسلامي از سوي كساني باشد كه از
اين وضعيت متضرر شده اند . مهمتراينكه تثبيت و موفقيت يك
حكومت ديني در دنياي فعلي
به مفهوم زير سئوال رفتن تمام
مباني فكري و فرهنگي غرب محسوب مي شود . در چنين
شرايطي است كه آنان هم تمام توان و امكانات خود را براي در
هم كوبيدن اين نظام
بكارگيرند. يكي از عواملي كه آنان را نسبت
به سست كردن بنيادهاي حكومت ديني اميدوار كرده است ايجاد
اختلاف در بين اركان نظام و گروههاي سياسي مي باشد و
حضرت امام نيز بارها نسبت به آن هشدار داده اند.
« آمريكا ضربه از اسلام خورده است و از اسلام مي ترسد
ضربه از اين جوانهايي كه براي اسلام قيام كردند و جان دادند
وفداكاري كردند و از اسلام براي اين ضربه مي ترسد از اين
جهت تفرقه افكني دارد مي كند كه نگذارد اين اجتماعي كه با
وحدت كلمه
مقاصد خودشان را تا اينجا پيش بردند. بين راه
آنها را فلج كند نقشه اين است . » (13 )
دشمن از تمام توان امنيتي و تبليغاتي خود استفاده مي كند تا
به اين آرزو برسد. همه گروههاي سياسي بايد هوشيار باشند كه
نفوذ در بين گروههاي سياسي و ايجاد جنجالهاي جناحي براي
دشمن مونه زيادي ندارد. اما بايد توجه داشت كه راهكارهاي آن
بسيار پيچيده و با واسطه هاي بسيار مي باشد و دشمن فقط از
يك راه وارد نمي شود و با هيچ جناح هم عقد اخوت نبسته است .
در پايان اين هشدار امام به همه دلسوزان نظام گوشزد
مي شود كه :
« با اعمال شما مبادا اسلام فراموش بشود
با اعمال شما مبادا
اسلام دفن بشود. اگر دلسوز به اسلام هستيد دست از تفرقه
برداريد
اگر دلسوز به ملت هستيد دست از تفرقه برداريد
اگر
دلسوز به كشورتان هستيد دست از اين تفرقات برداريد » (14 )
پي نوشت :
1 ـ منشور برادري
صحيفه امام
ج 21
ص .177
2 ـ همان ص .179
3 ـ همان ص .178
4 ـ موافقت با تشكيل مجمع روحانيون مبارز
صحيفه
امام
ج 21
ص .28
5 ـ همان
6 ـ همان
ص .178
7 ـ همان
ج 18
ص .16
8 ـ همان
ج 20 ص .78
9 ـ همان
ج 21
ص .179
10 ـ همان ج 2 ص .229
11 ـ همان
ص .180
12 ـ همان
13 ـ همان ج 12 ص .76
14 ـ صحيفه امام ج 8 ص .481
گاهي اختلافات بين نيروهاي انقلاب به جايي
مي رسد كه بنظر مي رسد هركس براي پيشبرد نظرات
خود به ديگري پرخاش مي كند و موجبات سستي
نظام اسلامي را فراهم مي آورد. از نگاه حضرت
امام
اين اختلافات ناشي از عواملي است كه تا
شناخته نشده و ريشه كن نشود
اختلافات نيز برطرف
نخواهد شد
حضرت امام خميني :
بايد از واسطه هايي كه فقط كارشان القاي بدبيني
نسبت به جناح مقابل است
پرهيز نمود.
حضرت امام خميني :
با اعمال شما مبادا اسلام فراموش بشود
با اعمال شما
مبادا اسلام دفن بشود. اگر دلسوز به اسلام هستيد
دست از تفرقه برداريد
اگر دلسوز به ملت هستيد
دست از تفرقه برداريد
اگر دلسوز به كشورتان هستيد
دست از اين تفرقات برداريد.

| |