درباره جشنواره نمايشهاي طنز
اصفهان
معصوم چابك
اشاره
در بولتن شماره اول دومين جشنواره بين المللي نمايشهاي طنز
تيتري توجه همگان را به خود جلب مي كرد « بنايي كه پابرجا شد » . اين
عنوان درشت و شعارگونه موجب شد تا نگارنده كم و كيف اين دو دوره
جشنواره را در كفه قياس گذاشته و آن را مورد نقد و بررسي قرار دهد
كه آيا به واقع اين بنا « جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان » ـ از معماري
درست و اصولي پيروي مي كند يا اينكه تنها جنبه آماري و باسمه اي و...
دارد. آنچه در پي مي آيد
از لابلاي بولتن دو دوره جشنواره طنز
و هم
صحبتي با هنرمندان شركت كننده به رشته تحرير درآمده كه اميد
است مقبول افتد
از طنز چه مي دانيم !
اشارات مختلفي درباب طنز و تعاريف آن شده كه بهتر است
توضيحات را از زبان كساني نقل كنيم كه صاحب نظرند يا اينكه
خود را صاحب نظر مي دانند :
در كتاب « طنز و شوخ طبعي در ايران » به قلم دكتر علي اصغر
حلبي « طنز » اين گونه تعبير و تعريف شده : « طنز كه در ادبيات
عربي آن را معادل « اسكافينگ » و گاه معادل « آيردنيكال ماكر » در
انگليسي به كار مي برند
« به مسخره از فردي يا جمعي سخن
گفتن و استهزاكردن » است .
« نوعي از آثار ادبي كه در برشمردن زشتيها و رذايل فردي يا
جمعي و آگاه كردن مردم به آنها مي كوشد كه به گفته
« اوكتاويوپاز » به هرچه اشاره مي كند مبهم و دوپهلويش
كند »
اردشير صالح پور در بولتن شماره دومي نخستين جشنواره
نمايشهاي طنز
آن را اين گونه تعريف كرده : « طنز
جمع نقيضين
است . هنگامي كه تراژدي پابه پاي كمدي بر لبه تيغ دودم و
دوسويه در پرتگاهي
انسان را به هنجار هشيار كند و در تحريكي
عدالتخواهانه و شوخ طبعانه آدمي را به شيرين خندي و
تلخ انديشي متوجه سازد. در فطرت و ذات طنز همواره آگاهي و
اصلاح عيوب و نقايص مستقر است .
مسجد جامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پيامهاي
خود به اولين و دومين جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان ـ طنز را
عالي ترين مرحله كمدي محسوب كرده و آن را نشاني از بالندگي
هرجامعه شمرده و ايجاد طراوت و تنوير افكار و ترويج اميد و
دستيابي به حقيقت و كمال را غايت اين هنر دانسته
است .
به هرحال طنز را در زبان فارسي معادل مسخره كردن
طعنه
زدن
سرزنش و كنايه گفتن
به كار برده اند و در اصطلاح اديبان
اظهار يك معني خلاف آن معني كه ظاهرا و بعضا با شيريني كلام
ادا شود تعريف شده است . چنانكه مولانا در مثنوي گويد :
سالها جستم نديدم زو نشان جز كه طنز و تسخر اين سرخوشان
كمدي يا طنزـ كداميك
تئاتر را در دنيا به دوگونه تراژدي و كمدي مي شناسند.
هركدام از اين گونه ها به اندازه كافي در كتب مهم تئاتر معرفي
شده اند و پرداختن به آنها تكرار مكررات است
اما علت مطرح
كردن موضوع اينست كه در هيچيك از كتب و مراجع معتبر
تئاتري
گونه اي مستقل به نام طنز در تاريخ تئاتر دنيا وجود
نداشته است .
در ادبيات دراماتيك استفاده از كلمه طنز به عنوان قالب يا
شيوه درست به نظر مي رسد
چرا كه طنز از ماهيت حوادث
نمايشنامه
داستان و شعر و... برمي خيزد. چنانكه داريوش
مودبيان در همايش تخصصي اولين جشنواره نمايشهاي طنز
اصفهان براين نكته اشاره داشته وچنين گفت : « سخن از طنز
نمايشي است و در نقد و بررسي
اين عنوان جديدي است
زيرا
بيشتر بايد در اين مقوله از كمدي صحبت كنيم ... »
واژه طنز در نمايش با مسامحه به كارگرفته مي شود. در
نمايش اطلاق كمدي كافي است هنگامي كه از طنز سخن به ميان
مي آيد به سراغ شعر و ادبيات مي رويم . در عرصه ادبيات
دراماتيك (نمايش و نمايشنامه ) عنوان كمدي بايد به كار گرفته
شود چرا كه طنز قالب نيست . مضمون هم نيست . آن جوهره
كمدي و حركت پويايي درون آن است كه خنده را ايجاد مي كند.
طنز چرخه اي است بين انديشه و خنده . هنگامي كه كمدي
مي سازيم هدف ما حركت چرخه طنز است . با اين حال واژه طنز
و طنازي در ادبيات كتبي و شفاهي ما عنوان غريبي نيست . با
تطور در فرهنگ و هنر اين مرزوبوم و در برخورد با مطالبات
كلامي ـ فكاهيهاـ ضرب المثلها و مثلها و شوخيها و در مواجهه
با صاحبان قلم و انديشه چون عبيد زاكاني ـ مولاناـ سعدي
نظامي و... ايرج ميرزاـ علي اكبردهخدا ـ سيداشرف الدين
حسيني
عباس توفيق و... به قدمت طنز و طنازي پي خواهيم
برد.
گرم مهر و نرم چهروزود صلح و ديرجنگ
تازه روي و عشره جوي و بذله گوي ونكته ياب
(ناظم الاطبا)
كمدي اصفهان و جشنواره طنز
« در شيوه نمايشهاي شادي آور سنتي اصفهان قدمت و
اصالتي درخور توجه مشاهده مي شود. به خصوص كه سليقه و
خصلتهاي بومي اصفهان به غالب اين نمايش رنگي يگانه زده
مثلا « بقال بازي » اصفهاني است كه ويژگيهاي آن حتي در كتب
قرن نوزدهم نيز به ثبت رسيده است . رايج ترين و معروفترين
نمايشهاي شادي آور سنتي « وحوضي » اصفهان « حاج آقا
سورمه اي » است كه اساس آن بر بديهه سازي است .
بنابراين متني از پيش نوشته شده وجود ندارد و توفيق آن به
حضور ذهن بازيگر و توانايي اش در حاضر جوابي است . حاضر
جوابي كه از خصلتهايي است كه به اصفهانيها نسبت مي دهند با
اتكا به اين ويژگي نمايش در اصفهان گسترش خارق العاده اي
پيدا مي كند
تا جايي كه حدود 50 تا 60 سال پيش بزرگترين
گروههاي روحوضي به اصفهان كشانده مي شوند . از سال 1267
ه' . ش عده اي از جوانان ارامنه در جلفاي اصفهان گردهم آمدند
و انجمني به نام باشگاه تياتر را تاسيس كردند و... »
اردشير صالح پور در خصوص انتخاب شهر اصفهان به
عنوان ميزبان جشنواره نمايشهاي طنز چنين عنوان كرد : « دلايل
زيادي دست به دست هم داد تا اين اتفاق مبارك برخلاف پيچ و
تابهاي مختلف و مشكلات در اين شهر سامان بگيرد سابقه
ديرينه تئاتر و فرهنگ نمايش در اصفهان كه نخستين تلاشهايش
به دوره صفويه برمي گردد و نيز حضور اقليت ارمني كه به نوعي
در شكل گيري اين پايتخت فرهنگي موثر بوده اند
پيدايي
گروههاي نمايشي در صدسال اخير و دستيابي به نوعي كمدي
ويژه موسوم به « كمدي سفيد » كه برخاسته از همين ديار است و
همچنين استمرار و تداوم تئاتر در اين ديار تا دوره هاي اخير
به
همه اينها بايد عنصر ديگري را نيز اضافه كرد كه نشان از ذوق و
قريحه و بذله گويي ونكته سنجي و حضور ذهن و حاضر جوابي
تبار و نژاد اصفهاني دارد » .
اما اين نكته را ناگفته نگذارم كه اصفهان برخلاف قابليتها و
زمينه هاي بسيار براي توليد تئاتر
طي ساليان اخير رويدادهاي
جدي و محمل و جايگاهي خاص براي اجراي تئاتر نداشته
است
با اين دلايل و زمينه ها مركز هنرهاي نمايشي با
كارشناسي هاي متعدد پيشنهاد جشنواره طنز را براي اصفهان در
رديف « سلسله جشنواره هاي موضوعي » مطرح ساخت كه اين
اتفاق هم اكنون ... »
پرهيز از قدمت و سابقه ديرينه نمايشهاي مردمي در اصفهان
و ضرورت برگزاري آن در اين شهر و دلايلي كه مسئولين براي
برگزاري آن مطرح كرده اند
توجه به اين نكته مهم است كه آيا
جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان از سلسله جشنواره هاي
موضوعي است يا خير.
با نگاه اجمالي به نمايشهاي به اجرا درآمده در دو جشنواره
نمايشهاي طنز اصفهان به اين نكته پي خواهيم برد كه غالب آثار
شركت كننده ساختار سنتي و آييني داشته اند
حال آنكه مركز
هنرهاي نمايشي به شكل دو سالانه جشنواره اي را موسوم به
سنتي و آييني برگزار مي كند كه بخشهاي آن با بخشهاي مختلف
اين جشنواره همسان بوده و شايد تفاوت آن اجراي آثار كلاسيك
كمدي و نمايشنامه هاي خارجي است كه با بين المللي شدن
جشنواره سنتي و آييني اين مشكل در حال حل شدن است .
مضاف بر اينكه تجربه نمايشنامه هاي خارجي و غيربومي نيز در
جشنواره سنتي و آييني پيشين وجود داشته است .
بانگاهي گذرا و تعمق در گفتگوهاي مسئولين در بولتن و
جرايد و بررسي آثار شركت كننده در دو جشنواره طنز اصفهان
در همسان بودن دو جشنواره طنز اصفهان و سنتي و آييني پي
خواهيم برد : به گفته اردشير صالح پور در بولتن شماره دوم
نخستين جشنواره نمايشهاي طنز توجه كنيد تا به صحت اين
موضوع پي ببريد. در اين جشنواره در اولين گام سعي شده است
كه از نمونه ها وگونه هاي مختلف كمدي استفاده شود . حتي
بعضي از آيينها وسنتهاي كمدي و روشهاي نمايش ايراني كه به
نوعي از كمدي بهره دارند
در اين مجموع قرار مي گيرند. از
خيمه شب بازي عروسكي گرفته تا تعزيه هاي شاد كه اولين بار به
طور رسمي به آن پرداخته مي شود وآيينهاي سنتي كه
از...)
آياجشنواره سنتي وآييني اهداف ديگري را جستجو مي كند
چه تفاوت عمده اي بين جشنواره سنتي و آييني وطنز اصفهان
وجود دارد. اگر در جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان
بخش
تعزيه هاي محزون را نيز بگنجانيم همان جشنواره سنتي و آييني
نيست .
در اين وانفساي مالي كه گريبان تئاتر مملكت را گرفته به
طوري كه بخش عمده اي از بدهي هاي جشنواره تئاتر فجر سال
گذشته و اقساط برخي گروهها كه از اجراي عموم آنها ماههاست
مي گذرد
هنوز پرداخت نشده
صرف بودجه جديد براي
جشنواره اي كه كپي دست چندم جشنواره سنتي و آييني است
چه مزيتي براي تئاتر ايران دارد
اگر مركز هنرهاي نمايشي
سياستي مبني بر راه اندازي
جشنواره هاي موضوعي در استانهاي كشور را پيگيري مي كند
مي بايست دلايل محكم و قانع كننده اي براي حضور و تولد
جشنواره اي ديگر داشته باشد. شايد حذف جشنواره سنتي
وآييني و برگزاري آن در اصفهان مي توانست مشروعيتي به اين
جريان بدهد امالله
ثكيفيت برگزاري جشنواره نمايشهاي طنز
اولين و دومين جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان با دو
شرايط كاملا متفاوت برگزار گرديد.
جشنواره نخست كه طبق فراخوان قرار بود در 25 مرداد 81
ومتناسب با فصل تابستان برگزار شود به خاطر تغييرات در بخش
مديريتي ارشاد اصفهان و مشكلات اداري در زمان پيش بيني
شده برگزار شد و به چند ماه بعد يعني 16 لغايت 21 آذرماه
موكول گرديد. گروههاي پذيرفته شده در اين جشنواره پس از
تاخير چند ماهه نمايش هاي خود را در جشنواره به صحنه
بردند
فصل زمستان
فقدان امكانات لازم براي برگزاري يك
جشنواره
نبود سالن مناسب
عدم حمايت مادي و معنوي
ازگروهها تاثير نامطلوبي روي جشنواره گذاشت .
كما اينكه مدير كل اداره ارشاد اصفهان هم كه در بولتن
نخستين جشنواره بر اين ضعف اذعان داشت
چنين نظر داد :
« همان طور كه قبلا هم اشاره شد
وضعيت در زمينه فضاهاي
كار
وضعيت چندان مطلوبي نيست و در حد پاييني است و از
طرف ديگر در شرايط موجود اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي
اصفهان داراي امكانات مالي براي حمايت از گروهها نيست . ما
ناگزير هستيم نمايشها را در مكانهاي ديگري كه براي اجراي
تئاتر طراحي نشده اند و عمدتا در سينماها اجرا كنيم ... »
نگار نادري يكي از كارگردانان شركت كننده در نخستين
جشنواره طنز در يادداشتي در بولتن جشنواره چنين گفت « ..در
شمال كشور وقتي كار گره مي خورد
مردم معتقدند كه كار بدون
نام خدا آغاز شده
حال اين جشنواره مرا به ياد همان مثل
قديمي گيلان مي اندازد. تاخير در بازبيني آثار و در پي آن اعلام
نتايج تا چند وقت پيش
همه و همه باعث شده كه كيفيت
جشنواره افت پيدا كند. و بيشتر برگزاري آن رفع تكليف و نمايش
ستادي باشد تا يك جشنواره تخصصي طنز.
در دومين جشنواره طنز اين سراسيمگي و عدم هماهنگي و
قانونمند نبودن جشنواره بيشتر به چشم مي خورد به طور مثال
نمايشهاي پذيرفته شده در مرحله بازخواني ده روز قبل از
برگزاري جشنواره مورد بازبيني قرار گرفت .
نكته تاسف برانگيز تر اين مرحله پذيرفته شدن چند نمايش
و راه يابي به دومين جشنواره نمايشهاي طنز است كه به هيچ
عنوان اسامي آن نمايشها در جدول بازبيني وجود نداشت .
جالبتر آنكه طي نامه اي كه روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي
به جرايد ارسال نموده اسامي اعضاي هيئت بازبين دومين
جشنواره نمايش طنز اصفهان متشكل از آقايان محمود استاد
محمد
داود فتحعلي بيگي
مسعود عابدين نژاد
خسرو ثقفيان و
خانم مريم موحديان معرفي گرديدند. حال آنكه نگارنده در
مورخ 13 مرداد در محل اداره تئاتر شاهد بازبيني دو نمايش گپ
صبحگاهي ونامرده بوده كه تنها اردشير صالح پور و داود فتحعلي
بيگي اين دو اثر را مورد ارزيابي قرار داده اند.
از آنجايي كه اردشير صالح پور به عنوان بازبين اعلام
نشده اند
بنابراين آثارتوسط يك بازبين مورد ارزشيابي قرار
گرفته است !!
نكته تاسف بار ديگر بازبيني نشدن برخي از نمايشهاي
پذيرفته شده است كه درليست بازبيني قرار داشت
از آن جمله
مي توان به نمايش « واضح ومبرهن است » كار علي فرحناك از
استان قم اشاره نمود.
آن طور كه مشخص است مسئول دبيرخانه مركز هنرهاي
نمايشي كه در هر دو دوره جشنواره طنز اصفهان مسئوليتي را
برعهده داشته راسا خود آثار را گزينش مي نمود. به طور نمونه
نمايش « محاله فكر كنيد
اينطوري هم ممكنه بشه » كار سيما
تيرانداز و « حاشيه اي بر خسرو شيرين » كار داريوش رعيت
بي آنكه نام اين نمايشها در ليست بازبيني تهران باشد در دومين
جشنواره طنز اصفهان در بخش مسابقه حضور يافت و جالبتر آن
كه نمايش حاشيه اي بر خسرو و شيرين سال گذشته با عنوان
كوليها با همان كارگردان و عوامل اجرايي توسط مسئول
دبيرخانه مركز هنرهاي نمايشي انتخاب و در بخش مسابقه اولين
جشنواره طنز اصفهان به اجرا در آمده است !!
اصفهان گر چه تمام تلاشش براي بهينه برگزار نمودن
جشنواره بود و سعي داشت با شاخ و برگ دادن به جشنواره
مثل دعوت از چند كشور نزديك كه ميهمانان هميشگي
جشنواره هاي مختلف كشورمان بودند ( به جز فرانسه كه آن هم
تنها نامش در جدول ديده مي شد و در جشنواره حضور نداشت )
جنبه بين المللي به جشنواره بدهد و يا اينكه همايش تخصصي با
حضور سخنرانان برگزار نمايد و نكوداشتي براي هنرمندان
پيشكسوت در عرصه طنز برپا كند و تركيب ونحوه داوري
متفاوتي را تجربه نمايد
و آفتابه و لگن را هفت دست كند
اما
بضاعت پاسخگويي به خواسته هاي ابتدايي گروههاي شركت
كننده اعم از سالن آبرومند نمايش
كمك هزينه مناسب جهت
ساخت وساز دكور
اياب و ذهاب و اسكان و پذيرايي متناسب
عنوان بين المللي را نداشت . از طرفي كيفيت آثار شركت كننده در
اين جشنواره بين المللي
تعريف مشخص نداشتن از مفهوم طنز
نمايشي
نوع و نحوه انتخاب برخي از آثار شركت كننده كه پيشتر
اشاره شد
در اين عدم توفيق مزيت بر علت گرديد.
حال با اين اوصاف با چند سئوال اساسي روبرو هستم .
ضرورت برگزاري اين جشنواره با اين همه مشكلات چه بود اگر
اين جشنواره بابودجه قابل توجه اش برگزار نمي شد و اعتبار دو
دوره جشنواره طنز صرف اقدامات پايه اي و اساسي تئاتر ـ كه
بارها بارها به اهم آن اشاره شده ـ مي گرديد بهتر نبود تجربه
نشان داده كه تولد و افزوده شدن بر جشنواره هاي تئاتر
گره اي
از مشكلات باز نكرده بلكه خود تبديل به نوعي بيماري لاعلاج
در تئاتر شده است .
دو خشت جشنواره نمايشهاي طنز اصفهان بد يا خوب
نهاده شده و مقرر شده كه پا بر جا بماند
حال اگر قرار است اين
جشنواره و جشنواره هاي ديگري كه به صد بهانه واهي متولد
مي شوند به حيات خود ادامه دهند
اصل تجربه و تجربه گري
رها نكردن گروهها
اشتغال زايي از اين طريق
حمايت مادي و
معنوي و برخورد فرهنگي و جريان ساز با نمايش و جشنواره
داشتن به دور از نگاه آماري
استفاده از افراد متعهد ومتخصص
ودلسوز و.. صدهانكته تكراري كه بارها گفته شده
فراموش
نشود.

*****
تبريكي براي نابودي تئاتر!
|

در حاشيه رويدادهاي تئاتري
تبريك به رئيس مركز هنرهاي نمايشي
« عباداله كريمي » نويسنده و كارگردان تئاتر كه هم اكنون
بازرس خانه تئاتر است
در گفت وگو با ايسنا به نقد سياست هاي
مركز هنرهاي نمايشي پرداخته است . وي در آغاز گفته هاي خود
تاكيد مي كند : « زماني مي توان درباره كيفيت تئاتربحث كرد كه
هنرمند تئاتر اجازه نفس كشيدن داشته باشد. وي با بيان اين
مطلب ادامه مي دهد : « نگاهي به وضعيت فروش نمايشهاو
استقبال تماشاگران و... نشان مي دهد كه اين تئاتر
تئاتري نيست
كه رو به گسترش باشد. ممكن است آقاي شريف خدايي مدام
تبليغ كند كه تئاتر ماچنين وچنان است
اما افرادي كه در بطن
قضايا هستند مي دانندكه تئاتر ما آينده اميدواركننده اي
ندارد.
وي درباره ارزيابي عملكرد شوراي نظارت وارزشيابي دربالا
بردن سطح كيفي نمايشها مي گويد : « به شخصه نگاه حسين
مسافرآستانه و شخصيت او را مثبت مي دانم .ايشان دلسوز تئاتر
است اما شرايط به او اين اجازه را نمي دهد كه به دنبال كيفيت
تئاتر برود وبايد ببينيم كه آياامكانات تعيين كننده است يا ديدگاه
آقاي مسافر.
وي مدعي شد : « درتئاتر امروز ايران
تنها يك نفر تصميم گيرنده
است كه همان آقاي شريف خدايي است و ايشان باعث نابودي
تئاتر ايران شده و بايد به ايشان تبريك گفت
چون دراين كارش
هم موفق بوده است .حالا آقاي مسافر هر چقدر تلاش كند
بازهم
راه به جايي نمي برد .
وي درادامه با انتقاد از روش برگزاري جشنواره مي گويد : « امروزه
بيش از خود تئاتر
جشنواره داريم . معلوم نيست حاصل اين
جشنواره ها چيست .اين جشنوارها اگر براي تئاتر آب ندارد
براي
بعضي
نان دارد.!
وي بانامطلوب خواندن وضعيت فعلي تئاتر گفت : « چندان به
آينده تئاتر اميدوارنيستم وبه اين نتيجه رسيده ام كه تئاتر به
يونان باستان و روم قديم تعلق دارد و دست كم در كشور ما
جايگاه چنداني ندارد و در حال حاضر تئاتر ايران
هياهوي
بسيار براي هيچ است .
كريمي تصريح كرد : « زماني مي توانيم درباره كيفيت نمايشها
بحث كنيم كه ملاك قابل مقايسه اي داشته باشيم .به جز چند
استثنا اگر آثار نمايشي فعلي را با آثار دهه چهل يا حتي دهه
شصت مقايسه كنيم
متوجه مي شويم كه تئاتر ما از نظر كيفي
آثار قابل توجهي عرضه نكرده است و حتي تئاتر تجاري خوب
هم اجرا نمي شود. بسياري از كارهاي تجاري آثاري آن سوي
ابتذال هستند.
وي تئاتر امروز ايران را تئاتري توصيف كرد كه اعتراض همه
هنرمندان را برانگيخته است . وي گفت : « زماني كه آقاي مسافر از
كيفيت تئاتر حرف مي زند
دلش براي تئاتر مي سوزد
چون
خودش تئاتري است واميدواريم روزي برسد كه تمام
تصميم گيرندگان تئاتر مملكت از سلك او باشند و
تصميم گيري ها به عهده خود تئاتري ها باشد.
وي اظهار تاسف كرد : « درچند سال اخير به جز چند مورد
استثنا شاهد هيچ كار ماندگاري نبوده ايم و بعد از ده دوازده سال
دو باره به نمايش مريم ومرداويچ بهزاد فراهاني پناه مي بريم
واين چنين است كه بايد بگوييم سال به سال دريغ از پارسال »
بازبيني طاقت فرساي جشنواره نمايش هاي سنتي
طي چهار روز آخر هفته گذشته گروه كارشناسي داوران مركز
هنرهاي نمايشي به بازبيني نمايشهاي جشنواره بين المللي
نمايشهاي سنتي وآييني پرداختند. اين كارشناسان عبارت بودند
از : دكتر محمود عزيزي
محمود استاد محمد و حسن فتحي .
نكته جالب اين بازبيني
كشيده شدن كار به اواخر شب بود. چرا
كه تعداد گروه هاي متقاضي پذيرفته شده در اين جشنواره نسبت
به ايام بازبيني بيشتر بود.
همچنين گروه ديگري از كارشناسان كه احتمالا عبارتند از : محمد
ناصر بخت
مجيد جعفري و يك كارشناس ديگر
از اواسط همين
هفته بازبيني نمايشهاي شهرستاني را آغاز كرده اند.
جشنواره نمايشهاي سنتي و آييني اوايل مهرماه در تهران برگزار
مي شود.
شماره تازه صحنه منتشر شد.
شماره دهم دوره جديد مجله صحنه به سردبيري
دكترپوررعنائيان منتشر شد.ماهنامه صحنه اختصاصا در باره
تئاتر است و دبيران بخش هاي مختلف اين مجله كه عبارتند از :
مهرداد راياني مخصوص و سعيد اسدي
از استادان تئاتر و
دانشگاه هستند كه تلاش دارند مجله اي علمي وتحليلي منتشر
كنند.اما در همين شماره مطلبي با عنوان فرياد دانشجويان و
استادان تئاتر را بشنويم به چاپ رسيده است كه در آن به نقص
هاي سيستم آموزشي تئاتر در دانشگاهها پرداخته شده است . از
جمله نقل قولهاي درشت شده در اين مطلب مي توان به اين
موارد اشاره كرد : « عبدالحي شماسي : يك جورهايي تدريس كردن
آسان شده وچون فرمول مشخص در تئاتر ندارد
هر كسي هر
چيزي كه مي خواهد مي گويد. دكتر فرشيد ابراهيميان نيز در نقل
قولي اشاره كرده كه : « دانشجويي كه مشكل پرداخت شهريه دارد
بايد كار كند وبالطبع سر كلاس حضور پيدا نمي كند.پول در
مي آورد تا شهريه دهد وفقط واحد پاس نمايد و سر كلاسها
حاضر نمي شود وآموزش را فرا نمي گيرد »
قطب الدين صادقي نيز در بخش ديگري از همين مطلب گفته
است : « دانشجويان ما فضاي كافي براي تمرين و اجرا ندارند و
براي همين آويزان تئاتر شهر و جشنواره ها مي شوند. دانشجوي
ما فضاي ابداع
نفس كشيدن و آزمون ندارد » . عليرضا خمسه هم
اظهارنظر كرده است : « مسايل دانشگاه ها مثنوي هفتادمن است .
اگر دردم يكي بودي چه بودي به جز نيروي جوان كه آمادگي
پذيرش مطالب جديد را دارد
هيچ چيز اميدوار كننده اي وجود
ندارد و سرانجام مهرداد راياني مخصوص گفته است : « رابطه
معقولي بين سيستم آموزشي و سيستم اجراي تئاتر وجود ندارد
و هر كدام ساز خود را مي زنند » .

| |