نشست شش جانبه پكن در باره بحران كره شمالي در حالي
پايان يافت كه هيچگونه نتيجه محسوسي از اين اجلاس بيرون
نيامد. اين
نخستين بار بود كه يك اجلاس با تركيب چند مليتي
پيرامون اين مسئله تشكيل مي شد. هر چند برخي
اجلاس پكن
را در تاريخچه بحران شبه جزيره كره يك تحول خوانده اند ولي
بسياري از تحليل گران
اين خوش بيني را رد مي كنند. واقعيت
اين است كه تا زماني كه مولفه هاي موثر در اين بحران همچنان به
قوت خود باقي است هرگونه اميدواري نسبت به گشايش در اين
بحران يك توقع بي اساس است .
آمريكا اصرار دارد كره شمالي بدون قيد و شرط
فعاليت هاي هسته اي خود را متوقف كند. واشنگتن
فعاليت هاي
هسته اي پيونگ يانگ را خطري براي امنيت و منافع خود و
متحدينش در منطقه جنوب شرق آسيا
قلمداد مي كند. در اين
ميان كره شمالي نيز ضمن درخواست تجديد نظر واشنگتن در
قبال اين كشور
بر امضاي پيمان عدم تعرض از سوي آمريكا
اصرار مي ورزد.
بحران كره شمالي از مهرماه گذشته
يعني زمانيكه اين كشور
اعلام كرد به دليل سياست هاي آمريكا
ديگر به پيمان منع
گسترش تسليحات اتمي كه در سال 1373 ميان دو كشور منعقد
شد
پايبند نيست
تشديد شد. تعيين تاريخ براي برگزاري دور
دوم مذاكرات
تنها دستاورد اجلاس پكن به حساب مي آيد كه با
توجه به واكنش كره شمالي
حتي احتمال برگزاري دور دوم اين
مذاكرات نيز با ترديد روبروست .
كره شمالي اعلام كرده است همه انتظارها و توقعاتي كه از
مذاكرات 6 جانبه پكن داشته به خاطر سياست هاي خصمانه
آمريكا نه تنها برآورده نشده بلكه به « بازي و ريشخند » گرفته
شده است . در اين ميان
نماينده چين در مذاكرات نيز مهمترين
مانع در پيشرفت مذاكرات را عملكرد آمريكا اعلام كرد.
برخي ديدگاه ها بر اين اصل استوار است كه آمريكا اصولا
رغبتي به حل بحران كره شمالي ندارد و استراتژي واشنگتن در
اين منطقه ادامه بحران است . طرفداران اين ديدگاه معتقدند
وجود يك منبع بحران دستاويز مناسبي براي ادامه حضور
آمريكا در اين منطقه است . از نگاه طرفداران اين ديدگاه
واشنگتن با استفاده از اين مستمسك
هم براي حضور هزاران
نظامي خود در كره جنوبي و ژاپن پاسخ دارد و هم افكار عمومي
آمريكا را متقاعد مي كند كه كره شمالي خطري براي امنيت اين
كشور است تا در پوشش آن
بودجه هاي كلان دفاعي در نزد
ماليات دهندگان آمريكا را توجيه نمايد.
تجربه چند سال گذشته نشان داده است هر زمان كه
تهديدهاي آمريكا عليه كره شمالي پررنگ تر شده روابط دو كره
نيز متشنج تر گشته و سايه صلح از منطقه دورتر شده است و
هرگاه اين تبليغات و تهديدات كاهش يافته
دو كره گامهاي
موثري در جهت صلح و اتحاد برداشته اند در اين ميان مي توان
مشخصا به مسئله احداث خط آهن ميان دو كشور و آزاد شدن
ديدار مردم دو كره اشاره نمود كه اين روند تا دو سال قبل
يعني
زمانيكه بوش كره شمالي را در محور به اصطلاح شرارت قرار داد
و تهديد به اقدام عليه اين كشور كرد
ادامه داشته است .
برخي گزارش ها حاكي از احتمال انجام آزمايش هسته اي
توسط پيونگ يانگ در روز 18 شهريور يعني سالروز اعلام
رسمي موجوديت كره شمالي است . در همين چارچوب اقدام
ژاپن بلافاصله پس از اجلاس
مبني بر اختصاص بودجه دفاعي
كلان براي ايجاد يك سپر دفاع موشكي حكايت از آن دارد كه
بحران در منطقه همچنان در حال تعميق است و چشم انداز
روشني در اين شبه جزيره
حداقل در آينده نزديك مشاهده
نمي شود. اين تحولات مويد اين نكته است كه تا زمانيكه
واشنگتن در اين منطقه حضور دارد و استراتژي تهديد عليه كره
شمالي را دنبال مي كند اميدواري نسبت به حل اين معضل كه از
نيم قرن پيش گريبانگير اين منطقه است بيهوده است . تنها با
خروج نيروهاي آمريكايي از اين منطقه و تغيير سياست هاي
واشنگتن مي توان انتظار بازگشت صلح و آرامش به اين منطقه را
داشت .

*****
سي دي هاي شكنجه و اعدام مردم
عراق در بازارهاي بغداد
|
در حال حاضر سي دي هائي در شهرهاي عراق به فروش
مي رسد كه در آنها شكنجه و اعدام اتباع عراق در دوران حكومت
صدام حسين به نمايش گذاشته مي شود. اين سي دي ها با استقبال
مردم عراق روبرو شده و فروشگاههاي نوار و سي دي با به نمايش
درآوردن صحنه هاي شكنجه و اعدام مخالفين عراقي مردم را به خريد
آنها تشويق مي كنند.
بسياري از خانواده هاي عراقي كه يك يا چند عضو خانواده خود
را در دوران حكومت صدام از دست داده اند اين نوارها و سي دي ها
را خريداري مي كنند تا بلكه بتواند اطلاعاتي از وابستگان خود
بدست آورند. در اين سي دي ها شكنجه شيعيان جنوب عراق پس از
انتفاضه سال 1370 ديده مي شود . انتفاضه مردم شيعه بدنبال جنگ
خليج فارس آغاز شد زماني كه نيروهاي امريكايي براي اخراج
نيروهاي عراقي از كويت وارد عمل شدند.
شركت كنندگان در انتفاضه اكثرا از اهالي كربلا و نجف بودند كه
توسط عوامل صدام دستگير
شكنجه و اعدام شدند.
در صحنه هائي كه در اين سي دي ها عرضه مي شود
علي حسن
المجيد پسر عموي صدام حسين معروف به « علي شيميائي » شخصا
ديده مي شود كه جوانان عراقي را شكنجه مي كند
وي عامل بمباران
شيميائي كردهاي عراقي در شهر حلبچه مي باشد.
عراقي ها علاقه وافري نسبت به اين سي دي ها نشان مي دهند.
« علي احمد » مي گويد كه عراقيها پس از سالها اختناق مي خواهند
ببينند چگونه فرزندانشان توسط عوامل صدام حسين شكنجه و اعدام
شده اند.
عبدالمحسن الخياط روانشناس عراقي درباره استقبال مردم از
اين سي دي ها مي گويد : شايد برخي از افراد دنبال بستگان مفقود خود
هستند و برخي از نوجوانان و جوانان علاقه وافري به ديدن اين
صحنه ها از خود نشان مي دهند.
گفته مي شود رژيم صدام حسين بين 5 تا 7 ميليون نفر را شكنجه
و بسياري از آنها را اعدام كرده است . سازمان بين المللي حقوق بشر
تعداد مفقودين در دوران حكومت صدام حسين را 250 هزار نفر
اعلام كرده است .

*****
« 20 شهريور » ;
بازنگري پرونده يك حادثه
|

يكي از مقامات سابق كابينه توني بلر از عوامفريبي آمريكا در
رابطه با حادثه 20 شهريور سال 1380 پرده برداشته است وزير
سابق محيط زيست انگليس
نبرد با تروريسم توسط آمريكا را
پوششي دروغين براي تحقق سلطه كامل جهاني اين كشور تلقي
كرده است . « مايكل ميچر » با گشودن يك بحث جديد در مورد
نيات واقعي دولت آمريكا در جنگ با تروريسم اعلام كرد كه
آمريكا از رويداد 20 شهريور 1380 به عنوان ابزاري براي
توسعه و تحكيم سلطه خود بر سراسر جهان سو استفاده كرده
است .
ميچر در مقاله اي كه در شماره روز شنبه هفته جاري روزنامه
« گاردين » چاپ لندن منتشر كرد
نوشته است كه هيات حاكمه
آمريكا آگاهانه اجازه وقوع حملات 20 شهريور را داده تابتواند
شرايطي را براي حملات نظامي به افغانستان و عراق و اشاعه و
تثبيت ديدگاههاي جنگ طلبان و سلطه جويان آن كشور بوجود
آورد.
وزير سابق محيط زيست انگليس در مقاله خود متذكر شده
است كه افسانه مبارزه جهاني با تروريسم
براي رسيدن به
اهداف از پيش تعيين شده جنگ طلبان و افراطيان آمريكايي و
ايجاد دشمني در سطح جهان و تسلط بر منابع نفتي
مي باشد.
اين نماينده پارلمان انگليس در ادامه مقاله خود
جنگ
آمريكا و انگليس باعراق را محصول مطلق جاه طلبي هاي
بين المللي دولت « جرج بوش » و شركايش براي سلطه كامل بر
سراسر جهان دانسته است .
ميچر كه سه ماه پيش در اعتراض به سياستهاي دولت
كارگري بلر از شغل وزارتي خود استعفا داد
معتقد است كه
هم اكنون توان و انرژي جنگ طلبان آمريكايي و انگليسي براي
دشمن تراشي در جهان به دليل آگاهي افكار عمومي جهان نسبت
به نيات و كردار آنان تحليل رفته و ديگر مجال جنگ افروزي
براي آنان كمتر وجود خواهد داشت .
وقتي در نيمه هاي آذر سال 1380 جنگنده هاي آمريكائي
شهرهاي مخروبه افغانستان را با هدف نابود ساختن رژيم طالبان
بمباران مي كردند و از اين بمباران به عنوان اولين مرحله عمده در
مبارزه عليه تروريسم پس از حادثه 20 شهريور آن سال ياد
مي كردند
افكار عمومي جامعه آمريكا به تبعيت از تبليغات
دولتي تصور مي كردند طالبان در حملات 20 شهريور عليه
شهرهاي نيويورك و واشنگتن دست داشته است . پيش از اين
حمله و همچنين پس از پايان آن و اشغال نظامي افغانستان
عمده تبليغات آمريكا براي توجيه اين گونه اقدامات نظامي عليه
جنبش القاعده متمركز بود. به طوري كه مردم آمريكا تصور
مي كردند القاعده طراح و باني حمله به برجهاي دوقلو و
ساختمان 5 طبقه پنتاگون در 20 شهريور 1380 است .
دستگيري تعداد زيادي از اتباع سعودي نيز مرحله ديگري از
همين نقشه بود. هدف اين بود كه مسلمانان خاورميانه به عنوان
عوامل حمله به آمريكا شناخته شوند و اذهان مردم آمريكا بيش
از گذشته عليه آنان بسيج شود.
با شروع حمله نظامي به عراق و يا در آستانه اين حمله نيز
لبه تيز حملات تبليغاتي آمريكا چنان متوجه صدام و رژيم بعث
شد كه روزنامه واشنگتن پست با استناد به نتيجه يك نظرسنجي
در آمريكا نوشت 70 درصد از مردم آمريكا معتقدند كه صدام
حسين شخصا در حملات 20 شهريور 1380 به نيويورك و
واشنگتن دست داشته است .

براساس نظرسنجي روزنامه واشنگتن پست
اكثر طرفداران
سه حزب اصلي آمريكا يعني جمهوريخواه
دمكرات و ليبرال در
آمريكا معتقدند كه صدام در اين حملات دخالت داشته
است .
اينكه آمريكائيها هر روز يك گروه يا يك دولت را باني
اقدامات تروريستي معرفي مي كنند و افكار عمومي جامعه را به
دنبال خود مي كشانند
اساسا يكي از مهمترين اهداف آمريكا پس
از حادثه 20 شهريور سال 1380 بوده است .
واقعيت اين است كه نه جنبش القاعده
نه گروه طالبان
نه
رژيم بعث صدام
نه اتباع عربستان و نه سازمانهاي مبارز
اسلامي كه آمريكائيها عموم آنها را « تروريست » خوانده اند
در
حوادث 20 شهريور دست نداشته اند ولي آن حادثه موجب شد
كه آمريكائيها هر گروه و هر دولت و هر سازمان اسلامي را كه
مخالف منافع خود مي بينند به حمايت از تروريسم متهم ساخته
و با آنها مبارزه كنند.
حادثه 20 شهريور 1380 زمينه ساز برنامه جهاني آمريكا
براي تحكيم نظام تك قطبي
تضعيف رقباي اروپائي و منفعل
كردن آنها در صحنه بين المللي و جامه عمل پوشاندن به بسياري
از طرحهاي توسعه طلبانه كاخ سفيد در كانونهاي بحراني جهان
بود. مع الوصف مقابله با اسلام گرائي و سركوب احساسات
اسلامي در كشورهاي خاورميانه در پوشش مبارزه با تروريسم در
راس هدفهائي است كه آمريكا در پس حادثه 20 شهريور 1380
آن را دنبال كرده است . اين تحليلي است كه اكثر مفسران سياسي
با مشاهده عملكرد آمريكا طي دو سال اخير
عميقا به آن ايمان
آورده اند.
چندي پيش اريك رولو سياستمدار و روزنامه نگار معروف
فرانسه در مصاحبه اي با شبكه تلويزيوني المنار لبنان گفت
آمريكائي ها از ابتدا تلاش داشتند با استفاده از حادثه 20
شهريور چهره اسلام را مخدوش كرده و مسلمانان را
خشونت طلب و تروريست معرفي كنند درحالي كه اسلام از
خشونت و تروريسم مبراست و حوادث 20 شهريور هيچگونه
ارتباطي به مسلمانان ندارد.
اريك رولو راجع به حملات آمريكا به افغانستان و تشديد
فشار اين كشور به عراق كه هر دو در پي حادثه 20 شهريور شكل
گرفتند اظهار داشت كه اين دو تعرض هرگز ارتباطي با آن حادثه
نداشته و آمريكائيها از زمان جورج بوش پدر
قصد تعرض به
اين دو كشور مسلمان منطقه خاورميانه داشته اند. وي افزود
حادثه 20 شهريور بهانه اي بود تا از طريق آن آمريكائيها تلاش
كنند اسلام را در تضاد با ساير اديان الهي معرفي كنند
درحالي
كه آنان در اين نقشه توفيقي نداشتند.
از همان ابتداي وقوع ماجراي 20 شهريور آمريكا روشن بود
كه نسبت دادن اين حادثه به بن لادن يا اتباع سعودي يا گروههاي
اسلامي خاورميانه اتهامي باور نكردني است . براي همگان
روشن بود كه ربودن چند فروند هواپيما به طور همزمان و سپس
عبور دادن آنها از فراز چشمان الكترونيكي و تاسيسات بسيار
پيچيده راداري كه حركت هر جنبنده اي را برفراز كاخ سفيد
كنگره
پنتاگون و ديگر مراكز حساس دولتي آمريكا زير نظر دارد
خارج از توان يك گروه تروريستي با تعاريف امروزي آن است و
به همين دليل كارشناسان سياسي نيز معتقد بودند عوامل اين
حادثه كساني بوده اند كه مي دانستند كدام نقطه آمريكا نبض
اقتصاد و مركز سياست گذاري و برنامه ريزيهاي بلند مدت
تجاري و اقتصادي اين كشور است و كدام قسمت از ساختمان 5
طبقه پنتاگون مركز نگاهداري اسناد محرمانه و اتاق فرماندهي
وزارت جنگ آمريكاست تا هواپيماها را دقيقا به همين نقاط
بكوبند. اين نكته نيز روشن بوده كه در ساختار حاكميت آمريكا
اين گونه اطلاعات تنها در اختيار كساني قرار دارد كه از بيشترين
نفوذ در پنتاگون
كنگره و ديگر مراكز حساس آمريكا برخوردار
هستند. طبعا هيچكس به اندازه صهيونيستها از چنين نفوذي در
آمريكا برخوردار نبوده و نيست . تنها آنها هستند كه از تشكيلاتي
مافيائي با اختياراتي فراتر از قانون در اين كشور برخوردارند.
هدف صهيونيستها زنده كردن موضوع « تروريسم » و متقاعد
ساختن جهانيان به ضرورت مبارزه با اين پديده و سپس
زمينه سازي براي سركوب و قلع و قمع گروههاي اسلامي
خاورميانه و از جمله سازمانهاي جهادي فلسطين و لبنان به
بهانه « مقابله با تروريسم » بوده است . به زعم صهيونيستها وقتي
دنيا با مشاهده حوادث 20 شهريور نيويورك و واشنگتن
خطر
اقدامات انتحاري را درك كرد و انگيزه لازم براي مبارزه عليه
تروريسم در مردم ايجاد شد
آنگاه بهتر و راحت تر مي توان كمر
به نابودي گروههاي اسلامي مخالف صهيونيسم در خاورميانه
بست . چرا كه از ديد صهيونيستها اين اقدام خودبخود تحت
عنوان « مبارزه با تروريسم » نزد افكار عمومي جهانيان پذيرفتني
و قابل تحمل جلوه مي كرد. طبعا آنچه كه مي تواند زمينه اجراي
اين پروژه شوم را بوجود آورد
متهم كردن مسلمانان در حادثه
20 شهريور آمريكاست . مليت بن لادن نيز بهانه مناسبي بود تا
مقامات آمريكائي
مسلمانان و گروههاي اسلامي را متهم به
دست داشتن در اين حادثه كنند. ولي مردم دنيا فهيم تر از آن
هستند كه فريب تبليغات جهت دار
مغرضانه و سازمان يافته
يانكي هائي را بخورند كه خود منشا تروريسم و بي ثباتي در
جهان هستند.
واقعيت اين است كه نه جنبش القاعده
نه گروه طالبان
نه
رژيم بعث صدام
نه اتباع عربستان و نه سازمانهاي مبارز
اسلامي كه آمريكائيها عموم آنها را « تروريست » خوانده اند
در
حوادث 20 شهريور دست نداشته اند ولي آن حادثه موجب شد
كه آمريكائيها هر گروه و هر دولت و هر سازمان اسلامي را كه
مخالف منافع خود مي بينند به حمايت از تروريسم متهم ساخته
و با آنها مبارزه كنند
حادثه 20 شهريور 1380 زمينه ساز برنامه جهاني آمريكا
براي تحكيم نظام تك قطبي
تضعيف رقباي اروپائي و منفعل
كردن آنها در صحنه بين المللي و جامه عمل پوشاندن به بسياري
از طرحهاي توسعه طلبانه كاخ سفيد در كانونهاي بحراني جهان
بود

| | |