علت عدم ثبات صلح و
امنيت در سطح بين المللي
چيست و چرا جامعه
بين المللي نمي تواند همچون
داخل كشورها به ثبات امنيتي
دست يابد به عبارتي
عامل
ثبات در جوامع ملي چيست كه
در صحنه بين المللي وجود
ندارد
« هانس جي مورگنتا » پاسخ
اين سوال را در يك كلام
« وجود دولت » مي داند(1 ) و
مي افزايد : « جوامع ملي
صلح
و نظم خود را مرهون وجود
دولتي هستند كه قدرت فائقه را
در سرزمين ملي در اختيار دارد
و صلح و نظم را حفظ مي كند. »
نتيجه اين مقدمه اين است
كه صلح و نظم و امنيت
بين المللي در حالت ايده آل
خود
تنها در صورت تشكيل
دولتي جهاني تامين خواهد
شد.
اگر درست به جوامع ملي
نظر كنيم آنچه در اين جوامع
تضمين كننده صلح و امنيت
است
عوامل متعددي است كه
وجود قدرت فائقه يكي و شايد
مهمترين آنهاست . به عقيده
نگارنده شايد نتوان همچون
« مورگنتا » عامل ثبات داخلي را
تنها منحصر به وجود « قدرت
فائقه » دانست
زيرا اگر چنين
بود
بايد هيچگاه شاهد
فروپاشي هيچ قدرت فائقه اي
در سطح ملي نبوده
باشيم .
مورگنتا نيز در جاي
ديگري از نوشته خود
صلح
موجود در ميان گروههاي
اجتماعي در داخل يك دولت
رابر بنياني دوگانه استوار
مي داند : عدم تمايل اعضاي
جامعه به برهم زدن صلح و
ناتواني آنها در صورت تمايل
به انجام آن . (2 ) توضيح مطلب
اينكه اگر قدرت خارق العاده اي
بكوشد اقدام براي صلح را
ناكام سازد
قادر نخواهد بود.
بنابراين آنچه در ايجاد تعادل و
ثبات امنيتي در جامعه ملي
موثر است
اقتدار دولت و
رضايت ملت است كه هيچ
كدام به تنهايي نمي تواند صلح
و امنيت را براي جامعه تضمين
نمايد.
اكنون بايد ديد اين رضايت
و يا به عبارتي وفاداري چه
زماني پديد مي آيد
تابعان يك نظام در زمينه
صلح و امنيت
انتظاري كه
دارند علاوه بر اقتدار لازم در
برخورد با عوامل سلب كننده
امنيت
عدالت سيستم حاكم
است و زماني به حاكميت
وفادار خواهند بود و حاكميت
فردي را در پاي حاكميت
جمعي قرباني مي كنند كه بدانند
آن حاكميت مقتدر با عدالت
ميان آنان رفتار خواهد كرد
والا خود به احقاق حقوق
خويش خواهند پرداخت كه
مفاد اين اقدام به رسميت
نشناختن حاكميت حاكم و
اعتقاد به بي كفايتي آن است .
قرآن كريم در طرح
حكومت ايده آل انبيا در
جوامع بشري
اقامه قسط و
عدالت را در كنار فرو فرستادن
آهن كه در آن باس شديد است
مطرح مي نمايد . (3 )در واقع
انبيا هم مقتدرانه و پولادين
در برابر نقض عدالت و صلح و
امنيت برخورد مي كنند و
هم پيام آور عدالتند.
اكنون در سطح بين المللي
نيز مطلب از اين قرار است كه
جامعه بين المللي از دو مطلب
عمده به شدت رنج مي برد.
يكي عدم اقتدار جهاني كه بر
قدرتهاي ملي فايق آيد
و
ديگري فقدان عدالت در رفتار
ناشي از قدرت هاي موجود.
در مورد اقتدار جهاني
آنچه امروز موجود است يك
سازمان جهاني بين المللي و
فراگير است كه به همت ملل
متحد پس از جنگ جهاني دوم
شكل گرفته و تاكنون نيز به كار
خود ادامه مي دهد. اما اين
سازمان مواجه با حاكميت هاي
بعضا مقتدري است كه كافي
است اراده كنند سهم خود از
بودجه سازمان ملل را نپردازند
تا سازمان را به اطاعت از خود
وادارند. اين در حالي است كه
گاهي يكي از آنان به تنهايي
حدود بيست درصد از كل
بودجه سازمان را تشكيل
مي دهد. سازمان ملل هيچگاه
نمي تواند او را ملزم به پرداخت
سهم خود نمايد
زيرا منشور
ملل متحد رسما حاكميت
دولتها را به رسميت شناخته
است . (4 )و اصرار هر عضوي از
سازمان در تخطي از اصول
مندرج در منشور نهايتا به
اخراج از سازمان منتهي
مي گردد . (5 )
در واقع با وجود امتياز
وتو
سازمان ملل متحد
حاكميتي بر اعضاي دائم
شوراي امنيت ندارد. از جهت
حقوقي كه بگذريم از جهت
واقعيت خارجي نيز عملا شايد
بتوان گفت مقابله نظامي
سازمان با قدرتهاي اتمي
كار
چندان ساده اي به حساب
نمي آيد.
بنابراين سازمان ملل يك
حكومت جهاني نيست و تنها
تلاشي در جهت ايجاد يك
سيستم امنيت جمعي است كه
به دلايل مختلف
به اهداف
خود نائل نگشته است .
عدم اقتدار سازمان ملل را
به دو دليل عمده مي دانيم : يكي
عدم امكان اتخاذ تصميم در
برابر تخلفات اعضاي قدرتمند
سازمان به دلايلي مثل امتياز
وتو ديگري فقدان ارتش
مستقل و قدرتمند بين المللي
كه در اختيار تام سازمان ملل
باشد و بتواند بر هر قدرت
بين المللي فايق آيد. در واقع
مشكل عدم اقتدار سازمان يكي
در ماده 27 سازمان مربوط به
لزوم موافقت هريك از اعضاي
دائم در تصميمات سازمان
مربوط به صلح و امنيت
بين المللي است كه از آن به
امتياز « وتو » ياد مي شود و
ديگري در عدم تحقق ماده 43
به بعد منشور ملل متحد در
مورد تشكيل نيروهاي مسلح
سازمان است .
از مشكل عدم اقتدار در
سازمان ملل متحد كه بگذريم
مشكل ضعف عدالت در
ساختار منشور ملل متحد و در
عملكرد سازمان به حدي از
وضوح است كه بر كمتر كسي
پوشيده و پنهان است .
و آن چه به عقيده ما
مهمترين ضمانت اجرايي صلح
و امنيت بين المللي محسوب
مي شود تشكيل يك دولت عدل
جهاني است كه در تئوري
روابط بين المللي نيز ردپايي از
آن در ميان صاحب نظران
مشهود است .
« مورتون كاپلان » در
ترسيم شش نظام فرضي در
سطح بين المللي
مدلي را
عرضه مي كند (6 ) كه معتقد
است سرانجام براي استقرار
اين نظام ها شرايط مقتضي
پديد خواهد آمد. اين مدل
« مدل نظام عالم گير » نام دارد
كه حاصل تفكر دانشمندان
آرمان گرا و خوشبين نسبت به
جريان تحولات تاريخي است .
قرن ها دانشمندان آرزو
داشته اند كه براي جلوگيري از
خشونت و جنگ در پهنه گيتي
راه حل هايي ارائه دهند. يكي از
راه حلهاي برجسته اي كه نظر
بسياري از متفكران و
دانشمندان را به خود جلب
كرده
تشكيل حكومت جهاني
است كه مورد توجه كاپلان نيز
قرار گرفته و براي آن قواعدي
طرح كرده است كه بر مبناي آن
در صورت بروز خشونت بين
اجزا آن
ارگان حاكم
بين المللي با مساعدت بقيه
اعضا عليه عضو متجاوز به
تحريم اقتصادي و نظامي اقدام
مي كند. باتوجه به اين مطلب
بايد گفت هر چند در اين نظام
مطرح شده كاربرد زور به عنوان
ابزار سياست خارجي منع شده
است
لكن ارگان حاكم بايد از
قدرتي برخوردار باشد كه
بتواند عليه عضو متخلف
تحريم نظامي و اقتصادي
اعمال نمايد. در اين باره
تصريح شده است كه در اين
مدل
نظام بين المللي از
تسهيلات و امكاناتي به مراتب
بالاتر از امكانات و تسهيلات
اعضاي نظام برخوردار است و
با برخورداري از اين امكانات
قادر است بر اعضاي خود
اعمال نفوذ كند.
تئوري حكومت جهاني
منطبق بر نظام پيشنهادي
كاپلان شايد بر برداشتي منطبق
باشد كه در مذهب تشيع از آن
به « مهدويت » ياد مي شود و
براساس آن معتقديم روزي
حكومت عدل جهاني به همت
و اراده يكي از بندگان صالح
خدا كه از عصمت برخوردار
است
بر صحنه گيتي سايه
خواهد گستراند و جهان را با
قدرت خويش پر از عدل و داد
خواهد كرد
پس از آن كه پر از
ظلم و جور گرديده باشد . (7 )
قصه دهكده جهاني در
عصر ارتباطات و كمرنگ شدن
حاكميت دولتها و تهيه
مقدمات براي يك نظام يگانه و
منسجم و فراگيري با استيلاي
فرهنگ غالب و مسيطر براي
پيروان مذهب تشيع قصه
نامانوس و غريبي نيست . آن
چه غريب و نامانوس است
ادعاي ظالمانه اي است كه در
مورد كدخدايي اين دهكده
جهاني مي شود
به نظر مي رسد
آمريكا مي كوشد در خلا
فقدان يك حاكميت مسيطر
جهاني و ضعف ساختاري و
اجرايي سازمان ملل متحد
خود را به عنوان ناجي ملتها و
پيام آور آزادي و عدالت
جابزند. تعجب آور آن است كه
رداي آقايي و بزرگي اين دهكده
بر قامت كساني است كه
لكه هاي ننگ ظلم و طغيان
آنها
دنيا را تيره و تار كرده
است . در حالي كه آتيه جهان و
وراثت زمين در دست قدرت
كساني خواهد بود كه پيوسته از
سوي استكبارگران مورد ظلم
واقع شده اند. شعارشان بندگي
خدا و صالحان و پاكان روي
زمينند : « و نريد ان نمن علي
الذين استضعفوا في الارض و
نجعلهم ائمه و نجعلهم
الوارثين » (8 )
« و كتبنا في
الزبور من بعد الذكر ان الارض
يرثها عبادي الصالحون » (9 )
حضرت علي ـ عليه
السلام ـ در كلام مشروحي
درباره وصف حضرت مهدي ـ
عليه السلام ـ فرمودند :
« مهدي (براي فرماندهان
ولايات ) و به نمايندگان خود
پيغام مي فرستد كه عدالت را
صد درصد بين مردم پياده
كنيد... (پس از آن ) شر و
گرفتاريها از بين مي رود و به
جاي آن بركت و خير جايگزين
خواهد شد. (به طوري كه )
دست آورد كاشتن يك مد
هفتصد مد خواهد بود. اين
است معني آيه شريفه » (10 )
« كمثل حبه انبتت سبع سنابل
في كل سنبله مائه حبه » (11 )
ايده آل بودن حكومت
مهدوي براي آينده جهان به
سه امر بستگي دارد و آن
خواست و نياز بشر
نوع
حكومت حضرت و شخصيت
خاص ايشان مي باشد كه از
همه جهات بر ساير انسانها
برتري دارد. اگر خصوصيات
حكومت و حاكم عادل را
بررسي نمائيم و آنها را با
مطالبي كه تحت عنوان برخي
وقايع حكومتي حضرت مهدي
مقايسه كنيم
نظريه شيعه
درباره سرانجام زندگي
اجتماعي بشر اثبات خواهد
شد كه در روايت مذكور هم به
قسمتي از اين وقايع اشاره شده
است .
پاكسازي زمين از وجود ظلم و ظالمان
امام محمد باقر ـ عليه
السلام مي فرمايد : « اما شباهت
داشتن مهدي عليه السلام به
جد گراميش رسول خدا ـ
صلي الله عليه و آله ـ قيام و
ظهور او با شمشير و كشتن
دشمنان خدا و رسول او و
ستمگران و طاغوت هاست . وي
به وسيله شمشير و ايجاد ترس
در دل دشمنان پيروز مي گردد و
لشكريان او شكست
مي خورند » (12 )
با نظر در اين حديث چنين
برداشت مي شود كه حضرت
حجت بن الحسن العسكري ـ
عليه السلام ـ در همان ابتداي
خروج از پس پرده غيبت بنا در
مبارزه با ظلم ظالمان و پاك
كردن جامعه از وجود ستمگران
دارند و اين امر پس از دعوت
به اسلام ناب و صلح و صفا در
صدر برنامه اي ايشان جاي
دارد. چرا كه ساير اقدامات
حضرت بر اين اصل مبتني
است و تا تكليف كارشكنان و
خرابكاران مشخص نشود
نمي توان به كار ديگري اقدام
نمود. چرا كه باز هم با سنگ
اندازي اين افراد مواجه خواهد
شد.
احياي اسلام و گسترش آن در تمامي جهان
« ابن بصير » و « سماعه » هر
دو روايت مي كنند كه امام
صادق ـ عليه السلام ـ در
تاويل آيه 33 سوره توبه يعني :
« هوالذي ارسل رسوله بالهدي
و دين الحق ليظهره علي الدين
كله و لوكره المشركون » فرمود :
به خدا سوگند تاويل اين آيه تا
ظهور قائم عليه السلام ـ
صدق نمي كندزماني كه
حضرت قائم ظاهر شود
مشركي باقي نخواهد ماند
مگر
اين كه خروج او را كرامت داند
و مشركي باقي نماند مگر آنكه
نابود شود .... » (13 )
منظور امام از اين كه
مي فرمايند مشركي باقي
نمي ماند اين است كه حضرت
اسلام ناب را بر مردم عرضه
مي كند و مردم هم به علت بيدار
شدن فطرت خداجويي و
خداگرايي
آن را مي پذيرند
مگر مشركين معاند كه به
تصريح حضرت باقر ـ عليه
السلام ـ سرانجامي جز نابودي
ندارند! پس آيين توحيد
آيين
رسمي جهان مي شود.
« پيامبر اكرم ـ صلي الله
عليه و اله ـ مي فرمايند :
« ساكنان آسمان و زمين از او
خشنود مي شوند
آسمان از
ريزش باران قطره اي دريغ
نكرده و زمين از رويش گياهان
خودداري نمي كند
به طوري
كه زندگان آرزو مي كنند كه
كاش مردگان زنده
مي شدند . » (14 )
يكي از ثمرات احياي دين
اسلام و گسترش آن در جهان و
برقراري عدالت در تمامي
ابعاد
بهره مندي از نعمتهاي
پيدا و پنهان جهان است . اگر ما
حق هر چيزي را درست ادا
نماييم و نظم را در تمامي ابعاد
زندگي فردي
اجتماعي
اقتصادي
سياسي و.... رعايت
نماييم
مسلما به نتايج مطلوبي
هم دست مي يابيم و از ارتباط
با افراد و اشيا اطراف مان
نهايت بهره را خواهيم برد. اگر
ما حق آسمان را رعايت كنيم
مثلا با دخالت در مسايل جوي
نظم آن را بر هم نزنيم و به طور
مطلوب و شايسته از آن بهره
ببريم
چرا كه اينها مسخر
آدمي هستند
(15 ) آسمان هم
نعمات خود را بر ما ارزاني
مي دارد. اگر حق زمين را
رعايت كرده و با استفاده
بي رويه از آن
آن را به بياباني
بي آب و علف تبديل ننماييم
مسلما زمين هم ما را از گنجها
و گياهان خود كه مايه حيات
حيوان و انسان است ; بهره مند
مي كند. اگر مالله و چون در
حكومت مهدي ـ عليه السلام
اين حقوق رعايت مي شد در
نتيجه اين برخورداريها هم
حاصل مي آيد.
در حكومت حضرت
مهدي ـ عليه السلام ـ به علت
گسترش اسلام و رسيدن
انسانها به يك آرامش روحي
استعدادها شكوفا شده و علم
در همه زمينه ها پيشرفت
خواهد كرد به طوريكه امام
صادق ـ عليه السلام ـ در اين
باره مي فرمايد : « علم و دانش به
27 قسمت تقسيم شده
اما
تاكنون بيش از دو حرف آن در
دسترس بشر قرار نگرفته است .
لكن هنگامي كه قائم ما قيام
نمود
بيست و پنج قسمت ديگر
را آشكار مي كند و در بين بشر
پخش مي نمايد . » (16 ) يا اين كه
حضرت سجاد ـ عليه السلام ـ
مي فرمايد : « هنگام حكومت
قائم آل محمد ـ صلي الله عليه
و آله ـ هرگونه بيماري و نقص
عضو از جامعه مسلمانان رخت
مي بندد و خداوند دلهاي آنان
را مانند پاره هاي آهن استوار
مي سازد و مردم در آن عصر هر
كدام نيرويي فوق العاده خواهند
يافت . در سايه آن حكومت
زمين را قبضه خواهند
نمود . (17 ) منظور از برطرف
شدن نقص و بيماري در اين
حديث
پيشرفت علم پزشكي
مي باشد كه به واسطه آن
امراض
درمان يا پيشگيري
مي شود و نيز كنايه از سلامت
رواني افراد در آن دوره
مي باشد. زيرا يك بخش مهمي
از بيماريها را
امراض رواني
تشكيل مي دهند.
پيشرفت اقتصادي و عدالت اقتصادي
چيزي كه انسانها از ابتداي
تاريخ تاكنون بر سر آن بسيار
اختلاف داشته اند و حتي به
خاطرش از ريختن خون
يكديگر هم مضايقه ننموده اند
رسيدن به منافع و ثروت بيشتر
بوده است . اما زماني خواهد
رسيد كه اقتصاد
آن قدر
پيشرفت خواهد نمود و عدالت
در اين زمينه به حدي جاري
خواهد شد كه انسان نمي داند با
آن همه ثروت چه كند و آن را
در چه راهي مصرف نمايد! امام
باقر ـ عليه السلام ـ در اين باره
سخني زيبا فرموده اند كه :
« وقتي قائم اهل بيت قيام كند
(امكانات ) را به طور مساوي
تقسيم مي نمايد و در رعيت
عدالت را برقرار مي سازد....
اموال و ثروت دنيا از درون و
برون زمين نزد وي جمع آوري
مي شود و به مردم مي گويد :
بياييد از سوي چيزي كه به
خاطر آن قطع رحم و
خويشاوندي نموديد و براي آن
خونهاي حرام ريختيد و ... به
هر كسي به اندازه اي مي دهد كه
هيچ كس قبل از او
هيچ كس
نداده است . » (18 )
در پايان جا دارد ره آورد
حكومت منجي آخرالزمان را از
ديد كسي بيان كنيم كه خود
مظهر تمام نماي حاكمي عادل
است و حكومتش در سراسر
تاريخ بي نظير مي باشد. البته به
استثناي حكومت پيامبر و
حكومت چند ماهه امام حسن
مجتبي عليهم السلام .
حضرت علي ـ عليه السلام
بيان مي دارد كه او به روش
پيامبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ
عمل مي نمايد و از اين جهت
نوري است براي ملتها كه آنان
را از ظلمات گمراهي ها و بند
اسارت نفس مي رهاند. او
محوري مي گردد كه آشنايان
(حق جويان ) را به گرد خويش
جمع كرده و آنان را چنان تعليم
مي دهد كه هر زمان براي در هم
كوباندن فتنه ها آماده مي كردند
و قرآن با پوست و خون شان
يكي شده و چنان صفاي باطن
مي يابند كه چون شمشيرهاي
صيقل شده مي درخشند. هر
صبح و شام در كلاس حكمت
حاضر مي شوند و آن قدر
مي آموزند كه گويي چون
تشنگان در بيابان كه به آب
رسيده باشند
جامهاي حكمت
را سر مي كشند . (19 )
محمدرضا باقرزاده
پي نويس
1 ـ مورگنتا
هانس جي
سياست ميان دولتها
ترجمه
حميرا شيرزاده
تهران : دفتر
مطالعات سياسي و بين المللي
وزارت امور خارجه
1374
ص 791
2 ـ همان
ص .792
3 ـ قرآن كريم
سوره حديد
آيه 25 : « همانا پيامبران خويش
را با نشانه هايي فرستاديم و با
آنان كتاب و ميزان فرو
فرستاديم با مردم به عدالت
قيام كنند و آهن را فرو
فرستاديم كه در آن نيرويي
سخت است و منفعت هايي
براي مردم ... »
4 ـ منشور ملل متحد
ماده 2
بند7
5 ـ همان
ماده .6
6 ـ ر . ك : سيف زاده .
سيدحسين
نظريه هاي مختلف
در روابط بين الملل
نشر
قومس
ج چهارم
1374
صص 85 ـ .94
7 ـ ر . ك : ري شهري
محمد
اهل البيت في الكتاب و السنت
قم
دارالحديث
الطبعه
الاولي . 1375
ص 499 ـ
527
8 ـ قصص
5
9 ـ انبيا 105
10 ـ تفسير برهان
ج 1
ص
.253
11 ـ بقره
آيه .261
12 ـ بحارالانوار
ج 51
ص
218
به نقل از كتاب عصر
ظهور
كوراني
علي
ترجمه
عباس جلالي
انتشارات
سازمان تبليغات اسلامي
ص
.353
13 ـ غايه المرام
ص
.732
14 ـ نسخه خطي ابن جماد
ص 99
به نقل از كتاب عصر
ظهور
كوراني
علي
ترجمه
عباس حلالي . انتشارات
سازمان تبليغات اسلامي
ص
.363
15 ـ « الم تروا ان الله سخر لكم
ما في السماوات و ما في
الارض و اسبغ عليكم نعمه
... » لقمان
.20
16 ـ باب رابع منتخب الاثر
ص 447
به نقل از كتاب او
خواهد آمد
الهامي
داود
نشر
مرتضي
ص .134
17 ـ بحارالانوار
ج 52
ص
345
به نقل از كتاب او خواهد
آمد
الهامي
داود
نشر
مرتضي
ص .135
18 ـ بحار
ج 52
ص 351
به
نقل از كتاب عصر ظهور
علي
كوراني
ترجمه عباس جلالي
انتشارات سازمان تبليغات
اسلامي
ص .363
19 ـ اقتباس از نهج البلاغه
ترجمه محمددشتي
نشر روح
خطبه 150
ص .275

|