
به مناسبت ميلاد مبارك مولاي متقيان
حضرت علي (ع )
علامه محمدتقي جعفري
با نظر دقيق در سخنان اميرالمومنين عليه السلام در
نهج البلاغه
مطالبي كه مطرح مي شود
به صور زير است :
1 ـ به شكل اصول و قوانين بنياديني است كه درباره جهان
و انسان و ارتباط آن دو با يكديگر
و رابطه انسان ها با همديگر
و رابطه خدا با جهان و انسان مطرح شده است .
2 ـ مسائلي مطرح مي شود كه مستند به اصول و قوانين
بنيادين است . اين استناد گاهي صريح و پيوسته به مسئله اي
است كه مطرح شده و گاهي بيان مسئله به طوري است كه با
شفافيت و صيقلي بودن خود
آن اصول و قوانين را نشان
مي دهد.
ما نمونه هايي از آن ها را كه صريحا در سخنان
اميرالمومنين (ع ) آمده است مي آوريم :
يك . جريان قانوني انحراف از حق و
خودكامگي .
زرعواالفجور
و سقوه الغرور
و حصدوا الثبور1.
آنان كساني هستند كه بذر تباهي ها و انحرافات را كاشتند و
آن گاه كشتگاه خود را با دغل بازي ها و فريبكاري ها آبياري
كردند و سقوط و هلاكت از آن چيدند.
دو. قانون حركت در مسائل اجتماعي
افلح من نهض بجناح
او استسلم فاراح 2.
آن كس به مقصود خويشتن نايل گشت كه پرو بالي داشت و
به پرواز درآمد
يا فاقد قدرت بود و از هجوم به مخاطرات
خودداري كرد و آسوده گشت .
سه . قانون حق و باطل .
الا و انه من لاينفعه الحق يضره الباطل 3.
هشيار باشيد
كسي را كه حق سودش نبخشيد
باطل
ضررش خواهد داد.
چهار. حق فقط با حديث و تلاش قابل وصول است .
ولا يدرك الحق الا بالجد4.
حق بدون جديت قابل وصول نيست .
پنج . تخلف و تمرد از ارشاد و رهبري عالم خيرخواه و
مهربان موجب حسرت و پشيماني است .
فان معصيه الناصح الشفيق العالم المجرب تورث الحسره
و تعقب الندامه 5.
(بدانيد) كه نافرماني و سرپيچي از نصيحت ناصح مهربان
و عالم تجربه ديده موجب حسرت مي گردد و پشيماني به دنبال
مي آورد.
شش . ماكيا ولي گري
با تقوا و انسانيت مربوط به خدا
متضاد است .
قد يري الحول القلب وجه الحيله و دونها مانع من امرالله
و نهيه 6.
انسان آگاه به دگرگوني ها و تغييرات امور راه حيله گري را
مي بيند
ولي در مقابل او
از امرونهي خداوندي مانعي براي
ارتكاب به حيله گري وجود دارد.
هفت . آغاز آشوب ها معلول هوي ها و خودكامگي هاست .
انما بذ وقوع الفتن اهوا تتبع .
جز اين نيست كه ابتداي بروز آشوب ها و فتنه ها
هواهايي
است كه مورد تبعيت قرار مي گيرند.
هشت . حق محض روشن است و باطل محض نيز واضح
است . آن چه كه باعث تشويش مغزهاي ضعيف است
در
آميختن حق با باطل است كه بهترين وسيله سلطه گران
مي باشد.
فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي
المرتادين
ولو ان الحق خلص من لبس الباطل
انقطعت عنه
السن المعاندين
ولكن يوخذ من هذا ضغث . و من هذا ضغث
فيمزجان 7.
اگر باطل از درآميختن با حق تفكيك و خالص شود
بر
حق جويان پوشيده نمي ماند. و اگر حق از پوشش ها و آميزش با
باطل تفكيك و خالص شود
زبان هاي مردم معاند از قيل و قال
درباره حق بريده مي شود. ولي مشتي از حق و مشتي از باطل را
مي گيرند به طوري كه درهم مخلوط مي شوند. در اين موقع
است كه شيطان بر پيروان خود مسلط مي گردد.
نه . آن پايان زماني كه گذشت لحظات آن را كوتاه مي كند و
عبور ساعت آن را از بين مي برد
امتداد كوتاهي است .
و ان غايه تنقضها اللحظ
و تهدمها الساعه . لجديره بقصر
المده 8.
پايان مدت زندگي آدمي كه گذشت لحظات از آن مي كاهد
و مرور ساعت ها آن را نابود مي سازد
سزاوار كوتاهي است .
ده . هيچ اصلاحي درباره ديگران با فاسدكردن شخصيت
مصلح
منطقي نيست .
نفسي 9. ]فسادي [ولكني لا اري
اصلا حكم بافساد
ولي هرگز با افساد خويشتن شما را اصلاح نخواهم كرد.
يازده . رهبري براي اصلاح جامعه است
نه ستم بر آن
اگر
چه خود رهبر در رنج و مشقت بيفتد.
ووالله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين
و لم يكن فيها
جور الاعلي خاصه 10.
و سوگند به خدا
من به تصميم شما تسليم خواهم شد
مادامي كه امور مسلمانان سالم بماند و ظلم و جوري در امور
مسلمانان روي ندهد
مگر فقط براي من .
دوازده . آرزو تفكر عقلاني را راكد و يادآوري هدف نهايي
زندگي را به فراموشي مي سپارد. آرزو موجب فريب
و
آرزوكننده فريب خورده است .
واعلموا ان الامل يسهي العقل
وينسي الذكر
فاكذبوا
الامل فانه غرور
وصاحبه مغرور11.
و بدانيد آرزو عقل را پوشانده و ذكر خداوندي را به
فراموشي مي سپارد. آرزو را تكذيب كنيد
زيرا آرزو فريبنده و
صاحبش فريب خورده است .
سيزده . از محبوب ترين بندگان خداوندي كسي است كه
خداوند او را در خودشناسي و خودسازي ياري كند.
ان من احب عبادالله اليه عبدا اعانه الله علي نفسه 12.
از محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه ربوبي بنده اي است
كه خداوند (سبحان )او را در شناخت نفس خود و ساختن آن
ياري فرمايد.
چهارده . سنت خداوندي چنين است كه قدرتمندان
روزگاران را پس از مهلت و رفاه مي شكند
و شكست
استخوان هاي امت ها را پس از مشقت ها و آزمايش ها جبران
مي كند.
فان الله لم يقصم (يفصم ) جباري دهر قط الا بعد تمهيل
ورخا
ولم يجبر عظم احد من الامم الا بعد ازل و بلا . (13 )
خداوند سبحان هرگز جباران دوراني را شكست نداده
است
مگر پس از مهلت و آسايشي كه در آن غوطه ور بوده اند
و استخوان شكسته هيچ يك از امت ها را جبران نفرموده است
مگر پس از قرار دادن آنان در تنگناي زندگي و
آزمايش .
پانزده . محاسبه و توزين نفس آدمي ضرورت دارد. اگر
خود او هم به اين محاسبه نپردازد
قانون هستي و مشيت
هستي آفرين اين محاسبه را درباره او انجام
مي دهد.
عبادالله
زنوا انفسكم من قبل ان تو زنوا
و حاسبوها من
قبل ان تحاسبوا . (14 )
اي بندگان خدا پيش از آن كه نفس هاي شما با ميزان عدل
سنجيده شود
خود را بسنجيد و پيش از آن كه نفس هايتان را به
محاسبه درآورند
خودتان آنها را به محاسبه در
آوريد.
شانزده . هنگامي كه تحرك و جنبش هاي اجتماعي روي
مي آورند
ابهام انگيزند
و هنگامي كه پشت مي گردانند
آگاهي
بخش مي شوند و مردم هشيار را متنبه مي كنند. در موقع روي
آوردن ناشناخته هستند و در هنگام پشت كردن شناخته
مي شوند.
ان الفتن اذا قبلت شبهت
و اذا ادبرت نبهت
ينكرن
مقبلات
و يعرفن مدبرات . (15 )
(بدانيد) فتنه ها هنگامي كه روي مي آورند
مشتبه (عامل
اشتباه ) مي باشند و وقتي كه رو بر مي گردانند
بيدار مي سازند.
در هنگام آمدن مورد انكار و ناشناس اند و در موقع برگشت و
روي گردان شدن شناخته مي شوند. فتنه ها مانند بادها
مي گردند
به شهري مي رسند (در يك شهر وارد مي شوند و
مي وزند) واز شهري بدون اصابت مي گذرند.
هفده . عالم حقيقي كسي است كه هويت و ارزش خود را
بشناسد و جاهل ترين انسان ها كسي است كه هويت و ارزش
خود را درك نكند.
العالم من عرف قدره
و كفي بالمر جهلا الا يعرف
قدره . (16 )
عالم كسي است كه اندازه و ارزش خود را بشناسد
همين
براي ناداني مرد كافي است كه ارزش خود را تشخيص ندهد.
هجده . هرگز به وسيله ظلم موفق به پيروزي نخواهيم شد.
اتا مروني (تامرونني ) ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت
عليه ! و الله لا اطور به ماسمر سمير
و ما ام نجم في السما
نجما!(17 )
آيا شما به من امر مي كنيد كه در قلمرو زمامداري خود با
ستمكاري پيروز شوم ! سوگند به خدا هرگز چنين كاري نمي كنم
مادامي كه شب و روز پشت سر هم مي آيند و مي روند
و
مادامي كه ستاره اي به دنبال ستاره اي حركت مي كند.
نوزده . واي بر اين ساختمان هاي آباد و خانه هاي پر زر و
زيور كه درون آن ها حقوقي جان هاي آدميان مراعات نمي شود.
ويل لسكككم العامره والدور المزخرفه التي لها اجنحه
كاجنحه النسور
و خراطيم كخراطيم الفيله
من اولئك الذين
لا يندب قتيلهم
ولا يفقد غائبهم . (18 )
واي بر آن كوچه هاي آبادتان و خانه هاي نگارينتان كه
بال هايي مانند بال هاي كركسان و ناودان هايي همانند
خرطوم هاي فيل دارند. از آن لشگريان كساني هستند كه به
كشته شدگان آنان ناله اي سر داده نمي شود و از آن كه ناپديد
گشته است جست وجويي صورت نمي گيرد.
بيست . يك جامعه رشد يافته جامعه اي است كه در اصلاح
مردم و در ريشه كن كردن ظلم
رهبر و زمامدارش را ياري كند.
ايها الناس
اعينوني علي انفسكم
وايم الله لانصفن
المظلوم من ظالمه
و لاقودن الظالم بخزامته حتي اورده منهل
الحق و ان كان كارها . (19 )
اي مردم
مرا براي اصلاح نفوس خودتان ياري كنيد. و
سوگند به خدا
داد مظلوم را از ظالمش مي ستانم و افسار
ستمكارش را مي گيرم و او را تا چشمه سار حق مي كشانم
اگر
چه او نخواهد.
اين اصول و قوانين نمونه اي از آن كليات بنيادين است كه
ما آن ها را از برخي خطبه ها استخراج كرديم . چنان كه در اول
مبحث متذكر شديم
همه مسائلي كه اين كليات بنيادين در
آن ها مطرح شده اند
قابل تركيب با اشكال منطقي استدلال
است . مقدار اصول و قوانين كلي در نهج البلاغه
به اضافه 480
كلمه قصار كه بيان كننده كليات مربوط به انسان و جهان و خدا
و رابطه آن ها با يكديگر است
در حدود 800 اصل و قانون
است .
(اقتباس از كتاب « در تكاپوي معرفت » ج 22
مباني
شناخت واقعيات در نهج البلاغه
اثر علامه محمد تقي
جعفري )
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه
خطبه .2
2 ـ نهج البلاغه
خطبه .5
3 ـ نهج البلاغه
خطبه .28
4 ـ نهج البلاغه
خطبه .29
5 ـ نهج البلاغه
خطبه .35
6 ـ نهج البلاغه
خطبه .41
7 ـ نهج البلاغه
خطبه .50
8 ـ نهج البلاغه
خطبه .64
9 ـ نهج البلاغه
خطبه .69
10 ـ نهج البلاغه
خطبه .74
11 ـ نهج البلاغه
خطبه .86
12 ـ نهج البلاغه
خطبه .87
13 ـ نهج البلاغه
خطبه .88
14 ـ نهج البلاغه
خطبه .90
15 ـ نهج البلاغه
خطبه .93
16 ـ نهج البلاغه
خطبه .103
17 ـ نهج البلاغه
خطبه .126
18 ـ نهج البلاغه
خطبه .128
19 ـ نهج البلاغه
خطبه .136
امير مومنان (ع ) : از محبوب ترين بندگان خدا در
پيشگاه ربويي بنده اي است كه خداوند او را در
شناخت نفس خود و ساختن آن ياري
فرمايد.
اميرمومنان (ع ) : سوگند به خدا
داد مظلوم را از
ظالم مي ستانم و افسار ستمكارش را مي گيرم و او را
تا چشمه سار حق مي كشانم .
اميرمومنان (ع ) : جز اين نيست كه ابتداي بروز
آشوب ها و فتنه ها
هواهايي است كه مورد تبعيت
قرار مي گيرند.

*****
آيتالله طالقاني
ابوذر انقلاب
|

بمناسبت سالگرد رحلت آيتالله طالقاني
روز 19 شهريور سال 1358 هـ . ش عالم مجاهد آيتالله حاج
سيد محمود طالقاني پس از سالها فعاليتهاي علمي ومبارزاتي دار
فاني را وداع گفت ودر جوار رحمت حق آرميد.
مرحوم آيتالله طالقاني در سال 1284 هجري شمسي ديده به
جهان گشود. او در خانواده اي اهل علم وفضيلت وداراي روحيات
انقلابي وضد ظلم رشد نمود ودر تمام طول زندگيش بيش ازنيم قرن
به مبارزه با استعمار
استبداد واستثمار پرداخت . مبارزات آيتالله
طالقاني از زماني كه وارد حوزه علميه شد شروع شد
او از همان
دوران جواني وارد فعاليتهاي تبليغي وارشادي شد ومشغول آموزش
وتفسير قرآن و نهجالبلاغه وكتب ديني ديگر گرديد. آيتالله
طالقاني با واقعه كشف حجاب در دوران رضاخاني به شدت به مقابله
پرداخت وبه دليل همين مخالفتها دچار صدمات وسختيهاي گوناگون
شد . وي در سالهاي 30 و 31 بنا به پيشنهاد مرحوم آيتالله العظمي
بروجردي براي شركت در موتمرالعالم الاسلامي كه براي تشريك
مساعي بين مسلمين كشورهاي مختلف مسلمان تشكيل شده بود به
مصر واردن سفر كرد واز نزديك با مسائل دنياي اسلام آشنا شد.
آيتالله طالقاني وقتي كه فدائيان اسلام حركت خود را جهت
نابودي ستمگران در سطح جامعه آغاز كردند با توجه به رابطه
نزديكي كه با شهيد نواب صفوي داشت با اين گروه بطور غيرمستقيم
همكاري مي كرد و هنگامي كه در سال 35 رژيم شاه قصد دستگيري
واعدام نواب را داشت زادگاه ومنزل پدري مرحوم طالقاني پناهگاه
خوبي براي درامان ماندن وي از چنگال دژخيمان حكومت آمريكائي
شاه بود.
آيتالله طالقاني در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران
مبارزات ارزنده اي داشت وتلاشهاي فراواني در جهت رهانيدن
حقوق ملت مسلمان ايران از چنگال استعمارگران چپاول پيشه انجام
داد. پس از شكلگيري نهضت روحانيت به رهبري امام خميني در
سال 41 وطرح مسائلي همچون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و انقلاب
باصطلاح سفيد
ايشان به پيروي از امام به مخالفت با رژيم پرداخت
وبه دليل فعاليتهاي زياد در همين سال به زندان افتاد وپس از آزادي
مجددا در سال 42 در ارتباط با وقايع 15 خرداد دستگير وبه ده سال
زندان محكوم گرديد. آيتالله طالقاني در زندان نيز دست از مبارزه
وارشاد اطرافيان برنداشت
رفتار وگفتار مناسبش حتي روي
مامورين زندان اثر مثبت گذاشته بود. در پي همين تلاشهاي فرهنگي
وتبليغي بود كه در زندان با نوشتن تفسير « پرتوي از قرآن » سعي در
آشنا كردن افراد به عظمت وسازندگي قرآن نمود.
زنداني شدن مرحوم طالقاني در اين مرحله بيشتر از چند سال
طول نكشيد ودر سال 46 بواسطه فشارهاي داخلي وخارجي بر رژيم
شاه از زندان آزاد شد. وي بعد از آزادي دنباله مبارزه را همچون
گذشته ادامه داد و مسجد هدايت را پناهگاه ومركز تجمع مخالفان
رژيم قرار داد ودر آستانه سال 50 همزمان با برگزاري جشنهاي
2500 ساله شاهنشاهي دستگير وبه مدت 3 سال در زابل و 18 ماه
در بافت كرمان در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد . درسال 54
مجددا به دست ساواك گرفتار شد و به 10 سال زندان محكوم گرديد
لكن اين بار ديري نپائيد كه خروش مردم مسلمان پايه هاي حكومت
سلطنتي را متزلزل نموده وايشان با عده زيادي اززندانيان سياسي
آزاد گرديد.
آيتالله طالقاني در دوران انقلاب اسلامي نيز نهايت تلاش
خود را در جهت پيروزي انقلاب نمود وپس از پيروزي انقلاب
اسلامي در سنگر نماز جمعه تهران با خطبه هاي پرشور به هدايت
وارشاد مردم پرداخت وسرانجام در 19 شهريور 1358
پس از
عمري تلاش خستگي ناپذير در راه پياده كردن احكام اسلام و مبارزه
با ظلم طاغوت چشم از جهان فرو بست وبه ديار باقي
شتافت .
حضرت امام خميني قدس سره الشريف به مناسبت رحلت
آيتالله طالقاني پيامي صادر نمودند كه در بخشي از آن چنين آمده
است :
« مجاهد عظيم الشان وبرادر بسيار عزيز
حضرت حجتالاسلام
والمسلمين آقاي طالقاني از بين ما رفت وبه ابديت پيوست وبه
ملااعلي با اجداد گرامش محشور شد. براي آن بزرگوار
سعادت
وراحت وبراي ما وامت ما تاسف وتاثر واندوه . آقاي طالقاني يك
عمر در جهاد و روشنگري وارشاد گذراند. او يك شخصيتي بود كه
از حبسي به حبس واز رنجي به رنج ديگر در رفت وآمد بود وهيچگاه
در جهاد بزرگ خود سستي وسردي نداشت . من انتظار نداشتم كه
بمانم ودوستان عزيز وپر ارج خودم را يكي پس از ديگري ازدست
بدهم . او براي اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گوياي او چون
شمشير مالك اشتر بود
برنده بود و كوبنده . مرگ او زودرس بود
وعمر او با بركت . رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او كه در راس
پرهيزكاران بود وبر روان خودش كه بازوي تواناي اسلام . من به امت
اسلام وملت ايران وعائله ارجمند وبازماندگان او اين ضايعه بزرگ
را تسليت مي دهم . رحمت بر او و برهمه مجاهدان راه حق . »

| |