روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1382 صفحه عقيدتي
*****
نهضت خونين خاندان حكيم در تاريخ معاصر عراق




  • در سال هاي پاياني قرن دهم هجري هنگامي كه شاه عباس صفوي به سوي عراق عزيمت كرد تا عتبات عاليات را زيارت كند در ميان همراهان او فقيهي دانشمند و پزشك ماهري به نام « ميرسيدمحمدعلي » نيز حضور داشت . اين عالم شيعه بسيار مورد احترام شاه عباس بود زيرا حكمت تقوا تدبير طبابت و... را به هم آميخته بود و فرمانروايان صفوي نمي توانستند از وجود او بي نياز باشند. ميرسيدمحمدعلي بعد از ورود به نجف اشرف با استقبال گرم مردم و علما روبه رو شد و به تقاضاي آن ها در مورد اقامت دائمي در نجف اشرف پاسخ مثبت داد. با اين كه شاه عباس از تصميم ميرسيدمحمدعلي ناراحت شده بود ولي به دليل اعتبار و موقعيت اين عالم و پزشك برجسته و به سبب احترامي كه نسبت به او قائل بود چيزي نگفت و بدون ميرسيدمحمدعلي به ايران بازگشت . سلسله نسب ميرسيدمحمدعلي به امام حسن مجتبي (ع ) مي رسيد و تا آن زمان شخصيت هاي معتبر و مهمي از خاندان او برخاسته بودند. همچنان كه بعد از اقامت دائم ميرسيدمحمدعلي در نجف اشرف نيز از نسل او بزرگاني قدم به عرصه حيات نهادند كه نام برخي از آن ها چنين است : سيدمهدي بن سيدصالح صاحب مدارك الاحكام و تحفه العابدين سيدمحمود بن سيدمهدي . سيدموسي بن سيدعلي و...
    جالب است كه بسياري از عالمان خاندان مذكور ضمن فراگيري دانش ديني و فقهي به علم طب نيز روي مي آورند و حتي در اين زمينه دست به تاليف كتاب مي زدند. به همين دليل اصطلاح و واژه « حكيم » در ميان اين خاندان شهرت يافت زيرا در گذشته « حكيم » عنواني براي پزشكان بود و ميرسيدمحمدعلي نيز به دليل تبحر در پزشكي و به سبب اين كه پزشك مخصوص شاه عباس بود به « حكيم » شهرت داشت . بعد از او نيز اين عنوان در خاندان اين پزشك و فقيه شيعه مرسوم شد و خاندان او به « آل حكيم » شهرت يافت .
    يكي از مشهورترين عالمان خاندان حكيم كه تا چند سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي زنده بود و از مراجع بزرگ و جهاني شيعه به شمار مي رفت آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم نام دارد . آيت الله سيدمحسن حكيم در سال 1306 هـ ق در نجف اشرف تولد يافت و در 27 ربيع الاول 1390 ق برابر با 12 خرداد سال 1348 شمسي در بغداد ديده از جهان فرو بست . پس از رحلت آيت الله سيدمحسن حكيم مردم عراق (به ويژه مردم نجف اشرف ) وداع شورانگيز و كم نظيري با پيكر مطهر وي نمودند و سپس آن را در نجف اشرف و در كنار كتابخانه اي كه خود بنا كرده بود به خاك سپردند.
    آيت الله سيدمحسن حكيم كه در 7 سالگي پدرش را از دست داد مثل نياكانش راه علم و تقوا پيش گرفت و از محضر عالمان بزرگي چون آخوند ملامحمد كاظم خراساني . آقا ضيا عراقي آيت الله ميرزا حسين نائيني آيت الله سيدمحمدسعيد حبوبي و... بهره برد. آيت الله سيدمحسن حكيم پس از رحلت آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني از مراجع تقليد شيعيان شد و سال ها در مسند فتوا و رياست شيعيان نشست .
    آيت الله سيدمحسن حكيم علاوه بر تربيت شاگردان و عالمان و رهبري جمع كثيري از شيعيان حدود 50 عنوان كتاب نيز تاليف كرد. نام برخي از كتاب هاي اين فقيه و مرجع بزرگ چنين است : مستمسك العروه الوثقي حقايق الاصول دليل الناسك نهج الفقاهه شرح النافع منها الناسكين منتخب الرسائل و...
    آيت الله سيدمحسن حكيم در ساختن مدرسه و مسجد و... نيز همتي عظيم داشت و در اين زمينه ده ها آثار ارزشمند در عراق و ساير نقاط جهان اسلام از خود به يادگار نهاد. آيت الله حكيم اولين كتابخانه بزرگ و عمومي را در نجف اشرف بنيان نهاد. اين كتابخانه بزرگ هفتاد شعبه در عراق و جاكارتا و حمس و بيروت داشت . خدمات آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم را در ابعاد مختلف اجتماعي فرهنگي ديني و... در اين مختصر نمي توان تشريح كرد بنابراين فقط به گوشه اي از مبارزات سياسي آن عالم بزرگ اشاره مي كنيم .
    گرچه آيت الله سيدمحسن حكيم از دوره نوجواني به امور سياسي مسلمين حساس بود ولي با شروع جنگ جهاني اول و تهاجم انگليس به عراق جهاد و مبارزات سياسي آيت الله حكيم اوج گرفت و در نبرد عليه متجاوزان شركت كرد. آيت الله حكيم از عالماني بود كه در جبهه « الشعيبه » تحت رهبري آيت الله سيدمحمدسعيد حبوبي عليه متجاوزان انگليس به جهاد برخاست و ضربات مهلكي بر دشمن وارد آورد. در اين زمان آيت الله سيدمحمد سعيد حبوبي پيري كهنسال بود و ضعف دوره پيري به او اجازه تحرك لازم را نمي داد. به همين دليل مهر مخصوص خود را به شاگرد جوان و مورد اعتمادش آيت الله حكيم سپرد و طي فرماني به رزمندگان تحت فرمانش نوشت : آقاي حكيم حفظه الله امين و مورد اعتماد من است . پس هر فرماني او صادر كرد بايد انجام گيرد.
    در واقع آيت الله حبوبي با اين متن كوتاه فرماندهي مبارزه با انگليس را در الشعيبه به آيت الله حكيم سپرد.
    درباره روزهاي نبرد آيت الله حكيم با متجاوزان انگليس مطالب و حكايت هاي فراواني وجود دارد كه به دو نمونه اشاره مي كنيم . نوشته اند روزي از روزها شخصي در جبهه نبرد به آيت الله حكيم كه همه امور جبهه را در دست داشت چنين گفت : شما نياز به اسب داريد پس اسبي بخر و از آن استفاده كن .
    آيت الله حكيم پاسخ داد : من نيازي به اسب ندارم و اگر هم اسبي داشته باشم آن را به مجاهداني كه در خط اول نبرد هستند مي دهم .
    حكايت ديگر اين كه در يكي از روزهاي نبرد آيت الله حكيم به منظور انجام دادن ماموريتي نياز به اسب پيدا كرد و آيت الله سيدمحمدسعيد حبوبي اسبي را كه خودش از آن استفاده مي كرد به آيت الله حكيم داد و گفت : اگر حكيم سالم بماند و من هلاك شوم مانعي ندارد. وجود او سودمندتر از من است . روزي خواهد آمد كه حكيم به رياست مسلمين مي رسد.


    آيت الله حكيم از كساني بود كه در انقلاب معروف سال 1299 عراق عليه متجاوزان انگليسي شركت فعال داشت و همراه ساير علما و مبارزان زمينه استقلال عراق را فراهم آورد. بعد از آن كه عراق در ظاهر به استقلال دست يافت و مزدوران و عوامل داخلي استعمار تحت حمايت انگليس اداره عراق را به دست گرفتند آيت الله سيدمحسن حكيم همچنان با اين مزدوران مبارزه كرد و موسسات و نهادهايي را براي مقابله با مزدوران استعمار تاسيس و يا تقويت نمود. آيت الله سيدمحسن حكيم همان طور كه با مزدوران و عوامل استكبار غرب مبارزه مي كرد در عرصه مبارزه با الحاد و كمونيسم جهاني نيز بسيار فعال بود و اجازه نمي داد آن ها با فريب و نيرنگ مردم مسلمان عراق را منحرف كنند و به سوي خود جذب نمايند. فتواي آيت الله سيدمحسن حكيم در اين زمينه بسيار مشهور است . اين مرجع بزرگ در سال 1379 قمري در پاسخ به نامه يكي از پيروانش چنين نوشت :
    بسم الله الرحمن الرحيم ـ پيوستن به حزب كمونيست جايز نيست . اين كار كفر و بي ديني بوده و موجب گسترش كفر و بي ديني است . خداوند شما و همه مسلمانان را از آن حفظ كند و به ايمان و تسليمتان بيفزايد. والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته ـ محسن حكيم 17 شعبان 1379
    زندگي 84 ساله آيت الله سيد محسن حكيم با مهمترين و حساس ترين حوادث تاريخ اسلام در قرن معاصر مصادف بود جنگهاي اول و دوم جهاني كه به دست يابي قدرتهاي غربي به سرزمين هاي اسلامي منجر شد و مزدوران استعمار عنان جوامع اسلامي را در دست گرفتند بيش از ساير حوادث بر جهان اسلام به ويژه در عراق فلسطين ايران سوريه و... تاثير منفي نهاد. اين مرجع بزرگ كه شاهد همه اين حوادث بود در بر ابر رويدادهاي مذكور آرام ننشست و مردانه و با همت و پشت كار عجيب به تكليف ديني خود عمل كرد. اگر بخواهيم كارنامه آيت الله سيد محسن حكيم را در اين موارد بازگو كنيم يقينا كتابي قطور خواهد شد زيرا آن بزرگوار نه تنها در عراق با استعمارگران و مزدوران آن ها (از شاه فيصل تا عبدالسلام عارف و حسن البكر و صدام حسين ) مبارزات پيگير و مستمر داشت بلكه با مزدوراني كه در ساير سرزمين هاي جهان اسلام (به ويژه در جهان تشيع ) قدرت به دست گرفته بودند مبارزه مي كرد. به عنوان مثال آيت الله سيد محسن حكيم در برابر جنايت ها و طرح هاي ضد اسلامي رژيم شاه در ايران نيز موضع گرفت . اين مرجع بزرگ لايحه انجمن هاي ولايتي و ايالتي رژيم شاه را برخلاف قوانين اسلام اعلام كرد و از كشتار 15 خرداد سال 1342 نيز شديدا ناراحت شد و نفرت عميق خود از رژيم شاه را اعلام نمود. آيت الله سيد محسن حكيم در اين موارد نامه هايي به علماي ايران فرستاد و در بخشي از اين نامه ها چنين نوشت :
    تلگراف و نامه هاي زيادي از علما دامت بركاتهم و مسئولين ولايات ايران به اينجانب رسيده و انزجار مومنين را از آن لايحه مي رساند. لذا لازم ديدم بدين وسيله مجددا تذكر دهم كه به اولياي امور ابلاغ كنيد كه از تصويب اين گونه قوانين كافره كه برخلاف قوانين مقدسه اسلام و مذهب حقه جعفري است جلوگيري نمايند و اين مركز اسلامي را كه مطمح انظار مومنين جهان است به رايگان از دست نداده و به توفان و بلاهاي گوناگون نيندازند و از جريانات اخير ممالك اسلامي عبرت و پند گيرند ذلك بان الله لم تك مغيرانعمه انعمها علي قوم حتي يغير و اما با نفسهم و ان الله سميع عليم ...
    خبر حوادث خونين ايران كه همواره موجب شدت يافتن زخمهاي حوادث گذشته بسيار نزديك مي باشد دريافت داشتم يقين دارم اصرار مسئولين امور در پيروي از سياست كوبيدن و ارعاب مردم در فاصله هاي پي در پي كاشف از عجز آنها در اداره امور مملكت است بايد از اين گونه سياست بازيها بهراسند كه بطور قطع آنها را به پرتگاه سقوط مبتلا خواهد ساخت و انديشه بد دامنگير صاحبش خواهد شد. نفرت و استنكار شديد ما را به مسئولين امور از اين نحو رفتار ناهنجار به عموم مومنين به خصوص طبقه روحانيون ابلاغ نماييد. و لاتحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون ...
    حوادث مولمه پي درپي و فجايع غم انگيز به ساحت علماي اعلام و روحانيت قم قلوب مومنين و متدينين را جريحه دار و موجب تاثر شديد اين جانب گرديده است و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون ...
    به هر حال آيت الله العظمي سيد محسن حكيم تا روزهاي پاياني حيات پرثمر خويش در حالي كه از بيماري مهلكي در رنج و ناراحتي بود همچنان به مبارزه عليه آخرين مزدوران استعمار در عراق (حسن البكر و صدام ) ادامه داد به همين دليل بود كه تقريبا يك سال پيش از رحلت اين مرجع بزرگ رژيم بعثي عراق اموال و دارايي هاي تمام فرزندان او را مصادره كرد عليه آيت الله حكيم تبليغات فراوان به راه انداخت اعضاي خاندان و دوستان او را پي در پي تهديد كرد جاسوسان و چماقداران بعثي را مامور بي احترامي به ساحت مرجع بزرگ عراق نمود و...
    بعد از رحلت جان گداز آيت الله حكيم در 12 خرداد 1349 (27 ربيع الاول 1390 ق ) فرزندان و اعضاي خاندان بزرگ و حماسه آفرين حكيم همچنان علم مبارزه را بر دوش گرفتند و با رژيم بعثي عراق به مقابله برخاستند. به عبارت ديگر نهضت شكوهمندي كه آيت الله سيد محسن حكيم عليه استعمار و مزدوران داخلي اش به پا كرده بود توسط فرزندان و اعضاي خاندان او همچنان ادامه يافت و هر روز گسترده تر و خونين تر شد. نهضت خونين و حماسه آفرين خاندان حكيم در تاريخ معاصر عراق سبب شد كه ده ها نفر از اعضاي اين خاندان مبارز شربت شهادت بنوشند و مظهر مقاومت و حماسه محسوب شوند. آيت الله سيد محمد باقر حكيم كه روز جمعه هفتم شهريور 1382 (برابر با اول رجب 1324 ق ) با زبان روزه در جوار حرم اميرمومنان در نجف اشرف و پس از اداي نماز جمعه به دست استكبار و صهيونيسم و مزدوران آن ها به شهادت رسيد شصت و چهارمين شهيد از خاندان بزرگ و حماسه آفرين حكيم است . آيت الله سيد محمد باقر حكيم كه هم 64 سال سن داشت و هم شصت و چهارمين شهيد خاندان حكيم محسوب مي شود در سال 1318 در نجف اشرف ديده به جهان گشود. او كه فرزند آيت الله سيد محسن حكيم است از 18 سالگي فعاليت ها و مبارزات سياسي را در كنار پدر بزرگوارش آغاز كرد. اين فقيه و دانشمند مبارز كه نزد بزرگاني چون آيت الله سيد محسن حكيم امام خميني آيت الله سيد محمد باقر صدر آيت الله گلپايگاني آيت الله خامنه اي و... تحصيل كرده بود رياست مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق را بر عهده داشت و به خاطر مبارزاتش 23 سال از عمر خود را در خارج از عراق و به حال تبعيد گذراند و سرانجام در ارديبهشت ماه سال 1382 پس از سرنگوني رژيم بعثي عراق به وطن بازگشت تا نگذارد استكبار و عوامل او در عراق لانه كند. آيت الله سيد محمد باقر حكيم علاوه بر مبارزات مستمر سياسي فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي و كمك به مستمندان و نيازمندان را نيز به طور جدي دنبال مي كرد. آيت الله سيد محمد باقر حكيم به شدت هدف كينه بعثي ها و صدام قرار داشت و آن ها پيوسته در پي كشتن او بودند. از سوي ديگر اشغال گران آمريكايي و انگليسي نيز عميقا با اين عالم بزرگ و مبارز دشمني مي كردند زيرا او و يارانش عليه نيروهاي متجاوز مبارزه مي نمودند. بالاخره آيت الله سيد محمد باقر حكيم پس از چند دهه مبارزه و جهاد و بعد از تاليف ده ها كتاب رهبري و سازماندهي مبارزان عراقي تدريس در مجامع و دانشگاههاي مختلف به راه انداختن مراكز متعدد براي كمك رساني به مردم و امور خيريه سرپرستي نهادهاي علمي و اجتماعي و... با كارنامه اي بسيار درخشان به شهادت رسيد.
    گرچه رژيم بعثي عراق همواره در پي بهانه اي بود تا به تدريج اعضاي خاندان حكيم را در عراق از ميان بردارد و نسلي از اين خاندان برجا نگذارد ولي در برخي سال ها و برخي دوره ها وحشي گري هاي رژيم بعثي عراق عليه اين خاندان چنان اوج مي گرفت كه اعضاي خاندان حكيم به طور گروهي و دستجمعي به شهادت مي رسيدند . سال هاي 1362 تا 1364 و همچنين سال 1369 اوج وحشي گري رژيم بعثي عليه خاندان حكيم محسوب مي شود . رژيم بعثي صدام در سال 1362 125 نفر از اعضاي خاندان حكيم را دستگير كرد و 29 نفر از آن ها را به شهادت رساند . در ميان اين 29 نفر شهيد عالمان و دانشمنداني مثل آيت الله سيد عبدالصاحب حكيم حجت الاسلام و المسلمين سيد علا حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد حسين حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيد كمال حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيد عبدالوهاب حكيم و استاد احمد حكيم وجود داشتند.
    در سال 1363 نيز رژيم بعثي عراق ده تن از اعضاي خاندان حكيم را كه در زندان به سر مي بردند به شهادت رساند. نام اين افراد چنين است : آيت الله سيد عبدالمجيد حكيم حجت الاسلام و المسلمين دكتر عبدالهادي حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن حكيم حجت الاسلام والمسلمين سيد حسين حكيم حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد حكيم سيد محمد حكيم سيد ضياالدين حكيم سيد بهاالدين حكيم سيد محمد علي حكيم و سيد صاحب حكيم .
    در سال 1364 و همچنين در جريان قيام ماه شعبان سال 1369 شمسي نيز تعداد زيادي از اعضاي خاندان بزرگ حكيم به شهادت رسيدند.
    به هر حال خاندان حكيم خاندان شهيدپروري است كه حدود يك قرن است كه با جهاد و اهداي خون خود از اسلام پاسداري مي كنند و يقينا پس از اين چنين خواهد بود و تازمان اخراج اشغال گران و برقراري حكومت اسلامي در عراق اين خاندان پيشگام جهاد و شهادت باقي خواهد ماند.
    علي وزوايي