روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1382 صفحه مقالات

  • دوقلوهاي بهم چسبيده
  • نخل نستوه برومند
  • *****
    دوقلوهاي بهم چسبيده


  • جراحي و جداسازي دوقلوهاي بهم چسبيده (لاله و لادن ) با آنهمه هياهوي تبليغاتي توسط پزشكان خارجي و از طرفي ناكامي آمال و آرزوهاي اين دو قلوي صبور كه بي شك دل تمامي ايرانيان نوع دوست و پر عاطفه را آزرده خاطر كرد مرا به ياد لوايح دو قلوي ارائه شده به مجلس شوراي اسلامي (لايحه انتخابات و افزايش اختيارات رياست جمهوري ) انداخت . البته با تفاوتي كه عرض خواهد شد.
    لاله و لادن به اين نتيجه رسيده بودند كه جداسازي آنها شايد بتواند استقلال و آزادي ديگري به آنها بدهد. البته وعده و وعيد پزشكاني كه تكيه بر تخصص خويش داشتند نيز در اين تصميم بي تاثير نبود. به هر حال چه خواست خود لاله و لادن چه زمزمه خير خواهان و يا وعده اطبا معالج باعث شد متاسفانه اين دو قلوي مهربان را كه نزديك به سه دهه از عمر خويش را در سخت ترين شرايط اما با صميمانه ترين تفاهم توانسته بودند همديگر را تحمل كنند براي هميشه تاريخ از هم جدا سازد.
    آنها كه خود گفتند و خود شنيدند گرچه دو انديشه و احساس متفاوت داشتند اما گامهايشان يكي بود و در تمام نشست و برخاست ها و اتخاذ تصميمات با هم هماهنگ بودند ولي در نهايت از هم جدايشان كردند. يادشان گرامي و براي خانواده شان صبر آرزومنديم . اما مسئله موضوع بحث لوايح دوقلو كه در مثال هم مناقشه نيست با اين جريان دوقلوها فرق مي كند. همانطور كه مي دانيد اين لوايح نظارت استصوابي و اختيارات رياست جمهوري هيچ تناسبي با هم ندارند ولي نمي دانم چرا عده اي از روز اول اين دو لايحه مصر هستند آنها را بهم وصل كنند و از آن به عنوان دو قلوهاي بهم چسبيده ياد كنند نمي دانم چه اهدافي را دنبال مي كنند حتي اعلام داشته اند كه اگر قرار است تصويبي صورت گيرد بايد هر دو لايحه با هم به تصويب مجلس و شوراي نگهبان برسد و تهديد كرده اند كه اگر چنين نشود دست به استعفاي دسته جمعي رفراندوم و نهايتا خروج از حاكميت مي زنند و با اين كار مي خواهند شوراي نگهبان را به اصطلاح در منگنه قرار دهند. آنها كه تا ديروز پروژه « عبور از خاتمي » را دنبال مي كردند چه شده كه اصرار به پيوند لايحه اختيارات با انتخابات مي كنند راستي چه آمال و آرزوهايي از تصويب يا عدم تصويب اين دو لايحه در سردارند
    البته جا دارد در اين مسئله از جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري تشكر كرد كه با صراحت موضع خويش را اعلام كرده و اظهار داشته اند در باب لايحه اختيارات هر چه قانون و مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان تصميم بگيرند تابع مي باشند و حتي اعلام داشته اند نياز به ارجاع به تشخيص مصلحت نظام نيست ولي سئوال اينجاست كه ديگران با به راه انداختن هياهوي تبليغاتي از كشاندن جراحي اين دو لايحه به دست رسانه هاي تبليغاتي استكباري و درست كردن يك خوراك تبليغاتي براي آنها چه اهدافي را دنبال مي نمايند
    بنده به عنوان يك طلبه معتقد و دلسوز به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي از باب خير خواهي به جناحهاي ذي نفوذ در كشور عرض مي نمايم نزديك به سه دهه از عمر پر بار و با بركت انقلاب شكوهمند اسلامي را كه دسترنج حضرت امام راحل و شهداي گرانقدر و جانبازان و آزادگان سرفراز و همت والاي ملت شريف است با تمامي سختي ها و مشكلات تهديدها و توطئه ها پشت سر گذاشته ايم و امروز نيز با توجه به عنايت خاصه حضرت بقيه الله الاعظم (عج ) و رهبريهاي مدبرانه مقام معظم رهبري بحمدالله از عظمت و آبروي ويژه اي در جهان اسلام برخورداريم چرا بايد بدست خود آب به آسياب دشمن بريزيم چرا بايد اجازه دهيم عده اي در قسمت موتور خانه كشتي اين انقلاب با استفاده از پوشش هاي جناحي نفوذ نمايند تا هر موقع اراده كنند به اصطلاح نظاميها با دست كاري كردن در موتور چپ يا راست كشتي انقلاب اختلال ايجاد كنند و يا با مخفي كردن خود در كنار بادبانهاي اين كشتي آنها را به سمت اهداف خود بچرخانند و با اين كار بخواهند ناخداي كشتي را مضطرب نمايند
    اينها بدانند اين كشتي و اين ناخدا تا به حال از موجها و طوفانهاي سخت و متلاطم دريا عبور كرده است و در آينده نيز به فضل خداوند عبور خواهد كرد و اين عده معدود كه به دنبال اختلال يا طراحي اغتشاش در نظام هستند بدانند كه روزي خود در امواج طوفنده اين انقلاب گرفتار خواهند شد.
    عباسعلي ادبي

  • *****
    نخل نستوه برومند




  • آيت الله سيد محمدباقر حكيم 38 سال ارادت به امام خميني
    از آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر جمله اي درباره امام خميني به يادگار مانده كه تاريخي است و عمق نفوذ معنوي امام خميني را در وجود علماي حوزه علميه نجف در سالهاي اقامت در آن حوزه (دهه هاي 40 و 50 هجري شمسي ) نشان مي دهد. جمله اينست : « ذوبوافي الامام الخميني كماذاب هوفي الاسلام » در امام خميني ذوب شويد همانگونه كه او در اسلام ذوب شده است .
    فقط كساني كه با تاريخ نهضت امام خميني آشنائي دارند به خوبي مي توانند ارزش و قيمت اين جمله شهيد آيت الله صدر را درك كنند زيرا رژيم پهلوي كه به دستور آمريكا و با هدف دور كردن امام خميني از مردم ايران ايشان را در سال 1343 به تركيه تبعيد كرده بود » بعد از مدتي به اين فكر افتاد كه براي هر چه گمنام تر كردن ايشان در حوزه علميه نجف كه مركز بزرگ علماي صاحب نام شيعه بود در سال 1344 امام را از تركيه به عراق تبعيد كند. اين طرحي بود كه مشاوران بي اطلاع و نادان داخلي و خارجي شاه به او پيشنهاد كرده بودند و شاه نيز با انجام آن فكر مي كرد از آن پس امام خميني به عنوان يك روحاني معمولي در حوزه علميه نجف به گمنامي سپرده مي شود و رژيم پهلوي و اربابش آمريكا براي هميشه از نهضتي كه او بر پا كرده بود راحت خواهد شد.


    اما واقعيت ها دقيقا بر عكس بود. امام خميني به مجرد ورود به بغداد توسط بعضي از شيعيان كه بصورت تصادفي چشمشان به امام و فرزندشان آيت الله حاج آقا مصطفي افتاده بود شناخته شدند و به كاظمين منتقل شدند و علماي شهرهاي كاظمين كربلا و نجف كه توسط مردم از ورود امام به عراق مطلع شدند و علماي شهرهاي كاظمين كربلا و نجف كه توسط مردم از ورود امام به عراق مطلع شده بود با تداركي وسيع به استقبال امام آمدند و امام بعد از زيارت ائمه كاظمين و كربلا عليهم السلام براي اقامت به نجف اشرف مشرف شدند و حوزه درس و بحث دائر كردند.
    حوزه درس امام در نجف آنچنان گرم و پرجاذبه شد كه بسياري از فضلاي بزرگ حوزه علميه نجف را كه از تحصيل احساس بي نيازي مي كردند به خود جلب كرد و بر خلاف آنچه شاه و اربابانش فكر مي كردند امام همچون خورشيد در آسمان نجف و عراق درخشيد.
    تاثيرات علمي معنوي و مبارزاتي امام خميني در نجف چنان وضعيتي بوجود آورد كه بزرگاني چون آيت الله العظمي سيد محسن حكيم مرجع عام آن زمان از نظرات ايشان بهره مي بردند و متفكر بزرگي همچون آيت الله سيد محمد باقر صدر براي ابراز ارادت خود به امام جمله معروف « ذوبوافي الامام الخميني كماذاب هوفي الاسلام » را به زبان راندند. همين نفوذ عميق و گسترده بود كه سرانجام رژيم شاه را وادار كرد از حزب بعث كه در آن زمان به سركردگي حسن البكر و معاونت صدام بر عراق حاكم بود بخواهد امام را از عراق اخراج كند و امام بعد از آنكه در مرز كويت نيز با ممانعت دولت كويت براي ورود به آن كشور مواجه شدند به فرانسه رفتند و نهضت خود را از نوفل لوشاتوي پاريس ادامه دادند.


    از جمله علمائي كه در دوران حضور امام خميني در عراق به ايشان علاقمند شد و درباره ايشان با شجاعت اظهار نظر كرد آيت الله شهيد سيد محمد باقر حكيم بود. ماموران سازمان اطلاعات و امنيت رژيم شاه (ساواك ) در عراق و در نجف به منظور آنكه بتوانند علماي شيعه را عليه امام خميني برانگيزند از همان روزهاي اول ورود ايشان به عراق مشغول دسيسه چيني شدند. آنها تلاش مي كردند نزد علماي نجف و كربلا و سامرا و كاظمين بروند و با لطايف الحيل آنها را نسبت به امام خميني بدبين كنند و از اين طريق زمينه را براي انزواي ايشان فراهم نمايند اما به خواست خدا همواره تيرشان به سنگ مي خورد و با شكست مواجه مي شدند.
    ماموران ساواك 17 روز بعد از ورود امام به عراق نزد آيت الله سيد محمد باقر حكيم كه آن روزها دوران جواني را پشت سر مي گذاشت مي روند و نظر ايشان را درباره امام خميني جويا مي شوند. آيت الله سيد محمد باقر حكيم كه آن روزها عازم ايران بود در اين گفتگو كه در تاريخ 30 مهرماه 1344 صورت گرفت در پاسخ سئوال ماموران ساواك درباره نهضت امام خميني گفت :
    « اكثر قريب به اتفاق مراجع ديني يا طلاب و ساير طبقات از اقدامات اصولي آقاي خميني جانبداري مي كنند و تبعيت از اين اصول منحصر به آقاي خميني نيست بلكه هر فرد مسلماني موظف است در مقابل عمل برخلاف اصول دين و شريعت مبارزه كند. »
    شهيد آيت الله سيد محمد باقر حكيم بعد از آنكه به دليل مبارزات ريشه دار پدر بزرگوارش مرحوم آيت الله العظمي سيد محسن حكيم عليه حزب بعث عراق و فتواي معروف « الشيوعيه كفر و الحاد » و ادامه اين مبارزه توسط خاندان حكيم تحت تعقيب رژيم صدام قرار گرفت يكسال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و بعد از شهادت آيت الله سيد محمد باقر صدر و بسياري از علماي مجاهد عراق به ايران مهاجرت كرد و با تاسيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق 23 سال دور از وطن به مبارزات خود عليه رژيم صدام ادامه داد. ايشان به دليل شان علمي و جايگاه معنوي و مبارزاتي در ايران منشا بركات زيادي بود كما اينكه از تجربيات انقلاب اسلامي ايران و رهبري هاي حضرت امام خميني و حضرت آيت الله خامنه اي بهره هاي زيادي برگرفت و سرانجام در نيمه دوم ارديبهشت ماه سال جاري يكماه بعد از سقوط رژيم خونخوار صدام در ميان استقبال گرم مردم عراق به وطن خويش باز گشت .
    آيت الله سيد محمد باقر حكيم در عراق مورد استقبال گسترده مردم و علماي اين كشور قرار گرفت و در حوزه علميه نجف به مبارزات خود براي خروج عراق از اشغال و سرو سامان دادن به اوضاع مردم ادامه داد.
    وي به عنوان محور مبارزات اسلامي ملت عراق بويژه شيعيان در مدت كوتاه اقامت در عراق خوش درخشيد و سرانجام متجاوزان آمريكايي و عوامل مزدور آنها كه چشم ديدن وحدت مردم عراق و مقبوليت يك روحاني شيعي را نداشتند او را در سن 64 سالگي و در اولين روز ماه رجب و سالروز ميلاد امام محمد باقر(ع ) پس از برگزاري نماز جمعه به همراه 130 نمازگزار به شهادت رساندند .
    آيت الله سيد محمد باقر حكيم 38 سال قبل هنگامي كه امام خميني به عراق تبعيد شده بودند در جواب ماموران ساواك شاه كه نظر ايشان را در باره نهضت امام خميني پرسيده بودند گفت : اقدامات آقاي خميني اصولي است و هر فرد مسلماني موظف است در مقابل اعمال خلاف اصول دين مبارزه كند.