بسم الله الرحمن الرحيم
شناخت دقيق و بموقع مسئولان كشور , اعم از اجرائي و تقنيني , نسبت
به نيازهاي واقعي مردم , هنري است كه اگر نمايندگان مجلس و دولتمردان از
آن برخوردار باشند , قطعا در تعامل با مردم و تفاهم با آنان توفيق چشمگيري
نصيبشان خواهد شد و اگر فاقد آن باشند همواره دچار مشكل خواهند بود.
متاسفانه اكنون بسياري از نمايندگان مجلس به سراغ چيزهائي ميروند كه
خواسته هاي مردم نيست و البته براي مشروعيت دادن به اهداف و برنامه هاي
خود و براي توجيه عملكرد خود , در تبليغات طوري وانمود مي كنند كه
گوئي حرف مردم را ميزنند و خواسته هاي مردم را دنبال مي كنند!
مردم اكنون سه خواسته مشخص دارند كه به ترتيب اولويت عبارتند از
اول حل مشكلات معيشتي اعم از بيكاري و گراني و ساير معضلات
اقتصادي , دوم رسيدگي به وضعيت نابسامان ادارات و ريشه كن كردن
پارتي بازي ها و استقرار ضوابط بجاي روابط و سوم برخورد قاطع با مظاهر
فساد اخلاقي و ضدفرهنگي كه در تعبيرات شرعي با عنوان منكرات شناخته
شده است . اينها اموري هستند كه متاسفانه در فهرست اقدامات اكثريت
مجلس جائي ندارند و حتي اگر دولت نيز در مواردي اراده كند به بازيهاي
سياسي در يك دستگاه خاتمه دهد و راه را براي برآوردن يكي از نيازهاي
واقعي جامعه هموار نمايد , همين جماعت , چوب لاي چرخ دولت ميگذارند
و مانع عملي شدن اراده دولت ميشوند. نمونه روشن اين مانع تراشي ,
خودداري اكثريت مجلس از دادن راي اعتماد به وزير پيشنهادي آقاي
خاتمي براي وزارت علوم است كه چون مصمم به نجات دادن دانشگاه ها از
سياست بازي هاي رايج و هموار ساختن راه براي پيشرفت علمي جوانان
كشور بود , آن جماعت سياست باز با تصريح به اين نكته كه وزير پيشنهادي
به همين دليل مناسب وزارت علوم نيست , به او راي اعتماد ندادند. آنها در
پي فردي هستند كه دانشگاه ها را همچنان كانون درگيري هاي سياسي و ايجاد
تشنج در كشور نگهدارد تا سياست بازان بتوانند با ابزار قرار دادن
دانشجويان , اهداف جناحي خود را دنبال كنند و تحقق بخشند. اما اينكه در
اين ميان , چه لطمات بزرگي به حيات علمي كشور وارد ميشود و چه
استعدادهاي عظيمي به انحراف كشيده ميشوند و يا جذب بيگانگان ميگردند
و كشور چقدر از كاروان علم عقب ميماند , چيزي است كه اين جماعت
اصولا به آن فكر نمي كند.
بيگانگي از خواسته ها و نيازهاي مردم , معضل بزرگي است كه اكنون
كشور ازآن بشدت رنج ميبرد و هر روز بر اين رنج و آثار منفي ناشي از آن
افزوده ميشود. منازعات سياسي كه عمدتا ساخته و پرداخته افراطيون
قدرت طلب و انحصارطلب است , مجال فكر كردن به مسائل مردم را از
دست اندركاران گرفته است . در سالي كه سال خدمت رساني به مردم نام
گرفته , آنچنان گراني به اوج ميرسد كه فرياد همه بلند ميشود و بالاترين
مسئولان كشور ناچار به انديشيدن تدبيري براي مقابله با آن ميشوند. از
فرصت مناسبي كه در اثر اشتغال عده اي از مسئولان به منازعات براي عناصر
بدخواه پيش ميايد , حداكثر بهره برداري براي ناراضي تراشي در ادارات بعمل
ميايد و مروجان فساد نيز با استفاده از همين فرصت , به ترويج بي بندوباري و
فساد و فحشا مي پردازند و كار به جائي ميرسد كه خيابانهاي تهران كه مركز
نظام جمهوري اسلامي است به نمايشگاه ابتذال اخلاقي تبديل ميشود ,
پارك ها و بوستان ها و مراكز تفريحي براي خانوادهاي مذهبي ناامن ميگردند ,
مراكز فساد مثل قارچ در جاي جاي شهرها سر برمياورند و جوانهاي كشور در
معرض آسيب هاي شديد اخلاقي قرار ميگيرند.
تاسف شديدتر در اينست كه يك جناح براي آنكه راي خود را افزايش
دهد از اين مفاسد حمايت مي كند و جناح ديگر نيز از ترس اينكه مبادا راي
خود را از دست بدهد از موضعگيري در برابر اين مفاسد خودداري مي نمايد!
در اين ميان , خدا و انجام وظيفه ديني و تعهد در برابر خون شهيدان و
فداكاري هاي ايثارگران و رنجهائي كه ملت براي حاكم كردن احكام اسلام
تحمل كرده اند , جائي ندارند! زيرا هر چه هست راي است و قدرت و ديگر
هيچ !
اين دلتنگي را با چه كسي ميتوان در ميان گذاشت اين شكايت را به
كجا ميتوان برد آيا براي درمان اين دردها فريادرسي هست آيا كسي به اين
واقعيت تلخ , انديشه مي كند كه اين وضعيت قابل دوام نيست مسئولين
مي توانند با اين وضعيت مقابله كنند البته اگر بخواهند و اراده كنند كه
خواست واقعي مردم را به حساب بياورند و خواسته هاي خود را به حساب
مردم نگذارند. در چرخه بي پايان منازعات سياسي , آنچه به حساب نميايد
نيازها و خواسته هاي مردم است . مسئولان بايد خواسته هاي خود را كنار
بگذارند و مردم و نيازها و خواسته هاي واقعي آنها را اصل قرار دهند. اين ,
تنها راه خروج از معضل كنوني است .

|