روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1382 صفحه عقيدتي

  • خروج از ظلمات به سوي « نور »
  • ماه رجب سرفصل نيايش
  • تقويم تاريخ
  • *****
    خروج از ظلمات به سوي « نور »




  • به مناسبت سالگرد شهادت آيت الله قدوسي
    ياد زندگي بزرگان خود كار بزرگي است كه قبل از آنكه قدرت نوشتن لازم داشته باشد نياز به شناختن آنان دارد و اين شناخت پيش از آنكه با مطالعه و تحقيق و جستجو ممكن گردد براي كساني حاصل مي شود كه خود انسانهاي وارسته و عاشق باشند شهيد آيت الله قدوسي بزرگي بود كه عمري را در مسير تهذيب و بدست آوردن كمالات روحي گذرانده بود. مشكل عمده اي كه در شرح زندگي اين شهيد وجود دارد شدت اخلاص و مخفي كردن امور است .
    زندگينامه شهيد
    در دوازدهم مرداد ماه سال 1306 زماني كه هنوز دو سال از روي كارآمدن رضاخان نگذشته بود در شهر كوچك نهاوند پسري در خانواده اي روحاني متولد شد. وي آخرين فرزندخانواده بود كه پس از هفده فرزند ديگر به دنيا آمده بود. اين كودك تازه متولد شده « علي » ناميده شد.
    پدر وي « آخوند ملااحمد » عالم بزرگ شهر و مرجع تقليد نهاوند و شهرهاي اطراف بود و امور مختلف آن ديار از قضاوت و غير آن به وسيله او انجام مي شد. جد پدري « علي » آخوند ملا حسين نيز از علماي نهاوند و مردي با فضيلت و تقوا بود و عموي ملا احمد آخوند ملا علي اكبر نيز از عارفان برجسته بود و با اينكه در دوران جواني فوت كرد مردم او را فردي صاحب كرامت مي شناختند.
    دوران خردسالي « علي » تحت تعليم پدري اينچنين و مادري متدين و پرهيزكار سپري شد و پس از آن دوران پرحادثه ي نوجواني را آغاز كرد. روح بزرگ و با ظرفيت كه داراي استعدادهاي فراواني بود و هرگز در محدوده اي كوچك باقي نمي ماند تحرك اين آخرين فرزند خانواده را بيش از حد معمول ساخته بود.
    مهاجرت به قم
    در سال 1321 علي كه تنها 15 سال از سن او مي گذشت خانواده و ديار خود را ترك كرده براي تحصيل علوم ديني به قم آمد. مرحوم آيه الله صدر كه در آن زمان يكي از اركان حوزه علميه قم بود و ديگر دوستان ديرينه آخوند ملا احمد با شوق از ورود او استقبال كردند و از وي خواستند كه لباس روحانيت به تن كند. سپس در يكي از حجره هاي مدرسه فيضيه جايي براي او اختصاص دادند.
    دروس مقدماتي را نزد اساتيد بزرگي همچون شهيد محراب آيت الله صدوقي فرا گرفت . بعضي شبها آنقدر مطالعه مي كرد كه ديگر توان آماده كردن غذا نداشت و گرسنه سر به بالين مي گذاشت . جز دوران كمي از سال تمام آن را به مباحثه مي گذراند و حتي در ايام محرم غير از روزهاي تاسوعا و عاشورا درس را تعطيل نمي كرد. تابستانها با مشقت و رنج بسيار براي زيارت به مشهد مي رفت و البته سختيهاي بسيار مي كشيد. يك بار كه حدود سه ماه در آنجا بود تنها وسيله اي كه داشت يك « جاجيم » (چيزي شبيه به نمد ولي از آن زبرتر و خشن تر) بود كه شبها در حرم روي آن مي خوابيد و غذايش نان و هلوي مشهدي بود.
    شهيد قدوسي مراحل مقدماتي تحصيل در حوزه علميه را با جديت و كوشش فراوان پشت سرگذاشت و براي تحصيلات عالي در محضر اساتيد بزرگ حوزه علميه قم ابتدا در دروس خارج مرحوم آيت الله بروجردي حاضر گشت .
    حضور در درس فقه و اصول رهبركبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره ) فرصت تازه اي براي رشد علمي و عملي شهيد قدوسي بود.
    در اين سالها يكي از حوادثي كه در سرنوشت شهيد قدوسي اثر بسياري گذاشت آشنايي با استاد بزرگ حوزه علميه مرحوم علامه طباطبايي بود.
    شهيد قدوسي در جلسات درس « اصول فلسفه و روش رئاليسم » كه از سوي استاد تدريس مي شد حاضر مي گرديد.
    مبارزه در سايه رهبري امام خميني
    آيه الله قدوسي از آغاز در ميدان سياست حاضر بود و از صحنه سياسي ـ اجتماعي زمان خود لحظه اي غفلت نمي كرد و به عنوان يكي از شاگردان برجسته امام امت در صف پيشتازان نهضت مقدس اسلامي و در شمار آن گروه از مدرسين و اساتيد حوزه علميه بود كه فرياد امام خميني را با تمام وجود پشتيباني كرد.
    مبارزه به صورتهاي مختلف انجام مي گرفت از چاپ و انتشار نشريات و اعلاميه ها و رساندن آنها به افراد موثر و ارتباط گرفتن با شخصيتها و تبليغ انقلاب و راه امام و امثال آن .
    به دنبال پيش آمدن مسئله كاپيتولاسيون و سخنراني كوبنده و فرياد طاغوت شكن امام در چهارم آبان 1343 و دستگيري ايشان در 13 آبان و تبعيد ايشان به تركيه جامعه مدرسين با اعتراض شديد نسبت به تبعيد امام و اعتراض به دولت تركيه از طريق سفارت تركيه در تهران و انتشار اعلاميه ها و نشريات مخفي حركت خود را در خط مبارزه كه به وسيله امام ترسيم شده بود ادامه داد.
    اين شرايط شاگردان دلسوخته امام از جمله شهيد قدوسي را بر آن داشت كه متناسب با وضع پر اختناق كيفيت مبارزه را تغيير دهد و همين انديشه مقدمه تشكيل يك گروه سازمان يافته مخفي از مدرسين و اساتيد حوزه علميه به منظور تداوم مبارزه گرديد.
    تشكيلات مخفي براي تشديد مبارزه
    اين تشكيلات كه اولين هسته مبارزه مخفي در تاريخ حوزه علميه متشكل از اساتيد عالي مقام حوزه بود بعدها به گروه يازده نفري مشهور گرديد.
    چهره هاي محبوب و شخصيتهاي بزرگ همچون رهبر معظم انقلاب آيت الله خامنه اي و آيه الله رباني شيرازي و آيت الله رفسنجاني در آن عضويت داشتند. شهيد قدوسي از موسسين اين تشكل بود و بسياري از امور با همفكري و هدايت وي انجام مي شد. البته اين تشكيلات مدت زيادي ادامه نيافت و پس از مدتي فعاليت در فروردين ماه 1345 اساسنامه ي آن در بازرسي محل يكي از اعضا به دست ساواك افتاد و اين تشكيلات كشف شد و افراد آن تحت تعقيب مامورين ساواك قرار گرفتند.
    شهيد قدوسي نيز در همين رابطه تحت تعقيب قرار گرفت و بالاخره به چنگ ماموران ساواك افتاد و به همراه مرحوم آيت الله رباني در زندان قزل قلعه زنداني شد.
    شهيد قدوسي بعد از آزاد شدن در تابستان همان سال به نهاوند كه زادگاه او بود و اقشار مختلف مردم از زمان مرجعيت پدرش او را مي شناختند رفت .
    شبها در مسجد جامع نهاوند اقامه نماز مي كرد. و پس از نماز منبر مي رفت و بر منبر هميشه نام امام را علني ذكر مي كرد و ساواك و شهرباني از اين مسئله بسيار ناراحت بودند و مرتب تذكر مي دادند كه در تمام ايران نام امام برده نمي شود شما در اين شهر نبايد نام ايشان را ببريد و گرنه ناچار مي شويم شما را دستگير كرده و تحويل مقامات مسئول دهيم . اما شهيد قدوسي به اين حرفها هيچگونه اعتنايي نكرد و به همين سبب جلسات او در نهاوند تعطيل شدو بار ديگر به قم مراجعه كرد.
    مدرسه حقاني پايگاه مبارزه
    تاسيس و اداره مدرسه حقاني در سال 1342 تنها يك حركت فرهنگي و علمي و تربيتي نبود بلكه همانطور كه بعدها روشن شد دقيقا يك حركت عميق و حساب شده سياسي نيز بود كه گسترش آن مي توانست پشتوانه عظيم نيروي انساني براي تامين نيازهاي انقلاب بزرگ اسلامي را فراهم آورد.
    شهيد قدوسي و بزرگاني همچون شهيد بهشتي و آيه الله جنتي و ديگران به اين نتيجه رسيده بودند كه در دنيايي كه نگهبانان شرك و ظلم و كفر از مجموعه دستاوردهاي علوم بشري و پيشرفته ترين فنون تبليغاتي استفاده مي كنند كساني مي توانند از حق و عدل و ايمان دفاع كنند كه ايمان تا اعماق جانشان نفوذ يافته و از اطلاعات عمومي زمان خويش بهره مند باشند. ولي با هزاران تاسف تا آن زمان در راه آشنايي با روشهاي جديد و رشته هاي نوين علوم انساني هنوز گامي برداشته نشده بود تا آنجا كه يك طلبه در حوزه علميه ناچار بود در تمامي رشته هاي درسي قديم كه بخشي از علوم و نياز وي را تشكيل ميداد چنان سر در متون و حواشي و عبارات فرو برد كه شور و نشاط جواني و قدرت فهم و فعاليت اجتماعي را از دست بدهد و گاهي چنان غرق در آنها مي گرديد كه رسالت سنگين خويش را از ياد مي برد.
    شهيد قدوسي به پيشنهاد شهيد بهشتي اداره مدرسه حقاني را به عهده گرفت و تمام نيروها و همت خود را صرف اين كرد كه بتواند اصلاحاتي را از اين طريق در حوزه ايجاد كند و در اين كار موفقيت فراواني به دست آورد.
    مدرسه حقاني از زماني كه شهيد قدوسي مديريت آن را به عهده گرفت تا پيروزي انقلاب اسلامي يكي از سنگرهاي مبارزه و مقاومت در مقابل رژيم بود. طلاب مدرسه همگي مقلد امام و مبارز و سربازاني سختكوش براي انقلاب و امام بودند كه در عين علم و تقوا و سختكوشي در راه اهداف علمي روحانيت از مبارزه پيگير عليه رژيم شاه و ساواك غفلت نمي كردند.
    زحمات طاقت فرسا و شبانه روزي شهيد قدوسي سرانجام به نتيجه رسيد. مدرسه حقاني كه مكاني كوچك و گمنام در گوشه اي دورافتاده بود خيلي زود افرادي را تربيت كرد كه در حوزه علميه قم نمونه بودند. بهترين اساتيد حوزه علميه در آن به تدريس پرداختند و اساتيد و دانشجويان بسياري از دانشگاهها به آن هجوم آوردند.
    ثشهيد رمز جاودانگي
    در طول مدت تصدي دادستاني انقلاب شهيد قدوسي هرگز حقوقي براي خود منظور نداشت و از امكانات و مزاياي مالي كه حق او بود استفاده نكرد. با اينكه جواز استفاده مشروع از اين امكانات را خود به بسياري از افراد مي داد كاملا مواظب بود كه اموال شخصي او با اموال عمومي مخلوط نگردد. هنگامي كه به مسئوليت دادستاني منصوب شد چون در تهران منزل نداشت آپارتماني را از يكي از روحانيون اجاره كرد و حاضر نشد در منازل مصادره اي سكونت كند. در حالي كه هر بار كه دوستان ايشان پيشنهاد منزل مصادره اي مي دادند شهيد قدوسي با لبخندي معني دار مي گفت :
    « بگذاريد جنازه مرا از منزل مصادره اي بيرون نياورند! »
    يكي از شاگردان او مي گويد :
    « يك بار شهيد قدوسي براي بازديد و رسيدگي به دادگاههاي انقلاب عازم يكي از شهرستانهاي شمال كشور شد. مسئولين آن شهر كه از مسافرت شهيد قدوسي مطلع شده بودند آماده استقبال شده تشريفات معمول استقبال را مهيا ساختند. هنگامي كه ايشان به مدخل ورودي شهر رسيد متوجه اين مراسم شد. شهيد قدوسي به حدي از اين اعمال ناراحت شد كه از همانجا به تهران بازگشت و گفت قصد بازديد از اين محل را ندارم . »
    يكي از همسايگان شهيد نقل مي كند :
    « يك بار ديدم وسط روز شهيد قدوسي از منزل بيرون آمده و با عجله در كوچه مي رود و همراه ايشان فرزندش در حاليه پتويي در دست دارد روان است . با تعجب از ايشان پرسيدم كه چه شده وي گفت : يكي از خانواده هاي زندانيان اين را در منزل گذاشته و رفته است و من مي خواهم سريعا به او پس بدهد تا اين اعمال ديگر تكرار نشود. »
    يكي از شاگردان شهيد قدوسي مي گويد :
    « در زمان رياست جمهوري شهيد رجايي جلسه اي امنيتي با حضور چند تن از اعضا شوراي عالي قضايي وزير كشور (آيه الله مهدوي كني ) و چند نفر از فرماندهان سپاه در دفتر رياست جمهوري تشكيل شده بود. مغرب فرارسيد و افراد جهت آماده كردن خود براي نماز از جاي برخاستند و شهيد قدوسي و شهيد رجايي چون وضو داشتند به دفتر رئيس جمهوري جهت اقامه نماز رفتند و من نخستين فرد بودم كه وارد محل نماز شدم و شاهد گفتگوي عجيب و باور نكردني گرديدم : شهيد قدوسي به شهيد رجايي اصرار مي كرد كه جهت اقامه نماز به عنوان امام جماعت جلو بايستد با اينكه ايشان تنها پشت سر افراد خاصي نماز مي كردند در طرف مقابل شهيد رجايي مخالفت مي كرد و مي گفت با وجود چندين تن از علما من چگونه امام جماعت شوم ! مرحوم قدوسي در پاسخ گفت اگر عمامه به تنهايي دليل برتري است من عمامه ام را به شما مي دهم و شما سرتان بگذاريد! بالاخره شهيد رجايي با اصرار شهيد قدوسي به امامت جماعت ايستاد و همه افراد حاضر در جلسه كه بعد از گرفتن وضو يك به يك وارد شدند به آن شهيد اقتدا كردند.
    ثپس از انقلاب اسلامي
    در آستانه ورود امام خميني به ايران شهيد قدوسي يكي از اعضا فعال « كميته استقبال » بود و به دليل سابقه مديريت و تواني كه در اين كار داشت بعضي از مسئوليتهاي حساس به وي سپرده شد.
    پس از مدتي به دليل احتياج مبرمي كه شهر قم به يك مدير قوي داشت جامعه مدرسين و روحانيون به دنبال فردي مي گردند كه بتواند اين كار را انجام دهد و همگي شهيد قدوسي را بهترين فرد براي اين كار مي دانند. امام طي حكمي شهيد قدوسي را مامور اداره امور ستاد انقلاب اسلامي و ديگر مسائل شهرستان قم مي كند.
    به درخواست مسئولين و تاييد كامل امام طي حكمي شهيد قدوسي از طرف امام خميني به سمت دادستاني كل انقلاب اسلامي منصوب شد.
    ثخروج از ظلمات به سوي نور
    چند روز به شهادت ديگر شهيد قدوسي در حالتي عادي نبود اغلب اوقات از اينكه چرا نزد شهيدان نيست احساس ناراحتي مي كرد و گاهي مي گفت :
    « خوشا به حال آنان شهيد بهشتي شهيد رجايي شهيد باهنر كه پيش هم هستند. »
    اما اين حالت اندوه تا آخر ادامه نداشت و روزهاي آخر اين حالت تبديل به سرور و شادي گشت . تمام كساني كه در روزهاي آخر او را ديده بودند مي گفتند وي در چنان شادي و شوقي است كه تمام عمر كسي از او نديده بود.
    اين شادي در ظاهر هيچگونه دليلي نداشت ; آن هم بعد از شهادت عزيزاني چون بهشتي رجايي و باهنر. گويا مي دانست كه پس از سالها زحمت و مشقت اكنون زمان خروج از ظلمات به سوي نور فرارسيده و ديگر نمي توانست شادي خود را مخفي كند.
    سرانجام شب سياه دوري از معشوق به صبح مي رسد و شهيد قدوسي به شهادت گاه خويش مي رود . در صبح شنبه 14 شهريور 1360 با بمبي كه منافقين در دادستاني كار گذاشته بودند به شهادت رسيد.
    ثپيام امام خميني در شهادت شهيد قدوسي
    بسم الله الرحمن الرحيم
    انالله و انااليه راجعون
    با كمال تاسف و تاثر حجه الاسلام شهيد قدوسي به دوستان شهيد خود پيوست . شهيد عزيزي كه ساليان دراز در خدمت اسلام بود و اخيرا مجاهدات او در انقلاب بر همگان روشن است . اينجانب ساليان طولاني از نزديك با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مي شناختم . شهادت بر او مبارك و فود الي الله و خروج از ظلمات به سوي نور بر او ارزاني باد. راهي است كه بايد پيمود و سفري است كه بايد رفت چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شريف اسلامي شربت شهادت نوشيدن و با سرافرازي به لقاالله رسيدن و اين همان است كه اوليا معظم حق تعالي آروزي آن را مي كردند و از خداي بزرگ در مناجات خود طلب مي كردند.
    سلام و درود بر شهيدان راه حق رحمت بر شهداي اخير اسلام .
    والسلام علي من اتبع الهدي
    روح الله الموسوي الخميني
    تهيه و تنظيم : ستاد احيا امربمعروف و نهي ازمنكر

  • *****
    ماه رجب سرفصل نيايش


  • ماههاي رجب شعبان و رمضان از ماههاي پرفيض و بركت و سرشار از معنويت و روحانيت است كه در دين مبين اسلام براي ايام و ليالي آن سنن و برنامه هاي ويژه اي جهت خودسازي و تربيت و ارتباط بندگان صالح و پرهيزكار با پروردگار سبحان در نظر گرفته شده است .
    و روايت بسيار در فضيلت آنها وارد شده است . لذا اين ماههاي پربركت از طرف ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد به عنوان فصل نيايش نامگذاري شده است .
    سرفصل نيايش
    از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) روايت شده كه ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهي در حرمت و فضيلت به آن نمي رسد و رجب ماه خداست شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است . كسي كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خوشنودي بزرگ خدا گردد و غضب الهي از او دور گردد. امام موسي بن جعفر (عليه السلام ) فرمودند : رجب نام نهريست در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر هر كه يك روز از رجب را روزه دارد البته از آن نهر بياشامد و از امام جعفر صادق (عليه السلام ) منقولست كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) فرمود : ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را اصب ميگويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مي شود و پس بسيار بگوئيد استغفرالله و اسئله التوبه
    اعمال ماه رجب
    از مهمترين اعمال ماه رجب روزه داري دعاهاي ماه رجب خواندن نماز و تلاوت قرآن استغفار و طلب آمرزش اطعام فقرا زيارت امام حسين و امام رضا(عليهما السلام ) انجام عمره مفرد اعتكاف و... است كه جزئيات كامل اعمال اين ماه در كتاب مفاتيح الجنان مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره ) آمده است .
    مناسبتهاي ماه رجب
    1 ـ روز اول ماه رجب سالروز ولادت با سعادت امام محمد باقر (عليه السلام )
    2 ـ روز سوم ماه رجب سالروز شهادت حضرت امام علي النقي (عليه السلام )
    3 ـ روز دهم ماه رجب سالروز ولادت با سعادت حضرت امام محمد تقي جواد الائمه (عليه السلام )
    4 ـ روز سيزده ماه رجب كه اول ايام البيض است و ثواب بسياري براي روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده است و در اين روز ولادت با سعادت حضرت اميرالمومنين (عليه السلام ) در ميان كعبه معظمه واقع شده است .
    5 ـ روز پانزدهم سالروز وفات حضرت زينب (سلام الله عليها)
    6 ـ سنت حسنه اعتكاف كه در روزهاي سيزده چهارده و پانزده ماه رجب در مساجد جامع برگزار مي گردد. اعتكاف سنت حسنه نبوي است كه مومنين با حضور در اعتكاف و انجام اعمال مخصوص آن روح خود راسرشار از صفا و آرامش و سكينه نموده و از چشمه زلال ولايت اميرالمومنين (عليه السلام ) سيراب مي گردند. رسول اكرم (صلي الله عليه و اله ) مي فرمايد : اعتكاف از روي ايمان و اخلاص باعث آمرزش گناهان گذشته است .
    7 ـ شب و روز نيمه ماه رجب كه در آن چند عملست اول غسل دوم احيا شب به عبادت و ذكر خداوند متعال سوم زيارت امام حسين (عليه السلام ) از ابن ابي نصر منقولست كه گفت سوال كردم از حضرت امام رضا(عليه السلام ) كه در چه ماه زيارت كنيم امام حسين (عليه السلام ) را فرمود در نيمه رجب و نيمه شعبان چهارم عمل ام داود كه عمده افعال اين روز است و براي برآمدن حاجات و كشف كربات و دفع ظالمان موثر است .
    8 ـ روز بيست و پنجم روز شهادت حضرت امام موسي بن جعفر (عليه السلام ) كه در پنجاه و پنج سالگي در بغداد به شهادت رسيدند.
    9 ـ شب بيست و هفتم : شب مبعث و از ليالي متبركه است امام جواد (عليه السلام ) فرمودند : همانا در رجب شبي است كه بهتر است از آنچه كه مي تابد بر آن آفتاب و آن شب بيست و هفتم رجب است كه در صبح آن پيغمبر خدا برسالت مبعوث گرديد.
    10 ـ روز بيست و هفتم : از جمله اعياد بزرگ است و روزي است كه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) در آن روز برسالت مبعوث گرديد و از براي آن چند عمل است : اول غسل دوم روزه و آن يكي از چهار روزي است كه در تمام سال امتياز دارد براي روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال . سوم بسيار صلوات فرستادن چهارم زيارت حضرت رسول اكرم و حضرت علي « عليهما السلام »
    علي پروانه

  • *****
    تقويم تاريخ


  • رجب سال پنجم بعثت
    نخستين مهاجرت مسلمانان به حبشه آغاز شد. مهاجرت به حبشه زماني آغاز گرديد كه فشار قريش برمسلمانان طاقت فرسا و غيرقابل تحمل شد. حضرت رسول كه خود با عنايت پروردگار و حمايت عمويش ابوطالب از آزار و شكنجه قريش تا حدودي درامان بود از شكنجه هاي طاقت فرساي قريش بر مسلمانان واصحاب بي پناه دراندوه و ناراحتي به سر مي برد تا اينكه روزي به اصحاب فرمود : كاش به كشور حبشه مي رفتيد چون در آنجا پادشاهي است كه در نزد وي بر كسي ستم نمي رود و آنجا سرزمين راستي است باشد كه خدا از اين گرفتاري براي شما فرجي قرار دهد.
    به دنبال اين سخن حضرت رسول (ص ) جمعي از مسلمانان كه يازده مرد و چهار زن بودند به سرپرستي عثمان بن مظعون پنهاني مكه را به سوي بندر شعيبه ترك كردند تا از آنجا به حبشه بروند. عده اي از قريش از اين مهاجرت پنهاني آگاه شدند و در تعقيب مهاجران برآمدند. اما موقعي كه به بندر رسيدند مهاجران سوار دوكشتي بازرگاني شده حركت كرده بودند. بنابراين كفار قريش از دسترسي به آنان مايوس شدند. در ماه شوال مهاجراني كه در حبشه بودند شنيدند كه قريش مسلمان شده اند و ديگر آزاري براي مسلمانان نيست . آنها درپي شنيدن اين خبر به مكه بازگشتند ولي در نزديكي مكه اطلاع يافتند كه خبر دروغ بوده است و قريش همچنان در كفر باقي مانده اند. مهاجران ناچار شدند كه هركدام بطور پنهاني و در پناه كسي وارد مكه شوند. ورود اين عده به مكه سبب افزايش شكنجه آنان گرديد و رسول خدا بارديگر اجازه داد كه به حبشه بازگردند.
    13 شهريور 1357 هـ . ش
    اولين تظاهرات ميليوني مردم مسلمان و انقلابي تهران در اعتراض به رژيم جبار و ضداسلامي پهلوي بعد از نماز عيد فطر انجام شد.
    در شهرستانها نيز اين تظاهرات با حضور مردم مسلمان و انقلابي انجام گرديد كه در ضمن اين تظاهرات در شهرهايي همچون قم ايلام كرج و خمين گروه زيادي توسط دژخيمان طاغوت شهيد و مجروح گرديدند.