خبرگزاري جمهوري اسلامي : ترور آيت الله سيدمحمدباقر
حكيم رهبر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و شهادت وي و
جمع زيادي از نمازگزاران در شهر نجف اشرف بار ديگر توجه
كارشناسان و رسانه هاي منطقه اي و بين المللي را متوجه عراق
كرد.
شرايط فعلي عراق و روند فعاليت آمريكا و مشكلات پيش
رو و آينده اين بخش حساس از منطقه از جمله زواياي مهمي
است كه قابل تحليل است . ولي پرداختن به آن مجال ديگري را
مي طلبد.
بررسي علل و عوامل احتمالي اين ترور كه بطور قطعي از
مهم ترين ترورهاي سياسي در تاريخ عراق خواهد بود
بعد
ديگري از شرايط فعلي و مسائل پيش رو را مي نماياند. در اين
حادثه تلخ چند جهت بايد مورد توجه قرار گيرد :
1 ـ جايگاه آمريكا ـ ترديدي نيست كه مسئوليت اصلي اين
گونه وقايع در خاك عراق متوجه نيروهايي است كه آنجا را
اشغال كرده و حاكميت آن را به عهده دارند. در اين ميان آمريكا
بيشترين مسئوليت را در پاسخگويي به وقوع چنين وقايعي
خواهد داشت . برخي در اين پندارند كه بايد نقش خود آمريكا را
در حادثه مورد بررسي قرار داد. گرچه در عالم سياست به هيچ
نكته مسلمي نمي توان تاكيد كرد و قسم خورد
ولي به نظر
مي رسد در شرايط فعلي چه از نظر ماهوي و چه از نظر تبليغاتي
آمريكا براي ورود به اين گونه بازي هاي خطرناك
نمي تواند
انگيزه كافي و كامل داشته باشد.
حذف افراد و جريانهاي تاثيرگذار در صحنه سياست و
امنيت عراق در اوضاع فعلي قاعدتا خواست آمريكا نيست و تنها
نكته اي كه برخي كارشناسان به آن اشاره مي كنند
ساختن دلايل
و ضرورت هاي تداوم حضور آمريكا در عراق است كه به نظر
مي رسد آمريكا براي توجيه ماندن خود در عراق به اين گونه
هزينه هاي سنگين دست نيازد.
2 ـ فلش اصلي در اين جريان به اعتقاد آگاهان سياسي به
سوي صداميان و هواداران ديكتاتور مرگ آفرين سابق است .
شيوه بسيار خشن بمب گذاري و شدت انفجار براي كساني كه
شناختي از صدام و سيستم اطلاعاتي و امنيتي آن دارند
تطابق
اقدام با عملكرد اين گروه را آسان مي نمايد. مهمترين موضوع در
اين توجه
انگيزه هاي اقدام به ترور است كه به اعتقاد نگارنده
مي تواند متعدد باشد.
ايجاد فضاي عملي و رواني ناامني در عراق نسبت به دوره
حكومت صدام
ايجاد اختلافات جدي ميان گروه ها و جريانات
سياسي و قومي در عراق
انتقام از گروه شيعه و به هم زدن
تركيب شوراي حكومتي و ضربه زدن و انتقام از ايران به جهت
انتساب و ارتباط آيت الله حكيم و مجلس اعلا با اين كشور به
دنبال كينه قديمي
از جمله دلايلي مي تواند باشد كه غايت اين
امر
رساندن مردم عراق به جايي است كه ظهور ديكتاتوري
چون صدام را براي برقراري امنيت آرزو كنند!
3 ـ گروه هاي تروريستي از جمله القاعده
از ديگر جرياناتي
است كه انگشت اتهام به سوي آنهاست .
با توجه به اطلاعيه ها و اعلاميه هاي القاعده و ارتباطاتي كه
از روابط فيمابين رژيم سابق عراق و اين گروه مطرح است و با
توجه به صبغه تفكري اين گروه تروريست
دست يازي اين فرقه
به چنين اقدام فاجعه آميزي بطور كامل محتمل است . البته
ارتباط اين گروه و عناصر رژيم سابق عراق در انفجار شهر نجف
محتمل ترين صورت متصور است . كمااين كه در اخبار اعلام شد
كه چهار مظنون دستگير شده اند كه به گفته الجزيره از اعضاي
القاعده هستند.
4 ـ فرض ديگر به وجود آورنده واقعه
عوامل رژيم
صهيونيستي است كه بطور قطعي در فضاي ناآرام و هرج و
مرج گونه عراق مشغول فعاليت هستند و منافع مختلف آن
اقدام
به چنين جنايت وحشيانه اي را توجيه مي كند.
5 ـ فرض ديگر
جريانها و گروه هاي سياسي و قومي درون
عراق است كه برخي از آنها بشدت نسبت به جايگاه حكيم و
مجلس اعلا در ميان مردم عراق نگران بودند و خشم خود را نيز
در بعضي مواقع پنهان نمي كردند. يا همه گروههايي كه از قدرت
يافتن شيعه در ساختار حكومت آتي عراق نگرانند
استعداد
ارتكاب اقدامات ايذايي را دارند. ولي به اعتقاد كارشناسان آگاه
هيچ يك ظرفيت اجراي جنايتي با چنين حجم و گستردگي را
ندارند.
به هر حال در شرايط فعلي و با شهادت آيت الله حكيم
به
نظر مي رسد فضاي ملتهب و تهديد آميزي در عراق حاكم شده
كه كشورهاي همسايه را نيز متاثر خواهد كرد و از اين منظر بطور
قطعي دولتمردان كشور ما نيز بايد با هوشياري بيشتري با موضوع
برخورد كنند. در اين رابطه دو نكته مسلم است .
اول ـ آمريكاييها عاجز از برقراري امنيت هستند و به علت
نداشتن شناخت دقيق ار جغرافياي سياسي عراق
اين عجز و
ناتواني بيشتر هم خواهد شد. جامعه عراقي
پيچيدگي ها و
تنوعات خاص خود را دارد. ولي در عين حال راجع به نيروي
خارجي حساس است .
هيچ دولت خارجي نمي تواند امنيت لازم را در عراق ايجاد
كند و اين نكته اي است كه خود آمريكا نيز بدان رسيده و تلاش
دارد كه ساختار امنيتي مركبي از نيروهاي تاثيرگذار عراقي و
قواي خود را در مناطق به كار گيرد.
ولي مهمترين گزينه براي آمريكا و ساير دول خارجي حاضر
در عراق بخصوص انگليس كه سابقه منفورتري در ذهن عراقيها
دارد
اين است كه هر چه سريعتر مقدمات خروج خود را فراهم
سازند و حاكميت و حكومت را به آن گروههاي عراقي واگذارند
كه وابستگي و حرف شنوي بيشتري از آمريكا دارند و مي توانند
به نيابت از آمريكا اهداف آن كشور در اشغال عراق را تحقق
بخشند. چرا كه روند آتي جريانات در عراق نه به نفع دولت بوش
خواهد بود و نه ملت آمريكا را راضي خواهد كرد.
دوم ـ گروه ها و جريانات داخل عراق ضمن حفظ هوشياري
و مراقبت در حفظ عناصر اصلي خود بخصوص مجلس اعلا و
جريان منتسب به تشيع و مستقل و خواهان استقلال و حاكميت
مردم عراق
بايد با كنار گذاشتن منافع زودگذر شخصي و گروهي
در جهت تشكيل حكومتي مردمي و قوي با يكديگر اتفاق كنند و
هم موضع خود را عليه حضور بيگانگان شفاف سازند و هم مردم
عراق را اميدوار به توان و تعهدات خود در قبال منافع ملي كنند.
شرايط فعلي عراق زمينه را براي ظهور و بروز عناصر هوادار
صدام فراهم كرده و نيروهاي زبده اي كه يك باره ناپديد شدند و
بغداد و عراق را به بيگانگان واگذاشته و عقب نشستند
در
حوادثي همچون حادثه اسفناك نجف اشرف و شهادت آيت الله
حكيم رخ نمايانده اند و بطور قطعي خود عراقي ها بهتر از هر
كسي مي دانند كه تفرق و تشتت
زمينه را براي ظهور حكومت
وحشت صدامي فراهم مي سازد و اين نكته نيز قابل تامل است كه
براي بيگانگان
تضمين منافع
اصل اساسي است و اگر اقتضاي
اين منافع
برگشت شرايط سابق و فردي مشابه صدام در راس
حكومت باشد
ترديدي نيست كه امكان تفاهم ميان آنها وجود
دارد.
لذا در اين ميان مردم عراق و جريانهايي كه مدعي راهبري
مردم عراق به سوي استقلال و حاكميت مستقل مردمي هستند
بايد هوشيارتر باشند و با وحدت و هماهنگي
هر دو سوي
جريان ناامني (جريان ضدمردمي داخلي و بيگانگان ) را طرد
كنند.
از : زهرا صيادي

|