قسمت هشتم
18 ـ يكي از دعاهايي كه در اعمال عصر روز جمعه از ناحيه
مقدس حضرت ولي عصر(عج ) شرف صدور يافته
صلوات
ابوالحسن ضراب اصفهاني است .
اين دعا در مفاتيح الجنان
قبل از دعاي كميل
در اعمال روز
جمعه نقل شده است .
بخش آغازين اين دعا
صلوات و درود است بر پيامبر اكرم و
امامان دوازده گانه با القاب خاص رسول اكرم (ص ) و القاب
مخصوص اميرالمومنين عليه السلام و صفات مشترك يازده امام
همام عليهم السلام به امامت مومنان
وراثت رسولان و مقام
حجت الهي ايشان .
در همين دعا از خداوند مي خواهيم كه :
« بارالها نصرت و ياري او را عزيز بدار
عمرش را طولاني كن
زمين را به ماندگاري او زينت بخش .
بارالها او را از ستم حسودان
كفايت كن
او را از شرك مكر كنندگان پناه ده
اراده ستمكاران را از او دور كن
او را از دست جباران رها كن »
اميد كه هر عصر جمعه
توفيق خواندن اين دعا از مومنان
سلب نشود بلكه همواره و در هر مكان زبان به دعاگويي بر
صاحب الزمان (عج ) باز باشد و دل ها همراه آن ولي خدا و حجت
بر حق حق متعال .

*****
گلبانگ سربلندي
|
قسمت چهارم
در سه شماره پيش خوانديم كه :
محبت
شرط اصلي ايمان است . اساس دين
حب اهل
بيت (ع ) است . كسي كه قدر اين گوهر قدسي را نمي داند
از ايمان
بي بهره است .
آنچه وظيفه ماست و سهل و راحت است
آنست كه راههاي
ازدياد اين محبت را بكار ببريم . دست مهربان امام عزيز و والاي
زمان
حجه بن الحسن العسكري (عج ) را از پدر مهربانتر
بر سر
خود ببينيم .
براي اين ديدن
يك وجه كفايت مي كند. يك گذر به عالم
درون كشف براي كشف حقيقت
كافي است .
راه هموار است
اگر راهرو باشد.
علامه مقدس اردبيلي از آن راهرواني بود كه راه را يافت
و
در آن گام نهاد
توجه او به ساحت مقدس حضرتش
سبب جلب
توجه بيشتر آن بزرگوار به او شد.
و اينك فصل ديگري از گلبانگ سربلندي :
برآستان نياز
از جمله آثار محبت
دعا كردن براي كسي است كه انسان او
رادوست مي دارد. بخصوص
آنگاه كه او را در سختي و اندوه
بيابد. دعا از كردارهاي پسنديده اي است كه به انجام آن
سفارشهاي اكيد شده
تا آنجا كه خداوند عزوجل
مي فرمايد :
« قل ما يعبا بكم ربي لولا دعائكم » (1 )
اي پيامبر! بگو اگر دعايتان نبود
پروردگار من هيچ اعتنايي
به شما نمي كرد.
در روايات نيز پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و
سلم
دعا را از بالاترين عبادات دانسته اند . (2 ) امام زمان عليه
السلام نيز شيعيان را به دعا كردن توصيه كرده اند اما به دعا
نمودن براي تعجيل در فرج :
« اكثروا الدعا بتعجيل الفرج
فان ذلك فرجكم » (3 )
براي تعجيل فرج
بسيار دعا كنيد كه آن
فرج خود شماست .
دعا براي تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام و سلامتي
ايشان
از والاترين اعمالي است كه انسان مي تواند با آنها به
آستان آن حضرت تقرب جويد و رضايت آن بزرگوار را جلب
نمايد. اين امر در نظر امامان گذشته نيز در جايگاهي رفيع قرار
داشته و دعاهايي كه در اين موضوع
از آن بزرگواران به ما
رسيده اند
خود شواهدي غير قابل انكارند. گذشته از اين
دعا
براي تعجيل در امر فرج امام زمان عليه السلام مانند ديگر اعمال
عبادي داراي فوايد و اثرات بسيار زيادي است .
صاحب كتاب « مكيال المكارم »
در جلد نخست اين كتاب
90 فايده را كه از تداوم بر اين عمل شريف حاصل مي شوند
با
استناد به آيات و روايات
برشمرده است كه به برخي از آنها
اشاره مي شود و توضيح بيشتر به فرصتي ديگر موكول مي گردد :
1 ـ استمرار دعا براي تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام
باعث نجات از فتنه هاي آخر الزمان مي شود . (4 )
2 ـ سبب مي شود كه نور امام عليه السلام بيشتر بر قلب دعا
كننده بتابد.
3 ـ موجب پاك شدن صحيفه اعمال او از گناهان
مي گردد.
4 ـ با اين عمل نيكو
يكي از حقوق ايشان ادا خواهد
شد.
5 ـ خداوند به او مباهات مي كند و فرشتگان براي او استغفار
مي نمايند.
6 ـ امام زمان عليه السلام براي او دعا مي كنند .
7 ـ به او ثواب ياري كردن مظلوم را كه پاداشي بسيار بزرگ
است
مي دهند.
8 ـ او از محبوبترين خلايق نزد خداوند و رسول او صلي الله
عليه و آله و سلم خواهد بود.
9 ـ او به راحتي جان مي دهد و به آساني قبض روح مي گردد .
10 ـ او از كساني خواهد بود كه با چهره هايي نوراني محشور
مي شوند.
11 ـ او در روز قيامت به شفاعت پيامبر گرامي اسلام صلي
الله عليه و آله وسلم كه از نعمتهاي بزرگ است
نايل
مي آيد.
12 ـ در آن روز
حضرت زهرا عليهما السلام از او شفاعت
مي كنند.
13 ـ او در آن روز
به شفاعت امام زمان عليه السلام
مي رسد.
14 ـ جايگاه او در بهشت با اميرالمومنين عليه السلام و در
درجه ايشان خواهد بود.
آنچه كه مورد اشاره قرار گرفت
تنها بخشي از فوايد حاصل
از اين توفيق الهي بود. اما مطلب ديگري كه مي توان به آن
پرداخت
اينست كه چه زمانهايي براي دعا براي تعجيل در امر
فرج امام زمان عليه السلام مناسب است پاسخ آن
تمام
زمانهاي معمول است ولي در بعضي اوقات سفارش بيشتري
نسبت به انجام اين عمل شده كه در اين مقال
به دو مورد از آنها
اشاره مي شود :
مورد اول
زماني است كه انسان به نماز ايستاده و با خداوند
مناجات مي كند
چرا كه در خبر آمده است : « لو يعلم المصلي من
يناجي ما انفتل » (5 )
اگر نماز گزار بداند كه با چه كسي خلوت كرده است
هرگز
سستي به خرج نمي دهد.
خداوند
نماز را وسيله اي براي مناجات و رازگويي بندگان
خويش قرار داده لذا دعاي انسان در اين زمان از استجابت
بيشتري برخوردار است . پس بر همگان است كه در اين وقت
بهترين حاجات يعني « تعجيل در امر فرج امام زمان عليه السلام
و سلامتي و مصونيت آن حضرت از تمام حوادث » را از خداوند
خواستار باشند.
براي حفظ و صيانت آن بزرگوار از اتفاقات گوناگون مي توان
دعاي زير را بر زبان جاري ساخت :
« اللهم كن لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه و علي
آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا
و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها
طويلا »
خداوند! براي وليت
حجه بن الحسن
كه درودهاي تو بر او
و بر پدرانش باد ـ در اين ساعت و در هر ساعت
سرپرست و
نگهدار و راهبر و ياور و راهنما و راهگشا باش تا آن زمان كه او را
در زمين مطاع و فرمانروا نمايي و در آن
دوراني طولاني
بهره مندش گرداني .
البته اين دعايي است كه امام صادق عليه السلام خواندن آن
را در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان كه به احتمال زياد
شب قدر است
توصيه كرده اند و در پي اين رهنمود
به مداومت
بر آن در هر زماني سفارش نموده اند . (6 )
مورد دوم از اوقات تاكيد شده براي انجام اين عمل
زماني
است كه انسان به ياد مصيبت روز عاشورا و شهادت حضرت
سيدالشهدا عليه السلام و ياران باوفايشان مي افتد و خاطره
اسارت خاندان پيامبر را در ذهن تجديد مي كند. آنچه كه از
تعاليم شيعي برمي آيد
آنست كه امام زمان عليه السلام
ولي دم
شهداي روز عاشورا و در راس آنان
حضرت سيدالشهدا عليه
السلام هستند (7 ) و علاوه بر اين
يكي از مصايبي كه بر آن
حضرت سنگيني مي كند و در دوران غيبت
قلب آن بزرگوار را به
درد مي آورد
همين موضوع است . روايات ما و مشاهداتي كه در
طول اين دوران طولاني
يعني عصر غيبت
روي داده اند نيز اين
مطلب را ثابت مي كنند . (8 )
آنچه كه موجب شد اين زمان در زمره اوقات تاكيد شده
براي دعا بر تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام قرار گيرد
مطلبي است كه صاحب كتاب مكيال المكارم از يكي از دوستان
صالح خود نقل مي كند كه او
امام زمان عليه السلام را در خواب
ديده بود و آن حضرت چنين فرموده بودند :
« اني لادعو لمومن يذكر مصيبه جدي الشهيد ثم يدعولي
بتعجيل الفرج و التاييد » (9 )
همانا من براي شيعه اي كه مصيبت جد شهيدم را ياد كند و
سپس براي تعجيل فرج و تاييد من دعا كند
دعا خواهم
كرد.
مساله اي كه مي تواند مورد توجه قرار گيرد و بركات زيادي
را حاصل كند
اينست كه اگر هر انساني از محبين و شيعيان
اميرالمومنين عليه السلام
هرگاه آب بنوشد و بعد از آن به ياد
روز دهم محرم الحرام بيفتد
آنگاه بر امام حسين عليه السلام
درود بفرستد و لعن و نفرين خويش را شامل دشمنان آن حضرت
نمايد
و پس از آن براي تعجيل در امر فرج امام زمان عليه السلام
دعا كند
علاوه بر بهره مندي از آثار و پاداشهاي بسيار زياد (10 )
مورد لطف امام عليه السلام قرار مي گيرد و آن حضرت براي او
دعا مي نمايند. و چه سعادتي از اين والاتر كه سرور كائنات به ياد
يكي از دوستداران خويش باشند و عنايات خاصه خويش را
شامل حال او گردانند.
البته اوقات سفارش شده و نيز مكانهاي موكد براي دعاي بر
فرج
بسيارند و مي توان براي آگاهي از آنها به دو كتاب « مكيال
المكارم في فوائد الدعا للقائم » و « تكاليف الانام في غيبه
الامام » (پيوند معنوي با ساحت قدس مهدوي ) مراجعه
كرد.
براي راهنمايي بيشتر
در ميان ادعيه وارد شده در اين
موضوع به دو دعاي با فضيلت اشاره مي شود و مداومت بر آنها
توصيه مي گردد. اهميت اين دو دعا به اندازه اي است كه مرحوم
سيد بن طاووس وقتي آن دو را در كتاب « جمال الاسبوع »
خويش ذكر مي كند
به خواندن و تداوم بر قرائتشان در روزهاي
جمعه توصيه اكيد مي نمايد
آنگونه كه اگر انسان هيچ عمل
مستحبي ذكر شده در كتاب را در روز جمعه انجام نداد
از اين دو
دعا غفلت نورزد و بر پيگيري آندو جديت نشان
دهد.
صاحب كتاب مكيال المكارم نيز بعد از نقل سخنان او اين
احتمال را مي دهد كه از ناحيه امام زمان عليه السلام براي او
فرماني مبني بر مداومت بر اين دو دعا رسيده باشد كه اين مسايل
درباره شخصيتي چون سيد بن طاووس دور از نظر نيست . يكي
از آندو « دعاي در زمان غيبت امام زمان عليه السلام » است
كه
در قسمتهاي پاياني كتاب گرانسنگ « مفاتيح الجنان » نيز ذكر
شده و ديگري « صلوات ابوالحسن ضراب اصفهاني » است كه در
بخش « اعمال روز جمعه » در همان كتاب (مفاتيح الجنان ) آورده
شده است .
بعد از طرح مساله دعا
مطلب ديگري كه در اين بخش
مي توان به آن اشاره كرد
« صدقه دادن براي سلامتي آن حضرت »
است . ايشان از نظر طبيعي
انساني همانند انسانهاي ديگر هستند
لذا از بلايا و حوادث گوناگون
مصون و محفوظ نبوده و ممكن
است به برخي از بيماريها نيز مبتلا شوند. در بعضي از دعاهايي
هم كه از امامان گذشته عليهم السلام به ما رسيده است
از
خداوند حفاظت آن حضرت از شر جميع مخلوقات طلب شده و
مصونيت ايشان از گزندهاي مختلف خواسته
مي شود.
صدقه دادن براي سلامتي آن حضرت
هم خدمتگذاري به
ايشان محسوب شده هم مي تواند از بروز بسياري از مسايل
ناگوار جلوگيري نمايد. بوده اند افرادي كه به اين سنت نيكو در
زندگي خويش ملتزم بوده و هر صبح و شام مبلغي را هر چند
اندك براي اين مقصود اختصاص مي دادند.
حسن ختام اين بخش
سخني از مرحوم سيد بن طاووس
است كه در نصيحت به فرزندش بيان نموده و مناسب است كه مد
نظر قرار گيرد و در آن تامل و تعقل شود :
« ... پس در پيروي و وفاداري و تعلق خاطر و دلبستگي
نسبت به آن حضرت عليه السلام به گونه اي باش كه خداوند و
رسول او صلي الله عليه و آله و سلم و پدران آن حضرت و خود
او از تو مي خواهند. و هنگامي كه نمازهاي حاجت را بجاي
مي آوري
حوايج آن بزرگوار را بر خواسته هاي خود مقدم بدار. و
صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي
خودت و عزيزانت قرار ده
و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار
بر دعا كردن براي خودت
و نيز در هر كار خيري كه مايه وفاي به
حق آن حضرت است
آن بزرگوار را مقدم بدار كه موجب
مي شود به سوي تو توجه فرمايد و تو را احسان نمايد .... » (11 )
پي نوشت ها :
1 ـ سوره مباركه فرقان
آيه 77
2 ـ ارشاد القلوب
باب 48
3 ـ كمال الدين
باب 45
ح 4
4 ـ يكي از اين فتنه ها و بلكه بزرگترين آنها سو عاقبت است .
استمرار دعا براي تعجيل در فرج امام زمان عليه السلام از اين
بلاي بزرگ نيز جلوگيري مي كند. چرا كه حضرت امام حسن
عسگري عليه السلام فرموده اند : « به خدا قسم
او غيبت مي كند
غيبت كردني
كه در آن هيچ كس از هلاكت و نابودي نجات پيدا
نمي كند مگر آنكه خداوند او را بر امامت آن حضرت ثابت گرداند
و به دعا براي تعجيل در فرج او موفقش گرداند. » كمال الدين باب
38
ح 1
5 ـ روضه المتقين
ج 2
ص 47
6 ـ كافي
ج 4
ص 162
7 ـ تفسير كنزالدقائق
ج 7
ص 404
ذيل آيه 33 سوره اسرا
8 ـ زيارت ناحيه مقدسه .
9 ـ مكيال المكارم
ج 2
ص 46
10 ـ كامل الزيارات
باب 44
11 ـ كشف المحجه ص 151 و 152 (به نقل از ترجمه كتاب
مكيال المكارم )

*****
آب مي خواهم آب ...
|
روزها درگذر است و برگها مداوم
مي ريزند! چشمه ها مي جوشند
آبها
مي رويند
غنچه ها مي خشكند!
ديروز آب بود و كوزه گلي
آب بود و
سرداب
آب بود و تشنگي !
امروز هم آب هست و ليوان بلوري
آب هست و يخچال
آب هست و تشنگي
انگار قصه آب و تشنگي تمامي ندارد!
قصه بودن و ماندن قصه رفتن و به كجا
رفتن قصه آمدن و از كجا آمدن قصه
مفهوم ! قصه فهم ! قصه من
من انسان
من
عاقل ! قصه مني كه از ديوانه بودن
خشمگين مي شوم ولي خود به مانند
ديوانه ها رفتار مي كنم !
آن همه آمدند و گفتند
كتاب آوردند
و گفتند آيه آوردند و گفتند معجزه آوردند
و گفتند! و آن همه چشم كه ديدند
گوش
كه شنيدند
حس كه درك كردند
دل كه
لرزيدند ولي عمل نكردند! حتي پذيرفتند
ولي پيروي نكردند! الياس آمد
شعيب
آمد
يوسف آمد
يعقوب آمد
ابراهيم
آمد
موسي آمد
عيسي آمد
محمد آمد!
و ما هنوز مانده ايم برجاي ! مانده ايم با
خودمان
با ضعفمان
با تارهايي كه به دور
خويش تنيده ايم ! ما مانده ايم و راهي
كوتاه
كه هيچ گاه قدمي به آن نگذاشته ايم !
ما مانده ايم و غرور
ما مانده ايم و خود
ديدن
خود پرستيدن
ما مانده ايم و...
خود مي دانيم چه كنيم
خود مي توانيم ره
بپوئيم
خود حقيقت را مي يابيم
خود حق
را مي شناسيم
خود پرستش را مي دانيم
خود آب را مي يابيم
خود...!
ما مانده ايم و اين غرور و تشنگي !
ما مانده ايم و راه عشق
راهي كه از آن
مي گوئيم ولي هيچ آن را
نمي پوئيم !
مانده ايم و نكبت اين ننگ بزرگ كه
در مقابل محبوب و معشوق فكر فرار
مي كنيم و مي گوئيم
« هر چه مي خواهم
مي كنم »
« هر چه دلم مي خواهد
مي گويم » .
اين طريقه رفتار با بردگان است !
طريقه برخورد با زيردستان است ! نه
طريقه عشق ! به جاي اينكه چشم به لبان
محبوب بدوزيم تا بگويد و با جان عمل
كنيم
به جاي اينكه بگرديم
جستجو كنيم
زير و رو كنيم تا خواسته او
امر او
رضاي
او را بيابيم و عمل كنيم
به جاي اينكه سر
و پاگوش شويم تا او لب بگشايد و سخن
بگويد
تمامي زبانيم و مي خواهيم او
گوش كند!
واي بر ما و اين عشق دروغين ما!
واي بر ما و اين غرور نابجاي
ما!
تشنگي حق ماست !
اگر قرار است اين گونه باشيم همان
بهتر كه هيچ گاه آب را نجوئيم !
همان بهتر كه تشنه بمانيم و در اين
تشنگي بسوزيم و خاكستر
شويم !
آري
ما مانده ايم و اين چند روز
مانده ! ما مانده ايم و عمر درگذر
ما
مانده ايم و دوري
ما مانده ايم و جدايي
ما مانده ايم و تشنگي !
ما مانده ايم و اين قصه هميشگي
تاريخ كه در كنار آب
تشنه لب بمانيم !
آب هست
هنوز هم مي توان آب را
يافت
هنوز هم مي توان سيراب شد!
با آبي كه از چشمه غدير مي جوشد و
تا هميشه تاريخ خواهد جوشيد!
اين را من نمي گويم
اين را محبوب
مي گويد
اين را حبيب محبوب مي گويد
اين را امين محبوب مي گويد
اين را هر كه
به دنبال محبوب رفته مي گويد
اين را
تاريخ تشنگي مي گويد...
پس بيا
بيا تا سيراب شويم
بيا تا
حقيقت را بر لبان محبوب جستجو كنيم
بيا حق را از لا به لاي زندگي
حبيب محبوب ببينيم
بيا تا بيابيم محبوب
از ما چه خواسته
بيا تا او سخن بگويد و
ما عمل كنيم ...
اميد فرزانه ـ دانشجو

| | |