روزنامه جمهوري اسلامي 11/06/1382 صفحه هنر و ادبيات

  • جشنواره هاي تئاتر را تعطيل كنيد!
  • در حاشيه رويدادهاي تئاتري
  • *****
    جشنواره هاي تئاتر را تعطيل كنيد!




  • ث فرهاد شاياني محزون
    درباره لزوم برگزاري جشنواره تئاتر و مسايلي پيرامون آن تاكنون صاحبنظران و منتقدان و كارشناسان تئاتر بحث هاي گوناگون كرده اند. طي سالهاي اخير به ويژه يكي از مهمترين دلايل برگزاري جشنواره هاي تئاتر كمك به حيات و امكان فعاليت تئاتر بوده است . در صفحه هنر و ادب روزنامه جمهوري اسلامي نيز مطلبي به چاپ رسيده كه ضمن تاكيد بر برگزاري برخي از جشنواره هاي تئاتري بيش از همه بر جريان سازي تئاتر و اجراي عمومي اين هنر در سراسر كشور تاكيد شده است . اكنون نيز نويسنده سعي دارد دو نقطه نظر مهم و يك پيشنهاد مبني بر برگزاري يا عدم برگزاري جشنواره هاي تئاتر ارائه دهد.
    نخست : حسن هاي جشنواره
    بامروري بر بيست و چند سال گذشته و تمركز بر فعاليتهاي تئاتر كشور در مي يابيم كه اتفاقا يكي از مهمترين عناصر حياتبخش هنر تئاتر راه اندازي و برگزاري جشنواره تئاتر بوده است . گو اينكه در زمينه هنر سينما نيز جشنواره فيلم فجر ياري دهنده سينماي كشور و محملي براي گذر از سينمايي مبتذل و منحط به سينماي متفاوت از گذشته بود. اين جشنواره ها هر دو به يمن پيروزي انقلاب اسلامي و بزرگداشت آن برگزار مي شد.
    تئاتر كار كردن در آن سالها و به خصوص مديريت تئاتر كشور در سالهاي آغازين انقلاب اسلامي دشوار و گاه امكان ناپذير بود. ابتدا جشنواره تئاتر فجر و سپس جشنواره تئاتر دانشجويان كشور توانستند محل بروز نمايشهايي باشند كه گروه هاي تئاتر كشور امكان عرضه هنر تئاتر را بيابند . اهميت اين موضوع زماني بيشتر نمود مي يابد كه بدانيم تمام چشم اميد گروه هاي شهرستاني چه گروه هاي آزاد شهرستانها و چه گروههاي فعال در دانشگاه هاي كشور همين جشنواره بودند. فراموش نكنيم كه اجراي نمايش تئاتر شهرستان گاه عملي نابخشودني محسوب مي شد كه مي توانست عوامل اجرايي گروه را مطرود جامعه كند و به آنها انگهاي گوناگون اخلاقي بچسباند. به همين دليل است كه مديريت وقت تئاتر سالهاي آغازين (دهه اول انقلاب ) مي بايست چندين ويژگي را يك جا مي داشت تا بتواند تئاتر را به خانه امني برساند. نه گرفتن بودجه به اين سادگي ها بود كه اكنون نسبت به آن زمان به نظر مي رسد و نه مي شد هر متن و اجرايي را به همين سادگي كه اكنون انجام مي شود به صحنه برد. شايد بتوان به جرات گفت كه بسياري از امكانات موجود كه گاه متاسفانه از آن استفاده مناسب و مطلوبي نمي شود و مديريت مدبرانه اي بر آن صورت نمي گيرد حاصل تلاشها و خون دل خوردن هاي آن دوران است .
    در همان سالها جشنواره تئاتر همچون دميدن روح به كالبد نيمه جان تئاتر بود و دولتمردان نيز به خاطر بزرگداشت پيروزي انقلاب و در قالب جشن و جشنواره كم و بيش تئاتر را تحويل مي گرفتند يا حداقل مانع اساسي برايش ايجاد نمي كردند.
    سالها كه گذشت و تئاتر به عنوان هنري جدي و رسمي بهتر شناخته شد ديگر فقط جشنواره ها عامل حيات آن نبودند. در واقع بار مسئولان تئاتر كمي سبك تر شده بود و دولتمردان نيز به تئاتر روي خوشتري نشان دادند و از نمايشهاي ارزشمند حتي حمايت كردند.
    هر چند مديريت تئاتر داراي اوج و فرود و افت و خيزهاي متعدد شد اما در كل تئاتر توانست جريان پيدا كند و خود را به جامعه بهتر بشناساند. اگر در دهه اول انقلاب بيشتر خانواده ها خبر نداشتند كه اساسا رشته اي هم به نام تئاتر در دانشگاه ها تدريس مي شود آرام آرام اقبال به اين رشته بيشتر شد و با گسترش انجمن هاي نمايشي تئاتر كم كم در دل خانواده ها نيز جا باز كرد.
    قوت حضور انجمن هاي نمايشي در جريان تئاتر كشور برگزاري جشنواره هاي استاني را با شكوه و غني كرد . به جرات مي توان گفت كه انجمن هاي نمايشي دهه هاي اول و دوم انقلاب بازوهاي اجرايي مهمي براي مركز هنرهاي نمايشي بودند . و چه بسيار شور و حال كه به تئاتر كشور مي دادند و در آن شرايط برگزاري جشنواره هاي استاني و منطقه اي واقعا معنا داشت و باري به هر جهت نبود. در جشنواره هاي استاني و منطقه اي بحث هاي داغي در مي گرفت . تئاتر براي گروه هاي شهرستاني بسيار جدي تر از آن بود كه اكنون به نظر مي رسد.
    ضمن اينكه حضور در جشنواره ارج و قربي داشت و با اهميت تلقي مي شد چرا كه فقط يكي دو جشنواره در كشور برگزار مي شد و در طول سال اگر گروهي قصد اجراي نمايشي را داشت بيشترين هدفش اجراي عمومي آن بود و نه پر كردن فراخوان هاي متفاوت جشنواره هاي ريز و درشت ! در گذر ساليان جشنواره هاي ديگري به تدريج پديد آمدند و رشد كردند. مثل جشنواره هايي كه حوزه هنري برگزار مي كرد و بعد مراكز و نهادهاي ديگر. جشنواره ها برگزار مي شد . خوب هم برگزار مي شد. شور و شعفي ايجاد مي كرد و چشم بسياري از افراد را از زاويه اي تازه به روي تئاتر باز مي كرد. بسياري از مسئولان شهرستانها كه حرف هاي وحشتناكي درباره تئاتر شنيده بودند با ديدن نمايشهاي جشنواره به اين نتيجه مي رسيدند كه تئاتر آنگونه كه مي شنيدند هم نبوده است بلكه مي توان تئاتري در خور جامعه اسلامي و انقلاب اسلامي هم داشت .
    گويي سالهاي آغازين انقلاب جشنواره هاي تئاتر (خصوصا استاني و منطقه اي ) تريبون و يا ويتريني براي عرضه كالاي تئاتر بودند تا آنها كه فقط از تئاتر و هنر نمايش چيزهايي شنيده بودند حالا مي توانستند چيزهايي هم ببينند و به كل اين هنر را رد نكنند.
    همچنين در جشنواره هاي تئاتر بود كه استعدادهاي ناب تئاتري شهرستانها كشف مي شد و عموما در شهر خودشان به تئاتر ادامه مي دادند و گاه وارد دانشكده هاي هنري مي شدند و پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري مي پيمودند.
    بسياري از استادان كنوني دانشگاههاي تئاتر كشور برآمده از همين جريان هستند.
    نظري كه كارشناسان و استادان تئاتر در آن سالها مي دادند هم اين بود كه هر جشنواره اي كه افتتاح مي شود چراغي به چراغهاي تئاتر كشور افزوده مي گردد و تئاتر را پرتوان مي سازد.
    دوم : عيبهاي جشنواره
    « ابتذال » از ريشه بذل (به معناي بخشش ) گرفته شده است . هر چيزي كه بيش از حد بذل و بخشش شود ارزشهاي اصيل و نهادي خود را در بوته حراج مي گذارد.
    به همين دليل است كه ما كلمه مبتذل را در برابر تمامي آنچه كه سطحي و پيش پا افتاده است به كار مي بريم . « طلا » ارزشمند است چرا كه يافتن آن در طبيعت بسيار دشوار و جانفرساست . علاوه بر اين كه درخشش دارد و زيباست و گاه خواصي هم بر آن مترتب است كه در فلزات ديگر نيست . اما فلزات ديگري مثل آهن و برنز و.... هيچ وقت ارزش طلا را نمي يابند چرا كه سهل الوصول و فراوان هستند. اين مقدمه را ذكر كردم كه بگويم جشنواره در سالهاي آغازين انقلاب ارزشي همچون طلا داشت و به تدريج تبديل به آهن شد و اگر اينگونه كه مي گذرد پيش برويم شايد از خاك و كلوخ هم كم ارزشتر شود. هنگامي كه اين اتفاق بيفتد (كه افتاده ) تئاتر نيز كم ارزش و بي بها مي شود.
    بنابراين اگر در دوره اي جشنواره به خاطر تئاتر و به خاطر حيات بخشيدن و زنده نگه داشتن اين هنر برگزار مي شد در دوره هاي بعد جشنواره براي جشنواره برگزار مي شد تا سازمان و نهاد و.... با جشنواره تئاتر خود را مطرح كنند و يا موضوع مورد نظر خود را در بوق و كرنا نمايند.
    به نظر مي رسد در اين شيوه تئاتر كم كم فراموش مي شد و جشنواره فقط برگزار مي شد.
    بر تعداد جشنواره ها رفته رفته افزوده شد. بعضي ها البته همچنان خوب برگزار مي شدند و مسوولان آن با تئاتر برخورد جديتري داشتند و اما تعداد ديگري (كه اتفاقا زياد بودند) با كيفيتي بسيار پائين و حاشيه هايي منفي اجرا مي گرديدند.
    اكنون ; نتيجه و پيشنهاد
    اگر تعداد جشنواره هاي كنوني را حدود هشتاد جشنواره در سال محاسبه كنيم به طور متوسط در كشور ما هر پنج روز يك جشنواره تئاتر برگزار مي شود و فاجعه زماني رخ مي نمايد كه بدانيم طي تمامي اين بيست و پنج سال گذشته بيش از انگشتان دست به سالنهاي ويژه و خاص تئاتر كشور (تهران و شهرستانها) اضافه نشده است . يعني تئاتر در خلا و فقدان امكانات كامل در جريان است . در شهرستانها كه تئاتر عملا مرده است و جشنواره هاي استاني و منطقه اي تبديل به انجام كارهاي اداري و رفع تكليف شده اند و اكنون كمتر استاني است كه با ميل و رضا و رغبت كامل بپذيرد كه جشنواره استاني يا منطقه اي را برگزار كند. چرا كه ديگر منافع خاصي در برگزاري جشنواره نمي بيند.
    جشنواره هاي موضوعي هم فقط بودجه را حرام مي كنند. مثل همين جشنواره طنز اصفهان كه بنا به گفته اي غيررسمي بودجه اي چند ده ميليوني را صرف كرده و در آخر هيچ كس هم از برگزاري آن رضايت نداشته (به جز عده اي محدود كه قطعا هنرمندان و تماشاگران تئاتر نبوده اند!)
    حال پيشنهاد نگارنده به وزارت ارشاد و مركز هنرهاي نمايشي اين است كه حداقل يك سال مثل سال 83 جشنواره ها را تعطيل كنيد و بودجه آن را صرف ساختن سالنهاي تئاتر و فراگيري جريان تئاتر كنيد. مرغ همسايه را هم كه طعم غاز دارد كمي به حال خود بگذاريد و به داخل توجه كنيد. از خيل عظيم جشنواره هاي تئاتري البته مي توان جشنواره تئاتر فجر و جشنواره تئاتر دانشجويان را كه دو وزارتخانه گوناگون برگزار مي كنند پايدار نگه داشت تا شكل واقعي و حقيقي خود را بازيابند. اما برگزاري جشنواره هاي گوناگون با اين شكل و شيوه و اين روش بيمارگونه نه تنها فايده اي براي تئاتر كشور ندارد بلكه مرگ آن را تسريع مي كند و در نهايت اينكه باز هم تاكيد مي كنيم كه اكنون جشنواره اي تئاتر به سرطان تئاتر تبديل شده اند.

  • *****
    در حاشيه رويدادهاي تئاتري




  • عليرضا منصوري
    پرونده بي برش تئاتر!
    دوازدهمين شماره ماهنامه پرونده تئاتر به سردبيري « روزبه حسيني » منتشر شد. مطالب اين شماره پرونده تئاتر درباره نويسنده اي جوان به نام « افروز فروزند » است كه هم اكنون نمايشي به نام « روي زمين » نوشته و كارگرداني او در تئاتر شهر به اجرا مي رود. و همين اجرا بهانه انتشار شماره تازه پرونده تئاتر شده است .
    سردبير پرونده تئاتر درباره اين شماره و موضوع آن مقدمه اي نوشته است كه در بخش هايي از آن آمده است : « نسل امروز تئاتر ايران دو ويژگي كاملا متناقض با يكديگر دارد. اول : خودشيفتگي دوم : پويندگي . گاه اين دو ويژگي را حتي با هم در يك نفر جمع مي بيني كه نتيجه اش سكون است چون طبيعتا يكديگر را خنثي مي كنند. نسل حاضر يك بيماري مشترك ديگري هم دارد كه اين تحفه ـ پرونده ي تئاترـ مي خواهد قدري به درمان آن كمك كند. آن هم اعتماد به نفسي است كه يقينا خوش است .
    اما آنجا كه به خودبيني و خودمحوري بدل مي شود حتما بيماري است كه درمان نشدنش از هم گسيختگي و نهايتا نزول اين نسل را به دنبال خواهد داشت . »
    حسيني در معرفي فروزند هم نوشته است : « افروز فروزند از دسته ي اولي است كه گفتم ... بي ترديد مهمترين ويژگي او در واژه ي ; پويندگي ; است و از آنجا كه پويندگي معناي حركت را ـ به زيبايي ـ در خود دارد اگر محور حركت انحرافي جزئي پيدا كند گاه فاصله ي ما از آنچه بايد ناگهان كيلومترها خواهد شد و اين خطر بزرگي است . »
    لازم به ذكر است كه در دوازدهمين شماره پرونده تئاتر علاوه بر گفت و گو با افروز فروزند كه حسين مهكام به انجام رسانده است نقدهايي از اميد روحاني رضا آشفته رحمت اميني منوچهر اكبرلو عليرضا احمدزاده و بي تا ملكوتي به چاپ رسيده است . اين شماره در 24 صفحه و در قطع رحلي ! (كه به خاطر عدم برش لبه هاي كاغذ به دست آمده !) به چاپ رسيده است .
    سينما سواد لازم ندارد!
    دكتر فرهاد ناظرزاده كه درجه رسمي استادي تئاتر كشور را دارد و عضو هيات علمي دانشكده هنرهاي زيبا و مدرس دانشكده هاي تئاتري است در مراسم بزرگداشتي كه به خاطر وي در فرهنگسراي بهمن برگزار شد درباره تفاوتهاي تئاتر و سينما و افرادي كه در آن مشغول هستند گفت : « هنر تئاتر فراتر از يك هنر است و نيازمند مطالعات زيربنايي است . معمولا تئاتري ها افراد باسوادي هستند اما براي موفقيت در سينما لازم نيست خيلي باسواد بود. بنابراين اگر كسي مي خواهد در تئاتر بماند بايد باسواد باشد.
    وي در بخش ديگري از صحبت هاي خود اشاره كرد : « زماني كه پس از انقلاب فرهنگي مدير گروه تئاتر دانشكده هنرهاي زيبا شدم همكارانم تصور نمي كردند كه رشته تئاتر بتواند استمرار يابد اما تاريخ عكس آن را نشان داد و امروزه نه تنها در دانشكده هنرهاي زيبا كه در فرهنگسراي بهمن نيز آموزش تئاتر داريم .
    گروه تئاتر پا نمي گيرد چون نقد پذير نيستم !
    رحمت اميني در گفت و گويي با ايسنا نپذيرفتن نقد را مهمترين عامل تشكيل نشدن گروههاي حرفه اي تئاتر ذكر كرده و توضيح داده است : ما در مقالات و انديشه ها و صحبت هاي خود نقدپذير هستيم ولي در زمان عمل كردن يا نقد را برنمي تابيم و يا به ظاهر نقدها را شنيده و در مرحله شنيدن در پي يافتن جوابي براي توجيه خود هستيم .
    اميني جا نيفتادن فرهنگ انتقادپذيري را يكي از عوامل شكل گيري كار گروهي منسجم در ايران عنوان كرد كه در تئاتر ايران نيز مصداق پيدا مي كند. وي تصريح كرد : هم اكنون در گروهها منافع فرد مهمتر از منافع جمع است و فرد در حقيقت به دنبال ارتقاي خود است نه گروه . وي در حاشيه قرار گرفتن تئاتر را يكي از عوامل مهم در شكل نگرفتن گروههاي حرفه اي در تئاتر عنوان كرد و گفت : تئاتر هم اكنون در ايران حضوري با شك و ترديد و نه چندان محكم دارد » .
    رزمندگان و جانبازان از هنرمندان جلوترند.
    انوشيروان ارجمند بازيگر سينما و تئاتر در گفت وگويي با ايسنا درباره جشنواره تئاتر دفاع مقدس اينچنين نظر داده است كه : « تئاتر ما چه در شكل دفاع مقدس و چه در شكل هاي ديگر آن مراحل كشف و تجربه را طي مي كند و طبيعي است در اين ميان آنان كه اندوخته هاي گرانبهاتري از اين تجارب دارند به طرف تئاتر ملي گام بر خواهند داشت . »
    به اعتقاد وي رزمندگان و جانبازان ما گامهايي جلوتر از هنرمندان نويسندگان و ساير اقشار جامعه برداشته اند و رسيدن به آنها و درك موقعيت و ارزشهاي آنها نيز بايد با مرور زمان توام شود.
    وي افزود : « تئاترهاي كنوني دفاع مقدس و نگاهي سطحي دارند به اين خاطرات كه آن فاصله پر نشده است . »
    ارجمند برگزاري دو مرحله اي جشنواره تئاتر دفاع مقدس را زمينه ساز تلاش تحرك و تفكر بيشتر گروههاي نمايشي خواند و اضافه كرد : « با اين روش ما شاهد حضور و رقابت كارهاي بيشتري خواهيم بود هر چند كه كار داوران و هياتهاي بازبيني و انتخاب دشوارتر مي شود. وي گفت : « براي عرضه بين المللي و گسترش فرهنگ دفاع مقدس با زبان روايت و تئاتر لازم است ويژگيهاي عمومي و جهاني تري را در نظر بگيريم تا بتوانيم به موفقيت دست يابيم . »
    با جيب خالي و دست خالي نمي توان تئاتر كار كرد
    تئاتر دفاع مقدس فقط در جبهه ها خلاصه نمي شود و به اعتقاد من از طريق جشنواره ها خيلي ها فهميدند كه تئاتر دفاع مقدس با زندگي روزمره مردم تاريخ و آمال و آرزوهاي مردم ارتباط دارد و نمي شود تك بعدي به آن نگاه كرد.
    داود فتعلي بيگي سرپرست اداره تئاتر در آستانه برگزاري دهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس در گفت وگو با امور رسانه يي جشنواره با بيان اين مطلب افزود : بايد بودجه قابل توجهي در اختيار تئاتر كشور و تئاتر دفاع مقدس قرار گيرد تا دست اندركاران بتوانند به طور مستمر و دائم اجرا داشته باشند.
    وي ادامه داد : بايد به اجراي تئاتر دائمي در سراسر كشور چه در تهران چه در شهرستان ها برسيم و تا وقتي كه تئاتر دفاع مقدس به صورت دائم مطرح نشود چند روزي مطرح مي شود و سپس فراموش مي گردد.
    به اعتقاد وي آن كسي كه كار تئاتر مي كند فكر باور و اعتقادي براي عرضه دارد و مي خواهد مخاطب از اثرش استفاده كند و به گوش همگان برسد و اين مطلب اجراي دائم را مي طلبد.
    سرپرست اداره تئاتر با بيان اينكه تئاتر يك هنر هزينه برو گران است عنوان كرد : رشد تئاتر به سرمايه گذاري جدي نياز دارد و در صورت عدم سرمايه گذاري تئاتر تبديل به جرياني مستمر نمي شود.
    وي اضافه كرد : در حال حاضر حمايت از تئاتر آنقدر ناچيز است كه همه كساني كه تازه پا به اين عرصه مي گذارند پس از مدت كوتاهي آن را رها مي كنند و اين بزرگترين ضربه را به تئاتر كشور مي زند.
    اين نويسنده و استاد دانشگاه با بيان اينكه تجربيات مستمر موجب رشد و بالندگي تئاتر مي شود ادامه داد : كدام آدم دورانديشي است كه تنها براي يكي دو اجرا زحمت بكشد و كار تئاتر آماده كند
    وي اضافه كرد : تا تئاتر تبديل به يك جريان روزمره نشود رشدي نخواهد كرد و رشد تئاتر با اجراي همگاني و هميشگي تئاتر اتفاق مي افتاد.