بسم الله الرحمن الرحيم
به فاصله كمتر از 2 هفته پس از انتخاب استراتژي جديد
آمريكا در عراق
كه توسط « پل برمر » حاكم آمريكائي عراق اعلام
شد : « بايد بكشيم تا كشته نشويم »
سه اقدام تروريستي در عراق
صورت گرفت كه دقيقا اهداف مورد خشم آمريكا را منهدم كرده
است .
انفجار مقر سازمان ملل در عراق كه نماد مخالفت علني و
عملي آمريكا با استقرار سازمان ملل در اين كشور است
نخستين
هدفي بود كه با انهدام آن واشنگتن سعي داشت به سازمان ملل
بفهماند عراق به آن اندازه امنيت ندارد كه سازمان ملل بتواند
آنرا اداره كند. سخنگوي وزارت خارجه آمريكا همين عبارت را با
صراحت اعلام كرد. چند روز بعد بمبي در پشت ديوار منزل آيت
الله سيد محمد سعيد حكيم به قصد كشتن وي منفجر شد كه به
شهادت 3 تن و مجروحيت 10 نفر از جمله خود آيت الله سيد
محمد سعيد حكيم منجر گرديد. اين انفجار با هدف انتقام جوئي
آمريكا از حوزه علميه نجف صورت گرفت و انگيزه اصلي
مرعوب و منفعل كردن شيعيان عراق بود. در مرحله تكاملي اين
اقدامات تروريستي
دو خودروي بمب گذاري شده در نجف
آيت الله سيد محمد باقر حكيم و بيش از 130 نمازگزار جمعه را
بشهادت رساند و 200 تن را زخمي كرد افزوده
مي شود.
اگرچه با اعلام صريح « پل برمر » كه استراتژي جديد آمريكا
را قتل عام همه كساني اعلام كرده كه مانع پيشرفت طرحهاي
اشغالگران باشند
نيازي به استدلال ديگري وجود ندارد كه
آمريكا متهم رديف اول در پرونده اين جنايات تروريستي است .
با اينهمه
دلايل محكمتري براي اثبات اين نكته وجود دارد كه
آمريكا مسئول اصلي اين جنايات و طراح و دستور دهنده اوليه
اين فجايع تروريستي است .
نكته اول اينكه بجز آمريكا و انگليس بعنوان اشغالگران
عراق
هيچ طرف ديگري از اين جنايات تروريستي نفعي نخواهد
برد بلكه اين فقط اشغالگران هستند كه از يكطرف سازمان ملل و
از طرف ديگر شيعيان را بعنوان متشكل ترين نيروي سياسي عراق
كه درعين حال اكثريت نفوس اين كشور را هم تشكيل مي دهند
به تصور اشغالگران در موضع انفعالي قرار مي دهند. اينكه
اشغالگران از اين جنايات تروريستي سود فراوان برده و مي برند
باعث مي گردد كه انگشت اتهام همگان بسوي اشغالگران
نشانه گيري شود.
نكته مهم ديگر اينكه اگر فرض كنيم عوامل ديگري در عراق
فعالند كه اين اقدامات تروريستي را انجام مي دهند
يقينا اين
اقدامات نه تنها در جهت انجام يك مبارزه ضداشغالگري نيست
بلكه حتي در جهت تامين اهداف اشغالگران صورت گرفته است .
چرا كه در غيراينصورت بايستي دستكم يك انفجار يا يك اقدام
مشابه عليه مقرهاي ستادي يا مراكز تجمع اشغالگران و يا ساير
اهدافي كه بنحوي در خدمت اشغالگران است
صورت گرفته
باشد. اين بدان معني است كه در انجام عمليات تروريستي اخير
دقيقا به سمت اهداف ديگري بجز تاسيسات و مراكز متعلق به
اشغالگران جهت گيري شده و بهمين دليل نمي تواند در فضاي
ملتهب و برانگيخته اي كه تمامي مردم عراق عليه اشغالگران
بسيج شده اند
يك پديده تصادفي باشد و قويا با انگيزه از هم
پاشيدن فعاليتهاي ضداشغالگري مردم عراق صورت گرفته
است .
در چنين شرايطي مقامات آمريكائي
بقاياي رژيم صدام را
عامل اين جنايت بزرگ معرفي كرده اند.
البته برخي منابع مجلس اعلاي انقلاب اسلامي نيز اين
جنايت را به بقاياي رژيم صدام نسبت داده اند لكن با توجه به
سازماندهي بقاياي رژيم صدام توسط اشغالگران آمريكائي
حتي اگر اين جنايات توسط بقاياي رژيم صدام هم صورت
گرفته باشد
نقش آمريت
سازماندهي
طراحي و تدارك
مقدمات انجام اين جنايت را كه مستقيما توسط آمريكا صورت
گرفته
نفي نمي كند و بهرحال
آمريكا بعنوان مسئول اصلي
سازماندهي و هدايت عمليات تروريستي « جمعه خونين نجف »
بايستي بعنوان متهم رديف اول شناخته و معرفي شود.
نكته مهم ديگر وجود بقاياي گروهك منافقين در
زيرمجموعه ارتش اشغالگر آمريكا در عراق است كه تسليم شدن
منافقين به آمريكا باعث شده آمريكا فرصت مناسبي براي
سازماندهي مجدد براي به كارگيري منافقين در عمليات
تروريستي در عراق
از وجود اين عناصر مزدور
بهره گيري كند.
هنوز كاملا روشن نيست كه اين جنايت هولناك توسط بقاياي
رژيم صدام صورت گرفته يا توسط منافقين اما اظهارات مقامات
آمريكائي در مورد انجام اين جنايت توسط بقاياي رژيم صدام به
اين معني نيست كه آنها در اين مرحله از منافقين بهره گيري
نكرده اند
زيرا حتي منافقين هم جزو بقاياي رژيم صدام
محسوب مي شوند و در جريان قتل عام و سركوب حركتهاي
آزادي بخش شيعيان و كردهاي عراق در سالهاي دهه 1370
منافقين بيشترين سهم را در انجام وحشيانه ترين شيوه هاي
ضدانساني عليه مردم مظلوم عراق برعهده داشتند. البته ممكن
است در كوتاه مدت
آمريكا
انگليس و مزدوران آنها
خود را
برنده اين بازي رسوا بدانند لكن مشاهده سرنوشت شوم و
نكبت بار منافقين و صدام
بخوبي مي تواند بيانگر سرنوشت
اشغالگران شرور نيز باشد. اشغالگراني كه با شعار دمكراسي و با
وعده تبديل عراق به بهشت خاورميانه وارد منطقه شدند
امروز
عربده مي كشند و صراحتا اعتراف مي كنند كه براي زنده ماندن در
عراق حاضرند آدم كشي را به « شيوه اصلي حكومت » مبدل
سازند.
فاجعه جمعه خونين نجف
تمامي ويژگيهاي لازم براي
اثبات يك طرح جدي اشغالگران براي برهم زدن تعادل روحي ـ
رواني شيعيان را با خود بهمراه دارد و هدف آنست كه آنها را
منفعل
مايوس و سرخورده سازد. اما آيا منافقين و صدام از اين
شيوه هاي حقيرانه و ضدانساني سود بردند آنها خدا را فراموش
كرده بودند و اين نكته اساسي را تعمدا ناديده گرفته بودند كه
« يدالله فوق ايديهم » .
البته اين نكته كه صدام جزو حقوق بگيران « سيا » بوده
توسط مقامات آمريكائي به صراحت مورد اعتراف قرار گرفته و
از اين ديدگاه
با توجه به سازماندهي منافقين و بقاياي رژيم
صدام توسط آمريكا
حتي جنايات آنها نيز بايستي جزو
طرحهاي اربابشان آمريكا تلقي شود و از اين زاويه هم آمريكا
متهم رديف اول در فاجعه جمعه خونين نجف شناخته مي شود.

|