
صدور انقلاب
راههاي عملي صدور انقلاب چيست بايد بگويم بنظر من
پيروزي كامل انقلاب در داخل . ما در حقيقت انقلاب را صادر
نمي كنيم
انقلاب خودبخود صادر مي شود.
معيار انقلاب
در اين انقلاب آن چه مطرح است انسان سازي است . هر
چه انسان تر بشويم انقلابي تر شده ايم و شهداي ما اين اثر را
داشته اند كه ما را انسانتر كرده و مي كنند.
تضعيف انقلاب
ما در برابر هر گروه و يا هركسي كه بخواهد فكر تضعيف
انقلاب را در سربپروراند مي ايستيم و كاري به اين نداريم كه او
خداپرست است و يا مسلك ديگري دارد.
تداوم انقلاب
انقلاب ما با خواهش و تمنا تداوم نمي يابد. موضع قوي
لازم است تا به دگرگوني هاي بنيادي جامعه بپردازيم .
نجات بخش انسانها
انقلاب اسلامي ايران نجات بخش همه انسانهاست و ما
بخاطر انقلابمان آماده شهادت هستيم .
استقلال
ما همواره اصل مستقل بودن را در روابط خارجي خود و
سپس رفع نيازمندي ها را بخاطر خواهيم داشت .
اسلام
ميزان تولي و تبري
ميزان تولي و تبراي ما با كشورهاي اسلامي براساس دوري
و نزديكي اين كشورها به اسلام است . ميزان اعتماد و عمل
كشورهاي اسلامي تنظيم كننده روابط ما با آنهاست .
اسلام
تمام مردم متعهد به انقلاب و وفادار به امام را به عنوان
اعضاي كابينه خودم مورد خطاب قرار مي دهم و از همه
مي خواهم كه به اسلام بيشتر بيانديشند. بيشتر شناخت پيدا
كنند و بيشتر عمل كنند و براساس معيارهاي اسلامي با يكديگر
برخورد كنند. با دشمن يا دوست با بيگانه يا آشنا
و در هرحال
اسلام را ملاك حركت و تفكر و عمل خودشان قرار بدهند.
شرق و غرب
ما نه محتاج روس هستيم و نه آمريكا
چرا كه از آنها
بالاتريم .
ابوذرهاي آينده
شما بچه هاي 15 ساله دانش آموز
ابوذر خواهيد شد و
بايد جامعه را به تحول درآوريد. شما بايد خود را بشناسيد و
روي آن عمل كنيد.
خودكفايي
اگر از من بپرسند تو براي چه زنده هستي و من بتوانم يكي
از آن دلائل را بگويم « خودكفايي » است .
قانون اساسي
تحقق قانون اساسي از جمله مسائل مهم مملكت ماست
كه بايد همه تلاش كنيم كه قانون اساسي را آنطور كه هست
پياده كنيم .
مسئوليت خطير ملت
شما بايد هر وقت من را مي بينيد بپرسيد چه مي كني و
حتي سر من فرياد بكشيد
البته فريادي برادرانه و همچون
اعضاي يك خانواده كه براي مستضعفان چه كرده اي
خط امام
كسي مي تواند خود را در خط امام معرفي كند كه آرمانهاي
امام امت را در تمام ابعادش قبول داشته باشد.
وفاداري به امام
ما وفاداري نسبت به امام را هرگز لحظه اي فراموش
نمي كنيم . ما به عنوان مقلد امام همانطور كه امام هر جا لازم
بدانند مي گويند كه اين مطابق اسلام نيست ما هم اقدام مي كنيم
و تغييرش مي دهيم
از نخست وزير گرفته تا هر وزير ديگر.
مردم گرايي
ما بخاطر اين مردم هستيم . اگر مردم تشخيص دهند ما در
خط اسلام نيستيم هيچ دليلي ندارد كه نخست وزير يا وزير
بمانيم .
ولايت فقيه
آنچه كه ما فرياد مي كنيم اين است كه رهبري در ايران
صرفا بايد به ولايت فقيه باشد
ولو اينكه بسياري از
روشنفكران و بسياري از كساني كه محتواي انقلاب اسلامي ما
در نيافته اند اين مطلب عظيم و اين دستاورد مشترك انقلاب ما
را درنيابند.
پيوند مردم با رهبري
به مردم توصيه مي كنم كه هرچه زودتر از مسئولين بعد از
رهبري عبور بكنند و خودشان را با رهبر پيوند دهند و رهبر را
به عنوان يك الگوي كامل اين انقلاب هميشه در ذهنشان داشته
باشند.
شهيدان
هر قطره خون عزيزي كه بر خاك مي ريزد بر قامت بلند و
تناور اين امت سرخ
شكوفه هاي رهايي چه پرشكوه مي رويد و
نسيم بيداري در فراسوي مرزهاي اسلامي عطر روح بخش
آزادي مي پراكند.
مكتب اسلام
من به عنوان يك سرباز كوچك در اين حركت اصرار
مي كنم و توصيه مي كنم كه سعي كنيم راه حلها را از مكتبمان
بيرون بياوريم .
حدود آزادي
ما اسلام را بر كسي تحميل نمي كنيم ولي اجازه فساد و
فحشا را هم به كسي نخواهيم داد و هرگز اجازه نمي دهيم كسي
با عنوان كردن آزادي غربي اينگونه مسائل را در كشور ما رواج
دهد.
وحدت همگاني
ما هرگز موفق نمي شويم مگر اينكه همه دست در دست هم
بگذاريم و احساس مسئوليت بكنيم و در هر جا كه هستيم آنچه
را كه انتظار داريم ديگران انجام بدهند خودمان انجام بدهيم .
انتخاب مردم
به اعتقاد ما در نظام اسلامي
رئيس جمهور با عدد (راي )
تعيين نمي شود. رئيس جمهور با قلب تعيين مي شود. با دل
تعيين مي شود.
مرجعيت ديني
اين مردم در رابطه با مرجعيت حركت مي كنند
باور
مي كنند
سرمايه گذاري مي كنند و آرمانهاي اصيل خودشان را
دنبال مي كنند. اين مردم بزرگترين عنصرشان عنصر رهبري
مذهبي است كه در مرجعيت خلاصه مي شود و تبلور پيدا
مي كند.
نگرانيها
ما نگران اسلامي هستيم كه بايد در اين جامعه پياده شود
كه بشود الگو تا دنيا به سوي اين نظام بيايد. ما نگران آن هستيم
كه نتوانيم به مستضعفان ايران برسيم . ما نگران آن بخش
عظيمي از اسلام هستيم كه بايد پياده شود.
هشدار به جوانان
من به جوانان ميهن اسلامي هشدار مي دهم كه مراقب
دسيسه هاي شيطان بزرگ باشند و بدانند كه استمرار انقلاب و
تحقق اهداف آن با اتكا به خداي بزرگ و در سايه وحدت و
يكپارچگي امت مسلمان ما امكان پذير است .
مسئوليت همگاني ملت
هر فرد انقلابي در حيطه كار خودش نخست وزير است
رئيس جمهور است
وزير است و مسئول .
(برگرفته از كتاب « ياران امام به روايت اسناد ساواك » جلد
چهاردهم
از انتشارات بررسي اسناد تاريخي وزارت
اطلاعات )

*****
آزادي و حدود آن در اسلام
|

قسمت دوم
شهيد حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد
باهنر
روشنگري در رهبري پيامبران
رهبري پيامبران يك رهبري به عنوان روشنگري راه ماست
نه يك رهبري جبري . يعني :
راه است و چاه و ديده بينا
تا هر كسي نگاه كند پيش پاي خويش
دستورهاي پيامبران مثل زنجير به گردن ما نيست كه ما را
مجبور كنند به راهي ببرند بلكه مثل اين تابلوهاي راهنمايي در
جاده هاست . مي گويد اگر از اين طرف بروي به بن بست
مي رسي
اينجا خطر است
اينجا جاده لغزنده است
از اين
طرف به فلان شهر مي رسي . يعني فقط راهنماست و راه را نشان
مي دهد. ماشين هم در اختيار شماست
شما به هر طرف كه
خواستيد مي رويد و آزاديد كه انتخاب كنيد. اما اگر شعور
داشته باشيم و انديشمند و روشن بين باشيم با آزادي راه صلاح
را تشخيص مي دهيم و راهي را انتخاب مي كنيم كه به خطر
دچار نشويم و به مقصد صحيح برسيم . بنابراين
آيا ما در
انتخاب دين مجبوريم خير
وقتي قرآن آمد
دين اسلام آمد
آيا ما را مجبور كرد نه :
لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 9....
كار دين به اجبار نيست
راه هدايت و گمراهي بر همه روشن
گرديد...
.... فمن شا فليومن و من شا فليكفر10....
پس
هر كه مي خواهد ايمان آورد و هر كه مي خواهد كافر
شود....
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا11.
ما راه را به او نشان مي دهيم
خواست سپاسگزار باشد و
نخواست ناسپاس باشد (و به گمراهي برود).
يعني ما مجبور نمي كنيم
چون آن ايماني كه از روي جبر
باشد ارزش ندارد. بنابراين
مردم مجبور نيستند راه حق را
بپذيرند اما دعوت پيامبران و فضل الهي
لطف را تمام كرده
است . دو ظرف غذاست : يكي سمي و ديگري تقويت كننده ;
پيغمبر مي آيد مي گويد اين مسموم و براي تو خطرناك است و
آن يكي مقوي و مفيد است . من هم اختيار دارم آزادانه هر كدام
را خواستم بخورم . اساس كار پيامبران و اسلام اين است كه
مردم با آزادي راه را انتخاب كنند
چون در غير اينصورت
ارزش ندارد. بهتر است انسان اول بينديشد و بعد انتخاب كند.
اين راه برايش ارزش دارد.
اگر در يك محيط اسلامي كسي دين ديگري داشت و
نخواست دين اسلام را قبول كند او را مجبور نمي كنند. پيامبر
اسلام كه وارد سرزميني مي شد هيچگاه بالاي سر مردم شمشير
نمي گرفت كه يا مسلمان شو يا تو را مي كشيم . نه
مردم آزاد
بودند كه مسلمان شوند يا نشوند. حتي شواهد تاريخي نشان
مي هد كه تا چهار پنج قرن بعد از آنكه اسلام به ايران آمده بود
بعضي از آتشكده ها سر پا بودند
با آنكه قدرت حاكمه
مسلمانها مي توانست همان روز اول آتشكده ها را ويران كند.
اما اجازه داد كه آتشكده ها و كليساها بماند و به دين خودشان
همانطور كه مي خواهند معتقد باشند. اسلام هم محيط تربيتي
سالمي به وجود آورد و تبليغات وسيعي انجام داد و به تدريج
گروههاي غيرمسلمان به اسلام پيوستند.
آزادي عقيده يا آزادي توطئه و تهمت
اما يك مسئله را درست دقت فرماييد. يك وقت مسئله
آزادي عقيده و آزادي انديشه است
يعني كسي بتواند دين و
عقيده ديگري داشته باشد; اما گاهي مسئله به صورت ديگري
است . يهوديها در زمان پيامبر اكرم (ص ) در مدينه آزاد بودند
دين يهوديت را داشته باشند و مسيحيها به دين مسيحيت
معتقد باشند. حتي در قراردادهايي كه پيامبر اكرم (ص ) بست و
در منشوري كه صادر فرمود
براي آنها حقوق و آزاديها و
اختياراتي قائل شد. اما يك روز پيامبر(ص ) خبردار شد كه
همان يهوديهاي آزاد در محيط تربيت اسلامي و عليه
پيامبر(ص ) و مسلمانها
با كفار قريش زد و بند كرده و نقشه
كشيده و مقدمات يك حمله را فراهم ساخته اند و مي خواهند
در داخل مدينه اغتشاش به وجود آورند و دشمنان پشت مرز را
بر امت اسلامي مسلط كنند. اينجا ديگر مسئله آزادي عقيده و
انديشه نبود
بلكه اينجا توطئه و خيانت عليه امت اسلامي بود.
درست دقت فرماييد كه اينجا لغزشگاه تصورات غلط و بزنگاه
حساس مسئله است .
علنا اعلام مي كنيم كه در اسلام آزادي فكر
بيان
عقيده و
مذهب براي همه وجود دارد. اما اگر كسي عليه شما دروغ گفت
و شما را متهم ساخت و در روزنامه
اعلاميه يا پشت بلندگو
فرياد زد كه فلان گروه
فلان شخص چنين و چنان كرده
وابسته
به فلان جاست
آيا به نظر شما آزادي بيان بايد به آن اندازه
باشد كه هر كس خواست
عليه كس ديگري دروغ و تهمت و
ناروا بگويد و او نتواند حرفش را بزند اگر كسي تيشه به دست
گرفته و آمده است كه خانه شما را خراب كند يا چماق دستش
گرفته كه به سر شما بزند آيا بنده هم بايد بايستم و هيچ
مخالفتي نكنم و بگويم آزادي و دموكراسي است
موضع اسلام
اينجاست كه بايد روح مسئله اسلامي و موضع اسلامي را
تبيين كنيم . جار و جنجال و هوچي گري موضع اسلامي و قرآني
را تغيير نمي دهد. اسلام مي گويد :
اگر بيني كه نابينا و چاه است
اگر خاموش بنشيني گناه است
اسلام مي گويد اگر شما فردي را ببينيد كه مي خواهد خودكشي
كند
وظيفه شماست كه جلوي او را بگيريد با اينكه او خود را مي كشد و
به كسي هم صدمه نمي زند و كار به كسي هم ندارد.
مسئله مشروبخواري و شراب كه در نظام اسلامي ما عملا تحريم
شده و كارخانه هاي شراب سازي كه تعطيل شد عجيب است كه حتي
عده اي آمدند به خود من گفتند : آقا! مگر آزادي نيست بگذاريد مردم
مشروب بسازند و مشروب بفروشند و مشروب بخورند
آزادي است
هر
كس دلش خواست بخورد و هر كس نخواست نخورد! با اين استدلال
پس چه فرقي مي كند بين مشروب و موادمخدر پس بگذاريم هروئين
هم بياورند
هر كس خواست استفاده كند و هر كس نخواست نكند. و
همين طور جلو برويد كه مگر آزادي نيست روابط جنسي را آزاد
كنيد
هر كس با هر كس با هر وضعي كه خواست روابط داشته باشد!
من علنا اعلام مي كنم كه اينچنين آزادي در محيط اسلامي و
جمهوري اسلامي وجود ندارد. حال هر چه مي خواهند بگويند
به
اختناق و ديكتاتوري متهم كنند. ما مي خواهيم يك جامعه سالم
بسازيم
جامعه اي بسازيم كه اين جامعه ترقي كند و تكامل داشته
باشد.
عجيب است كه حتي سوادآموزي كه در نظامهاي ديگر به عنوان
يك حق است
در نظر اسلام به عنوان يك وظيفه است . يعني ديگران
مي گويند هر فردي حق دارد سواد بياموزد و بايدامكانات فراهم كرد
اما اسلام مي گويد بايد سواد بياموزد
بايد عالم بشود. حتي در بعضي
روايات دارد كه امام مي فرمايد كه من دوست داشتم چوب بالاي سر
جوانان امت مي گرفتم و با چوب آنها را مجبور مي كردم تا درس
بخوانند. يعني بايد مردم را وادار كرد به اينكه باسواد شوند و مهارت به
دست آورند و ترقي كنند و پيش بروند. از طرفي
بايد مانع فساد
اخلاقي مردم شد
بايد مانع اين شد كه سقوط كنند
منحرف شوند و
كج بروند. اين يك محيط سازندگي و محيط انساني است . اسلام
مي خواهد افراد را بسازد.
عرض كردم كه محيط
محيط آزادي انديشه و آزادي عقيده است
اما دقت كنيد اگر چنانچه گروهي رفتند در كردستان و مخفيانه اسلحه
جمع كردند
با اين و آن تماس گرفتند
اعلاميه پخش كردند
مقدمات
فراهم ساختند
سنگر بستند و ناگهان مردم را به جان هم انداختند
ما
بايد بگوييم محيط آزادي است
هر چه مي خواهند بكنند 12 اگر
چنانچه آمدم افشاگري كردم كه فلان گروه يا فلان دسته آنجا اغتشاش
كردند و مردم را به جان هم انداختند
دادشان بلند مي شود كه محيط
دموكراسي را از بين برده اند و جلوي آزادي را گرفته اند. گويي با عده اي
نادان و ساده لوح طرف شده اند كه مي خواهند با اين حرفها آنها را
فريب دهند. خير
با قاطعيت هر چه تمامتر جلوي توطئه و دسيسه
گرفته مي شود.
ايجاد تشنج توسط بعضي از مطبوعات
شما در همين نوع بيان مسائل در بعضي از روزنامه ها و مطبوعات
دقت كنيد. اگر واقعا تمام آنچه كه ما در اين مدت ديده ايم و جمع آوري
شده است در معرض افكار عمومي قرار بگيرد
مي بينيد گاهي گوشه اي
از يك خبر را مي گيرند و اين را آنچنان درشت بيان مي كنند كه وقتي
خواننده مي خواند ناگهان وحشت مي كند كه آيا چه مسئله اي است .
برعكس
كسي گوشه ديگر همين خبر را مي گيرد و خواننده به نظرش
مي رسد كه محيط خيلي آرام است . آيا وقتي خود اينها اخبار و گزارشها
و مطالب را سانسور مي كنند و هر طور كه مي خواهند براي مردم بيان
مي كنند كسي حق ندارد آنها را نصيحت كند كه چرا محيط را آشفته و
متشنج مي كنيد و چرا مردم را به جان هم مي اندازيد چرا تفرقه ايجاد
مي كنيد و چرا دلهره و اضطراب براي مردم به وجود مي آوريد اين
ملت دوران سازندگي را شروع كرده و مي خواهد با پشتكار و قاطعيت
كارش را ادامه دهد.
گاهي شخص زنديق و ملحد به حضور امام صادق (ع ) مي آمد
با
كمال آزادي مي نشست و صحبتش را مي كرد
از طبيعت مي گفت و
خدا را منكر مي شد. آيا از اين بالاتر مي شود امام هم با كمال محبت و
صميميت بدون آنكه بگويد بيرونش كنيد يا او را كتك بزنيد با او بحث
مي كرد. بعد هم اگر قانع نمي شد باز در شهر آزادانه زندگي مي كرد و
هيچ مسئله اي هم نبود. اين مي شود آزادي بيان
عقيده و فكر.
برخورد پيامبر(ص ) با يهود بني قريظه
در جنگ خندق يهود بني قريظه كه با پيامبر(ص ) قرارداد بسته
بودند كه به هم تعرض نكنند
پشت پرده با كفار قريش قرارداد بستند
كه اگر مسلمانان جلوي شما خندق كندند بياييد از محل و منطقه ما
وارد مدينه شويد و از پشت به سربازهاي مسلمان حمله كنيد. همان
كساني كه با پيامبر(ص ) قرارداد داشتند كه آرام در شهر زندگي كنند
در بازار كار داشته باشند
كشاورزي و رفت و آمد داشته باشند
كنيسه
داشته باشند
همينها رفتند با دشمن مهاجري كه آمده بود حمله كند
قرارداد بستند و راه را به آنها نشان دادند كه از اين طرف حمله كنيد.
آيا پيامبر اكرم (ص ) اينجا بفرمايد آزادي عقيده و فكر است دستور
داد تار و مارشان كردند و دمار از روزگارشان درآوردند. مگر جلوي
خيانت و در برابر توطئه مي توان سكوت كرد مگر مي شود يك نظام
اسلامي را بدون هوشياري و بيداري مستقر كرد بنابراين هيچ نوع
ديكتاتوري در اسلام وجود ندارد.
پاورقي :
9 ـ بقره
.256
10 ـ كهف
.29
11 ـ دهر
.3
12 ـ اشاره به آشوبها و ناامنيهايي كه ضد انقلاب بعد از
پيروزي انقلاب در كردستان ايجاد كرد.

| |