روزنامه جمهوري اسلامي 10/06/1382 صفحه سياسي

  • آرژانتين پايگاه اصلي صهيونيسم در آمريكاي جنوبي
  • ريشه يابي اختلاف ميان عرفات و ابومازن
  • *****
    آرژانتين پايگاه اصلي صهيونيسم در آمريكاي جنوبي


  • آرژانتين به مثابه دومين پايگاه عمده صهيونيسم در جهان پس از فلسطين اشغالي همواره از ديرباز با رژيم تل آويو بخاطر نفوذ فوق العاده اقليت يهوديان مهاجر در دستگاههاي دولتي بويژه قضائي اين كشور روابط خوبي داشته است . حتي گفته مي شود « تئودور هرتزل » بنيانگذار پديده منحوس صهيونيسم و باني تشكيل دولت يهود ميان فلسطين و آرژانتين مردد بود كه در كداميك حكومت يهودي مورد نظر خود را برپا سازد.
    جمعيت يك درصدي يهوديان در آرژانتين همواره نفوذ تعيين كننده اي در حاكميت اين كشور و در تصميمات سياسي و قضائي آن داشته اند. نفوذ اقليت يهوديان در جهت دهي به تصميمات اين كشور با نفوذ اقليت صهيونيستها در مديريت حكومت آمريكا قابل مقايسه است . از اين رو هيچ حكومتي در آرژانتين تاكنون نتوانسته است با اين نفوذ خزنده و شيطاني به مقابله برخيزد.
    دوران سي ساله حاكميت نظاميان و ديكتاتورهاي آرژانتيني كه از نيمه دوم دهه 1330 تا نيمه اول دهه 1360 را شامل مي شود دوران طلائي فعاليت صهيونيستها در آرژانتين بوده است . پس از آن به قدرت رسيدن « رائول آلفونسين » كه از طريق انتخابات عمومي به رياست جمهوري آرژانتين رسيد موجب نگراني محافل صهيونيست اين كشور گرديد. از اين رو آلفونسين پس از بقدرت رسيدن خود در صدد گسترش هر چه بيشتر مناسبات كشورش با رژيم اسرائيل برآمد. وي در مصاحبه اي ضمن اعلام آشكار اين تصميم اظهار داشت : « رژيم اسرائيل الگويي مناسب براي يك دمكراسي مترقي است . » متقابلا در سال 1365 شيمون پرز نخست وزير وقت اسرائيل در مصاحبه اي در خصوص روابط كشورش با آرژانتين اظهار داشت :
    « دولت دمكراتيك جديد در آرژانتين (دولت آلفونسين ) به ما اجازه داده كه اميدهايمان را براي گسترش روابط بين دو كشور افزايش دهيم . » وي در ادامه افزود « من اطمينان دارم كه روح آرژانتين دمكراتيك بهمراه يك اسرائيل صلح طلب روابط دو ملت را به سمت نزديكي هر چه بيشتر سوق خواهد داد. »
    با روي كار آمدن كارلوس منم از حزب پرونيست رئيس جامعه يهوديان آرژانتين موسوم به « دايا » ضمن ابراز حمايت از دولت جديد آرژانتين و در اشاره غيرمستقيم به آندسته از نگرانيهاي جامعه كه در خصوص گرايشات عربي وي ابراز شده بود گفت : « روند وقايع و جريانات امروز آرژانتين در مسيري حركت مي كند كه جامعه يهوديان اين كشور نيازي به سازماندهي يك طيف سياسي جدا از دولت براي حفظ منافع خود نمي بيند. »
    واقعيت نيز آنست كه با توجه به حوادث بعدي و مواضع دولت « كارلوس منم » نسبت به مسائل مربوط به اعراب و اسرائيل صحت گفته هاي رئيس جامعه يهوديان در مورد عدم ضرورت سازماندهي طيف سياسي جداي از دولت براي حفظ منافع يهوديان به اثبات رسيد. چرا كه دولت « منم » نيز از همان ابتدا نشان داد كه همچون اسلاف خود حافظ منافع رژيم اسرائيل و يهوديان خواهد بود و جايي براي نگرانيهاي ابراز شده وجود ندارد. بعنوان مثال در همان ماههاي نخست انتخاب كارلوس منم و در پاسخ به سفر رئيس جمهور اسرائيل كه براي عرض تبريك و شركت در مراسم تحليف رياست جمهوري منم صورت پذيرفته بود « ادوارد و منم » برادر رئيس جمهور و رئيس مجلس سنا با سفر به اسرائيل اظهار علاقمندي رئيس جمهور به ميانجيگري در صلح اعراب و اسرائيل را به اطلاع مقامات اسرائيلي رساند و متقابلا اصرار نخست وزير اسرائيل در ترغيب اعراب و بويژه سوريه به صلح با اسرائيل را به نزد منم بازآورد.
    در تاريخ اول آبان 1370 « گيدوديتلا » وزير خارجه آرژانتين نيز به هنگام تصويب قطعنامه هاي سازمان ملل بر عليه اسرائيل در يك دفاع بي سابقه از آن رژيم ابراز داشت : « يكسان دانستن صهيونيزم با نژادپرستي و اطلاق واژه نژادپرستي به اسرائيل درست نبوده و متضاد با روح همياري لازم براي دستيابي به يك صلح پايدار در خاورميانه مي باشد. لذا در اطلاق واژه نژادپرستي بر اسرائيل مي بايست تجديدنظر شود چرا كه صهيونيزم يك جامعه محترم بوده كه در جهان و بويژه آرژانتين از اعتبار و آبرو برخوردار است . »
    جنگ 70 ـ1369 خليج فارس و مشاركت آرژانتين در كنار نيروهاي چندمليتي بر عليه عراق نيز از جمله عوامل ديگري بود كه تحكيم هر چه بيشتر روابط فيمابين آرژانتين با رژيم اسرائيل را پديد آورد. تا بدان حد كه ضمن ارسال پيامهاي تشكرآميز مقامات مختلف اسرائيلي چون « ديويد لوي » وزير خارجه و يا « حيم هرزوك » رئيس جمهور سفر شيمون پرز نخست وزير وقت را به منظور قدرداني و تجليل از عملكرد آرژانتين نيز بدنبال داشت .
    متقابلا وزير خارجه آرژانتين در پاسخ به سفر پرز و زمينه سازي سفر منم در 14 شهريور 1370 به اسرائيل سفر نمود كه در نهايت با سفر منم به تل آويو در نهم مهر همان سال دنبال گشت . در اين سفر كه در راستاي سفر منم به ساير كشورهاي خاورميانه و آفريقا چون تونس و مصر صورت مي پذيرفت ضمن امضا چندين قرارداد همكاريهاي علمي فرهنگي و اعطاي دكتري افتخاري از سوي دانشگاه اورشليم به منم وي پيشنهاد تعيين بوئنوس آيرس بعنوان محلي براي برپائي كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل را مجددا تسليم مقامات اسرائيلي نمود.
    حادثه انفجار سفارت اسرائيل در بوئنوس آيرس در تابستان سال 1373 از جمله رويدادهائي است كه عمق نفوذ صهيونيستها در منابع تصميم گيرنده آرژانتين را نشان مي دهد.
    روز 28 تير 1373 بر اثر انفجار بمب نيرومندي كه در يك وانت جاسازي شده و در مقابل ساختمان انجمن يهوديان بوئنوس آيرس قرار گرفته بود اين ساختمان فروريخت و دست كم 85 نفر و براساس برخي گزارشها 100 نفر جان خود را از دست داده بين 250 الي 300 نفر نيز زخمي شدند . اين حادثه خونين سبب شد كه با اعمال نفوذ سياسي صهيونيستها يك موج تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران براه بيفتد يك هفته پس از اين انفجار انفجار ديگري در سفارت رژيم صهيونيستي در لندن رخ داد و فرداي همان روز يعني 5 مرداد انفجار ديگري در يكي از ساختمانهاي متعلق به يهوديان در لندن به وقوع پيوست . همزمان با وقوع اين انفجارها و بعد از آن رسانه هاي غربي و صهيونيستي بلافاصله و قبل از هرگونه تحقيقي جمهوري اسلامي ايران را عامل اين اتفاقات قلمداد كردند. در مورد انفجار دوم (سفارت اسرائيل ) سرعت اتهام زدن آمريكائيها به جمهوري اسلامي ايران به حدي زياد بود كه به قول يك روزنامه آرژانتيني راديو آمريكا و منابع خبري اسرائيل زودتر از منابع خبري آرژانتين ايران را متهم به دخالت در اين حادثه كردند!
    به دنبال تبليغات خصمانه منابع خبري و سپس سياسي آمريكا و رژيم صهيونيستي روزنامه ها و شبكه هاي خبري تحت نفوذ اسرائيل در آرژانتين نيز حملات خود را عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كردند . اما در پايان 5 هفته تبليغات مسموم سرانجام مقامات آرژانتين با نادرست خواندن قضاوتهاي اوليه خويش در صدد دلجوئي از ايران برآمدند. « كارلوس منم » رئيس جمهوري وقت آرژانتين كه در 19 مرداد 1373 در هفته سوم پس از وقوع حادثه تحت فشار تبليغاتي و القائات محافل سياسي صهيونيستي گفته بود « سفير ايران بايد از اين كشور اخراج گردد » در هفته پنجم پس از وقوع حادثه اعتراف كرد اطلاعاتي كه وي و مشاورانش بدست آورده بودند از منابع اسرائيلي و آمريكائي بوده است ! وي سپس اقرار كرد كه موضعگيريهاي اوليه اش با شتاب ايراد شده بود.
    با اين حال در سالهاي بعد نيز هرازچندگاه يكبار منابع دولتي و قضائي آرژانتين تحت فشار محافل صهيونيستي با تكرار مجدد مواضع گذشته خود جمهوري اسلامي ايران را به دست داشتن در آن رشته انفجارها متهم كردند. اتهاماتي كه هيچگاه به اثبات نرسيد.
    طرح مجدد حادثه انفجار 9 سال پيش انجمن يهوديان آرژانتين پيرو فشار بي سابقه محافل صهيونيستي و متعاقب دستور « نستوركرچنر » رئيس جمهور جديد آرژانتين صورت گرفت . وي كه از چهارم خرداد سال جاري عهده دار اين سمت شده است از چهره هاي وابسته به صهيونيسم و آمريكا مي باشد. دستور وي ناقض دستور « ادوارد و دو حاله » رئيس جمهور سابق آرژانتين بود كه دستور بايگاني كردن پرونده را به دليل سياسي شدن بيش از حد آن صادر كرده بود. با اين حال اين عادت مقامات بلندپايه آرژانتيني است كه هر بار از توجيه احكام ظالمانه دستگاه قضائي كشور خود درمي مانند خود را تبرئه مي كنند و بار مسئوليت را از گردن خويش ساقط مي نمايند.
    در اسفند سال گذشته نيز « خوان خوزه گاليانو » قاضي فدرال آرژانتين با صدر حكمي خواستار دستگيري چهار ديپلمات ايراني از سوي پليس بين الملل شد . قاضي مزبور در حكم 400 صفحه اي خود اين 4 ديپلمات را نيز با حادثه انفجار سال 1373 مقر انجمن يهوديان مرتبط ساخت . آن حكم نيز آنچنان مفتضح و غيرقابل توجيه بود كه وزير خارجه آرژانتين در ارديبهشت سالجاري در ديدار با آقاي محمدعلي طباطبائي كاردار ايران در بوئنوس آيرس تصريح كرد دولت آرژانتين هيچ دخالتي در اين ماجرا نداشته و صدور حكم صرفا يك حركت قضائي بوده و از سوي فلان قاضي صادر شده است . مع الوصف دستور رئيس جمهور كنوني آرژانتين به پيگيري اين پرونده نشان مي دهد كه قوه مجريه و قضائيه آرژانتين در تاثيرپذيري از فشار اقليت صهيونيستهاي مقيم اين كشور يكسان عمل مي كنند.
    جامعه يهوديان آرژانتين با سيصد هزار عضو بزرگترين جامعه يهوديان آمريكاي لاتين و هفتمين جامعه بزرگ يهوديان جهان را تشكيل مي دهند كه تا به حال تلاش زيادي را براي متهم كردن ايران در اين زمينه انجام داده اند و از نفوذ خود در سيستم قضائي آرژانتين استفاده كرده اند.
    اين نفوذ صهيونيستي پديده اي است كه ايجاب مي كند جمهوري اسلامي ايران در روابط خود با حكام آرژانتين تجديدنظر كند. ايران اسلامي يك كشور ضدصهيونيست است و نيازي به رابطه با كشورهائي كه از حكومت غاصب و تروريست اسرائيل دستور مي گيرند و زير سلطه اختاپوسي صهيونيسم قرار گرفته اند ندارد.
    « كارلوس منم » رئيس جمهوري وقت آرژانتين كه در 19 مرداد 1373 در هفته سوم پس از وقوع حادثه انفجار مركز يهوديان بوئنوس آيرس تحت فشار تبليغاتي و القائات محافل سياسي صهيونيستي گفته بود « سفير ايران بايد از اين كشور اخراج گردد » در هفته پنجم پس از وقوع حادثه اعتراف كرد اطلاعاتي كه وي و مشاورانش بدست آورده بودند از منابع اسرائيلي و آمريكائي بوده است !
    سرعت اتهام زدن آمريكائيها به جمهوري اسلامي در رابطه با انفجار سفارت اسرائيل در لندن (مرداد 73 ) به حدي بود كه به قول يك روزنامه آرژانتيني راديو آمريكا و منابع خبري اسرائيل زودتر از منابع خبري آرژانتين ايران را متهم به دخالت در اين حادثه كردند
    جمعيت يك درصدي يهوديان در آرژانتين همواره نفوذ تعيين كننده اي در حاكميت اين كشور و در تصميمات سياسي و قضائي آن داشته اند

  • *****
    ريشه يابي اختلاف ميان عرفات و ابومازن




  • خبرگزاري جمهوري اسلامي : اختلاف در ميان مقامات دولت خودگردان فلسطين بر سر توزيع سمت هاي امنيتي در شرايطي كه تحولات خاورميانه در روزهاي اخير وارد مرحله جديدتري شده مي تواند روند امور را به سود اسراييل پيش برد.
    گزارش هاي رسيده گوياي اين مطلب است كه ميان ياسر عرفات رييس تشكيلات خودگردان فلسطين و محمود عباس (ابومازن ) نخست وزير تحميل شده بر او كه اوايل سال جاري ميلادي به اين سمت رسيد بر سر انتصاب وزير كشور جديد تشكيلات خودگردان و نيز توزيع برخي از مسئوليت هاي امنيتي در آن تشكيلات اختلافاتي به وجود آمده است .
    اين اختلافات در زماني بروز كرده كه « جورج بوش » رييس جمهوري آمريكا به تازگي با اعلام يك دستورالعمل از كشورهاي اروپايي خواست نسبت به توقيف دارايي هايي گروه هاي مبارز فلسطيني از جمله حماس اقدام كنند.
    اين اخبار به علاوه تشديد حملات اسراييل به مناطق مسكوني فلسطينيان در روزهاي اخير كه در شليك چند فروند راكت به محلات مسكوني آنان و شهادت چند تن از مبارزان فلسطيني از جمله « اسماعيل ابوشنب » يكي از رهبران جنبش حماس تجلي يافت ضرورت تامل و تعمق و نيز هوشياري جهان اسلام بخصوص فلسطينيان را نسبت به سياست هاي مشترك اسراييل و دولت فدرال آمريكا در مورد سرزمين هاي اشغالي مي طلبد.
    از اين رو در مورد اين اخبار و نيز برخي تباني هاي احتمالي رژيم صهيونيستي با كاخ سفيد براي رفع موانع موجود بر سر راه اجراي طرح صلح اخير دولت آمريكا موسوم به « نقشه راه » نكاتي به نظر مي رسد كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي شود اول اين كه چندي پيش جورج بوش در مذاكرات خود با نخست وزير اسراييل « آريل شارون » در آمريكا اعلام كرد كه مصصم است به منظور اجراي نقشه راه همه موانع موجود ميان اسراييل و اعراب را برطرف كرده و مايل است اسراييل نيز با اين سياست كاخ سفيد همراهي كند.
    در پي اين موضوع « تل آويو » نيز با رفع مشروط محاصره ياسر عرفات بطور ضمني و البته غير رسمي موافقت كرد و پذيرفت كه عرفات بتواند دوباره به مسئوليت خود در دولت خودگردان باز گردد. در زمان محاصره سياسي و امنيتي عرفات كه چند ماه به طول انجاميد عمده امور اجرايي فلسطينيان به عهده نخست وزير اين تشكيلات يعني محمود عباس (ابو مازن ) بود.
    اين مدت كافي بود تا ابومازن برخي از سمت هاي دولتي فلسطينيان را كه پيش از اين با نظر شخص ياسر عرفات جابجا يا واگذار مي شد به اشخاص ديگر واگذار كند. برخي از ناظران اين اقدامات را در راستاي اجراي طرح آمريكا و با هدف بي اعتبار كردن رهبريت عرفات ارزيابي كردند.
    پس از حضور دوباره عرفات در تشكيلات خودگردان اين موضوع به يكي از موارد اختلاف وي با نخست وزير تشكيلات مبدل شد و در اين راستا عرفات نيز به منظور تقويت جايگاه خود بلافاصله « جبرييل رجوب » يكي از نزديكان خود را كه سابقا امور امنيتي كرانه باختري را به عهده داشت به سمت مشاور امنيتي خود در تشكيلات خودگردان برگزيد.
    به نظر مي رسد قصد عرفات در اين انتصاب كه بدون تعريف خاصي صورت داد رقابت با اقدام ابومازن در انتصاب « محمد هلان » به مقام مشاور امنيتي نخست وزير تشكيلات خودگردان بوده باشد.
    اعتقاد بر اين است كه گرچه دولت آمريكا يكي از موانع موجود در سر راه اجراي « نقشه راه » را رهبري متحد در ميان فلسطينيان مي داند در عين حال حمايت صوري خود را از تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني تحت رهبري واحد فلسطينيان اعلام كرده و تداوم قرار داشتن عرفات در محاصره نظاميان اسراييل را در مقطع كنوني سودمند تلقي نمي كند.
    اما از سوي ديگر دولت اسراييل و نيز لابي صهيونيست ها در نظام سياسي آمريكا ضمن مخالفت با اين سياست اعلامي آمريكا همواره مترصد ايجاد تفرقه و پراكندن فلسطينيان بوده است و احتمال اين كه در موارد اخير (بروز اختلاف ميان مقامات تشكيلات خودگردان ) نيز پاي اسراييل در ميان باشد دور از انتظار نيست .
    نكته دوم به تلاش دولت آمريكا براي منزوي كردن و تضعيف گروه هاي مبارز فلسطيني و نيز بين المللي كردن اين سياست با تروريست خواندن گروه هايي مانند حماس مربوط است .
    اين كه رييس جمهوري آمريكا بدون در نظر گرفتن استقلال سياسي دولت ها بخصوص دولت هاي اروپايي كشورهاي ديگر را با صدور يك دستورالعمل اجرايي ملزم به پيروي از سياست دلخواه خود مي كند با هيچ يك از قواعد و اصول پذيرفته شده در نظام بين الملل همخواني ندارد.
    اين دستورالعمل مي تواند در نهايت به بروز يك اختلاف ديگر ميان كشورها بخصوص كشورهاي اروپايي در هرگونه مشاركت در روند صلح خاورميانه منجر شود.
    هر چند تصميم گيري جامعه ملل از جمله اروپاييان در مورد سرزمين هاي اشغالي به نظر مطلوب مي رسد اما اين تصميم گيري زماني موثر واقع خواهد شد كه مستقل از هرگونه اراده سياسي يك دولت ديگر از جمله دولت فدرال آمريكا اتخاذ شده باشد.
    ضمن آن كه ناديده گرفتن سهم مشاركت گروه هاي فلسطيني در فرايند تصميمات مربوط به فلسطين مي تواند شرايط نامطلوب ديگري را فرا روي تصميم سازان ايجاد كند.
    ترديدي نيست كه دولت شارون و نيز گروه هاي افراطي در اسراييل با هر گونه آرامش و صلحي در منطقه مخالف هستند و تمايل دارند بحران خاورميانه همچنان ادامه يابد.
    زيرا ادامه بحران اين امكان را به تندرويان صهيونيست مي دهد كه بتوانند از شرايط بحراني استفاده كرده و جايگاه خود در حكومت اسراييل را مستحكم كنند.
    دليل اين امر نيز اصرار آنان در سركوب نظامي فلسطينيان است . صهيونيستها احساس مي كنند با استفاده از فضاي كنوني مي توانند به سركوب و كشتن فلسطينيان ادامه دهند.
    بنابراين به نظر مي رسد كه تحولات خاورميانه در روزهاي اخير وارد مرحله جديدتري شده است كه هر گونه كم توجهي و بي دقتي فلسطينيان مي تواند روند بازي را به سود اسراييل پيش برد.
    از : عليرضا جباري