
به ياد خبرنگار فلسطيني « مازن دعنا » و ديدار با او در شلمچه
صبح روز بيست
ارديبهشت امسال وقتي عازم
ماموريت بانيروهاي صليب
سرخ و هلال احمر از طريق مرز
شلمچه به بصره عراق بودم
ازدحام جمعيت مانع شد لذا
سفر خود را تا روز دوشنبه 22
ارديبهشت به تعويق انداختم
علت هم ورود آيت الله
سيدمحمدباقر حكيم از مرز
شلمچه به عراق بود. جمعيت
زيادي آمده بودند كه در ميان
آنها خبرنگاران خارجي از
مليت هاي گوناگون به چشم
مي خوردند. براي بدرقه
امام
جمعه خرمشهر حضرت
آيت الله نوري هم آمده بود در
حاليكه همه چشم انتظار ورود
آقاي حكيم بودند
امام جمعه
خرمشهر با روحانيون عراقي
مشغول صحبت شد. او سالها
در عراق بوده و بخوبي اين
سرزمين اسلامي را
مي شناخت .
متوجه شدم يك خبرنگار
درشت اندام با دوربين
فيلمبرداريش مشغول تهيه
گزارش از اين ملاقات است . به
كنارش رفتم با او احوالپرسي
كردم . گفت نامم « مازن » است و
خبرنگار رويتر و فلسطيني
هستم . متولد شهر الخليل
مدفن حضرت ابراهيم (ع )و ....
بعد از تبادل اطلاعات و
بحث در مورد اوضاع عراق از
اودرباره توجه اش به امام
جمعه خرمشهر و چند روحاني
سادات ديگري كه در محل
بودند پرسيدم . گفت : اين
شخص (امام جمعه خرمشهر)
انسان شجاع و پرصلابتي
است . خوب عراق را
مي شناسد جذب چهره اش
شده ام .
از من درباره آقاي نوري
پرسيد و من توضيح دادم
بخصوص در مورد عمامه سياه
و سلسله جليله سادات و آخر
سر به او گفتم اينان « فرزندان
فاطمه » هستند. مكثي كرد و با
من از خاكريز نقطه صفر مرز
پائين آمد. او را به داخل خاك
ايران آوردم . روبه من كرد و
گفت : آري فرزندان فاطمه
چنين صلابتي فقط برازنده
فرزندان فاطمه است . اين را در
چهره امام و آيت الله خامنه اي
هم مي شود ديد. اعتقاد دارم
ايمان به راه فرزندان فاطمه
حزب الله را بر اسرائيل غلبه
دادند. فلسطين هم گمگشته اش
فرزندان فاطمه هستند.
باهيجان اين مطالب را
مي گفت و خاطراتي از فلسطين
و انتفاضه را برايم بازگو كرد. او
را به مدار حلقه محافظين
آيت الله حكيم رساندم و تنها
فيلم برداري بود كه توانست از
صحنه خداحافظي ايشان از
ايران و بدرقه امام جمعه
خرمشهر فيلم و خبر تهيه كند.
ديدم به سرعت بطرف خودرو
خود مي رود تا در جريان سفر
آيت الله حكيم باشد. به او براي
حفظ جانش در مقابل خطرات
كنوني اوضاع عراق تذكر دادم .
بسيار زيبا و با حالتي شتابان
گفت : « گلوله اسرائيل و آمريكا
فرقي ندارد ما سالهاست كه در
خطر زندگي مي كنيم . دعا كنيد
ما هم شاگرد مكتب فرزندان
فاطمه باشيم » و رفت ...
وقتي اخبار روز دوشنبه
27 مرداد را شنيدم كه مي گفت
خبرنگار رويتر را آمريكائيها
زدند به ناگاه ياد « مازن » افتادم .
ساعاتي بعد نام اورادر زمره
بي گناهاني اعلام شد كه قرباني
هوس « فرزندان شيطان »
شده اند. آلبوم عراق را باز كردم
و به چند عكسي كه با او به
يادگار گرفتم نگريستم . در
درونم هنوز از زبان او مي شنوم :
« فرزندان فاطمه » روحش
شاد.
خرمشهر ـ نادر دريابان

*****
لازمه برخورد با جرائم آشكار و عادي
|
هنگامي كه سخن از جرم و مجرم به ميان مي آيد
بلافاصله
در ذهنها دادگاه و محكمه قضائي نقش مي بندد
چرا كه همه به
خوبي مي دانيم براي جرائم گوناگون مجازاتهاي خاصي در نظر
گرفته شده و كلمه جرم
ارتباطي مستقيم با كيفر دارد اما هيچ
مي دانيد در جامعه
جرائمي وجود دارند كه هر روز در حال
وقوع هستند و اصولا كيفر و مجازاتي هم ندارند! شايد اين
مسئله تا حدودي اغراق آميز باشد
ولي حقيقت امر اين است كه
چنين مسئله اي وجود دارد و روز به روز هم به شدت آن افزوده
مي شود
بي توجهي به مقرارت راهنمائي و رانندگي براي عابرين
پياده
عبور با دوچرخه و موتور از پياده روها
بوقهاي مكرر و
پي درپي خودرو
رها كردن پسابهاي منازل در جوي و خيابان
پارك اتومبيلهاي بزرگ در كوچه هاي چند متري و تعويض روغن
و ريختن زباله پشت ديوار منازل همسايه ها
نمونه كوچكي از
انبوه جرائم بي كيفر است .
سد معبر توسط مغازه داران
ايجاد سر و صداي گوشخراش
مسدود كردن كوچه ها در زمستان به خاطر برف پشت بامها
بي توجهي عابرين پياده به علائم مخصوص عابرين و لگدكوب
نمودن گلها و چمن هاي پارك
ريختن زباله در فضاهاي سبز و
پاركها
سرعت غيرمجاز اكثراتومبيلها كه با غرور بي توجه از
چراغ قرمز مي گذرند و خدا نكند عابري در مقابلشان دربيايد و...
حادثه اي دلخراش صورت مي گيرد.
يكي از مهمترين و اصلي ترين عوامل ايجاد ناهنجاريها و
تخلفات اجتماعي
عدم احساس تعهد و مسئوليت افراد جامعه
در قبال يكديگر است
بطوريكه در چنين حالتي فرد براي
رسيدن به خواسته هاي خود دست به هر كاري مي زند
بدون
توجه به عواقب و مشكلاتي كه ممكن است اين عمل او براي
ديگران ايجاد كند اما به خاطر اين كه همه ما در محدوده بزرگ
اجتماعي بسرمي بريم و اعمال و رفتارمان تاثير مستقيم به
يكديگر دارد
بايد آن حس عدم تعهد از ميان برداشته بشود تا
داراي يك جامعه سالم باشيم و اين زماني صورت مي پذيرد كه
فرهنگ اجتماعي جامعه رشد كند.
داود صبوري

*****
اندر عواقب توليد « پرايد » با كيفيت نازل !
|

اين روزها در اخبار
اقتصادي كشور
دو نكته جلب
توجه مي كند
نخست آنكه رقم
توليد « پرايد » از ابتداي توليد
آن به 500 هزار دستگاه رسيده
و دوم آنكه ارزش سهام شركت
سايپا كه اتومبيل پرايد
اصلي ترين توليد آن محسوب
مي شود
چندين برابر شده
است . براي اينجانب بعنوان
مصرف كننده يكي از
محصولات شركت سايپا
اين
نكته بسيار مهم است كه آگاه
شوم آيا مسئولين سايپا پس از
توليد نيم ميليون خودرو
ارزيابي روشن و اطمينان
بخشي از ديدگاه
مصرف كنندگان محصولات
خود دارند يا خير و اگر
دارند
جمع بندي خود آنها
درباره محصولات سايپا
چيست
با در نظر گرفتن تحولات اخير
در صنعت خودرو
لازم
مي دانم بعنوان يك مصرف
كننده
نقطه نظراتي را به اطلاع
برسانم و اميدوارم كه اين
ديدگاهها مورد بررسي قرار
گيرد و در صورت صحت
مورد توجه خاص واقع شود.
اينجانب يك دستگاه پرايد
توليد اواخر سال 1380 را در
اختيار دارم . اگر چه اكنون
قريب دو سال از توليد آن
مي گذرد
اما هنوز فقط براي
20 هزار كيلومتر مورد مصرف
قرار گرفته است . ولي در طول
اين مدت مشكلات و مسائل
فراواني با اين خودرو داشتم و
در بررسيهاي خود مطمئن
شدم كه اين فقط اشكال مربوط
به يك خودرو نيست بلكه بنظر
مي رسد كه اين اشكالات
به
شدت و ضعف در نوع
خودروي پرايد
عموميت
دارد. اگر چه برخي موارد
خاص هم ظاهرا مشكل
اختصاصي ما بوده كه بعضي
دوستان ما آنرا به شانس ما
نسبت مي دهند!
از جمله اينكه در زمان
گارانتي
يك دستگاه استارت
آن توسط نمايندگي مجاز
سايپا
تعويض شد و ماهها
بعد
مجددا استارت آن دچار
مشكل شد و ما مجددا به همان
نمايندگي مجاز مراجعه كرديم .
فرمودند كه دوره گارانتي سپري
شده و بايستي وجه مربوط به
قطعه يدكي را بپردازيم . البته
پذيرفتيم ولي در موقع تحويل
گرفتن خودرو
در خواست
كرديم كه استارت معيوب هم
تحويل گردد. مسئول محترم
نمايندگي مجاز سايپا اظهار
داشتند كه استارت قبلي هم
دست دوم بوده است . طبعا
اصرار ما براي دريافت استارت
معيوب
بيشتر شد ولي نهايتا
مسئول محترم نمايندگي
بدون
دريافت هيچگونه وجهي (چه
براي قطعه و چه اجرت
تعويض استارت ) خودروي ما
را ترخيص فرمودند! ولي اين
سئوال جدي براي من باقي
ماند كه با علم به اينكه
خودروي ما هميشه فقط و فقط
توسط يك تعميرگاز مجاز
خاص مورد تعمير قرار گرفته
آيا وجود استارت دست دوم بر
روي ماشين به منزله نصب يك
كالاي دست دوم در زمان
گارانتي نبوده است و در غير
اينصورت چرا مسئول تعميرگاه
مجاز سايپا
از دريافت وجه
خودداري كرد گو اينكه
استارت نصب شده فعلي هم
دست دوم است و هنوز اشكال
دارد.
بگذريم . مشكل بعدي به
ماهيت قطعات پرايد برمي گردد
كه بنظر مي رسد شركت سازنده
پرايد
ضعيف ترين قطعات
ممكن با طول عمر كوتاه و
قابليت هاي محدود را براي
ساخت اين خودرو
مورد
استفاده قرار داده است .
فرسايش زودرس و ضرورت
تعويض زود هنگام بسياري از
قطعات اصلي و فرعي دليل
محكمي براي اثبات اين
مدعاست . بويژه آنكه اين نكته
حتي توسط كاركنان
تعميرگاههاي مجاز به دارندگان
« پرايد صفر » گوشزد مي شود
كه : « براي اينكه خيالتان راحت
شود
قطعات اصلي و كره اي را
با قطعات موجود بر روي
« پرايد صفر » تعويض كنيد. در
غير اينصورت هر روزه مشتري
تعميرگاه هستيد! »
براي اينجانب كه علاقه
فراواني به رشد صنعت ملي
كشور دارم
اين پذيرفتني نبود
كه قطعات يدكي ماشين صفر
كيلومتر را صرفا به خاطر ايراني
بودنش
با نمونه كره اي تعويض
كنم ولي پس از اين مدت
اكنون احساس مي كنم كه
ايكاش همان قطعات يدكي
كره اي را جايگزين كرده بودم و
اين همه خسارت و دردسر را
تحمل نمي كردم .
مسئولين سايپا بهتر
مي دانند كه رادياتور پرايد
كشش لازم براي خنك كردن
موتور را در اوج گرماي
تابستان ندارد. به همين دليل
كولر اين خودرو در تابستان
جنبه نمايشي دارد و در اوج
گرما امكان استفاده از كولر
وجود ندارد
چرا كه به موتور
فشار آمده
عقربه آب رادياتور
از نيمه مي گذرد و ممكن است
به موتور خسارت وارد شود.
اينجانب از بسياري از
دوستاني كه پرايد دارند
راجع
به اين نكته پرسيده ام و جواب
مشابهي دريافت كرده ام . حتي
در خيابانها از صاحبان پرايد
پاسخ مشابهي شنيده ام كه كولر
پرايد
در فصل گرما
عموما
قابل استفاده نيست . البته اين
اطلاعات ارزشمند به ارزاني
هم بدست نيامده و از جمله به
علت استفاده از كولر و عليرغم
تنظيم كامل همه موارد لازم
مجبور شديم « واشر
سرسيلندر » عوض كنيم و به
دليلي كه هيچكس قادر به درك
و توضيح آن نيست
عقربه
كيلومتر شمار
ناگهان آب شد
و به پايين افتاد.
دوستان در تعميرگاه مجاز
مي گويند اگر در مهلت گارانتي
بودي
صفحه كيلومتر شما را
تعويض مي كرديم ولي سئوال
من اينست كه چرا يك خودرو
پس از فقط 20 هزار كيلومتر
مصرف بايستي اينهمه مسئله
داشته باشد
متاسفانه خدمات شركت
سايپا متناسب با نيازهاي
مشتري و تعهدات آن شركت
نيست . وجود صف هاي
طولاني در مقابل تعمير گاههاي
مجاز سايپا كه هر روزه تشكيل
مي شود
نشان مي دهد كه از
يكطرف پرايد
بيش از ساير
خودروها نياز به تعمير دارد و
ثانيا سايپا به تناسب حجم
توليد خود
بر تعهد
تعميرگاههاي مجاز خود
اضافه نكرده است .
گلايه ها فراوان است و
اينجانب هنوز نمي دانم كه آيا
مديران سايپا از وجود اين همه
مشكلات ارباب رجوع در طول
زمان آگاهند براي رفع اين
مشكلات كه مستقيما به كيفيت
نازل توليد پرايد برمي گردد
چه تدابيري انديشيده اند
طبعا تا زمانيكه مسائل و
معضلات مصرف كنندگان رفع
نشده
افزايش سهام سايپا در
بازار بورس و چند برابر شدن
آن چگونه قابل توجيه است
س ـ ح ـ ح

*****
بدنبال علتها باشيم !
|
چند روزي است كه برخي از مطبوعات مروج تساهل و
تسامح و مدعي اطلاع رساني شفاف به دنبال درج خبرهايي
پيرامون مرگ يك جوان شركت كننده در پارتي شبانه در خيابان
الوند تهران كه پس از ورود نيروي انتظامي به محل مورد نظر با
اتومبيل قصد فرار داشت و در جريان تعقيب و گريز پليس با
شليك گلوله ماموران به قتل رسيد
تلاش گسترده اي را به خرج
مي دهند تا با يكسويه نگري به اين ماجرا
عملكرد نيروي انتظامي
را زير سئوال ببرند و با مقصر جلوه دادن اين نيرو
چهره كساني
را كه وظيفه حفظ امنيت در جامعه را برعهده دارند
تخريب
نمايند.
در اينكه نيروي انتظامي و مراجع قضائي وظيفه دارند با
مشخص نمودن دقيق و صحيح اين حادثه از ابعاد مختلف و
شناسايي مجرمين و متخلفين ماجرا از هيچ كوششي دريغ
نورزند
شكي نيست و حتي لازم است پس از انجام مراحل
قانوني و كسب نتيجه نهايي مراتب را جهت تنوير افكار عمومي
بصورت شفاف و بدون ابهام منتشر و اعلام نمايند. اما در مورد
نحوه خبررساني مطبوعات مورد اشاره كه بايد براساس
شعارهاي قانون مدارانه دولت
حامي رسيدگي به اين ماجرا
براساس قانون باشند
نكاتي وجود دارد كه ذيلا به چند نمونه از
آنان اشاره مي شود :
1 ـ براساس اعتراف صاحب خانه اي كه پارتي شبانه در آن
منعقد شده بود
در اين محفل شبانه 10 دختر و 15 پسر به
دعوت وي حضور داشته اند و ميهمانان علاوه بر شرب خمر و
رقص و پايكوبي و ايجاد مزاحمت براي همسايگان
تعدادي از
آنان از قرصهاي توهم زا نيز استفاده كرده بودند و دليل حضور
گشت نيروي انتظامي در محل مورد نظر نيز براساس تماس تلفني
همسايگان به علت ايجاد مزاحمت براي آنان بوده است و رفع
مزاحمت از شهروندان يكي از وظايف نيروهاي انتظامي است .
2 ـ نيروي انتظامي ابتدا به ساكن به هيچ عنوان وارد منزلي كه
در آن جرم به وقوع پيوسته بود نشد و به هنگام خروج ميهمانان
از مجلس لهو و لعب و زمانيكه مامور كلانتري مستقر در مقابل
بيمارستان كسري به قصد خلع سلاح از سوي اين افراد مورد
حمله قرار گرفت وارد ماجرا شد كه در نهايت حمله كنندگان به
اين مامور نيز به رغم فرمان ايست و شليك هوايي با يك دستگاه
خودروي پاترول موفق به فرار شدند. در همين اثني مقتول نيز كه
بدون توجه به ايست و تيراندازي هوايي ماموران قصد فرار با
اتومبيل خود را داشته است مورد اصابت گلوله قرار گرفته و پس
از انتقال به بيمارستان درگذشت . مطبوعات مروج تساهل و
تسامح كه سعي مي كنند با شيطنت اين سئوال را مطرح نمايند كه
در كدام نقطه جهان مجازات شركت در پارتي شبانه مرگ است
چرا به اين نكته اشاره نمي كنند كه فضاي حادثه فضاي عادي
نبوده است و يك مامور با حمله و خطر خلع سلاح روبرو بوده
است و گذشته از آن هر فردي حتي اگر مجرم هم نباشد هنگاميكه
در مواجهه با ايست نيروي انتظامي اقدام به فرار مي كند
يك
مظنون و خلافكار به حساب مي آيد و اگر مجرم نباشد دليلي
براي فرار او وجود ندارد.
3 ـ گستاخي شركت كنندگان در اين پارتي شبانه
در حمله به
مامور نيروي انتظامي و تلاش براي خلع سلاح وي نتيجه
حمايتهاي شيطنت آميز برخي نشريات و مطبوعات داخلي از
ترويج فساد و بي بندوباري در جامعه است كه به بهانه « آزادي »
« حمايت از جوانان » و... صورت مي گيرد. گسترش پديده
تاسف برانگيز بدحجابي
رواج بي بندوباري در ميان جوانان و
حتي نوجوانان كم سن و سال
از ميان رفتن قبح روابط
غيرشرعي و نامشروع و بسياري ديگر از ناهنجاريهاي اجتماعي
كه امروز در جامعه مشاهده مي شود
ثمره همان چيزي است كه
عده اي نام آن را « دفاع از آزادي » گذاشته اند و بي توجه به نتايج
زيانبار آن همچنان بر عقايد معوج خود اصرار مي ورزند.
4 ـ شايسته است جداي از رسيدگي دقيق و سريع به اين
پرونده و مجازات مجرمين آن از هر طيف و قشري كه باشند
زواياي پنهان و عوامل بوجود آورنده اينگونه حوادث نيز مورد
امعان نظر و رسيدگي و تحقيق دقيق قرار گيرد و مراجع ذيربط
بطور شفاف اعلام نمايند كه چه عواملي باعث بروز و حدوث اين
وقايع مي شود مشكل اساسي در اينجاست كه كسي بدنبال
علتها نيست
ولي براي بهره برداري و سو استفاده از معلولها
همه سرودست مي شكنند!
حسن خياطي

| | | |