پاريس ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : چهار ماه پس از
پايان آخرين جنگ خليج فارس و بروز تشنجي تمام عيار در
روابط فرانسه و آمريكا
مسئله ليبي و پايان بخشيدن به
تحريم هاي اقتصادي اين كشور در شوراي امنيت سازمان ملل
متحد
احتمال بروز بحراني جديد را در روابط پاريس و
واشنگتن مطرح ساخته است .
فرانسه كه به دليل مخالفت آشكار و صريح با عمليات نظامي
آمريكا و انگليس در عراق براي نخستين بار در تاريخ شوراي
امنيت سازمان ملل متحد
واشنگتن را تهديد به استفاده از حق
وتو براي جلوگيري از صدور قطعنامه اي براي حمله به عراق
كرده بود
بار ديگر ايالات متحده را با سلاح حق وتوي خود در
شوراي امنيت به چالش طلبيده است .
مخالفت فرانسه با آمريكا و انگليس در تابستان گذشته
برخلاف زمستان وبهار گذشته در جلوگيري از برپايي جنگي تمام
عيار و نفي يكجانبه گرايي واشنگتن در امور بين الملل رقم
نمي خورد
بلكه پاريس با استناد به اصل برابري حقوقي در
مجامع بين الملل و حق تساوي شهروندان خود با شهروندان
آمريكايي وانگليسي در دريافت غرامت
درصدد مقابله با صدور
قطعنامه رفع تحريم هاي ليبي بر آمده است .
ماجراي مشهور « لاكربي » در 21 دسامبر سال 1988 ميلادي
(اول دي ماه 1367 ) كه به انفجار در هواپيماي آمريكايي « پان
امريكن » و مرگ 270 سرنشين آن بر فراز روستايي اسكاتلندي به
همين نام انجاميد
تحقيقات گسترده نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي
آمريكا و انگليس را براي شناسايي عاملان اين حادثه مرگبار
تروريستي به همراه داشت .
ماموران سرويسهاي امنيتي آمريكا و انگليس با بررسي دهها
هزار قطعه از اشيا بازمانده از انفجار هواپيما و بررسي هاي دقيق
آزمايشگاهي و اطلاعاتي سرانجام اطلاعات مهمي را در مورد
منشا و چگونگي اين حادثه مرگبار ارايه كردند. بنا بر يافته هاي
سرويس هاي مزبور
بمب به كار رفته در اين حادثه از نوع
بمب هاي پلاستيكي قدرتمندي بود كه در كشورهاي اروپاي
شرقي (جمهوري چك ) توليد مي شد و با دستگاههاي ردياب
بمبهاي معمولي در فرودگاهها قابل شناسايي و كشف نبوده
است .
بمب ياده شده در يك جامه دان كار گذاشته شده و پس از
انتقال به قسمت بار هواپيما
حدود 25 دقيقه پس از پرواز
منفجر شده بود.
در فهرست مسافران مظنوني كه وسايل خود را به قسمت بار
هواپيما تحويل داده بودند و آثاري از آنان در ميان قربانيان
حادثه نبود نام دو شهروند ليبيايي به چشم مي خورد.
رديابي اين دو مظنون ليبيايي كه با استفاده از يافته هاي
سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اروپا صورت گرفت
ارتباط آنان
را با كشور سازنده بمب
سفر به لندن
خريد بليط پرواز
هواپيماي « پان امريكن » به مقصد آمريكا در روز 21 دسامبر و
سپس بازگشت آنان به ليبي را تاييد مي كرد.
مقامهاي آمريكايي بااستناد به مدارك بدست آمده دولت
ليبي را به طور رسمي به انفجار در حادثه بمب گذاري در
هواپيماي « پان امريكن » متهم كردند و خواستار استرداد دو
مظنون ليبيايي به آمريكا براي محاكمه و پذيرش مسئوليت اين
حادثه از سوي تريپولي شدند.
با مخالفت ليبي با درخواستهاي آمريكا
واشنگتن در سال
1371 قطعنامه اي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارايه كرد
كه در آن تحريم بازرگاني ليبي و منع هرگونه ارتباط هوايي و
پرواز از مبدا و يا به مقصد ليبي پيش بيني شده بود.
دولت ليبي در چندين مرحله عقب نشيني پي در پي نخست
طرح تسليم دو شهروند خود را به كشوري بي طرف
دادگاه
بين المللي لاهه وسرانجام دادگاهي در اسكاتلند پذيرفت و هم
اكنون تروريست هاي ليبيايي با پايان يافتن مراحل پي گيري
قضايي خود و مجرم شناخته شدن به اتهام شركت مستقيم در
انفجار هواپيماي ياد شده
دوران محكوميت خود را (زندان ابد)
در بازداشتگاهي در اسكاتلند مي گذرانند.
روز نوزدهم سپتامبر سال 1989 ميلادي (28 شهريور
1368 ) يك فروند هواپيماي مسافربري « دي سي 10 » متعلق به
شركت فرانسوي « يو.تي .اي » از پاريس به مقصد كشور افريقايي
نيجر به پرواز درآمد.
اين هواپيما با 170 سرنشين و هنگامي كه بر فراز صحراي
نيجر در افريقا در حال پرواز بود بر اثر وقوع انفجاري مهيب
سرنگون شد. گروههاي نجات پس از يك روز جست وجو موفق
به يافتن اجساد متلاشي شده قربانيان و قطعات پراكنده هواپيما
در صحراي آفريقا شدند.
مشابهت انفجار هواپيماي فرانسوي با هواپيماي آمريكايي
كه يك سال پيش از آن در اسكاتلند سرنگون شده بود و
يافته هاي همسان سرويس هاي امنيتي فرانسه با يافته هاي
همكاران آمريكايي وانگليسي آنان در مورد دست داشتن عوامل
ليبيايي در اين انفجار
بار ديگر تريپولي را در مظان اتهام شركت
در يك حادثه مرگبار تروريستي قرار داد.
مقامهاي فرانسوي سه شهروند ليبيايي را كه يكي از آنان از
مقامهاي بلند پايه سرويس جاسوسي ليبي و از نزديكان معمر
قذافي رهبر اين كشور بود
به عنوان عوامل انفجار هواپيماي
« يو.تي .اي » معرفي كردند و خواستار محاكمه و مجازات آنان و
پذيرش مسئوليت ليبي در حادثه و دريافت غرامت
شدند.
دولت ليبي با رد ادعاهاي فرانسه
بر خلاف رويه خود در
قبال آمريكا و انگليس هيچگاه شهروندان خود را براي محاكمه
به فرانسه و يا دولتي سوم تحويل نداد.
همگامي پاريس با واشنگتن و لندن در تصويب قطعنامه
شوراي امنيت در مورد تحريم بازرگاني و هوايي تريپولي
روابط
فرانسه و ليبي را بسيار سست و شكننده و در پايين ترين حد
ممكن قرار داد.
برخي كارشناسان انگيزه ليبي را در سرنگون ساختن
هواپيماي آمريكايي
حمله هوايي جنگنده بمب افكن هاي اين
كشور به تريپولي در سال 1365 مي دانند كه در آن مقر اقامت
شخص قذافي نيز مورد هدف قرار گرفت و حتي دختر خوانده
رهبر ليبي نيز به همراه دهها تن از شهروندان ليبيايي بر اثر اين
عمليات كشته شد.
آمريكابه نوبه خود تهاجم هوايي خود عليه ليبي را پاسخي
به تروريسم اين كشور خواند كه به ادعاي واشنگتن عامل
بمب گذاري در يك محل تجمع نظاميان آمريكايي در برلين غربي
در سال 1364 بود .
در اين بمب گذاري دو سرباز آمريكايي كشته شدند و
مقامهاي سرويس هاي جاسوسي آمريكا با استناد به شنود
مكالمات تلفني مقامهاي سفارت ليبي در برلين غربي
مسئوليت
اين حادثه را متوجه تريپولي دانستند.
از سوي ديگر سرنگوني هواپيماي فرانسوي بر فراز صحراي
آفريقا
با رقابت شديد پاريس و تريپولي در بحران كشور
افريقايي چاد و حمايت هر يك از دو كشور از يكي از طرفهاي
درگير در جنگ داخلي اين كشور قابل بررسي و توجيه است .
نبردهاي داخلي چاد روابط ليبي و فرانسه را دچار تنش و
بحراني جدي ساخته و تريپولي براي حفظ جايگاه خود در
كشور همسايه جنوبي (چاد) با پاريس وارد كارزاري تمام عيار
شده بود.
در چنين شرايطي ليبي به عنوان كشوري كه در وراي
عمليات انفجار هواپيماهاي مسافربري آمريكايي و فرانسوي
متهم شناخته و معرفي شده بود به مدت بيش از 10 سال در
تحريم كامل بازرگاني و هوايي بين المللي قرار گرفت و انزوايي
بسيار سخت از ساير نقاط جهان را تجربه كرد.
مذاكرات متعدد و طولاني مقامهاي ليبيايي با طرفهاي
آمريكايي وانگليسي كه قطعنامه تحريم عليه تريپولي به ابتكار
آنان به شوراي امنيت ارايه و تصويب شده بود در طول سالهاي
تحريم ادامه داشت .
سرانجام دولت ليبي علاوه بر تحويل دو افسر امنيتي خود به
مقامهاي انگليسي براي محاكمه در اسكاتلند
ناگزير به تمكين به
شرايط واشنگتن و لندن در پذيرش مسئوليت حادثه انفجار
لاكربي و پرداخت رقم بسيار سنگين غرامت درخواستي به ميزان
هر نفر 10 ميليون دلار به بازماندگان قربانيان اين حادثه شد .
بدين ترتيب براي نخستين بار در تاريخ دعاوي بين المللي
كشوري با پذيرش مسئوليت خود در مشاركت در عملياتي
تروريستي
با پرداخت رقم بي سابقه 2
7 ميليارد دلار غرامت
نيز موافقت كرد.
در مقابل اين توافق كه به طور رسمي در روز جمعه گذشته
(15 اوت برابر با 24 مرداد ماه ) اعلام شد
تريپولي موفق به
جلب نظر مساعد آمريكا و انگليس براي پايان بخشيدن به
تحريمهاي بازرگاني و هوايي اين كشور و طرح اين مسئله در
شوراي امنيت سازمان ملل متحد گرديد.
برخلاف واشنگتن كه تا وادار ساختن تريپولي به پذيرش
تمامي موارد درخواستي خود در مسئله لاكربي از هر گونه نرمشي
در برابر ليبي خودداري كرد
مقامهاي فرانسوي به تدريج و به
ويژه از طريق دادو ستدهاي بازرگاني و به ويژه در صنايع نفتي
ليبي يخ سنگين روابط دو كشور را شكستند.
پاريس حتي ديدارهايي را در سطح وزير با مقامهاي ليبيايي
درسالهاي اخير تدارك ديد كه از آن جمله مي توان به سفر
« شارل ژوسلن » وزير همكاري و فرانكوفوني فرانسه به تريپولي
در سال 1370 اشاره كرد .
با اين همه مقامهاي فرانسوي در برابر حادثه انفجار
هواپيماي « يو.تي .اي » اين كشور از طريق رسمي و همچنين از
طريق سازمان « اتحاديه قربانيان تروريسم فرانسه » و انجمن
قربانيان انفجار هواپيماي « يو.تي .اي »
همواره بر مسئله دريافت
غرامت از مقامهاي ليبيايي تاكيد داشتند.
نتيجه اين مذاكرات موافقت اصولي تريپولي با پرداخت
غرامت سنگين به خانواده و يانزديكان جان باختگان حادثه
انفجار هواپيماي فرانسوي بود.
اعلام موافقت آمريكا وانگليس و ليبي با پرداخت غرامت
10 ميليون دلاري تريپولي به هر يك از بازماندگان قربانيان
هواپيماي آمريكايي
مقامهاي فرانسوي را در وضعيت دشواري
قرار داده است .
دولت فرانسه در برابرافكار عمومي خود
به عنوان مسئول
حفاظت از منافع شهروندان و حيثيت بين المللي اين كشور است
و نمي تواند تفاوت فاحش پرداخت غرامت به شهروندان
فرانسوي با شهروندان آمريكايي و انگليسي را ناديده بگيرد.
در برابر اين شرايط پاريس چاره اي جز استناد به اصل
برابري حقوقي شهروندانش با اتباع آمريكايي و انگليسي در دو
حادثه همسان ندارد.
فرانسه اميدوار است با تهديد به استفاده از حق وتو خود
در شوراي امنيت و رد قطعنامه پيشنهادي انگليس در لغو
تحريم هاي ليبي بتواند تريپولي را وادار به افزايش غرامت
پرداختي به بازماندگان فرانسوي حادثه انفجار هواپيماي
« يو.تي .اي » كند.
چنين موضعي تاكنون نارضايتي شديد آمريكا را در بر
داشته است و بيم آن مي رود در صورت عملي شدن تهديد
فرانسه
تنش و بحراني جديد
روابط پاريس و واشنگتن را تحت
تاثير خود قرار دهد.
پرسش كنوني آن است كه آيا ليبي مي تواند عاملي
تعيين كننده در ايجاد بحران و يا آرامش در روابط دو قدرت
دوسوي اقيانوس اطلس باشد
با بررسي شرايط موجود گزينه مثبت براي پرسش ياد شده
كاملا منطقي به نظر مي رسد.
رهبر ليبي به عنوان شخصي كه همواره مي تواند رفتارهايي
پيش بيني نشده از خود نشان دهد شناخته شده است و پاسخ
منفي وي به فرانسه در مورد افزايش ميزان غرامت پرداختي به
شهروندان اين كشور
ظن جدي در مورد مبهم بودن آينده بحران
كنوني را تقويت كرده است .
از سوي ديگر دولت ليبي براي گريز از رسميت يافتن هر چه
بيشتر دخالت خود در حوادث تروريستي ياد شده « بنياد قذافي »
را كه توسط سيف الاسلام قذافي فرزند رهبر ليبي اداره مي شود
مسئول پرداخت غرامت به قربانيان حادثه انفجار هواپيماي
فرانسوي كرده است .
وزارت امور خارجه فرانسه در آخرين اقدام خود براي
دستيابي به توافقي جامع با ليبي و همچنين آمريكا وانگليس
درخصوص رفع تحريم هاي اقتصادي و هوايي تريپولي
از لندن
و واشنگتن خواسته است ارايه قطعنامه پيشنهادي خود به
شوراي امنيت در اين خصوص را به مدت چند روز و تا پايان
مذاكرات غير رسمي پاريس و تريپولي به تعويق
بياندازد.
پاريس كه به هيچ وجه خواستارايجاد تنشي جديد با
واشنگتن در شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيست
اميدوار
است مذاكرات نمايندگان سازمانهاي فرانسوي « قربانيان
تروريسم » و انجمن قربانيان هواپيماي « يو.تي .اي » با مسئولان
« بنياد قذافي » در تريپولي كه از روز جمعه آغاز شده است به نتايج
قابل قبولي براي افكار عمومي اين كشور و حصول توافق و
مصالحه بين پاريس و تريپولي منجر شود.
به نظر مي رسد اين مذاكرات آخرين بخت پاريس براي
جلوگيري از رويارويي با واشنگتن در شوراي امنيت سازمان ملل
متحد و استفاده از حق وتوي خود عليه قطعنامه مورد حمايت
آمريكا و انگليس در اين شورا باشد.
در اين آخرين بازي دشوار ديپلماسي فرانسه
ابتكار عمل نه
در پاريس و نه در واشنگتن بلكه در تريپولي و در دستان رهبر
ليبي است كه فرصتي استثنايي براي تعيين روابط دو قدرت
بزرگ جهاني يافته است .
رئيس حكومت ليبي در عرصه بين المللي به
عنوان شخصي شهرت دارد كه همواره رفتارهاي
پيش بيني نشده از خود بروز مي دهد
قذافي به هر يك از 270 سرنشين هواپيمائي كه
در سال 1367 به دستور وي ساقط شد
10 ميليون
دلار غرامت پرداخت كرد

*****
ايده هاي فاشيستي آمريكا
در پس پديده جهاني سازي
|
جهان در آستانه قرن 21 و در ابتداي ورود به هزاره سوم به
دليل ماجرا جوئيها و اهداف سردمداران نظامي و نفتي آمريكا
وارد مرحله خطرناكي از روابط بين الملل شده است .
شايد اين ديدگاه مورد پذيرش افكار عمومي و افرادي كه
امور سياسي را پيگيري نمي كنند نباشد
اما مي توان مسير
تحولات را از 11 سپتامبر (20 شهريور 1380 ) و اقدامات
آمريكا در جهان پيش بيني كرد. فرو ريختن برجهاي دوقلو و
زمينه سازي براي حمله به افغانستان و پس از آن حمله به عراق
عليرغم خواست افكار عمومي جهاني و ساير كشورهاي بزرگ و
سازمان ملل
نشانه هايي از ظهور نگرشهاي فاشيستي در ميان
سردمداران آمريكا و سياست خارجي اين كشور است .
باتوجه به فرآيند تغيير سريع در مراودات بين المللي
براساس مشاهدات موجود و حوادث و اتفاقات جهاني چنين به
نظر ميرسد كه جهان امروز بحراني ترين دوران خود را در تاريخ
دنياي جديد طي مي كند. در پي حوادث غم انگيز يازدهم
سپتامبر
ايالات متحده آمريكا با خدمت گرفتن نيروي نظامي كه
از جنگ جهاني دوم تاكنون بي سابقه بوده است به ماجراجويي
ميليتاريستي جديد دست زده و به موازات ادعاهاي مطرح شده
در پروسه جهاني شدن
آينده بشريت را با خطر جدي مواجه
كرده است . بعد از افغانستان
حمله به عراق و تهديد كشورهاي
ديگر از جمله ايران و كره شمالي اين برآيند را جدي تر نموده
است .
گرچه آمريكائيها به افكار عمومي خود وانمود كردند كه
هدف آنها مبارزه باتروريسم است
اما قصد اين كشور در
حقيقت استفاده از ماشين جنگي برتر خود براي توسعه نفوذ به
آسياي مركزي و خاورميانه و حتي شبه قاره هند است .
افغانستان به دليل شرايط ژئوپوليتيك و داشتن مرز مشترك با
كشورهاي آسياي ميانه و چين و هند به عنوان اولين هدف
برگزيده شده و همين دليل باقي ماندن آمريكا در اين كشور است .
واقعا تصميم به عمليات گسترده نظامي كه آينده و امنيت
جهاني را به قماري يك طرفه گذاشته است
توسط چه كساني
اتخاذ مي شود آيا نقش بوش فقط مامور خواندن بيانيه ها و
صدور دستور حمله نظامي مي باشد واقعيتها موجود دولت
آمريكا به صراحت اين حقيقت را برملا مي سازد كه محافظه
كاران نظامي دولت
پنتاگون و سازمان سيا تنظيم سياست
خارجي آمريكا را به عهده گرفته اند تا برنامه ها و سياستهاي
خود را به نام پروژه جهاني سازي و نظم نوين محقق سازند. آنها
حتي نه تنها با سازمان آتلانتيك شمالي ناتو
بلكه با رهبران
صندوق بين المللي پول
بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني
ارتباط ارگانيك دارند و هر روز يك فاز از برنامه هاي پيچيده و از
قبل طراحي شده را براي پيشبرد هدف خود مطرح و اجرا
مي كنند آنها در چارچوب همين پروژه حتي به بهانه مداواي
اقتصادي بيمار و رو به مرگ كشورهاي در حال توسعه طرح خود
را ديكته مي كنند.
موضوعي كه نمي توان در مقوله جنگ با تروريسم و مبارزه
عليه كشورهاي به اصطلاح شرور از كنار آن به سادگي گذشت
سياست پنتاگون است كه در جريان جنگ خليج فارس در سال
1991 مورد استفاده قرار گرفت . اين سياست در شكل جديدي
از حملات خود مي كوشد نوع جديدي از مشروعيت و قانونيت
ايجاد كند كه هدف آن توجيه جنگ « انسان دوستانه » بر عليه
كشورهايي است كه منطبق بر نظم نوين جهاني و بازار آزاد
نيستند. هدف از اين سياست كه در قالب واژه هايي چون دولت
شر
محور شرارات و تروريسم تبلور مي يابد ايجاد نوع جديدي
از مشروعيت جهاني براي جنگ عليه كشورهاي مختلف و
توجيه افكار عمومي است . بدون شك تحقق اين ايده هاي
فاشيستي در قالب جهان تك قطبي و « جهاني سازي » امري دو
طرف است و آمريكائيها فقط يك طرف آن هستند و ملتها و
مقابله آنها با تجاوز گران در اين شرايط نبايد ناديده گرفته شوند
امري كه آمريكائيها به عمد يا به سهو از آن غفلت
كرده اند.
جهانگير پيري

| |