روزنامه جمهوري اسلامي 06/06/1382 صفحه مقالات

  • گلبانگ سربلندي
  • ادعيه رجبيه و زيارت ناحيه مقدسه امام عصر(عج )
  • *****
    گلبانگ سربلندي


  • قسمت سوم
    در دو شماره گذشته خوانديم كه :
    راه محبت بسيار سهل است و خداوند ما را به كار مشكل امر نمي كند. از ما يك توجه كافي است تا گام در راه نهيم .
    راهي در دو سو از يك سومحبت ما به امام زمانمان كه بسيار اندك است وبسان ران ملخي است در پيشگاه سليمان نبي و از سوي ديگر مهرباني هاي آن امام همام (عج ) كه بسيار زياد است و افزون از حد.
    اما اسفا كه اماممان را از ياد ببريم .
    مگر حضرتش وجه خدا در زمين نيست مگر وظيفه ما مردم توجه به وجه خدا نيست
    چرا ادعاي دوستي مي كنيم اما در عمل از آن بي بهره ايم
    كجاست تاثر ما از فقدان آن ولي نعمتمان
    كجاست غصه و زاري ما از غربت آن غريب دوران
    كجاست قلب مالامال از غم ما از شدت تنهايي آن يگانه زمان
    « گذري بر عالم درون » تذكري است از قلوب غفلت زده ما. گذري بر عالم درون
    اگر انسان به خود مراجعه كند و حالات خويش را به دقت زير نظر آورد در مي يابد كه هر چه كسي را بيشتر دوست داشته باشد او جاي افزونتري را در ذهنش باز مي كند كه گاه از دامنه ذهن هم فراتر رفته نمودهايي عملي را در پي مي آورد.
    ياد و ذكر امام زمان (عج ) نيز در اين مجموعه قرار داشته و افراد مختلف بر حسب ميزان محبتي كه به ساحت مقدس آن حضرت دارند به اندازه هاي متفاوتي به ايشان مي انديشند. هستند كساني كه سالها مي گذرد و آنان جز اينكه در مجلس ترحيمي نام آن حضرت را بشنوند ياد كرد ديگري نسبت به ايشان ندارند. در مقابل خوباني نيز يافت مي شوند كه از هنگام بيدار شدن تا زمان خفتن پيوسته به ياد امام خود بوده و خاطره آن حضرت را در ذهن خويش تجديد مي كنند.
    در هر صورت مساله ياد امام و ذكر او در لسان روايات داراي اهميت فراواني است و ائمه اطهار(ع ) براي اين عمل جايگاه ويژه اي را باز كرده اند :
    « يغيب عن ابصار الناس شخصه و لا يغيب عن قلوب المومنين ذكره (1 )
    او از چشمان مردم پنهان مي شود در حالي كه ياد او از دلهاي مومنين محو نمي گردد. »
    نيز در سفارشهاي پيامبر اكرم اسلام (ص ) به اميرالمومنين (ع ) آمده است :
    « سيد الاعمال ثلاث خصال .. وذكرالله تبارك و تعالي في كل حال » (2 )
    سرور و آقاي اعمال سه ويژگي است ... و ياد خداوند تبارك و تعالي در هر حال .
    شايد اگر اين حديث شريف در كنار بياني از امام صادق (ع ) قرار داده شود بعضي از معاني آن روشن گردد :
    « شيعتنا الرحما بينهم الذين اذا خلو ذكروا الله . انا اذا ذكرنا ذكرالله و اذا ذكر عدونا ذكر الشيطان » . (3 )
    شيعيان ما به يكديگر مهر مي ورزند. آنان كساني هستند كه در هنگام خلوت خداوند را به ياد مي آورند. همانا هنگاميكه ما ياد شويم مانند اين است كه خدا ياد شود و زماني كه دشمنان ما به ياد آيند شيطان ياد مي شود.
    اكنون مي توان دريافت كه ياد امام زمان (ع ) از برترين اعمالي است كه انسان مي تواند بوسيله آن به خداوند متعال تقرب و نزديكي بجويد.
    جا دارد در اينجا سخني از صاحب كتاب « مكيال المكارم » ذكر شود كه مي تواند راهگشايي جهت رسيدن به مقصود باشد :
    « چون صبح كني پس بدان اين زندگي كه خداوند به تو داده به بركت آن حضرت (ع ) است . پس او را سپاس بگزار و خداي تعالي را بر نعمتي كه به تو عنايت فرموده شكر كن و مواظب خود باش كه مبادا اين نعمت را در غيررضاي او صرف نمايي كه مايه تيره روزي و بار سنگيني تو خواهد شد. پس چنانچه در معرض گناهي قرارگيري پس به يادآور كه مولايت تو را در اين حالت زشت مي بيند. لذا به پاس احترام او آن گناه را واگذار... در تمام احوال خاضع و خاشع باش . همچون غلام سر به فرمان حقيري كه در خدمت ارباش ايستاده است . و در هر صبح و شام بر آن جناب سلام كن سلام غلامي كه مشتاق ديدار اوست و از فراقش در سوز و گداز است سلام مخلصي كه اشكهاي او برگونه هايش سرازير باشد و باور دارد كه در خدمت مولايش ايستاده است . و چون هنگام نماز خواندنت فرا رسيد حال مولايت را در هنگام ايستادنش در پيشگاه خداي جل جلاله متذكر شو و با حضور قلب و خشوع جسم و چشم پوشي از ماسوي الله به آن بزرگوار تاسي بجوي و بدان ! كه توفيق يافتنت به اين امر جز به بركت مولايت نيست و اين عبادت جز به موالات و پيروي و معرفت آن حضرت از تو پذيرفته نمي شود و هر قدر كه پيروي و معرفت و سربه فرمان بودنت نسبت به او فزوني يابد خداي تعالي منزلت و پاداش و كرامت و افتخار تو را خواهد افزود :
    و چون از نماز فراغت يافتي آن حضرت (ع ) را به سوي خداوند عزوجل وسيله و شفيع قرار ده كه آن نماز را از تو قبول فرمايد و پيش از هر دعايي به دعا كردن براي او آغاز كن . به جهت بزرگي حق و بسياري احسان او بر تو و هر گاه حاجتي برايت پيش آيد يا عارضه سختي بر تو روي آرد آن را بر حضرتش معروض بدار و به پيشگاه او زاري نما تا به درگاه خداي تعالي در بر طرف كردن آن از تو شفاعت نمايد كه اوست وسيله به سوي خداوند عزوجل و باب اللهي كه از آن درآيند و خداوند عز شانه فرموده : « و اتوالبيوت من ابوابها » . از درهاي خانه ها وارد شويد » (4 )
    آري انسان مي تواند هنگام طلوع خورشيد زماني كه به افق مشرق چشم مي دوزد با خود آرزو كند كه اي كاش اينجا مكه و امروز روز ظهور امام زمان (ع ) مي بود و يا آنگاه كه به خورشيد مي نگرد به اين حقيقت متذكر شود كه آن حضرت خورشيدي هستند كه زداينده تاريكي هاست . « السلام علي شمس الظلام » (5 ) اگر آسماني ابري را نظاره گر مي شود كلام آن حضرت را كه در آن فايده امام غايب را به اثر خورشيد پشت ابر مانند كرده اند به ياد آورد(6 ) هنگامه غروب خورشيد توجه كند كه روزي ديگر هم به دوران غيبت اضافه شد و امام ظاهر نگرديدند. در آغاز سال و وقت شروع بهار به ياد كسي بيفتد كه او بهار و شادابي مردمان است . « السلام علي ربيع الانام » (7 ) و..
    خلاصه مي تواند آنطور شود كه همواره خاطره امام زمان (ع ) در درونش موج بزند و در هر حال با ياد آن حضرت زندگي نمايد. كسي كه ياد امام زمان (ع ) را در ذهن بگذراند به فكر غيبت آن حضرت و سختيهايي كه برايشان عارض مي شود نيز خواهد افتاد پس اندوهگين مي شود چرا كه كسي را در رنج و محنت مي يابد كه او را از جان خويش بيشتر دوست مي دارد.
    اين حالت مي تواند آنچنان نيرومند شود كه انسان راه يافته به اين مرحله از كمال از هر آنچه كه او را از ياد امام ومقتدايش دور مي كند اجتناب نموده از آنها دوري گزيند و با سعي و تلاش خود جز او را از دل خويش بيرون نمايد.
    ويژگي ديگري كه نتيجه و ثمر اين توفيق الهي است احساسي است كه به انسان دست مي دهد و او همواره خود را در محضر امام خويش حاضر مي بيند.
    امام زمان (ع ) به علم خدادادي از مسايل خلقت و از جمله احوال بني آدم آگاه بوده و از حالات آنان با خبرند. خود در يكي از توقيعاتي كه براي مرحوم شيخ مفيد صادر كرده اند مي فرمايند :
    « فانا نحيط علما بانبائكم . و لا يعزب عنا شيئا من اخباركم » . (9 )
    در عين حال ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نيست .
    اين تفكر از واقعيت نيز سرچشمه گرفته است موجب مي شود كه يك شيعه عارف به حق امام ديگر هر كاري را انجام ندهد.
    در واقع او حق امام خويش را رعايت مي كند و رضاي او را بر خواهشهاي نفساني خود ترجيح مي دهد و اين ويژگي يكي از سه امتياز « سلمان » بود كه او را به بالاترين درجه ايمان سوق داد. چه او همواره رضايت امام زمانش اميرالمومنين (ع ) را بر خواسته خود مقدم مي داشت . (10 )
    اين احساس حضور نتيجه ديگري هم خواهد داشت و آن اينكه انسان خود را از امام خويش دور نمي بيند. لذا هر گاه مشكلي برايش پيش بيايد متوجه خواهد بود كه خداوند براي او غوث و پناهگاهي مستحكم قرار داده كه اگر از روي صدق و راستي به آن پناه برد از هرگونه شر و پليدي در امان خواهد بود.
    بنا به روايات صحيح و متقن هر امامي در زمان خود از پيروان خويش خبردار بوده و ازحالات ايشان اطلاع كامل دارد . (11 ) پس هر شيعه معتقد بايد خواسته هاي خود را بر امام زمان خويش عرضه دارد تا آن حضرت هم او را به آنچه اصلاح اوست برسانند هر چند كه حتي به زعم و گمان او هيچ مشكلي حل نشود كه اين واقعيت از مسايل بسيار مهمي است كه از نظر بسياري از متوسلين به ائمه اطهار (ع ) پوشيده مانده و آنها را به اتخاذ مواضع ناپسندي سوق داده است .
    توسل به حضرت ولي عصر(ع ) به سبب اينكه ايشان امام و صاحب اين زمان هستند براي شيعيان اين دوران بايد در درجه اول قرار گيرد و اين مطلب به حكم عقل روايات و حكاياتي كه اتفاق افتاده است ثابت مي گردد :
    « يكي از شبها كه در صحن مطهر حضرت اميرالمومنين (ع ) در حالي كه شب از نيمه گذشته بود و خسته از مطالعات علمي قدم مي زدم ناگاه در آن فضاي نوراني شبحي را ديدم كه به سوي حرم شريف روان است در حالي كه تمام درهاي حرم مطهر قفل بودند. با كنجكاوي او را تعقيب كردم . ديدم كه او چون به در حرم نزديك شد قفلها باز شدند و در گشوده شد او به هر دري كه دست مي گذاشت باز مي شد تا اينكه با كمال وقار و سنگيني كنار حرم مطهر اميرالمومنين (ع ) ايستاد و سلام نمود. من جواب سلام او را شنيدم وسپس با همان صاحب صدا شروع به صحبت كرد. هنوز از آن گفتگو چيزي نگذشته بود كه آن مرد خارج شد. از شهر بيرون رفت و به سوي مسجد كوفه روان شد. من نيز از روي كنجكاوي او را تعقيب كردم . او آنجا در مسجد داخل محراب گرديد و با كسي به گفت و شنود نشست . سخنانش كه به اتمام رسيد از مسجد خارج شده و به سوي شهر مراجعت نمود. هنگاميكه به نزديك دروازه نجف رسيد تازه سپيده صبح دميده بود و خفتگان آرام آرام سر از بستر بر مي داشتند و آماده نيايش سحرگاهي مي شدند.
    ناگهان در طول راه به من حالت عطسه اي دست داد كه نتوانستم جلوي آن را بگيرم آن مرد متوجه من شد و برگشت . چون به چهره اش نگريستم ديدم استادم آيه الله مقدس اردبيلي است .
    پس از سلام و انجام مراحل ادب به ايشان عرض كردم من در طول شب از لحظه ورود به حرم مطهر تاكنون همراه شما بوده ام لطف كنيد و بفرماييد كه در حرم مطهر و محراب مسجد كوفه با چه كساني سخن مي گفتيد
    مرحوم مقدس اردبيلي ابتدا از من قول گرفت كه اين راز را تا زمانيكه در قيد حيات است فاش نكنم سپس گفت : فرزندم ! گاه مي شود كه حل مسايل بر من دشوار مي گردد و چون از گشودن آن عاجز مي شوم خدمت حلال مشكلات حضرت علي بن ابي طالب (ع ) شرفياب شده و جواب آن را از مولا مي گيرم . اما شب گذشته اميرالمومنين (ع ) مرا به سوي حضرت صاحب الزمان (ع ) راهنمايي كرد و فرمود :
    « فرزندم مهدي در مسجد كوفه است . او امام زمان توست نزد او برو و مسايلت را از او فراگير. »
    من به امر آن حضرت داخل مسجد كوفه شدم و از حضرتش كه در محراب ايستاده بودند يعني مولايم حضرت مهدي ارواح العالمين له الفدا مشكلاتم را پرسيدم . » از اين سرگذشت كه در كتب تراجم و رجالي معتبر شيعي نقل شده (12 ) معلوم مي شود كه شيعه بر خلاف گزاف گويي عده اي نگون بخت بي پناه و بي سرپرست رها نشده است و براي شيعيان كهف حصيني قرار داده اند كه هر آنكس كه از او مدد جست نجات يافت وديگري كه از او روي برتافت به وادي هلاكت رهسپار گرديد.
    اگر انسان آنگونه كه با پدر خود بدون هيچگونه سختي و مشقت سخن مي گويد با امام زمانش كه پدر واقعي او است به رازگشايي و درد دل گويي بپردازد بتدريج به ثمرات فراواني دست خواهد يافت . به عنوان مثال حتي اگر به سبب بعضي كارهاي خلاف نظر پدر كاسه صبر او لبريز شود تا اينكه سرانجام فرزندش را از منزل بيرون نمايد بالاخره فرزند به سوي پدرش باز مي گردد. چرا كه جز او كسي را ندارد و بعد از آن هم اگر نيازي پيدا كرد آن را با پدرش در ميان مي گذارد و با اينكه از او نافرماني كرده و او را به خشم آورده است خواسته هاي خود را از او طلب مي كند چون او را سرپرست خويش مي داند. آري اگر انسان اينچنين با امام و ولي نعمت خويش نجوا نمايد آرام آرام نورانيتي در او ايجاد مي شود و با مداومت بر آن كار به مقامات والايي خواهد رسيد كه شيريني و كمالش ناگفتني است و تا زماني كه انسان خود آنرا در نيابد نمي تواند به توصيف آن بپردازد.
    پي نوشت ها :
    ـــــــــ
    1 ـ كمال الدين باب 34 ح .6
    2 ـ مشكوه الانوار فصل 15 ح .8
    3 ـ وسائل الشيعه 568 11 ح .9
    4 ـ ترجمه مكيال المكارم 443 2 و آيه در سوره بقره 189
    7 و 5 ـ مصباح الزائر زيارت پنجم ص .441
    6 ـ كلمه الامام المهدي .225
    8 ـ ترجمه مكيال المكارم 235 2
    9 ـ بحارالانوار .175 53
    10 ـ نفس الرحمن في فضائل سلمان باب 3 ص .172
    11 ـ بصائر الدرجات باب 16 ح .1
    12 ـ از جمله : روضات الجنات ج 79 1 و ريحانه الادب ج .366 5

  • *****
    ادعيه رجبيه و زيارت ناحيه مقدسه امام عصر(عج )




  • علامه محقق و محدث بزرگوار مرحوم محمدباقر بيرجندي در سن هفتاد و سه سالگي كتابي را در فضيلت زيارت ماه رجب و نيز شرح زيارت رجبيه امام عصر عليه السلام تاليف نموده كه در سال 1380 براي دومين بار چاپ شده است .
    تحقيق و تصحيح اين كتاب را محمد حسين صفاخواه و عبدالحسين طالعي عهده دار بوده و انتشارات ابرون (تهران ـ 8847044 ) به چاپ و نشر آن در 262 صفحه رقعي همت گماشته است .
    كتاب به جناب « فضل بن شاذان نيشابوري » كه اينك مقبره اش بر تارك شهر نيشابور تابندگي مي كند اهدا شده است . آغاز كتاب زندگي نامه ي مفصل مولف است خاندان و اساتيد و آثار علمي و سيره عملي بيانات دانشمندان و گفته هاي بزرگان در حق او و اشعار و بازماندگان و درگذشت او به تفصيل آمده است .
    تاكيد مولف بر زيارت رجبيه و قرائت زيارتي كه از ناحيه مقدسه امام عصر(عج ) به وسيله سومين وكيل مخصوص آن امام يعني جناب « حسين بن روح نوبختي » شرف صدور يافته كتابي دستي و مختصر را فراهم آورده تا زائر در اين ماه شريف با در دست داشتن آن هم زيارت كند و هم تا حد مقدور بداند كه چه مي گويد. به همين جهت ضمن شرح زيارت رجبيه آدابي از زيارت و سفر را نيز در اين مختصر گرد آورده است .
    آن گاه در خاتمه به ترجمه و شرح مختصر زيارت جامعه اي كه از امام رضا(ع ) روايت شده پرداخته است . علامه بيرجندي در « فاكهه الذاكرين » خود مردم را به امام عصر(عج ) نيز توجه داده و مي نويسد : « و دعاهاي توجه به ائمه ي خود ـ بخصوص امام زمان خود ـ را ترك نكند و از ايشان فراموش نكند چنانچه از ما فراموش ندارند كه ذكر ايشان ذكر خداي تعالي است . و تاسف بر غيبت امام حجه بن الحسن عليهما السلام بايد خورد. و چگونه تاسف بر آن نخورد در حالي كه تاسف مي خورد بر اسبي يا درهم و ديناري كه از او مفقود شود. »
    آن گاه به كنايه اين شيوه را مي پسندد كه در اول هر ماه براي سلامتي وجود مقدس امام زمان (عليه السلام ) صدقه پرداخت شود.
    او به طور كلي فصلي را در ابتداي كتابش منعقد كرده و به مواردي از انفاق اشاره مي كند از آن جمله انفاق در تحصيل علوم ديني زكات و صدقه اطعام گرسنه اصلاح راه پناه دادن به يتيم آب دادن به مومن پوشاندن مومن شادكردن مومن به رفع نياز او پناه دادن مسافران كندن چاه براي عموم مردم تعمير قبور امامان عليهم السلام قرض دادن سرپرستي ايتام و احسان به سادات .
    و از طرفي در ادامه بحث به رواياتي پرداخته است كه در بيان عذاب و سختي كساني است كه حقوق واجب خود را ادا نمي كنند. آن گاه يكي از موارد انفاق را مستقلا برشمرده و آن انفاق در راه زيارت است . براي منفق در سفر زيارت و اقامه در نزد مزور به هر درهم هزار درهم ثواب دهند. هزار درهمي كه در راه خداوند خرج شده باشد.
    او به عنوان وصيت متذكر مي شود كه بايد به زيارت خانه خداي خدا و معصومين عليهم السلام در ماه رجب اهتمام ورزيد و بعد مسافت و سختي راه و زحمت سفر را تحمل بايد كرد. و حتي اگر خودش نيز نمي تواند كسي را از طرف خود بفرستد چنانچه امام ششم (ع ) فرموده : « كسي كه ديگري را به زيارت سيد الشهدا(ع ) بفرستد خداوند به هر درهمي مثل كوه احد را به او از حسنات عطا مي كند و در دنيا چندين برابرآنچه خرج كرده به او عطا مي كند. »
    مولف در لابلاي شرح زيارت رجبيه به مطالبي از قبيل امر بين امرين (و نفي جبر و تفويض ) فضائل ماه رجب حقوق اهل بيت عليهم السلام فضيلت صلوات بر پيامبر و خاندانش شفاعت مقامات ائمه عليهم السلام و فضيلت زيارت ايشان علم امامان عليهم السلام سر اهل بيت عليهم السلام و رجعت پرداخته است .