روزنامه جمهوري اسلامي 05/06/1382 صفحه سياسي

  • رواج « زن ربائي » ارمغان حضور اشغالگران در عراق
  • آمريكا خواستار تغيير نقشه انرژي جهان است
  • *****
    رواج « زن ربائي » ارمغان حضور اشغالگران در عراق


  • واحد مركزي خبر : « يانار محمد » كه رياست سازمان مدافع آزادي زنان عراقي را برعهده دارد امروز گفت از زمان سقوط رژيم صدام حسين در اوريل گذشته بيش از 400 زن در اين كشور ربوده شده مورد هتك حرمت و يا خريد و فروش قرار گرفته اند.
    به گزارش خبرگزاري فرانسه از بغداد يانار محمد كه خود مهندس معماري است در تظاهراتي در ميدان فردوس واقع در مركز بغداد به خبرنگاران گفت از زماني كه نيروهاي ائتلافي آمريكا و انگليس وارد عراق شده اند اين كشور شاهد موج بي سابقه اي از خشونت بر ضد زنان بوده است به گونه اي كه بيش از 400 زن عراقي ربوده شده و مورد هتك حرمت يا حتي خريد و فروش قرار گرفته اند.
    نگراني شديدي زنان را فرا گرفته است و شمار زيادي از آنان مي ترسند كه به خيابان ها بيايند.
    شاهين علي از كاركنان وزارت بهداشت عراق نيز اعلام كرد سابق بر اين مي توانستم پس از پايان كارم كمي در خيابان ها قدم بزنم اما اكنون عجله مي كنم تا زودتر به خانه برسم و در مسير خانه بسيار مواظبم زيرا هر اتفاقي ممكن است بيفتد.
    اين زن 35 ساله كم بودن تعداد زناني را كه به اين تظاهرات آمده اند ناشي از ناامني فزاينده در بغداد اعلام كرد.
    وي گفت صدها تن از زنان عراقي وعده داده بودند كه به اين مكان بيايند اما در آخرين لحظه آنان از ترس انصراف دادند و ما در اين تظاهرات شاهد حضور شمار كمي از زنان بوديم .
    اين زن عراقي افزود اين حملات را باندهاي حرفه اي صورت مي دهند. آنها زنان را مي ربايند و آنها را مي فروشند يا براي تحويل دادن آنها باج مي خواهند و يا افرادي هستند كه زنان را مي ربايند تا آنها را مورد تعرض قرار دهند.
    وي همچنين گفت به محض آنكه يك زن پا به خيابان مي گذارد بلافاصله مورد تحقير و تعرضات جنسي قرار مي گيرد و در معرض ربوده شدن قرار مي گيرد. سازمان آزادي زنان عراقي نيروهاي آمريكايي را متهم مي كند كه به اين ترتيب شرايطي را فراهم كرده اند كه خيابان هاي بغداد به منطقه اي بدون زن تبديل شده است و اين در حالي است كه نيروهاي آمريكا و انگليس عصر جديد آزادي را براي مردان و زنان عراقي وعده داده بود.
    اين سازمان اعلام مي كند در اين خصوص به شوراي حكومت انتقالي و پل برمر حاكم آمريكايي عراق مراجعه كرده اما نتيجه اي نگرفته است . اين سازمان خواستار افزايش نيروهاي امنيتي و تشديد مجازات براي تعرضات جنسي شد.
    از زمان ورود نظاميان اشغالگر آمريكائي و انگليسي به عراق تاكنون 400 زن عراقي ربوده شده اند

  • *****
    آمريكا خواستار تغيير نقشه انرژي جهان است




  • لندن ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : يك نويسنده آمريكايي با انتشار مقاله اي به افشاگري درباره ماهيت جناح جنگ طلب آمريكا پرداخته و تاكيد كرده است كه اين گروه درصدد تغيير نقشه انرژي در دنيا هستند.
    « ادوارد موريس » مشاور ارشد شركت « بازرگاني انرژي » مقاله خود را در جديدترين شماره فصلنامه « انرژي آكسفورد » چاپ دانشگاه آكسفورد منتشر كرده است . موريس در فاصله 1979 تا 1981 ميلادي مشاور ارشد در امور سياست گذاري انرژي بين المللي در وزارت انرژي آمريكا بود.
    وي مي نويسد : عقايد جنگ طلبان جديد در آمريكا بر دو فرض كلي استوار است .
    يكي اين كه نظام يك قطبي پس از فروپاشي اتحاد شوروي براي مدت طولاني باقي مانده و دوم اين كه آمريكا حق دارد نقشه ژئوپوليتيك دنيا را آنگونه كه خود درست مي داند تغيير دهد.
    موريس مي افزايد : اين گروه معتقدند كه « جهاني شدن » قابليت اقدامهاي تروريستي را افزايش داده و در مقابل نظام حاكم يك قطبي حق دارد براي مقابله با آنهايي كه از تروريسم حمايت مي كنند دست به اعمالي پيشگيرانه بزند.
    وي مي نويسد : بر همين اساس اين دسته از آمريكائيها سياست « تغيير رژيم » را موجه دانسته و پس از عراق برخي كشورهايي خاورميانه نظير سوريه و حتي احتمالا عربستان سعودي را در فهرست خود دارند كه آنها نيز از تامين كنندگان عمده نفت دنيا هستند.
    موريس با تاييد ترديد مردم خاورميانه در مورد اهداف حمله آمريكا به عراق و تاكيد آنها بر اينكه انگيزه اصلي واشنگتن از اين اقدام تامين امنيت نفت خود بوده مي نويسد : به عنوان نمونه وقتي از « پل ولفوويتز » معاون جنگ طلب وزير دفاع آمريكا سوال كردند چرا آمريكا به جاي كره شمالي به عراق حمله كرد گفت « عراق در دريايي از نفت شنا مي كند » .
    وي اضافه مي كند : با وجود آن كه مشخص است نفت نقشي اساسي در هدف قرار دادن عراق داشته ولي آنچه كه كمتر روشن است اين حقيقت است كه چه الگويي از توزيع نفت مدنظر آمريكائيها مي باشد.
    اين نويسنده تصريح مي كند درك انديشه آمريكائيها نسبت به نفت در دنيا بدون درك رفتارهاي آنها و تفكراتشان در دوران جنگ سرد و نقشي كه در پنتاگون در آن دوران داشتند ميسر نخواهد بود.
    موريس سپس به نقش افرادي همانند « ريچارد پرل » مشاور ارشد « دونالد رامسفلد » وزير دفاع آمريكا اشاره مي كند و مي نويسد : وي در دوران جنگ سرد مقامي برجسته در پنتاگون داشته و متخصص ايجاد جنگهاي اقتصادي عليه اتحاد جماهير شوروي سابق بود.
    وي در ادامه تحليل خود از ديدگاه جنگ طلبان در رابطه با نفت كه در دوران جنگ سرد به عنوان يك ابزار در ايجاد جنگ اقتصادي بكار گرفته شدند به پنج زمينه در انديشه آنها اشاره كرده و مي نويسد اول اين كه اين گروه جهت گيري مشخصي در رابطه با قيمت نفت دارند.
    موريس اضافه مي كند : اينها معتقدند كه افزايش قيمت جهاني اين ماده از سال 1973 ميلادي موجب سرازير شدن بيش از يك تريليون و يا احتمالا سه تريليون دلار به حسابهاي دولتي صاحبان منابع نفتي شده و آنها از اين منابع جديد در راههاي غيرمناسب و بدتر از آن در تامين مالي فعاليتهاي تروريستي عليه آمريكا و متحدانش استفاده برده اند.
    وي ادامه مي دهد : دومين زمينه اي كه در انديشه اين گروه درحال حاضر قرار دارد آن است كه اگر آنها قادر نيستند اوپك را نابود سازند لااقل بي اثرش سازند.
    موريس سومين زمينه فكري جنگ طلبان در قبال نفت در دنيا را ايجاد تغييراتي كاملا تندروانه براي از هم پاشيدن نظامهاي ايجاد شده فعلي در اداره صنايع نفت كشورهاي توليدكننده مي داند.
    براساس اين انديشه جنگ طلبان مايل هستند ارتباط افقي اينگونه نهادهاي مرتبط با صنعت نفت را با ساختارهاي سياسي بوجود آمده طي ساليان گذشته در كشورهاي توليدكننده بكلي نابود كنند.
    اين نويسنده در خصوص چهارمين زمينه فكري جناح طلب آمريكا در رابطه با نفت مي نويسد : اين گروه برخلاف مقررات بوجودآمده در 60 سال گذشته كه تجارت را از سياست جدا كرده و استفاده از اهرمهاي بازرگاني براي پيشبرد اهداف سياسي را مجاز نمي شمارد معتقدند : واردكنندگان نفت مي توانند با استفاده از اهرم نياز مالي كشورهاي صادركننده نفت به اين درآمد آنها را تنبيه كرده و از كسب چنين درآمدي محروم سازند.
    موريس مي افزايد : نهايتا جنگ طلبان معتقدند كه منابع نفتي بايد توسط بخش خصوصي تملك و اداره گردد و نه دولتها زيرا اعتقاد دارند در اين شيوه مديريت بهره وري و توليد افزايش يافته و در نتيجه قيمتها نيز كاهش خواهد يافت .
    نويسنده آمريكايي تاكيد مي كند اين پنج عامل فكري در دهه 1980 ميلادي متولد شده و آمريكا با اتكا بر همين ابزارهاي ذهني توانست بر اتحاد جماهير شوروي سابق فائق آمده و پايان جنگ سرد را اعلام نمايد.
    موريس سپس به يك بررسي مقايسه اي در رابطه با اهدافي كه آمريكائيها در قالب اين پنج زمينه فكري در دوران جنگ سرد و سپس دوران بعد از فروپاشي شوروي سابق بكار بسته اند پرداخته و نتيجه گيري كرده است كه در حال حاضر نيز همان اهداف در قالب مبارزه با تروريسم بين المللي باشدت بيشتري تعقيب مي گردد.
    وي از جمله به تمايل آمريكائيها به كاهش قيمتهاي نفت و ايجاد بازارهاي شفاف در معاملات اين ماده اشاره مي كند و مي نويسد : آنها اعتقاد دارند از اين طريق امكان رهگيري هزينه هاي ناشي از اين درآمدها در كشورهاي صادركننده نفت امكان پذيرتر خواهد بود.
    موريس مي نويسد : اين گروه شكي ندارند كه درآمدهاي نفتي به شيوه هاي مختلفي همانند انتقال منابع پولي از محل صندوقهاي متعدد خيريه در عربستان سعودي در اختيار گروههاي تروريستي القاعده قرار مي گيرد.
    وي اضافه مي كند : اما در دهه 1980 ميلادي هدف اوليه آمريكا از پايين نگاه داشتن قيمت جهاني نفت ضربه زدن به اتحاد جماهير شوروي بود زيرا درآمدهاي نفتي تنها منبع اصلي درآمدي در آن كشور محسوب مي شد.
    موريس مي نويسد : در دهه 1980 آمريكائيها تضعيف اوپك را دنبال نمي كردند زيرا معتقد بودند بسياري از اعضاي اصلي آن مي توانند به عنوان مانعي در گسترش اتحاد شوروي در خاورميانه عمل كنند ولي درحال حاضر آنها معتقدند كه اين بلوك اقتصادي با هدف ايجاد ثبات در بازار نفت تشكيل نشده و برعكس موجب پديدارشدن حكومتهاي شكست خورده و ناتوان در درون خود گرديده است .
    وي مي افزايد : از ديد بسياري از آمريكائيها سرنگون ساختن صدام حسين و كنترل بر نفت عراق از اهرمهاي كليدي براي استراتژي ضد اوپك آنها محسوب مي گردد.
    موريس تلاش آمريكائيها جنگ طلبان براي سرنگون ساختن حكومتها و جايگزين ساختن آنها با انواع دمكراسي كنترل شده را ريشه در دوران جنگ سرد دانسته و مي نويسد : از اوايل دهه 1980 ميلادي چنين انديشه اي قوت گرفت .
    وي اضافه مي كند : درحال حاضر شواهد دقيقي وجود دارد كه نشان مي دهد در آن زمان مقامهاي برجسته آمريكايي نظير « ويليام كيسي » مدير سازمان سيا مستقيما با مقامهاي عربستان سعودي و از آن جمله شاه فهد به گفتگو نشستند تا راههاي كاستن از قيمت جهاني نفت براي كاهش دسترسي مسكو تهران و تريپولي به درآمدهاي نفتي را بررسي كنند.
    موريس ادامه مي دهد : هر چند انگيزه هاي ديگري نيز براي سعوديها در انجام اين همكاري وجود داشته ولي از نگاه آمريكا درسي كه از اين توافق گرفته شد آن بود كه پنج سال بعد از كاهش شديد قيمت جهاني نفت كه در سالهاي 1985 تا 1986 روي داد نهادهاي اقتصادي اتحاد جماهير شوروي بطور كل از هم گسستند.
    اين نويسنده تاكيد دارد : در آن دوران واشنگتن علاوه بر اهرم نفت از ابزارهاي اقتصادي ديگري نيز براي به زانو درآوردن اتحاد شوروي استفاده كرد كه از آن جمله ايجاد مسابقه تسليحاتي و وادار ساختن مسكو به توليد انبوه سلاح و صرف هزينه هاي كلان و محدودساختن امكان صادرات گاز طبيعي از آن كشور به كشورهاي اروپايي بود.
    موريس مي افزايد : محروم ساختن كشورهاي صادركننده نفت از درآمدهاي نفتي خود سياستي بوده كه از دهه 1980 ميلادي توسط آمريكا بخوبي به كار گرفته شد و لذا مي توان مشاهده كرد كه 10 سال قبل از تصويب قانون تحريم ايران و ليبي مقامات آمريكائي برنامه هايي را براي محروم ساختن ايران و ليبي از فروش مطلوب نفت و يا بكارگيري تجهيزات و امكانات جديد جهت بهبود اين صنعت بكار بستند.
    اين نويسنده در انتهاي مقايسه تحليلي خود به تلاشهاي افراطي آمريكا در حال حاضر در عراق براي خصوصي سازي صنعت نفت اين كشور اشاره مي نمايد و مي نويسد برنامه آمريكا استقرار مالكيت خصوصي بر منابع نفتي مي باشد.
    موريس در پايان بحث خود با طرح اين پرسش كه « آيا جمهوريخواهان فعلي معرف سياست گذاريهاي دولت آمريكا هستند » خود پاسخ مي دهد : بدون شك در دولت آمريكا بويژه در پنتاگون و همچنين بخشهاي كليدي وزارت خارجه آمريكا كاخ سفيد و دفتر معاون رييس جمهوري اين افراد حضور دارند.
    وي مي افزايد : اما هنوز مدركي وجود ندارد كه نشان دهد رييس جمهور آمريكا بطور كامل برداشت جناح جنگ طلب را در كليه زمينه ها و از جمله مسايل مربوط به نفت و انرژي بكار بسته باشد.
    وي تصريح مي كند : كاملا برعكس بسياري از سياستهاي بكار گرفته شده از سوي « آبراها » وزير انرژي آمريكا در پشتيباني از اوپك و عربستان سعودي بوده و تاكنون مقامهاي آمريكايي از دستيابي به قيمت متوسط نزديك به 25 دلار در هر بشكه در دنيا حمايت كرده اند و حال آن كه در گذشته ترجيح داده مي شد كه قيمتي به عنوان حدمطلوب اعلام علني نشود.
    موريس در پايان نتيجه گيري مي كند اما همانطور كه فروپاشي اتحاد جماهير شوروي صرفا ناشي از ايجاد جنگ اقتصادي توسط آمريكا نبود و عوامل ديگري نيز در آن نقش داشت تغيير نقشه انرژي دنيا نيزكاري بسيار دشوارتر از سرنگون ساختن صدام حسين مي باشد.
    وقتي از « پل ولفووتيز » معاون جنگ طلب وزير دفاع آمريكا پرسيدند كه چرا بجاي كره شمالي به عراق حمله كرديد گفت « عراق در دريائي از نفت شنا مي كند »
    تضعيف اوپك و استقرار مالكيت خصوصي بر منابع نفتي عراق از جمله اهداف آمريكا در اشغال نظامي اين كشور بوده است