نگاهي به نمايش چيستا نوشته و كار نادر
برهاني مرند
عليرضا منصوري
« نادر برهاني مرند » نويسنده و كارگردان چيستا
دانش آموخته رشته تئاتر است . او از همان دوران دانشجويي به
عرصه عمل نيز وارد شد و علاوه بر نوشتن نمايشنامه
به عنوان
بازيگر نيز در آثار هم دوره اي هاي خود ايفاي نقش كرد. وي در
كارگرداني چند اثر نيز خود را آزمود و نيز با حضور در برنامه هاي
گوناگون راديويي مجري گري و نوشتن و كارگرداني براي راديو را
نيز تجربه كرد.
بنا بر آنچه گفته شد
چيستا برآيند و حاصل تلاش چندين
ساله برهاني در عرصه هاي مختلف هنر نمايش است . طي چند
سال اخير برهاني حضوري مستمر در صحنه داشته . او ابتدا آثار
خود را براي جشنواره تئاتر فجر آماده كرده و سپس به نوبه خود
آن را به اجراي عمومي رسانده است .
از جمله آثاري كه برهاني نوشته است مي توان به
نمايشنامه هاي « ببين چه برفي مي آيد »
« پاييز » و « چيستا » اشاره
كرد.
اما چيستا
ماجراي خانواده اي است شامل زني مطلقه
پدري پير و پسراني كه يكي معلول و افليج و ديگري شاغل در
شركت مادرش است . اين خانواده اكنون در خارج از كشور به سر
مي برند
به اين دليل كه « چيستا » (مادر خشايار و سهراب ) از
همسر اولش طلاق گرفته و بعد از ازدواج دومش با پسر عمومي
خود كه حاصل آن ظاهرا سهراب معلول است نيز طلاق ديگري
گرفته . چيستا زندگي پرماجرايي دارد و نويسنده اي از ايران مدام
با او در تماس است تا قصه او را تبديل به نمايشنامه
كند.
« برهاني » به عنوان نويسنده به تقويت چند عامل موثر و مهم
در اين اثر پرداخته و به اين ترتيب توانسته است
نمايشنامه اي با
ساختار محكم و منسجم خلق كند كه اگر ايرادهايي هم دارد و
قابل نقد است
حداقل ابتدا كليت اثر خود را به رخ بكشد و
توانايي اثبات خود به تماشاگر را داشته باشد.
مهمترين عنصر نمايش « چيستا » قصه آن است . يكي از
معضلات كنوني نمايشنامه نويسي كشور ما فقدان قصه ها و
طرح هاي (پلات ها) محكم و با روابط علي
معقول و پذيرفتني
است . هر چند تاريخ درام نويسي با قصه هايي محكم همچون
اديپ شهريار آغاز شده و اكثر صاحبنظران و نظريه پردازان تئاتر
جهان بر عنصر قصه تاكيد فراوان دارند
اما متاسفانه در كشور ما
و به ويژه در ميان نمايشنامه نويسان نسل حاضر
اهميت چنداني
به اين عنصر اساسي داده نمي شود و يا اگر اين عنصر مهم فرض
مي شود
در عرصه تبديل و تبدل به اثر دراماتيك موفقيت
چنداني شامل حال نمايشنامه نويس نمي گردد. تجربه هاي
گوناگون برهاني در نمايشنامه نويسي و كارگرداني راديويي و با
عنايت به اينكه اتفاقا در نمايشنامه راديويي قصه و شخصيت
پردازي از جمله مهم ترين عوامل هستند
اين نويسنده را در خلق
قصه و طرح هاي جذاب نمايشي
مجرب كرده است .
دومين عامل موفقيت « برهاني » در « چيستا » ديالوگ نويسي
است . برهاني اين پختگي و روان نويسي گفت و گوهاي اشخاص
را مديون راديو و نمايشنامه هاي راديويي است . چرا كه اين
عنصر نيز در راديو بسيار با اهميت است . ديالوگهايي كه
مي بايست به هنگام شنيده شدن از راديو
چندين كاركرد مهم و
مختلف داشته باشند. هم قصه را پيش ببرند
هم شخصيت
پردازي كنند و هم فضاسازي و... در راديو از تصوير و فضاسازي
و جلوه هاي ويژه تصويري خبري نيست و نويسنده
محدوديت هاي فراوان دارد
همين محدوديت ها باعث مي شود
نمايشنامه نويس
تمام تلاش خود را معطوف چكش كاري و
ظرافت هاي كلام كند.
حاصل قصه منطقي و محكم و ديالوگ هاي قوي
قطعا
شخصيت پردازي موثر و مناسب مي شود. همين چيزي كه تا حد
قابل قبولي در چيستا شاهد آن هستيم . چيستا در يك زندگي
جريان دارد و اين زندگي علي رغم گزيده و نمايشي بودن
قابل
باور است و نكته مهم ديگر در همين قسمت بايد ذكر شود كه
بازيگران در انتقال و شكل دهي مجموعه عناصر ياد شده موفق
عمل كرده اند. بسيار شاهد بوده ايم كه بهترين نمايشنامه هاي دنيا
از جمله آثاري از چخوف
شكسپير و... برخي از نمايشنامه هاي
قابل اعتناي نمايشنامه نويسان كشورمان با عدم موفقيت روبرو
شده كه يكي از مهم ترين عوامل شكست نمايش
بازيگران
بوده اند. البته كه هدايت بازيگران مهم است و از وظايف ظريف
كارگردان به حساب مي آيد. اما خود بازيگران نيز در يك اثر
نمايشي مي بايست خلاقانه عمل كنند و برده و مطيع كارگردان هم
نباشند.
بازيگران چيستا يعني الهام پاوه نژاد
مهدي سلطاني
پيام
دهكردي و محدث كليت ماجرا و شخصيت هاي نمايش را درك
كرده اند و با تعاملي مطلوب و پذيرفتني
در خلق فضاي مورد نظر
كارگردان موفق عمل كرده اند.
و در نهايت « نادر برهاني » علاوه بر نويسندگي اين متن در
كارگرداني نيز به توفيق رسيده و اثري هماهنگ و تاثيرگذار خلق
كرده است .
برهاني با ادامه همين مسير مي تواند بيش از همه به
نويسنده اي توانمند كه راهش را آهسته و پيوسته ادامه مي دهد
تبديل شود. براي او آرزوي موفقيت مي كنيم .

*****
يك تلاش مطلوب دانشجويي
|
نگاهي به نمايش ببر كاپيتان به كارگرداني ايمان
افشاريان
امين اعظمي
« ببر كاپيتان » يكي از آخرين نوشته هاي « آثول فوگارد »
نمايشنامه نويس آفريقايي است كه در آثار خود سعي مي كند رنگ
و بوي كشورش و مسائل و مشكلات آن را به نحوي هنرمندانه و
تاثيرگذار مطرح كند. اين نمايشنامه نويس آثار مهمي را خلق
كرده و توانسته است با ارائه آنها
تصاويري ماندگار از هنر
نمايشنامه نويسي را ثبت كند. نمايشنامه هايي چون « سلام و
خداحافظ » سي زوئه بانسي مرده است »
« پيوند خوني »
و...
« بير كاپيتان » نيز مولفه هايي مشترك با ديگر آثار « فوگارد »
دارد. در اين نمايشنامه نيز شخصيت اصلي يك آفريقايي است
كه به هنگام سفر دريايي طولاني مدت خود
علاوه بر وظيفه اي
كه در كشتي بدو سپرده اند و طبق آن بايد مراقب كاپيتان باشد
نوشتن رماني را آغاز مي كند كه شخصيت اصلي آن با الهام از
زندگي خودش به ويژه با تاكيد بر مادرش خلق مي شود. اين
نويسنده
در نوشتن رمان خود سعي دارد واقعيت را مبنا قرار
دهد اما بخش هايي مهم از آن را تغيير دهد. در اين فرايند
تصويري از جواني مادرش به عنوان شخصيت اصلي رمان
در
تخيل او زنده مي شود و گاه با ايده هاي نويسنده همراهي كرده و
گاه در برابر انديشه هاي او ايستاده و نويسنده را وادار به تغيير
ديدگاه و خط سير ماجرا مي كند. اما يك ماجراي مهم ديگر در
نمايشنامه به موازات خلق رمان آغاز شده و پيش مي رود و آن
حكايت « موتورچي » سياه كشتي است كه با نويسنده (ببر
كاپيتان ) آشنا شده
انس مي گيرد و رفيق روزها و شبانش
مي شود. به نحوي كه در پايان و در حالي كه نويسنده
سرخورده
و شكست خورده از عدم موفقيتش در خلق رمان
كاغذهاي خود
را به دريا مي ريزد
موتورچي سياه بر آشفته شده و زار مي زند و
چنين عنوان مي كند كه او نيز در نوشتن رمان سهيم بوده و اكنون
سهم او نيز به دريا ريخته شده است . بدين ترتيب در « ببر
كاپيتان » نيز مانند چند اثر ديگر « فوگارد » مسائل گوناگوني از
جمله تقابل سياه و سفيد
مساله عشق و عاطفه و علاقه به آفريقا
و نيز شگرد خاص فوگارد در بهره گيري از عنصر بازي و تخيل و
جا به جاشدن شخصيت ها ديده مي شود.
در واقع « ببر كاپيتان » نيز از جمله نمايشنامه هاي فوگارد
است كه شگرد خاص آن در بيان ماجرا
عامل مهمي در ايجاد
ارتباط با مخاطب مي شود. گويي ما شاهد فرايند عيني خلق
رماني مفصل هستيم كه با اين شگرد
موجز و جذاب شده است .
اما در اجرا
علي رغم نهايت تلاش گروه براي خلق فضا
موقعيت و شخصيت ها
با اثري متوسط روبرو
مي شويم .
دشواري اجراي اين متن از فوگارد نيز مزيد برعلت شده
است . « ببركاپيتان » ماجرايي پركشش و با تعليق هاي آنچناني
ندارد كه خود اين عامل
جذابيت هاي اجرا را دوچندان كند
بلكه در اين نمايشنامه
به ويژه بازيگران نقش عمده اي در خلق
لحظات دارند. از ميان چهار بازيگر نمايش
بيش از همه « علي
صلاحي » بازيگر نقش « موتورچي سياه » در فضاي كار قرار گرفته
و جا افتاده است . دختر جوان (نسيم ادبي ) نيز توانسته در
موقعيت ذهني نويسنده
گليم خود را از آب بيرون بكشد و
نويسنده (تايگر) كه نقش او را اشكان صادقي ايفا مي كند
نتوانسته به شايستگي از عهده ايفاي اين نقش سهل و ممتنع
برآيد.
با اين وجود تركيب اين بازيگران با يكديگر هماهنگي
دلنشيني را به وجود آورده تا در نهايت ما شاهد نمايشي باشيم
كه تماشاگر با آن همراه شود.
البته صحنه آرايي نمايش و موسيقي گاه به گاه آن نيز به
خوبي در خدمت كار قرار گرفته اند. اما در ساخت دكور صحنه
كهنگي و فرسودگي كشتي كه در جايي به آن اشاره مي شود
به
چشم نمي آيد. بلكه چوب ها و تخته هاي كشتي همگي صاف و
صيقل خورده و تميز هستند. و در انتهاي صحنه كه به
موتورخانه مرتبط مي شود
گويي در چوبي كابينت هاي جديد
آشپزخانه است .
در كارگرداني نيز « ايمان افشاريان » مشقي از كارگرداني ارائه
كرده و رگه هاي استعداد و تلاش خود را در اين مسير به خوبي
نشان داده است . او بهتر است همين مسير را ادامه دهد و دامنه
تخيل و نوآوري خود را گسترده تر كند.
و در نهايت اينكه « ببر كاپيتان » يك تلاش دانشجويي
محسوب مي شود كه روبه سمت كمال دارد. اجرايي است كه در
آن از ابتذال كمترين اثري به چشم مي خورد و به همين جهت
قابل تقدير است .

*****
جشنواره طنز اصفهان !
|
چند نكته در حاشيه دومين جشنواره طنز
اصفهان
مسلم ملكي
هفته گذشته دومين جشنواره بين المللي نمايشهاي طنز
اصفهان در اين استان هنرمندپرور برگزار شد. در فراخوان
جشنواره آمده بود كه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان با
همكاري مركز هنرهاي نمايشي با توجه به سابقه و زمينه فرهنگ
و طنز و تاريخچه نمايشهاي كمدي در استان اصفهان دومين
جشنواره نمايشهاي كمدي را به منظور ايجاد روحيه نشاط و
فرحبخشي و پرداختن به طنز به مثابه عالي ترين شيوه كمدي در
مرداد ماه 82 در اصفهان برگزار مي نمايد .
در مقدمه هر فراخوان طبعا اهداف و ويژگيهاي مهم هر
جشنواره يا همايش و.... به طور خلاصه و موجز عنوان مي شود.
و مثلا علاقمندان به حضور در اين برنامه متوجه مي شوند كه
اصفهان سابقه در فرهنگ و هنر و به ويژه طنز و كمدي دارد و اگر
قرار باشد حركتي در اين زمينه در استان اصفهان شكل بگيرد
مي بايست فراخور نام و نشان اصفهان باشد و اگر نتواند به شكلي
عالي بدرخشد
حداقل اقناع كننده و مطلوب باشد.
اما شواهد و قرائن نشان مي دهد كه نه اولويت و نه منزلت
طنز و كمدي در جشنواره طنز اصفهان حفظ نشد. چرا كه
جشنواره اي با عنوان « بين المللي » واقعا بايد بين المللي باشد و
گروههاي داخلي نيز با توجه به همين عنوان دهان پركن
حضوري تاثيرگذار در آن داشته باشند. در بند ششم شرايط
ارسال آثار در فراخوان اين جشنواره آمده است : « ستاد جشنواره
از پذيرش طرحها و نمايشهاي تكراري معذور است » (به
فراخوان جشنواره در مجله نمايش شماره 62 و 63 مراجعه
نماييد) اما با كمال تعجب مي بينيم كه حداقل دو نمايش حاضر
در جشنواره يعني « حاشيه اي بر خسرو و شيرين » و « محاله فكر
كنين .... » نمايشهايي تكراري هستند كه اتفاقا اولين نمايش نام
برده
سال گذشته با عنوان « كولي ها » در همين جشنواره به اجرا
درآمده است .
البته هيچ ايرادي ندارد كه در يك جشنواره بخشي به نام
مرور و يا هر عنوان ديگري وجود داشته باشد و در آن نمايشهاي
برگزيده و يا خاص اجرا شود
اما اينكه در يك بند فراخوان اين
اقدام منتفي شده باشد و نمايشهاي تكراري صرفا براي پر كردن
برنامه جدول
وارد جشنواره شده باشد
پسنديده
نيست .
نكته ديگر در مورد عنوان « بين المللي » جشنواره است . ذكر
يك مقدمه كوتاه در اينجا ضروري به نظر مي رسد و آن اينكه طي
سالهاي اخير نمايشهايي از كشورهاي همسايه شمالي
(آذربايجان
ارمنستان و تاجيكستان ) به عنوان ميهمان به كشور
ما دعوت شده و به ويژه در جشنواره هاي تئاتر ايران شركت
مي كنند. در سالهاي آغازين اين حركت
انتظار مي رفت كه
حضور نمايشهاي اين كشورها به جز پر كردن برنامه هاي جدول
جشنواره و ادعاي اينكه جشنواره هاي تئاتر ما فراكشوري ! است
واجد امتيازهاي ديگري چون تبادل دانش و اطلاعات تئاتري و
آموزش و.... نيز باشد. اما متاسفانه اكنون حضور گروههاي تئاتر
همسايگان ما صرفا به جور كردن جنس جشنواره و خبرسازي و
بعد تبليغي آن تبديل شده و اگر گروهي هم قرار است از كشور
فرانسه در جشنواره شركت كند
ناگهان در خبرها اعلام مي شود
كه بنا به دلايلي ! اين گروه در جشنواره حاضر نمي شود.
البته نبايد از كنار ويژگيهاي مثبت جشنواره به راحتي
گذشت . مثلا تجليل از پيشكسوتان طنز كشور و ايجاد فضايي
پرشور و احساس برانگيز و پر كردن اوقات فراغت و... و نيز
برگزاري سمينار پژوهشي طنز از اقدامات مثبت جشنواره است .
اما كمي بيشتر بينديشيم كه جشنواره را واقعا به چه دليل و
انگيزه اي برگزار مي كنيم . چه كساني در اين برگزاري ذينفع
هستند بهره اصلي قرار است به چه كساني برسد آيا از رهگذر
برگزاري اين جشنواره و جشنواره هاي مشابه
جريان تئاتر كشور
ما فعالتر مي شود
اصفهان قطعا بهترين مكان براي برگزاري جشنواره طنز
است
همانگونه كه استانهاي ديگر مي توانند برگزاركنندگان
جشنواره با موضوعات ديگري باشند
اما آيا برگزاري جشنواره
طنز در اصفهان و جشنواره هاي تئاتر ديگر در ساير استانها به
فراگيري و جريان سازي كلي هنر تئاتر در اين استانها و نهايتا به
تئاتر كشور كمك مي كند و در نهايت بهتر است برگزاركنندگان
جشنواره و مسوولان مركز هنرهاي نمايشي به اين سوال بسيار
مهم پاسخ دهند و يا لااقل به فكر پاسخ دادن به آن باشند كه
چگونه مي توان ابتدا در شهرستانها جريان تئاتر ايجاد كرد و
سپس جشنواره برگزار كرد

*****
تئاتري ها چه مي گويند
|
اشاره :
در اين ستون ; گفته ها
نكته ها و نقل قولهاي هنرمندان و كارشناسان
تئاتر را كه در جاهاي مختلف اظهار داشته اند
بدون هيچ حاشيه و
تحليلي مي خوانيد تا با افكار و نظرات و اظهارات اين هنرمندان بيشتر
آشنا شويد :
داريوش ارجمند : منفذهاي شبكه فرهنگي ما باز نيست !
در كشورهايي كه مي خواهند به سمت توسعه فرهنگي پروند
منفذهاي شبكه فرهنگي باز است اما در ايران اينگونه
نيست .
به گزارش ايسنا
داريوش ارجمند با بيان اين مطلب در
همايش تخصصي طنز دومين جشنواره بين المللي نمايشهاي طنز
اصفهان گفت : متاسفانه در كشور
رابطه هاي فرهنگي و شبكه هاي
فرهنگي محدودند. وي با اشاره به رگه هاي قوي طنز و متون
برجسته طنز در ادبيات كلاسيك ايران از جمله آثار عبيد زاكاني
گفت : متاسفانه در كشور ما به دليل فضاي حاكم بر جامعه ظرفيت
تبديل اين متنها به متنهاي نمايشي وجود ندارد.
ارجمند در بخش ديگري از صحبتهايش طنز را شبيه يك
معجزه دانست و ضمن تاكيد بر تفاوت بين طنز و كمدي
اظهار
داشت : بسياري از سريالهاي طنز صدا و سيما
در حيطه طنز
قرار نمي گيرند و سطح آنها بسيار پائين است .

| | | |