
رزمايش مشترك نيروهاي آذري و آمريكايي در درياي خزر
كه از چند روز قبل آغاز شده
گرچه در ميان انبوه اخبار مهم
جهان انعكاس چنداني نداشت
ولي از ابعاد مختلف قابل تامل و
تحليل است .
اين رزمايش بنا به گفته خبرگزاري ها بدون حضور
جنگ افزارهاي آمريكايي و در حد محدودي برگزار گرديده است .
مقامات دفاعي جمهوري آذربايجان نيز فلسفه رزمايش مزبور را
تمرين براي جلوگيري از حملات تروريستي به تاسيسات نفتي
عنوان كردند و تاكيد ورزيدند كه اين رزمايش به ضد هيچ كشور
ثالثي نيست . مع الوصف در اين مقال ذكر چند نكته كوتاه
ضروري است .
1 ـ بدون ترديد بخشي از استراتژي ميان مدت و بلندمدت
آمريكا نفوذ و گسترش چترسياسي ـ نظامي خود در منطقه آسياي
مركزي و قفقاز به منظور دستيابي به اهدافي چندگانه از جمله
منافع و منابع اقتصادي است و در سالهاي اخير شاهد فعل و
انفعالات زيادي در اين مورد بوده ايم .
وجود منافع سرشار نفت و گاز به عنوان مهم ترين منابع
انرژي در جهان فعلي و قرابت رقباي فعلي و آتي و قدرت هاي رو
به رشد جهاني و نزديكي به منطقه حساس و راهبردي و
بحران خيز خاورميانه و همسايگي با جمهوري اسلامي ايران و...
همه به اندازه كافي جذابيت داشت تا آمريكا به دنبال ترسيم
منافع خود در منطقه باشد. خاستگاه نظم آمريكايي پس از حادثه
20 شهريور نيز شتاب اين حركت را توجيه مي كند .
از سوي ديگر كشورهاي تازه استقلال يافته
به دنبال آزادي
از سيطره سنگين ده ها ساله شوروي سابق و نظام كمونيستي
نگاه به غرب را براي حصول آزادي
دموكراسي
پيشرفت
اقتصادي و منافع ديگر مورد توجه جدي قرار دادند.
تلاقي اين دو نگاه بيش از همه در جهت تامين منافع آمريكا
و تحديد منافع كشورهاي ساحلي درياي خزر و آسياي مركزي
پيش رفت و لذا خارج از روند ترسيم شده
نمي توان فعل و
انفعالات منطقه اي را مدنظر قرار نداد و نسبت به آن حساس
نبود.
2 ـ كشور همسايه ما
جمهوري آذربايجان جزو اولين
كشورهايي بود كه پس از جدائي از پيكره اتحاد جماهيري و
حصول استقلال خويش روابط جدي با آمريكا را پي جويي كرد.
واگذاري منابع نفتي به شركت هاي آمريكايي و حركت در جهت
مطلوب آمريكا با هدف دستيابي و تامين منابع ملي
باز كردن پاي
مستشاران سياسي
نيروهاي نظامي
كارشناسان اقتصادي و
عناصر امنيتي آمريكا به حوزه خزر
گرچه با هشدارها و
حساسيت هاي منطقه اي از نوساناتي برخوردار بوده
ولي به
مرور عمق بيشتري يافته است . از جمله ابعاد قابل تامل اين
روابط قراردادهاي نظامي و دفاعي است كه بيش از هر چيز مورد
نظر آمريكاست .
بطور قطع مقامات جمهوري آذربايجان نيز واقفند كه منافع
اصلي آنها در منطقه و با مشاركت با همسايگان تامين مي شود و
گسترش نظامي گري در درياي خزر نيز حوزه زيست محيطي و
منابع اقتصادي منطقه را تهديد مي كند.
گرچه در توجيه قراردادهاي نظامي و رزمايش اخير دلايلي
همچون تامين منافع ملي و كاهش اثرات حملات تروريستي
عنوان شده
ولي بدون شك پيش از منافع كشوري همچون
جمهوري آذربايجان
اهداف آمريكا در تنگتر كردن حوزه مانور
روسيه به عنوان قدرت منطقه اي ذينفع و گسترش حوزه ناتو و
رساندن مرزهاي سياسي ـ نظامي آمريكا و غرب به مرزهاي
كشورهايي است كه آمريكا آنها را تهديدي براي استراتژي خود
تلقي مي كند.
از سوي ديگر به اعتقاد برخي آگاهان
برگزاري رزمايش در
شرايط فعلي وضعيت جسماني رئيس جمهوري آذربايجان
شايد به نوعي انحراف افكار را هم تعقيب كند.
3 ـ به هر حال كليت اين رزمايش
گرچه در ابعاد كوچكي
برگزار گرديد
اما در كنار خبرهاي واصله در مورد حركات مشابه
برخي ديگر از كشورهاي ساحلي درياي خزر
بيانگر جرياناتي
است كه خلاف منافع ملي كشورهاي منطقه و حوزه زيستي
مشترك مردم منطقه رخ مي دهد.
توافق كشورهاي حوزه درياي خزر به دوري از نظامي گري
در منطقه و عاري كردن محيط زيست ميراث مشترك آنها (دريا)
از هرگونه آلودگي
در تعارض با حركت هاي اين چنيني است و
بطور قطع ساير كشورها از جمله مقامات كشورمان بايد با
حساسيت لازم و موضعگيري آگاهانه با اين گونه مسائل برخورد
كنند.
از سوي ديگر
كشورهاي منطقه بايد متوجه باشند كه در هر
حال منافع منطقه اي در ميان مدت و بلندمدت بايد در خود
منطقه ترسيم شود و هيچ كشور فرامنطقه اي نمي تواند دلسوزتر
از خود آنها نسبت به منافع خودشان باشد.
و سرانجام اين كه اصول و هنجارهاي پذيرفته شده سياسي
و مورد فهم تصميم گيران منطقه نبايد فداي منافع گذرا و كوتاه
ناشي از وعده هاي قدرت هاي فرامنطقه اي باشد و بطور قطع اين
سخن
نافي روابط سالم و صحيح و عزتمند با كشورهاي ديگر
جهان نيست .
واقعيت اين است كه مقامات باكو طي يكي دو سال اخير
تلاش زيادي براي توسعه روابط خود با دولت ماجراجو و
سلطه طلب آمريكا به عمل آوردند
از گسترش همكاريهاي خود با
آن دولت دم زدند
به دفعات به واشنگتن سفر كردند
در كاخ
سفيد تا توانستند براي خوش آمد حكام آمريكائي عليه جمهوري
اسلامي ايران داد سخن راندند
دست آمريكائيها را براي غارت
ثروتهاي زيرزميني آذربايجان بدون اعتنا به رژيم حقوقي نفت
درياي خزر باز گذاردند
« باج » هاي يكسويه به صهيونيستها
دادند و در جهت ميل و طمع و سياست آنها در منطقه گامهاي
بلندي برداشتند.
آمريكائيها از همه اين كرنشها و نرمشها حداكثر
بهره برداريهاي سياسي و اقتصادي خود را به عمل آوردند. ولي
گويا هنوز در باكو سياستمداري كه بتواند هدف از راهكار سياسي
منفعت طلبانه كاخ سفيد در قبال آذربايجان بفهمند وجود ندارد.
و لذا بيم آن مي رود كه دولتمردان آذربايجان زماني متوجه
جايگاه بازيخورده خود نزد آمريكائيها بشوند كه استقلال
حاكميت ملي و تماميت ارضي خود را در راه برآورده ساختن
هوي و هوسهاي سياسي زمامداران آمريكائي برباد رفته ببينند.
فراموش نكنيم درياي خزر فصل مشترك و نقطه اتصال 5
كشور مهم اين منطقه است و لذا در بطن خود ظرفيت اقتصادي
بالقوه اي دارد كه مي تواند به عنوان نمادي از نوعي همكاري
منطقه اي و بين المللي موفق باشد. بعد از مناطق نفت خيز خليج
فارس و سيبري
حوزه خزر بزرگترين منبع نفت و گاز شناخته
شده دنيا مي باشد و كشورهاي منطقه در آينده از منابع مهم تامين
انرژي جهان خواهند بود و تاثير قابل توجهي در توازن انرژي
جهاني و بازارهاي بين المللي نفت خواهند داشت . ولي اين حوزه
به موازات ظرفيت و توانائي برقراري تعاون و همكاري
نطفه اي
از سوتفاهم
اختلاف و تشنج را بالقوه در بطن خود دارد كه در
صورت امكان رشد
كشورهاي منطقه با آن درگير خواهند شد و
حتي منافع كشورها و شركتهاي چندمليتي خارج از منطقه نيز در
آن موثر خواهد بود و يا از آن متاثر خواهند شد. از اين رو
رسيدن به نوعي درك مشترك از مسائلي مانند همكاريهاي
نظامي
امنيتي
اقتصادي و رژيم حقوقي در درياي خزر نه تنها
يك ضرورت حقوقي و اقتصادي است بلكه فوريت و اهميت
سياسي امنيتي دارد و نحوه حل اين موضوع
تاثير تعيين كننده در
مناسبات آينده كشورهاي ساحلي اين منطقه خواهد داشت .
آذربايجان اولين جمهوري جدا شده از
شوروي سابق بود كه پس از استقلال
پاي
كارشناسان اقتصادي
مستشاران سياسي
نيروهاي نظامي و عناصر امنيتي آمريكا را به
حوزه خزر باز كرد

|