روزنامه جمهوري اسلامي 03/06/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

  • شكوه پايداري
  • دموكراسي قدسي
  • دين پژوهي معاصر
  • انتظارات بشر از دين
  • *****
    شكوه پايداري




  • « شكوه پايداري » زندگي نامه داستاني شهيد حاج مهدي عراقي است كه معصومه انصاريان آن را نوشته و انتشارات سوره مهر آن را در 152 منتشر كرده است . در صفحه پاياني كتاب مذكور آمده است :
    در همين موقع آمبولانس آژيركشان نزديك شد و به گفت و گوها خاتمه داد.
    آمبولانس جلو آمد و نزديك جمعيت ايستاد. دو نفر پياده شدند و جنازه ها را روي برانكارد گذاشتند.
    پيرمردي عينكي فرياد زد : « لااله الاالله » صدايش مي لرزيد. جمعيت جواب او را دادند. از دور صداي شعار دادن مي آمد; صداي مرگ مرگ جمعيت بلند بود. شيخي جلودارشان بود كه عبا از روي شانه اش افتاده بود. با يك دست عبايش را گرفته بود و دست ديگرش را مشت كرده بود. « مرگ بر آمريكا » و « مرگ بر منافق » مي گفتند و مي آمدند. جلو كه رسيدند همان شيخ گفت : « جنازه حاج مهدي بايد روي دست مردم تشييع شود. »
    درهاي آمبولانس را باز كردند و پيكر حاج مهدي روي دست مردم به پرواز درآمد. جمعيت به دنبالش با فرياد : « عراقي عراقي شهادتت مبارك عراقي عراقي راهت ادامه دارد » پيكر او را به بيمارستان « ايران مهر » بردند و از آن جا به قم .
    به اين ترتيب مهدي عراقي بعد از چهل سال مبارزه مستمر در كنار مرقد حضرت معصومه (س ) آرام گرفت .
    امام خميني (ره ) در تشييع جنازه او شركت كرد. ساعت دوازده شب اول خاك سپاري بر مزارش آمد و اشك ريخت . پس از آن گفت : « من مهدي را كم تر از مصطفي (37 ) خودم دوست ندارم . مهدي يك نفر نبود . او به تنهايي بيست نفر بود. »
    روز ختم روي پلاكاردي با خط ساده و ابتدائي نوشته بودند : « براي او مردن در رختخواب كوچك بود » پلاكارد دست كارگرهاي كارخانه بود. پشت سر آنها جماعتي آمدند سياه پوش كه گل ماليده بودند بر سرشان . جلوي عكس بزرگ مهدي و پسرش حسام كه رسيدند نشستند و شيون كردند. پدر پدر كردند بلند و سوزناك . صداي زاري شان تا صحن مسجد مي آمد. سخنران ساكت شده بود. از زنانه هم صداي گريه و فرياد بلند شد. همه تحت تاثير سوز و گداز كساني بودند كه از آبيك محمودآباد و سيدآباد آمده بودند. عكس مهدي را با اشك شستند و بوسيدند. براي حسام هم كه جوان بود و روز شهادتش روزه بود براي او كه به خاطر انقلاب درس و تحصيل در خارج از كشور را رها كرده و آمده بود به ايران اشك ريختند و رفتند.

  • *****
    دموكراسي قدسي




  • موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر چاپ دوم كتاب « دموكراسي قدسي » را كه تاليف علي اكبر رشاد مي باشد در 323 صفحه و سه هزار نسخه منتشر كرده است . برخي از عناوين مطالب كتاب دموكراسي قدسي چنين است : عوامل پيدايي و پايايي سكولاريزم پيوند سكولاريزم با اومانيسم عوامل ظهور سكولاريسم تفاوتهاي ديني و فرهنگي شرق و غرب غناي قدسي اسلام كرامت و حريت انسان اشراق شرقي آسيب شناسي حقيقت و معرفت زيانهاي توسعه كاربرد منطق تجربه عقلانيت مدرن جبر مدرن نقش دين در دنياي نو دموكراسي قدسي عناصر هفتگانه سياست مختصات نظام سياسي برساخته بر دموكراسي قدسي مدارا و خشونت آفت زدگي ادبيات اجتماعي معاصر منزلت و موانع عدالت تقسيمات آزادي سهم و نقش فكر و فرهنگ ديني در توسعه ضرورت آفت زدايي در حوزه ادبيات سياسي اجتماعي معاصر و عناوين فراوان ديگر.

  • *****
    دين پژوهي معاصر




  • موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر كتاب « دين پژوهي معاصر » را كه تاليف علي اكبر رشاد مي باشد در 240 صفحه منتشر كرده است . در بخشي از مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
    در ساحت حكمت و معرفت ديني (در ايران و جهان اسلام ) اكنون سه گفتمان شاخص حيات و حضور دارد : گفتمان متجمد گفتمان متجدد و گفتمان مجدد. هر چند اين گفتمان ها هر يك طيفي از نخبگان فكري و ديني را در خويش جاي مي دهند و هر طيفي نيز از واحدهاي فكري و جرگه هاي ديني ـ گاه متفاوت با هم ـ فراهم آمده است اما مي توان هر يك از طيف ها را تحت جرياني مستقل و متمايز تعريف و طبقه بندي كرد.
    جريان متجمد با خصلت تصلب بر ميراث بازمانده از سلف متحجرانه بر مشي و مرام علمي معرفتي سنتي پاي مي فشرد و ديده از ديدار مناظر و مكاتب نو پديد و فرابومي فروبسته و قرنهاست كه دين پژوهي را به تحشيه نگاري و تعليقه زني بر آثار و آراي كهن فروكاسته و اجتهاد را حتي تقليدي مي خواهد!
    جريان متجدد با انقطاع از تبار علمي خود و بي اعتنايي و قدرناشناسي نسبت به ذخائر و خزاين غني و قويم حكمي و معرفتي خودي دل در گرو فكر و فرهنگ غرب غالب دارد و با گرته برداري از جنبش اصلاح ديني در آن ديار و پديده ي پروتستانتيزم مسيحي آرمان و آرزوي « نوديني » و « پروتستانتيسم اسلامي » ! را در سر مي پرورد.
    جريان متجمد و متجدد ـ به رغم تعارض طيفي و جامعه شناختي في مابين ـ در يك خصلت با هم شباهتي تام دارند و آن اين كه هر دو يك سره و بالمره مقلدند و فاقد جرئت و اراده ي آزادانديشي و نوآوري ; گفتمان متجمد مقلد پيشينيان است و گفتمان متجدد مقلد فرنگيان !
    در ميان مشي افراطي و تفريطي دو گفتمان پيشگفته جريان مجدد با سه خصلت بين علمي از آن دو متمايز مي گردد :
    1 ـ وفاداري ارزش شناسانه و مجتهدانه به مواريث فخيم و قويم خودي .
    2 ـ مواجهه ي فعال نكته سنجانه و اصطيادي با رهاورد معرفتي ديگر ملل .
    3 ـ افراغ وسع براي گشودن راهي بديع در ميان تحجر و تجدد و احراز سهمي سزاوار در بيت المال بشري حكمت و معرفت .
    اين گفتمان سعي مي كند ضمن شكستن جداره هاي سخت و سنتي تحجر و بستن كژ راهه هاي سست سنت تجدد گنجينه هاي حكمي و علمي عميق و انيق اسلامي را مورد بازكاوي بازپيرايي و بازآرايي قرار داده به زبان زمان ارائه كند; اين گفتمان بنا دارد به جاي دل خوش داشتن به تنها انتقاد از ديگران يا انتقاد و دل بستن به ديگران در صفحه ي شطرنج تفكر با رقيبان پنجه انداخته خود نيز طرحي نو دراندازد; راقم سطور بر اين باور است كه راه برون رفت از مرداب سكون و ركون و گرداب هرزه گويي و كفر درايي رايج و دراج تنها و تنها تقويت و تعميق دين پژوهي نوع سوم است ...
    برخي از عناوين مطالب كتاب مذكور چنين مي باشد : كاركردهاي سياسي اجتهاد بايسته هاي كنوني دين پژوهي آسيب شناسي دين پژوهي غرب گرا كارنامه گفتمان مجدد احياي دين و اصلاح دينداري فلسفه دين پيامدهاي فلسفي و كلامي نظريه تكثرگرايي ديني ديباچه اي بر منطق فهم دين رهيافت شناسي فهم دين موانع فهم دين سنجش معرفت ديني و عناوين بسيار ديگر.
    ذيل عنوان آسيب شناسي گفتمان متجدد (دين پژوهي غرب گرا) چنين مي خوانيم :
    .... جبهه ي متجدد ايران معاصر در عرصه ي دين شناسي و دينداري ـ به رغم تكثر و تفاوت ديدگاهها ـ مجموعا نوعي به گرته برداري از پروتستان ليبراليسم فرنگي تمايل دارد البته مانند عرصه ي سياست در اين زمينه نيز اين گفتمان دچار نوعي پريشاني و پراكندگي و احيانا تعارضهايي است اما وجه غالب يا خط غايت اين جريان ـ چنان كه برخي وجوه آن را ابراز داشته اند ـ وصول به نوعي پروتستانتيسم اسلامي است .
    اكنون پس از توصيف مختصر طيف تجدد كه گفتمان دين پژوهي متجدد را نيز دربرمي گيرد به آسيب شناسي روشي و رفتاري اين گفتمان مي پردازم :
    1 ـ يكي از آفاتي كه گريبانگير دين پژوهي از نوع دوم است خلط و اختلاط دانشها و مباحث است : موضوع طبقه بندي علوم مرزگذاري دانشها مساله اي است كه از ديرباز متفكرين و دانشمندان به اهميت آن توجه داشته اند. هر چند در ادوار مختلف به اشكال گوناگوني با اين مساله برخورد شده است و گاه در اين زمينه افراط و تفريط نيز روي داده است اما به هر حال در ضرورت اين سخن كه بايد رشته هاي علمي و تخصصي و دانشهاي مختلف را از هم بازبشناسيم و سعي كنيم مرزهاي مباحث را حفظ كنيم و از خلط اصطلاحات بپرهيزيم ترديدي نيست اين مساله ي بسيار مهم علمي است و مي دانيم كه امروز در قلمرو دين پژوهي دانشهاي مختلفي ظهور كرده است هر چند صاحبنظران اين دانشها به تعاريف مورد اتفاق و اجماعي دست نيافته اند....
    2 ـ دين پژوهي از نوع دوم مبتلا به نوعي « ديگر شيفتگي » و انفعال منفي است (البته انفعال هميشه منفي نيست و گاهي مي تواند مثبت هم باشد) اما انفعال در دين پژوهي معاصر به صورت « ديگرگرايي مولعانه » و « تشبه فكري به بيگانگان » آن هم به نحو افراطي جلوه گر شده است ! مدتي است موج ترجمه اي در ايران آغاز گشته است (تاكيد مي كنم : « موج ترجمه » ...
    3 ـ يكي ديگر از آفات شايع در شيوه ي دين پژوهي از نوع دوم نوعي گرايش به « اصالت التكثر » است : در اين جريان امروز نفس تشعب و تشقق تكثير و تكثر آرا و موضوعيت يافته است ! البته تحت تاثير اين مشي و منش يا به انگيزه اي ديگر برخي از عناصر سنتي نوانديش نما نيز گاه به چنين روشي دست مي زنند! برخي مي پندارند نفس ديگرگونه سخن گفتن نوآوري است و مطلوب ! من غرضم اين نيست كه نظريه پردازي و نوآوري را تخطئه كنم و تكثر نيز اصالتا و به طور مطلق منهي و ممنوع نيست بلكه من مي گويم : « اصالت التكثر » صحيح نيست ; امروز اهتمام و التزام بر شاذگويي و شاذگرايي و مخالف خواني و تفرد در حال سنت شدن است ! گويي ديگرگون گفتن هر چند خارج از منطق فهم دين و بدون توجه به متدلوژي معتبر مطالعه ي دين مد شده است .....
    4 ـ اصولا خلط مجال تحقيق با ميدان تبليغ و عرصه ي نظريه پردازي با صحنه ي سياست بازي خود يكي ديگر از آفات دين پژوهي است اخيرا در سفري در خدمت يكي از دوستان بوديم كه در همين جلسه هم مشرف به حضورشان هستيم ـ به رغم تفاوت گرايش كه ميان بنده و ايشان وجود دارد ـ ديدم ايشان هم از اين جهت گله مي كند من هم خدمتشان عرض كردم من هم همين گله را دارم كه مرزها در هم آميخته است : روشن نيست چه كسي كار محققانه مي كند چه كسي كار مبلغانه كار علمي با روزنامه نگاري و كار تبليغاتي تفاوت مي كند. اما اكنون در كشور ما نوعي الاهيات ژورنالي در شرف پديد آمدن است .
    5 ـ از همين جا مي توانيم به آفت ديگري منتقل بشويم و آن ابزارانگارانه به مطالعات ديني و عقايد ديني نگريستن است . نوعي مواجهه ي پليتكال با دين پژوهي در آميختن انگيزه ها و رويكردهاي سياسي با مباحث علمي و بهره برداري سياسي از آراي كلامي متاسفانه بسيار رايج و دارج گشته است اكنون بسياري از جناحهاي سياسي يا خود مرتكب اين رفتار مي شوند يا از سوي رقيب خود مبتلا به اين مشكل اند. اين رفتار آفت بزرگي است كه مطالعات ديني و آراي ديني به مثابه سپر و سنگر مورد سواستفاده جناحها و شخصيتهاي سياسي قرار گيرد.
    يكي در فعاليت سياسي خود موضعي دارد كه لازم مي بيند كه به يك نوع راي ديني و برداشت ديني توجيه گر پناه ببرد و از جايگاه آن نظر ديني به مخالفت خواني بپردازد عكس آن هم ممكن است اتفاق بيافتد يعني طيف مسلط و حاكم ابزارانگارانه با مطالعه ي ديني و رويكردهاي ديني مواجه مي شود; يعني هم اپوزيسيون سازي ديني و مخالف خواني كلامي با مايه هاي سياسي غلط است هم دولتي انديشي و حكومتي كردن دين زيانبار است اين كه به جاي آن كه سعي كنيم سياستمان را ديني كنيم دينمان را سياسي كنيم خطر بزرگي است كه ممكن است اساس دين و مرام دينداري را در آينده به كلي متزلزل كند.
    6 ـ آفت ديگري كه دامنگير اين جريان دين پژوهي است افراط و تفريط است : گاه به صورت تفريطي و اقلي گرايانه به دين نگاه مي شود دين تا حد اخلاق فرو كاسته مي شود يعني : دين را تنها آموزه هاي اخلاقي دستورهاي ارزشي محض مي انگاريم ! و سپس در اطلاق و ثبات اخلاق هم ترديدهايي درمي افكنيم كه ديگر چيزي از دين برجاي نمي ماند. گاه با حفظ دائره ي عقايد ديني و آموزه هاي اخلاقي دستورهاي تشريعي ديني را به نحوي محدود مي كنيم كه با هر مشي و منش و كنشي مي سازد. قريب به اين كه گويي مي توان كافرانه زيست در عين حال مسلمان هم به شمار آمد...
    خلط و اختلاط دانشها و مباحث انفعال منفي و ديگرگرايي مولعانه تشبه فكري به بيگانگان گرايش به اصالت تكثر مد شدن دگرگونه سخن گفتن خلط تحقيق با تبليغ سياسي نگاه ابزاري به دين پژوهي و.... از آسيبهاي دين پژوهي غرب گرايانه است .

  • *****
    انتظارات بشر از دين




  • كتاب « انتظارات بشر از دين » را عبدالحسين خسروپناه نوشته و موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر آن را در 614 صفحه منتشر كرده است .
    در صفحات آغازين كتاب انتظارات بشر از دين پژوهش مذكور چنين معرفي شده است :
    انتظار بشر از دين يكي از پرسش هاي روزگار ما است كه رويكردها و روش هاي گوناگوني را برانگيخته است . پرسش اصلي در اين تحقيق اين است كه آيا دين فقط عهده دار نيازهاي فردي است يا به نيازهاي اجتماعي نيز پاسخ مي دهد. آيا انتظارات ما از دين در عرصه هاي گوناگون منطقي است يا فقط بايد انتظارات حداقلي از دين داشت يا اين كه هر گونه انتظاراتي از دين نامعقول است
    فرضيه اصلي نوشتار موجود اين است كه دين و متون ديني اسلام نه تنها بر آباد كردن آخرت دلالت دارند كه به تامين پاره اي از نيازهاي دنيايي نيز اقدام مي كنند به عبارت ديگر رسالت پيامبر به تامين آخرت مسلمانان منحصر نبوده نيازمندي هاي انسان در عرصه هاي تعليم و تربيت اقتصاد سياست اخلاق فقه و حقوق انسان شناسي و... را نيز بر طرف مي كند بنابراين فرضيه هاي ديگري كه ادعا دارند دين پاسخگوي تمام نيازهاي خرد و كلان دنيايي و آخرتي است يا دين فقط به مسائل عبادي و تنظيم رابطه انسان با خدا محدود است منتفي مي شود.
    فن تحقيق در اين اثر كتابخانه اي و روش تحقيق درون و برون متون ديني است . پژوهش انتظار بشر از دين در بردارنده چهار بخش كليات ديدگاه هاي متفكران غربي ديدگاه هاي متفكران اسلامي و نظريه برگزيده است . در بخش يكم به مبادي تصوري مساله يعني تبيين انتظار بشر و دين تحليل مساله جايگاه علمي و فوايد و ثمرات و روش شناسي آن پرداخته شده است .
    در بخش دوم ديدگاه هاي متفكران مغرب زمين در قرون وسطا رنسانس و دوران معاصر از جمله گاليله كانت دوركيم ماركس وبر شلايرماخر تيليش استيس هيك فرويد يونگ فروم و نيز مكاتب دئيزم اگزيستانسياليزم پوزيتيويزم و فلسفه تحليل زباني تبيين تحليل و نقد شده است .
    بخش سوم رساله به تبيين و تحليل ديدگاه هاي متفكران اسلامي از جمله فلاسفه متكلمان شيعه و اهل سنت و عارفان اسلامي پرداخته و به نظريات انديشه وراني چون فارابي ابن سينا ابن رشد ابن طفيل سهروردي صدرالمتالهين سبزواري شيخ مفيد سيدمرتضي شيخ طوسي شيخ حمصي ناصرخسرو خواجه طوسي علامه حلي محقق لاهيجي فيض كاشاني مولا نظرعلي طالقاني ميرسيد احمد علوي سيداسماعيل طبرسي غزالي ماوردي فخررازي علي بن محمدبن وليد ابن خلدون محيي الدين بن عربي حمزه فناري عزيزالدين نسفي . عبدالصمد همداني سيدحيدر آملي و ديدگاه هاي مكاتبي چون اخباريان اشاعره معتزله توجه كرده است .
    بخش چهارم رساله كه اهميت ويژه اي دارد به نظريه برگزيده اشاره مي كند و ضمن بررسي ادله درون متون ديني انتظار بشر از دين و تحليل آيات 89 نحل 38 و 59 انعام 3 مائده و آيات مبتني بر مسائل علمي و نيز روايات ناظر به آن ها به ديدگاه برگزيده در باب انتظار بشر از دين در عرصه امور دنيايي علوم تجربي طبيعي علوم انساني مانند اقتصاد تعليم و تربيت جامعه شناسي علوم سياسي و مديريت و نيز ديگر علوم چون اخلاق فقه حقوق فلسفه و عرفان پرداخته است .
    خلاصه ديدگاه برگزيده اين است كه اسلام با سكولاريزم و جدايي دين از عرصه اجتماع مخالف است و همانگونه كه به مسائل فردي و معنوي پرداخته به عرصه هاي اجتماعي چون سياست مديريت اقتصاد و ... هم توجه دارد و با استفاده از منابع خود به حل نيازهاي اجتماعي بشر اقدام مي كند...
    همچنين در بخشي از پيشگفتار كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
    انسان عصر جديد در قسمتي از اين كره خاكي با تحولي كه در انديشه و روش انديشه و عمل پديد آورد تا حدودي در تسخير طبيعت كامياب شد. با اين كاميابي شرايط زندگي انسان ها دگرگون گشت . در اين دگرگوني اعجاب انگيز به دلايلي كه در اين مقال نمي گنجد با كليسا و مسيحيت درگير شد. او كه در تسخير طبيعت كامياب شده بود در مبارزه با حريفي كه خود را نماينده ماوراالطبيعه مي دانست باز هم پيروز شد و توانست كليسا و ديانت را به حاشيه رانده و به تعبير نهايي « انسان را در جاي خدا بنشاند » ! همين دگرگوني دنياي بزرگ گذشته را به تدريج كوچك كرده و سرانجام اين كره خاكي را كه زماني « جهان پهناور » نام داشت « دهكده كوچك » خواند. در اين ارتباط تنگاتنگ ضعف همه جانبه كشورهاي اسلامي از نظر دانش و فن و مديريت از طرفي و سياست شيطاني قدرت هاي غرب از طرف ديگر شرايطي ايجاد كردند كه ما مسلمانان بي آن كه از دانش و فن و ديگر دست آوردهاي انسان جديد سهمي داشته باشيم چشم بسته به راه آنان رفته با دين و مذهب درگير شويم ! بدون كوچك ترين توجهي به اين تفاوت بنيادي كه :
    « نه ما انسان متجدد غرب شده ايم و نه اسلام به هيچ وجه با مسيحيت در يك رديف است »
    چنان كه ضعف دنيوي ما با قوت دنياي غرب قابل مقايسه نيست قوت معنوي اسلام هم هرگز با مسيحيت و كليساي سراپا ضعف و تحريف و انحراف در يك رديف نمي باشد.
    اما دريغا كه عده اي خودباخته بي آن كه دنياي ما را تغيير دهند تلاش كردند كه دين و آخرت ما را هم از ما بگيرند كه سرانجام نه دنيا داشته باشيم و نه دين ! حال با توجه به چنين شرايطي بحث از « انتظارات بشر از دين » براي ما يك بحث جدي است . تا در اين بحث از طرفي نياز خود و هر انساني را به دين تبيين كرده از طرف ديگر برتري اسلام را در پاسخگويي به اين نيازها نشان دهيم ...
    دين و متون ديني اسلام نه تنها بر آبادكردن آخرت دلالت دارد بلكه به تامين نيازهاي دنيايي نيز اقدام مي كنند. به عبارت ديگر رسالت پيامبر به تامين آخرت مسلمانان منحصر نيست و نيازمندي هاي انسان در عرصه ي تعليم و تربيت اقتصاد سياست اخلاق فقه و حقوق انسان شناسي و... را نيز برطرف مي كند.